مدرسه مکانی است که کودک برای نخستین بار وارد یک اجتماع رسمی می‌شود؛ فضایی که باید بستری برای آرامش، امنیت و شکوفایی استعدادها باشد. واژه مدرسه برای بسیاری از ما تداعی‌کننده یادها و خاطرات شیرین است؛ اما برای بسیاری از کودکان در ایران، این کلمه از معنای آرامش فاصله گرفته و با ترس، اضطراب و درد گره خورده است. در حالی که باید نخستین تجربه اجتماعی آن‌ها در مدرسه مبدا یادگیری، تعامل و شکوفایی باشد، اما برای برخی از این کودکان این تجربه با رفتارهای خشونت‌آمیز مانند سیلی زدن، پرتاب خط‌کش و توهین‌های تحقیرآمیز مواجه می‌شود؛ این خاطرات نه تنها در ذهن آنان باقی می‌ماند بلکه ممکن است مسیر زندگی آن‌ها را به کلی تغییر دهد.

تنبیه بدنی در مدارس تبدیل به یک مسئله نظام‌مند شده است. این پدیده بخشی از یک فرایند عمیق‌تر و بازتاب‌دهنده نقایص جدی در نظام آموزشی، روانی و حقوقی کشور است. در دنیایی که مفاهیم «آموزش بدون خشونت» و «مدرسه ایمنی» به سیاست‌های رسمی تبدیل شده، هنوز می‌توان کودکان را در کشورمان مشاهده کرد که به دلیل نمره پایین، عدم پرسش یا حتی بازیگوشی‌های کودکانه مجازات‌هایی را متحمل می‌شوند که نه تنها قانون آن را ناپسند می‌شمارد بلکه از دید عقل و اخلاق نیز غیرقابل تحمل است.

این نوشته تلاشی است تا وضعیت تنبیه بدنی در مدارس ایران را با نگرشی سه‌گانه شامل حقوقی، روان‌شناختی و اجتماعی بررسی کند. باید صدای خاموش کودکان در کلاس‌های درس شنیده شود و نظام آموزشی و حقوقی ما باید با تغییرات اساسی، مدرسه را به مکانی امن تبدیل کند و نه به صحنه‌ای برای بازتولید خشونت. در دی‌ماه ۱۴۰۲، حادثه‌ای که در آن یک دانش‌آموز ۹ ساله در یکی از مدارس ابتدایی شهریار به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و منجر به آسیب‌دیدگی شدید گوشش شد، توجه عمومی را جلب کرد و خشم جامعه را برانگیخت. همچنین پیش‌تر نیز ماجرای کشیده شدن دانش‌آموزی از موی سر در یکی از مدارس غیرانتفاعی تهران نشان داد که نظارت و کنترل بر رفتار معلمان به‌طور جدی ناکارآمد است. و به تازگی نیز، انتشار ویدیوهای مختلف از تنبیه کودکان در کلاس‌های درس توسط معلمان در سنندج و کرمانشاه نشان‌دهنده عدم صدور حکم قاطع کیفری در این موارد است؛ این خود نشان‌دهنده زنگ خطری بزرگ است.

۱آمارهایی که نباید معمولی شوند

بنابر گزارش‌های سازمان‌های غیردولتی که به حمایت از کودکان می‌پردازند و داده‌های منتشر شده توسط شبکه یاری کودکان ایران، در سال ۱۴۰۲، بیش از ۵۰۰ مورد از خشونت‌های بدنی درون مدرسه علیه دانش‌آموزان در کشور ثبت شده است که حدود ۳۵ درصد آن‌ها شامل موارد روشن خشونت بوده‌اند. در استان‌هایی همچون سیستان و بلوچستان، کردستان، خوزستان و کرمان، با توجه به کمبود نظارت مؤثر، این آمار احتمالاً بسیار بیشتر از ارقام رسمی می‌باشد. در سطح بین‌المللی، گزارش سالانه یونیسف (۲۰۲۳) نیز نشان می‌دهد که هنوز بیش از ۶۵ کشور جهان هیچ‌گونه ممنوعیت قانونی برای تنبیه بدنی در مدارس ندارند. ایران علی‌رغم تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۹، هنوز هم از لحاظ قانونی فاقد ممنوعیت صریح و قاطعی در خصوص تنبیه بدنی در نظام آموزشی خود می‌باشد.

۲ آسیب‌های روان‌شناختی: کودکانی با ذهن زخمی

از منظر روان‌شناختی، کودکانی که در مدارس با تنبیه بدنی مواجه می‌شوند، بیشتر مستعد ابتلا به مشکلات و اختلالات روانی گوناگونی هستند. تحقیقات معتبر (از جمله تحقیق دانشگاه هاروارد، ۲۰۲۱) نشان می‌دهد که این کودکان معمولاً در معرض موارد زیر قرار می‌گیرند:

1.    بروز افسردگی و اضطراب دائمی؛

2.    احساس عدم ارزشمندی و کاهش اعتماد به نفس؛

3.    اختلالات خواب و تجربه مکرر کابوس‌های شبانه؛

4.    کاهش شدید نتایج تحصیلی و ترک تحصیل؛

5.    گرایش به پرخاشگری یا انزوای عمیق. از دیدگاه رشد شخصیت، کودکان مواجه با خشونت، معمولاً آن را به‌عنوان یک الگوی رفتاری در خود نهادینه می‌کنند. بدین ترتیب، نسل بعدی نیز به تکرار این خشونت خواهد پرداخت.

۳ پیامدهای اجتماعی: مدرسه هم به‌عنوان نهاد بازتولید خشونت

خشونت در محیط آموزش، فقط موضوعی فردی نیست، بلکه به نوعی مسأله‌ای اجتماعی به‌شمار می‌آید. زمانی که سیستم آموزشی به‌جای ترویج شکیبایی، گفتگو و احترام، به آموزش خشونت می‌پردازد، جامعه‌ای آینده‌ای پر از کشمکش، نافرمانی و بی‌اعتمادی را به‌همراه خواهد داشت. خشونت سیستمی در مدارس باعث می‌شود که سرمایه اجتماعی کاهش یابد، فرهنگ سکوت در برابر ظلم گسترش یابد و کودکان نسبت به نهادهای رسمی بی‌اعتماد شوند. فردی که در مدرسه مورد تحقیر قرار گرفته، به‌سختی به اصولی چون قانون، عدالت و گفتگو یقین خواهد داشت.

۴ بررسی حقوقی: قوانین ناکافی، نظارت‌های غیاب

از جنبه حقوقی، ماده ۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان (۱۳۹۹) به‌روشنی اشاره می‌کند که هر نوع آزار جسمی، روانی یا سوءرفتار علیه کودک، جنایت محسوب می‌شود. همچنین اصل ۳۰ قانون اساسی، حق آموزش رایگان و بدون تبعیض و خشونت را تضمین می‌کند. با این حال، نبود دستورالعمل‌های اجرایی، عدم وجود سیستم گزارشی مؤثر و ترس والدین از برچسب‌گذاری کودک به‌عنوان «مشکل‌ساز»، به‌واقع مانع از تحقق این حقوق گردیده است. در بسیاری از پرونده‌های ارائه‌شده، یا مدارس به‌دلیل فشارهای داخلی موضوع را مخفی می‌کنند، یا والدین تحت نظارت مدیر از پیگیری قانونی دست برمی‌دارند. این نبود اجرای عدالت، به‌عنوان عامل کلیدی تکرار خشونت عمل می‌کند.

۵ راهکارها: از اصلاح قانون تا توانمندسازی معلمان

1.    قاعده‌گذاری قانونی و قاطع برای ممنوعیت تنبیه بدنی در مدارس با تضمین پیگیری‌های کیفری؛

2.    آموزش حقوق کودک، روان‌شناسی رشد و شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز به معلمان؛

3.    ایجاد یک سیستم گزارش‌گیری امن و محرمانه برای دانش‌آموزان؛

4.    نظارت و بازرسی سازمان‌های مردم‌نهاد بر فعالیت‌های مدارس؛

5.    افزایش نقش مشاوران تربیتی در مدارس و تبدیل آن‌ها به مکان‌های امن و حمایتی برای دانش‌آموزان.

تنبیه بدنی، همان‌طور که در این متن بررسی شد، نه تنها ابزاری کارآمد برای تربیت نیست بلکه هرگز نمی‌تواند راه‌حلی منطقی برای کنترل رفتار کودک به‌شمار آید. در واقع، در بلندمدت، جز آسیب‌های روانی، بی‌اعتمادی به دستگاه آموزش، افت تحصیلی و در نهایت بازتولید خشونت میان‌نسلی نتیجه دیگری نخواهد داشت. از منظر حقوقی نیز، اعمال هرگونه خشونت در مدرسه علیه کودک، نه تنها برخلاف اصول انسانی و اخلاقی است بلکه نقض قوانین ملی مانند «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» و اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق کودک در اسناد بین‌المللی همچون کنوانسیون حقوق کودک به‌شمار می‌آید.

ادامه روند تنبیه بدنی در مدارس، نشان‌دهنده نقصان‌های جدی در سیستم آموزشی، عدم توجه به سلامت روان معلمان، نبود آموزش‌های تخصصی در زمینه شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز، و ناتوانی در ایجاد پروتکل‌های مؤثر نظارتی است. با این حال، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات، سکوت والدین، دانش‌آموزان و حتی نهادهای نظارتی در برابر این خشونت است که موجب تداوم چرخه‌ای خطرناک گردیده و قربانیان آن نسل‌های آتی خواهند بود. اکنون زمان آن فرارسیده که به‌جای ساده‌انگاری یا توجیه خشونت با عناوین تربیتی، باید با رویکردی علمی، حقوقی و اخلاقی به این قضیه پرداخته شود. معلمان باید از لحاظ مهارتی توانمند شوند، قوانین باید به‌طور جدی مورد بازنگری قرار گیرند و مدارس باید به‌عنوان مکان‌های محترم، امن و محترم به کرامت انسانی کودک تبدیل گردند. تنها در چنین فضایی است که می‌توان امیدوار بود که هیچ‌یک از کودکان ایرانی با ترس از تنبیه به مدرسه نروند.

اشتراک‌گذاری »