این دیدار نمایانگر ادامۀ روند بهبود روابط ایران و عربستان پس از توافق پکن میباشد، همچنین نشاندهندۀ تلاشی است که بازیگران بومی در راستای بازتعریف نظم سیاسی و امنیتی خود در شرایط ناشی از کاهش تدریجی حضور ایالات متحده دارند.
۱. نزدیک شدن به تحولاتی بنیادین در منطقه
در سالهای اخیر، غرب آسیا شاهد تغییرات قابل توجهی در سیستم اتحادها و جداییهای سیاسی بوده است. از جمله این تحولات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
عادیسازی مناسبات برخی کشورهای عربی با اسرائیل (توافق ابراهیم)؛
تحولات سریع در پروندههای یمن و افغانستان؛
کاهش نفوذ سنتی ایالات متحده در تحولات منطقهای؛
ظهور چین و تا حدی روسیه به عنوان میانجیهای جدید در بحرانهای غرب آسیا.
در این چارچوب، نزدیکی ایران و عربستان را میتوان به عنوان اقدامی پیشگیرانه جهت هماهنگی با نظام جهانی جدید بررسی کرد. عربستان دیگر تمایلی به شناخته شدن به عنوان یک متحد صرف نظامی واشنگتن ندارد و جمهوری اسلامی ایران نیز به دنبال غلبه بر دکترین «فشار حداکثری» و خروج از انزوای ژئوپلیتیکی است.
۲. پیامهای تبیینی این دیدار: احیای بلوکهای قدرت منطقهای
این ملاقات حامل چندین پیام اساسی برای منطقه و قدرتهای فرامنطقهای بود:
الف) امنیت منطقهای باید از درون آن تأمین شود
جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با سابقهای طولانی از رقابتهای ایدئولوژیک، به این نقطه رسیدند که ادامه تنشها نه تنها هزینهبر است، بلکه نفوذ خارجی را تسهیل میکند.
ب) پایان سلطه تکقطبی آمریکا در منطقه
با معرفی چین به عنوان میانجی برای بهبود روابط دو کشور و سفر وزیر دفاع سعودی به تهران بدون هماهنگی با واشنگتن، پیامی واضح ارسال میشود که «نظم آمریکامحور» در حال افول است.
ج) شکلگیری بلوکهای چندقطبی آسیایی-اسلامی
اگر روند همکاریهای تهران و ریاض ادامه یابد، ممکن است شاهد تشکیل یک بلوک اسلامی-آسیایی شامل ایران، عربستان، عراق، پاکستان، قطر و حتی ترکیه باشیم که میتواند در قالبهای جدیدی مانند «سازمان همکاری اسلامی» یا ابتکاراتی همچون «برجام منطقهای» تعریف شود.
۳. نقش ایالات متحده: از بازیگر اصلی به ناظر نگران
ایالات متحده، که همواره بر راهبرد عربی-عبری-غربی برای مهار ایران تأکید کرده، اکنون با چند واقعیت مواجه است:
تغییر رویکرد استراتژیک به چین و شرق آسیا؛
کاهش وابستگی نفتی به منطقه غرب آسیا؛
خستگی عمومی از جنگهای پرهزینه نظامی؛
این واقعیتها باعث شده که واشنگتن نقش کنشگرانه پیشین خود را از دست بدهد و به جای آن به نظارهگری تعاملات منطقهای تبدیل شود. از منظر آمریکاییها، نزدیکی ایران و عربستان ممکن است تهدیدی برای موازنههای سنتی قدرت در منطقه باشد، بخصوص اگر به افزایش نفوذ چین و روسیه منجر شود.
باتوجه به این شرایط، ایالات متحده ممکن است با استفاده از ابزارهایی مانند:
فشار به متحدان عربی،
تحریک پروندههای منطقهای (مانند لبنان و سوریه)،
ایران به لحاظ تقویت روابط با اسرائیل و گروههای کردی در سوریه، تلاشهایی در راستای حفظ تأثیر خود انجام داده است؛ با این حال، این استراتژیها دیگر به اندازه گذشته مؤثر نیستند، زیرا تغییرات زیادی در بازیگران منطقهای و همچنین در عقاید عمومی به وجود آمده است.
۴. نقش ژئوپلیتیکی ایران و عربستان در معادله جدید
ایران: پل ارتباطی شرق و غرب
موقعیت ایران به دلیل قرار داشتن در راستای کریدور شمال-جنوب و جاده ابریشم چین، و همچنین هممرز بودن با آسیای مرکزی و قفقاز، بسیار استراتژیک است. نزدیکی به عربستان میتواند به کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران کمک کرده و موقعیت آن را در نظام جدید آسیا تقویت نماید.
عربستان: نقطه کلیدی انرژی و دروازه ارتباطات عربی-غربی
عربستان سعودی با کنترل بر بخش عمده تولید انرژی جهانی و همسایگی با تنگه بابالمندب و دریای سرخ، دارای نقشی کلیدی در جغرافیای سیاسی است. نزدیکی با ایران میتواند به کاهش تهدیدات امنیتی و تقویت نقش جهانی این کشور به عنوان یک بازیگر مستقل و متعادل کمک کند.
۵. جغرافیای سیاسی: زمینهساز یا مانع؟
در فضای پیچیده ژئوکالچری (جغرافیای فرهنگی) غرب آسیا، جغرافیا گاهی اوقات میتواند به عنوان یک منبع همکاری یا منبعی برای نزاع عمل کند. اما در این ملاقات، جغرافیا کارکردی متفاوت دارد:
تنگه هرمز و دریای سرخ: امکان همکاریهای نظامی و امنیتی برای حفاظت از کشتیرانی و مقابله با تهدیدات مشترک (مانند دزدی دریایی و تروریسم دریایی).
یمن: مرز مشترکی که میتواند به طور بحرانخیز، اما تحت مدیریت، با توافق امنیتی اداره شود.
عراق و سوریه: عرصههایی که میتوانند محل آزمون همکاری یا رقابتهای محدود باشند.
در حقیقت، در این برهه تاریخی، جغرافیا میتواند به جای ایجاد تنش، به بستر همکاری تبدیل شود، مشروط بر اینکه اراده سیاسی واقعی وجود داشته باشد.
جمعبندی: آغاز دوران جدیدی در سیاست منطقهای
دیدار اخیر وزیر دفاع عربستان با مقامات ایرانی میتواند به عنوان نقطه آغاز نظم جدید در غرب آسیا تلقی شود. نظمی که به جای تقسیم بندیهای سخت، بر تعامل و منافع مشترک تأکید دارد. اگرچه هنوز چالشهای زیادی از قبیل بدبینیهای تاریخی، رقابتهای نیابتی، و نفوذ بازیگران خارجی پیش روست، اما تمایل دو کشور به melakukan گفتگو، نشانهای از تحولی بنیادین در رویکردهای ژئوپلیتیکی و سیاسی منطقه محسوب میشود.
اگر این روند ادامه یابد، شاید در آیندهای نزدیک، غرب آسیا را به عنوان فضایی برای همکاریهای اقتصادی، امنیتی، و فرهنگی میان ایران، عربستان و دیگر کشورهای اسلامی شاهد باشیم.
* کارشناس ارشد در حیطه روابط بین الملل v.ozeiri@gmail.com