دیروز در مذاکرات، قرار بود وضعیت و موضوعاتی مورد بحث واقع شود که بتوان به وضوح آینده گفتوگوها را تعیین کرد. این تعیین وضعیت، نیازمند مشخص شدن زوایای مختلف و الگوهای رفتاری بوده که باید به دقت بررسی گردد. با این حال، هنوز هم دادههای کافی و روشنی در دسترس نیست و مطالبههای کلی، چه بسا نمیتواند جلب توجه جامعه ایرانی به طور موثر کند. آن چه ایرانیها به دنبالش هستند، دانستن مشخصات دقیق موضوعاتی است که مورد بحث قرار گرفته و اینکه این مسائل تا چه حد با استراتژیها و سیاستهای جمهوری اسلامی و دیدگاههای ایالات متحده همسو یا مغایر هستند. نکته دیگری که حائز اهمیت است، انتقال گفتوگوها به مرحله آتی و آغاز دور جدید مذاکرات کارشناسی است که نشاندهنده پیشرفت و عدم توقف در فرایند میباشد.
پیشرفت به این معناست که دو تیم مذاکرهکننده به توافق رسیدهاند که ادامه مسیر را بدون ایجاد وقفه دنبال کنند. موضوع دیگر، برگزاری دیدارهای تیم کارشناسی در روز چهارشنبه است، که سوالات متعددی را در پی دارد. اینکه این کارشناسان چه کسانی هستند و به چه مباحثی میپردازند، همچنان در هالهای از ابهام است، زیرا ممکن است این افراد به حوزه انرژی اتمی مرتبط باشند. به طور طبیعی، با ذکر متخصصان، توجهها به این بخش جلب میشود، اما یک جنبه دیگر نیز شامل گروههای کنترل تسلیحات است که در سازمانهای بینالمللی و وزارت امور خارجه کشورها فعالیت دارند.
نکتهای که نباید فراموش کرد این است که طرفین قرار است درباره چه موضوعاتی گفتگو کنند؟ آیا بحثها حول مسائل مربوط به سانتریفیوژها، ذخایر اورانیوم، یا حفظ این قابلیتها میچرخد؟ این مسائل همچنان مبهم باقی ماندهاند. با این حال، که حداقلهایی از واقعیتها وجود دارد و میتوان اندکی درباره مواضع ایران و ایالات متحده نتیجهگیری کرد. به نظر نمیرسد که ایران به راحتی بخواهد به حل و فصل مسئله برچیدن قابلیتهای هستهای خود رضایت دهد، در حالی که آمریکا نیز از شدت اصرار خود بر روی این موضوع به وضوح کاسته است.
گزارشاتی از خبرگزاریهای بینالمللی حاکی از این است که نوعی توافق غیررسمی وجود دارد که بر اساس آن ایران بتواند سوخت هستهای مورد نیاز خود را تأمین نماید. این سوخت هستهای هم به صورت سه و شش ده درصد و هم بیست درصد باید تأمین شود که برای هر کدام نیاز به ذخایر مشخصی وجود دارد.
این مسئله نشاندهنده نزدیکی فضای مذاکرات فعلی به گفتگوهای برجام است و به احتمال زیاد این نشانهها مقداری از رفتارهای تند و رادیکال تیم ترامپ، که شامل سیاست خارجه و نظامی ایالات متحده میشود، فاصله گرفته است. شاید این نوع مواضع عملی و سیاستهای واقعگرایانه عموماً به شکل منطقیتر، اگر چه در زبان و اظهارات اولیه ممکن است به شدت تند باشند، در حال پیگیری باشند. آن موجهای هیجانی که در فضاهای عمومی دیده میشود، به هیچ وجه نمیتواند بیانگر همه حقیقت باشد.
کارشناس ارشد روابط بین الملل
212