طبق گزارش صحت خبر به نقل از ایسنا، «توماس ناگی» پژوهشگر ارشد در اندیشکده دفاع هستهای، فضایی و موشکی «GLOBSEC» در گفتوگو با خبرگزاری آناتولی اظهار کرد: «تحولات اخیر در اروپا در زمینه قابلیتهای هستهای به دلیل تغییرات عمدهای است که در پویایی استراتژیک جهانی رخ داده است و از جمله مهمترین آنها میتوان به تمرکز دولت جدید ایالات متحده بر منطقه آسیا-اقیانوسیه و فشار آن برای توزیع مجدد مسئولیتها در درون ناتو اشاره کرد.»
وی افزود: «تحلیل صحبتهای پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده که در نشست وزرای دفاع ناتو در ماه فوریه مطرح شد، نشان میدهد که ایالات متحده ممکن است با چالشهای راهبردی دشواری مواجه شود، از جمله کاهش سطح نیروی خود در اروپا.»
ناگی که پیشتر به عنوان دیپلمات در گروه برنامهریزی هستهای ناتو فعالیت میکرد، ادامه داد: «سخنرانی جی.دی ونس، معاون دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق در کنفرانس امنیتی مونیخ، تنشهای شدید سیاسی میان دولت ترامپ و آنچه که به نظر من جریان اصلی اروپا است را بیشتر نمایان کرد. این موضوع به ایجاد حس عدم اطمینان در اروپا منجر شده و شاهد هستیم که این قاره در حال بازنگری در رویکرد دفاعی خود است.»
وی همچنین به این مسئله اشاره کرد که چگونه جنگ در اوکراین آسیبپذیری اروپا در زمینه بازدارندگی هستهای را به وضوح نشان داده است و گفت: «تردید اولیه کشورهای اروپایی در تأمین سیستمهای نظامی پیشرفته مانند موشکهای کروز و هواپیما برای کییف، به دلیل نگرانی از تحریک تنشهای هستهای با روسیه، شکافی جدی در تواناییهای استراتژیک آنها نمایان کرده است.»
این کارشناس تاکید کرد: «حضور تسلیحات هستهای نمیتواند به تنهایی ثبات را تضمین کند یا مسائل امنیتی را حل نماید، اما به نظر میرسد ابزاری موثر برای مدیریت تنش باشد و اروپا از این موضوع نگران است که بدون یک سیاست بازدارنده هستهای قوی و معتبر بماند.»
در این میان، طرح اخیر امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه در خصوص گسترش سپر هستهای کشورش در سرتاسر اروپا ممکن است در نگاه اول جذاب به نظر برسد، اما ناگی هشدار داد که این موضوع با چالشهای عملی و سیاسی بسیاری مواجه خواهد بود.
ناگی در ادامه گفتوگوی خود با خبرگزاری آناتولی بیان کرد، عملیاتی کردن چنین طرح بلندپروازانهای به ثبات سیاسی پایدار و توافقات گسترده در داخل فرانسه و کشورهای اروپایی و همچنین نیازمند سرمایهگذاری مالی قابل توجهی است.
وی خاطرنشان کرد: «زرادخانه هستهای فرانسه برای تأمین منافع امنیت ملی این کشور در طول جنگ سرد و بعد از آن ایجاد شده است، نه برای بازدارندگی دیگر کشورها. همچنین استقرار کلاهکهای هستهای فرانسه در کشورهای اروپایی به توافقهای حقوقی پیچیده و زیرساختهای فنی و لجستیک متعددی نیاز دارد. فرانسه به توافقهای دوجانبه با کشورهای میزبان و مکانیسمهای مشورتی برای کشورهای شرکتکننده احتیاج دارد. احتمالاً پاریس نیز مانند ایالات متحده، کنترل کامل بر کلاهکهای خود را حفظ خواهد کرد.»
ناگی ادامه داد: «پاریس به لحاظ استراتژیک خود را به عنوان صدای مؤثر در شکلدهی به معماری امنیتی آینده اروپا میداند و در تلاش است از موقعیت ویژه خود به عنوان یک قدرت هستهای بهرهبرداری کند.»
این کارشناس همچنین اشاره کرد که حتی میزبانی از تسلیحات هستهای نیز نیازمند اتحاد و هماهنگی درونی است، چرا که تغییرات سیاسی میتواند به تعهدات بلندمدت امنیتی آسیب برساند و اعتبار آنها را تضعیف کند.
وی ادامه داد: «لهستان در انتظار چتر هستهای اروپا نیست. این کشور به دنبال ایفای نقشی قویتر در ساختار ناتو است و تمایل خود را به میزبانی از قابلیتهای هستهای نشان داده است، هرچند پیشرفت در این زمینه به سیاستهای دولت ایالات متحده بستگی دارد. دولت ترامپ که عمدتاً بر چالشهای آسیا-اقیانوسیه تمرکز کرده بود، ممکن است نگرانیهای هستهای لهستان را به عنوان یک پیچیدگی و نه یک مزیت تلقی کند. در عوض، ایالات متحده احتمالاً ترجیح میدهد لهستان و سایر کشورهای علاقهمند اروپایی را بیشتر در فرایندهای برنامهریزی هستهای ناتو دخیل کند، بدون اینکه اقدام به استقرار کلاهک واقعی در این کشورها کند.
محقق ارشد اندیشکده دفاع هستهای، فضایی و موشکی «GLOBSEC» پیشنهاد کرد که آلمان به عنوان یکی دیگر از اعضای کلیدی ناتو نیز میتواند تحت شرایط سیاسی خاص به عنوان یک گزینه اصلی مطرح شود.
وی خاطرنشان کرد: «با وجود صدراعظم محافظهکار جدیدی مانند فردریش مرتس، آلمان ممکن است موضع بلندپروازانهتری را اتخاذ کند. این کشور منابع مالی و نیروهای متعارف لازم برای یکپارچهسازی تسلیحات هستهای را دارد. با این حال، عدم اطمینان در خصوص دولتهای آینده همچنان یکی از چالشها خواهد بود.
یک مانع اساسی به شمار میآید.»
ناگی به این موضوع اشاره کرد که بلژیک و ایتالیا، که در حال حاضر طبق توافقهای ناتو میزبان تسلیحات هستهای ایالات متحده هستند، ممکن است در آینده به فکر شرکت در یک توافق هستهای تحت رهبری فرانسه بیفتند.
این کارشناس در ادامه توضیح داد که با توجه به این خطر که ناامنی در اروپا بعضی از کشورها را به سمت ایجاد برنامههای هستهای مستقل سوق میدهد، لازم به ذکر است که این سناریوها نباید به طور کامل نادیده گرفته شوند، به خصوص اگر وضعیت چارچوب هستهای جهانی، که از طریق معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) تنظیم شده است، وخیمتر شود.
وی همچنین در مصاحبهاش با آناتولی بیان کرد: «اگر انگلیس و فرانسه تمایل یا قابلیت اشتراکگذاری زرادخانههای هستهای خود را نداشته باشند، یا اگر پیشنهادات آنها فاقد اعتبار کافی باشد، این امکان وجود دارد که برخی کشورهای اروپایی با وجود چالشها، هزینهها و زمان لازم، به فکر توسعه برنامههای هستهای خود بیفتند.»
با این وجود، این کارشناس هستهای هشدار داد که گسترش تسلیحات هستهای در قاره اروپا میتواند توازن جهانی معادلات هستهای را به تباهی کشاند و عواقب وسیع بینالمللی را به همراه داشته باشد و در نهایت سایر کشورها در نقاط مختلف جهان را نیز به سمت دستیابی به سلاحهای هستهای سوق دهد.
او ادامه داد: «اگر ایالات متحده، انگلیس و فرانسه نتوانند از دسترسی متحدان اروپایی به سلاح هستهای جلوگیری کنند، چرا روسیه یا چین باید از به اشتراکگذاری فناوری هستهای خود با متحدانشان خودداری کنند؟»
توماس ناگی در ادامه به این نکته تأکید کرد: «با وجود تمامی عدم قطعیتها، در حال حاضر احتمال گسترش تسلیحات هستهای در اروپا بسیار کم است، چرا که قدرتهای هستهای بزرگ به ویژه ایالات متحده، روسیه و چین احتمالاً از وقوع چنین تحولات بیثبات کنندهای جلوگیری خواهند کرد. امنیت جمعی اروپا ممکن است با خروج ایالات متحده تضعیف شود، زیرا کشورهای اروپایی قادر نیستند به طور سریع جای خالی ایالات متحده را پر کنند. با این حال، پیشبینی نمیشود که کشورهای اروپایی در آینده نزدیک به سمت پیادهسازی برنامههای هستهای کامل بروند.»
311311