بر اساس گزارش خبرگزاری صحت خبر، روزنامه خراسان به نقل از منابع خود نوشت:
خبرگزاری رویترز با ارجاع به یک مقام ایران اعلام کرده است که تهران خواهان «دریافت تضمینهایی» است تا اطمینان حاصل شود که ترامپ دوباره از توافق محتمل خارج نخواهد شد.
در اینجا این سؤال پیش میآید که این اظهارات تا چه اندازه معتبر هستند و در صورت صحت، آیا صرفاً ابزاری برای چانهزنی در مذاکرات به شمار میآیند یا واقعاً به عنوان یک هدف جدی پیگیری میشوند؟
اگر فرض کنیم چنین هدفی به واقعیت پیوندد، باید گفت که تحقق آن اساساً دشوار است؛ به ویژه زمانی که طرف مقابل این توافق، ترامپ باشد! اگر منظور از تضمینها، تضمینهای قانونی باشد، بهتر است خاطرنشان کنیم که ترامپ اساساً به چنین موضوعاتی اعتنایی ندارد؛ نمونهای از این وضعیت را میتوان در برجام مشاهده کرد که به عنوان چتری بزرگ از تضمینهای بینالمللی تحت حمایت قطعنامه شورای امنیت شکل گرفت اما ترامپ هیچ توجهی به آن نکرد و به راحتی از برجام خارج شد؛ اکنون دیگر تضمینها چه ثمری خواهند داشت؟ تضمینهای سیاسی نیز چیزی بیش از وعدههای توخالی نخواهند بود.
به واقع، مهمترین فاکتور برای پایبندی طرفین به یک توافق، تداوم منافع مشترک آنها است. در این وضعیت، اکنون منافع شخصی و روانشناختی ترامپ در ثبت یک توافق به نام خود مطرح است، به ویژه در شرایط رکود موجود در پروندههای پیچیدهای همچون جنگ غزه، مسائل گروگانگیری، اوکراین و جنگهای تجاری. تصور کنیم که این توافق به ثمر بنشیند؛ اما اگر رفع تحریمها به نفع ترامپ اقتصادی نباشد و او در آینده متوجه شود که تنها چین و اروپا از این توافق بهرهبرداری میکنند، ممکن است تصمیم بگیرد که بدون خروج از توافق به تحرکات خود ادامه دهد و در روند رفع تحریمها سنگاندازی کند یا تحریمهای لغو شده را به شکلی دیگر به طرفهای معامله اعمال کند.
نمونهای از چنین رفتاری را میتوان پس از توافق آتشبس در ماه ژانویه گذشته در جنگ غزه مشاهده کرد. این توافق به موجب فشار ترامپ بر نتانیاهو به امضاء رسید؛ اما زمانی که ترامپ متوجه شد که آزادسازی گروگانها به شکل تدریجی انجام میگیرد، با خشم ضربالاجلی برای آزادی فوری آنها تعیین کرد که حماس آن را نپذیرفت. در نهایت این امر موجب شد که نتانیاهو این احساس را پیدا کند که میتواند توافق را نقض کند و به حملات خود به غزه ادامه دهد.
در حال حاضر، شاید منافع شخصی ترامپ بخشی از محرک ایجاد یک توافق باشد، اما این خود به تنهایی نمیتواند تضمینی برای پایداری توافق باشد. منافع اقتصادی حاصل از این توافق میتواند به عنوان مکملی برای استحکام آن عمل کند. در اینجا این پرسش مطرح میشود که تهران تا چه حد آماده است که روابط تجاری با آمریکا را آغاز کند؟ این در شرایطی است که واشنگتن میتواند با تکیه بر منافع اقتصادی توافق احتمالی، تضمین کند که بقاء این توافق ادامه یابد و اینکه تهران چه برنامهای برای تحقق این هدف دارد. و اگر دولت برنامهای دارد، این برنامه تا چه اندازه قابلیت تحقق دارد؟
۲۷۳۰۲