به گزارش صحت خبر، «شبکه ملی اطلاعات (اینترانت)… در دوره اخیر توانست با پایداری قابل قبول، طیف گسترده‌ای از خدمات… از جمله ارتباطات پایه، خدمات بانکی، فرآیندهای اداری، آموزش، سلامت، امدادرسانی و… را پشتیبانی کند.» این بخشی از یادداشت ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بود که روز چهارشنبه ۲۶ فروردین‌ در پایگاه اطلاع‌رسانی دولت منتشر شد. او البته نظر به بیش از  ۱۱۰۰ ساعتی که از نشستن اینترانت (شبکه ملی اطلاعات) به‌جای اینترنت در ایران می‌گذرد، به فاصله یک خط، اضافه کرد: «با این حال، کارکردهای شبکه ملی اطلاعات، به‌هیچ‌وجه به معنای بی‌نیازی کشور از اینترنت بین‌الملل نیست… از این منظر تأکید این دو، نه به‌عنوان دو گزینه جایگزین برای یکدیگر بلکه به‌عنوان دو مؤلفه مکمل باید در نظر گرفته شوند…» علی‌رغم تاکید وزیر بر لزوم در نظر گرفتن اینترنت و اینترانت به‌عنوان دو مولفه مکمل اما امروز شنبه ۲۹ فروردین، پنجاهمین روزی است که سطح دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت -طبق اعلام نت‌بلاکس- یک درصدِ وضعیت عادی است. طبق آخرین خبر این نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، کاربران ایرانی اکنون به مدت هفت هفته است که از اینترنت جهانی جدا افتاده‌اند و خاموشی دیجیتال پس از ۱۱۷۶ ساعت، وارد پنجاهمین روز خود شده است.

کاربرانی که می‌توانستند ناقض ادعای «ایرانی‎‌ها می‌گویند لطفا ما را بمباران کن!» باشند

برای روشن‌تر شدن کاهش سطح دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت به یک درصدِ وضعیت عادی، می‌توان به گزارش «دیجیتال ۲۰۲۵: ایران» (تهیه‌شده توسط DataReportal) استناد کرد. براساس این گزارش، داده‌های سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که جمعیت ایران در اکتبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴)، ۹۲.۶ میلیون نفر بوده است و در پایان سال ۲۰۲۵ (دی ۱۴۰۴)، ۷۳.۸ میلیون نفر در ایران از اینترنت استفاده می‌کردند و در اکتبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴)، ۴۸ میلیون هویت کاربری فعال رسانه‌های اجتماعی در ایران وجود داشته است. با توجه به کاهش سطح دسترسی کاربران به یک درصدِ وضعیت عادی، از ۷۳.۸ میلیون نفری که دی ۱۴۰۴ در ایران از اینترنت استفاده می‌کردند، هم‌اکنون ۷۳۸ هزار نفر می‌توانند از اینترنت استفاده کنند و از ۴۸ میلیون هویت کاربری فعال رسانه‌های اجتماعی در ایران، هم‌اکنون ۴۸۰ هزار نفرشان فعالند؛ آن هم یا از طریق سیم‌کارت‌های اصطلاحا سفید یا به اتکای توانایی پرداخت هزینهٔ‌ روش‌های عبور از محدودیت‌ها، علی‌رغم جرم‌انگاری‌شدن برخی از این روش‌ها. این ارقام «نمونه مثالی» هستند و برای نشان دادن سناریوی «بدترین حالت» ارائه شده‌اند.

قطع اینترنت یا اعمال محدودیت در اتصال به آن، چنان‌چه ستار هاشمی در یادداشتِ «اتصال جهانی در کنار ارتباطات پایدار؛ دو بال حکمرانی دیجیتال» اشاره می‌کند، می‌تواند «… دامنه پیامدهای قابل توجه و حتی غیرقابل جبران برای فعالیت کسب‌وکارها، جریان نوآوری و حتی سرمایه اجتماعی را روز به روز گسترده‌تر کند.» یک پیامد از این دامنه پیامدهای قابل توجه و حتی غیرقابل جبران، کاهش تعداد ۴۸ میلیون هویت کاربری فعال رسانه‌های اجتماعی در ایران به ۴۸۰ هزار نفر و به عبارت دیگر حذف صدای کاربران ایرانی فعال از رسانه‌هایی هم‌چون اینستاگرام و ایکس (توئیتر سابق) است. کاربرانی که حق «اطلاع، آگاهی و ارتباط»‌شان خدشه‌دار شده است و اگر این روزها به اینترنت دسترسی داشتند و صدای‌شان در اینستاگرام و ایکس (توئیتر سابق) شنیده می‌شد، اجازه شکل‌گیری خلاء موجود را نمی‌دادند. آن‌ها می‌توانستند حقیقی‌ترین پاسخ‌ها را به اظهاراتی از این دست بدهند که: «ایرانی‌ها در حالی که زندگی‌شان در خطر است به ما می‌گویند برگردید و بمباران را ادامه دهید چون آزادی می‌خواهند.» (دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا- ۱۷ فروردین). درواقع صرف حضور این کاربران، به محکم‌ترین دلیل نقض گزارهٔ «ایرانی‎‌هایی که ما دیدیم می‌گویند لطفا ما را بمباران کن!» تبدیل می‌شد.  

«ایرانی‎‌ها می‌گویند لطفا ما را بمباران کن!»؛ اگر اینترنت قطع نبود، ترامپ چه پاسخی می‌گرفت؟/ حق ارتباط؛ حقی بدیهی‌تر از مسکن‏، خوراک‏، پوشاک

حق ارتباط؛ حقی فراگیرتر و گسترده‌تر از حق دسترسی به اطلاعات و آگاهی    

محمدمهدی فرقانی، استاد پیشکسوت علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری در گفت‌وگو با صحت خبر لزوم تعیین زمانی معین برای پایان این وضعیت را با سه کلیدواژه حق اطلاع، آگاهی و ارتباط توضیح می‌دهد. او اشاره می‌کند: «ما حتی اگر بتوانیم دلایل اولیه چنین تصمیمی را -به هر علتی که گرفته شده باشد ازجمله برای تامین امنیت ملی و محافظت از زیرساخت‌های کشور در مقابل حملات سایبری- بپذیریم نمی‌توانیم نکته‌ای بسیار مهم را انکار کنیم. این که انتظار می‌رود مشمول دو ویژگی «موقتی» و «زودگذر» بودن و نقطه پایان آن نزدیک و معین باشد.»

فرقانی که از سال ۱۳۷۸ تا آبان ۱۳۸۲ رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها بود و از آن سال تا سال ۱۳۸۶ ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی را بر عهده داشت  لزوم نزدیک و معین بودن نقطه پایان کاهش سطح دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت را با سه حق اطلاع، آگاهی و ارتباط گره می‌زند و تشریح می‌کند: «احتمالا می‌دانید که نه تنها در دنیای امروز که سال‌هاست در مورد حقی به نام حق ارتباط به‌عنوان یکی از حقوق شهروندی صحبت می‌شود. درواقع در دنیای امروز جدا از حق اطلاع و آگاهی هم‌اکنون حق ارتباط به‌عنوان حقی طبیعی و مبنایی مطرح است. به عبارت دیگر اگر حق اطلاع و آگاهی، حقی مانند یکی از حقوق اصل چهل‌وسوم قانون اساسی، جزو حقوق طبیعی شهروندان محسوب می‌شود فراتر، گسترده‌تر و معنادارتر از آن، مدت‌هاست صحبت از حق ارتباط می‌شود؛ حقی فراگیرتر و گسترده‌تر از حق دسترسی به اطلاعات و آگاهی. به این معنا که شرایط برقراری ارتباط با لایه‌ها و گروه‌های گوناگون اجتماع در داخل و هم‌چنین با دیگر جوامع، باید برای همه آحاد مردم، در دسترس باشد. بنابراین سلب یا مخدوش کردن حق ارتباط از مردم، مشخصا نقض یکی از حقوق شهروندی است.»

فرقانی که علاوه بر سه دهه تدریس روزنامه‌نگاری، مقالات و کتاب‌های ارزشمندی در حوزه ارتباطات و رسانه نوشته است ازجمله «درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران و راه دراز گذار» و «گزارش‌نویسی برای مطبوعات»، همچنین به انتقال مرجعیت رسانه‌ای از داخل به خارج، اتفاقی نه مختص هم‌اکنون که نتیجه سال‌ها سیاست‌های کژکارکرد اشاره و ازجمله نتایج نتیجه این اتفاق را تشدید دوقطبی و دامن‌زدن به بحران ناامیدی ارزیابی می‌کند.

۵۹۲۴۲

اشتراک‌گذاری »