“`html
به نقل از خبرگزاری صحت خبر، منوچهر ید طولایی به عنوان تهیهکننده فیلم «سرزمین فرشتهها» با کارگردانی بابک خواجه پاشا در جشنواره امسال به درخشش چشمگیری دست یافت. این فیلم با کسب ۵ سیمرغ و یک دیپلم افتخار در چهلوچهارمین جشنواره، شامل این جوایز بود: منوچهر محمدی (سیمرغ بلورین بهترین فیلم)، بابک خواجهپاشا (سیمرغ اول و جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین کارگردانی)، سلاف فواخرجی (سیمرغ بلورین و جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین نقش اصلی زن)، محمدحسن ایزدی (سیمرغ بلورین بهترین جلوههای ویژه بصری)، پیام حسینسوری (سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه) و بازیگران خردسال؛ اهورا لطفی، محمد اسد، زهرا فاضل، علیرضا علاو، فاطمه معصومه زریق، فاطمه مریش و علی ذیب (دیپلم افتخار).
منوچهر محمدی، که به عنوان تهیهکنندهای تاثیرگذار در سینمای ایران شناخته میشود، در گفتوگویی با صحت خبر به بیان نظرات خود در خصوص «سرزمین فرشتهها» پرداخت. او به موضوع درد و رنج کودکان در سایه بمبارانهای اسرائیل اشاره کرد و تاکید کرد که این روایت نباید به شکل تبلیغاتی و بدون عمق، بلکه با زبانی لطیف و شاعرانه ارائه شود. در ادامه، این مقاله به بخش دوم گفتوگو با او میپردازد که در آن به سابقه مدیریتی فرهنگی منوچهر محمدی بیشتر پرداخته شده است.
این تهیهکننده و مدیر پیشین اداره نظارت و ارزشیابی سینمای ایران، در این گفتوگو به بهرهگیری از تجربیات خود برای ایجاد زیرساختهای مناسب جهت تولید فیلم اشاره کرد. او از راهاندازی پروانه مالکیت و بانک فیلمنامه گفت و به معرفی مفهوم «پروانه ساخت حداقلی» که به تسهیل مسیر تولید آثار سینمایی برای فیلمسازان کمک کرد، پرداخت.
محمدی همچنین بر لزوم بازنگری اساسی در نظام پروانه ساخت و ناکارآمدی روشهای سنتی نظارت تاکید کرد و بیان نمود که فیلمنامه اولیه هرگز نمیتواند به عنوان راهنمای نهایی برای پروژه سینمایی مورد استفاده قرار گیرد. او استدلال کرد که تجربیات سالهای گذشته نشان داده که ۹۰ درصد فیلمها در مرحله تولید، حداقل ۲۰ درصد از متن اولیهشان منحرف میشوند و به همین دلیل اصرار بر اخذ پروانه ساخت نه تنها غیرضروری است بلکه مانعی در مسیر پیشرفت سینمای خلاق و مستقل به شمار میآید.
مدیری که در سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ مسئولیت مدیرکلی نظارت و ارزشیابی را بر عهده داشت، ابراز کرد که هنوز هم با دریافت قدردانیهای اهالی سینما از آن دوران، احساس شادی میکند. او در آن دو سال، با همکاری سیفالله داد، معاون سینمایی وقت و حمایت عطاالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، زیرساختهایی نظیر پروانه مالکیت و بانک فیلمنامه را پایهگذاری کرد که همچنان باثبات مانده است. همچنین، موضوع «پروانه ساخت حداقلی» و حذف برخی مراحل نظارتی نظیر تست گریم و ممیزی فیلمنامه با هدف تسهیل ساخت آثار سینمایی انجام شد، که هنوز هم از دوران حضور سیفالله داد و منوچهر محمدی به نیکی یاد میشود.
بر این اساس، طرح «آییننامه تنظیمگری تولید و نمایش هنرصنعت فیلم و سینما» (به عنوان جایگزینی برای پروانه ساخت سنتی) که در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، ارائه شد، دارای ریشهای ۲۸ ساله است. این طرح برای سیدعباس صالحی، وزیر فعلی فرهنگ احتمالا یادآور نامهای است که گروهی از سینماگران (در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۷) خطاب به او نوشتند و در آن خواستار لغو الزام به دریافت «پروانه ساخت» شدند. سینماگرانی چون داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی که دیگر میان ما نیستند، این موضوع را در ذهن میآورد که پرسش اصلی این است که خواستههای دیرینه سینمای ایران در چه زمانی به حقیقت خواهد پیوست؟

با اینکه درباره شما نظرات متفاوتی بیان شده، از جمله اظهارات منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره فیلم فجر که شما را درخشانترین گزینه برای حل بحرانهای مدیریتی میداند، اما مدتی است که شما در قامت یک مدیر فرهنگی مشاهده نمیشوید. این تصمیم، خودخواسته بوده یا به اجبار به وجود آمده است؟
در زمانی که من در سمت مدیر اداره نظارت و ارزشیابی در معاونت سینمایی فعال بودم، زندهیاد سیفالله داد در زمان وزارت عطاالله مهاجرانی در دولت اول اصلاحات، با قاطعیت به معاونت سینمایی منصوب شد. به یاد دارم که در آن دوران در شرکت سینافیلم مشغول بودم. من در برابر سیفالله داد ایستادم و اشک ریختم و به وی گفتم که تو یک کارگردان بزرگ هستی و این که وارد مناسبات دولتی شوی، برایت ضرر دارد. سیفالله داد با اشاره به این که میداند با دشواریهایی مواجه خواهد شد، گفت که در افق مسئولیتهایش، باید شرکت سینافیلم را منحل کند و به دوستی دیرینهاش با عطاالله مهاجرانی و دوران تحصیلیشان در دانشگاه شیراز یاد کرد و گفت: اگر بتوانم شرایط را برای ۱۰ فیلمساز فراهم کنم تا پروژههای خود را بسازند، این امر ارزشی بیشتر از ساختن خودم دارد. چنین بیاناتی تنها از فردی با اخلاق و روحی والامقام میتواند شنیده شود. من با این حال به او گفتم که اگر تصمیمی جدی اتخاذ کردید، روی من حساب نکنید.
پس از رفتن سیفالله داد به معاونت سینمایی، یک ماه بعد، گروهی از کارگردانان مطرح کشور به دفتر من آمدند و به طور قاطع از من خواستند تا به معاونت سینمایی بروم و سیفالله داد را یاری کنم. از آن پس، بار سنگین مدیریت نظارت و ارزشیابی به دوش من افتاد. هرچند که در طول سالهای ۷۶ و ۷۷ مدیرکل بودم، اما هنوز هم از قدردانی سینماگران بابت آن دورهها خوشحال میشوم. در این دو سال، با همکاری سیفالله داد و حمایت عطاالله مهاجرانی، پایه گذار مواردی چون پروانه مالکیت و بانک فیلمنامه شدم که هنوز هم بر جای خود است. همچنین مفهوم پروانه ساخت حداقلی را مطرح کردم که تنها نیاز به اعلام ۵ صفحهای از طرح فیلمنامه، نام نویسنده، کارگردان و تهیهکننده داشت تا امکان اخذ پروانه ساخت فراهم شود و کار ساخت پروژه آغاز گردد.
در عین حال، ایجاد شورای تطبیق در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که وظیفه تطبیق فیلم نهایی با فیلمنامه اصلیای که مجوز گرفته است، را بر عهده دارد، برایم شگفتانگیز است. من که خود را منوچهر محمدی مینامم، اعلام میکنم، ۹۰ درصد از فیلمهایی که برای آنها پروانه ساخت دریافت کردهام و جوایز داخلی و بینالمللی از سیمرغ جشنواره فجر تا نخل طلای جشنواره کن کسب کردهاند، در ۲۰ درصد حداقلی با فیلمنامه اصلی متفاوت بودهاند. به این ترتیب، فیلمنامهای که در ابتدا مجوز میگیرد، نه یک قانون مطلق، بلکه یک نقشه راه به شمار میآید. همچنین نمیدانم که وحی منزل دانستن پروانه ساخت، از کدام منبع ناشناخته نشأت گرفته و اساساً بر چه اساسی هنوز بر اخذ پروانه ساخت تأکید میشود؟

تلاش برای قانع کردن مسئولین در مورد لزوم حذف پروانه ساخت، اگرچه از دولت هفتم آغاز شده، اما هنوز که به دولت چهاردهم رسیدهایم، به نتایج ملموسی نرسیده است.
نه تنها به نتایج مطلوب نرسیده است بلکه در بعضی زمانها، پیگیریها حتی تشدید شده است. به یاد داشته باشید که آنچه بیان میکنم، صرفاً مرتبط با دولتهای موجود در جمهوری اسلامی، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا نیست. اگر کمی جهانی تر به قضیه نگاه کنید، متوجه میشوید که برای تمامی دولتها، تفویض اختیار به جامعه مدنی امری دشوار است و همواره تصور میکنند که خود بهتر از عهده مدیریت برمیآیند. من این را بدون تردید میگویم که نتیجه چنین وضعیتی این میشود که مدیری که حفظ میز و مزایای آن؛ از محل اقامت تا راننده و خودرو، برایش از آینده سینما و فرهنگ ایران مهمتر است. من این پیام را به فیلمسازان جوان میدهم: هرگز از انتقادات، سرزنشها و حتی توهینها ناامید نشوید و اگر به کار خود اعتقاد دارید، حتماً به آن ادامه دهید.
۵۹۲۴
“`