به گزارش صحت خبر، روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: «در دهه ۱۹۸۰، رونالد ریگان و ژان پل دوم یک استراتژی هماهنگ با تمرکز بر مبارزه با گسترش شوروی، تضعیف کمونیسم در اروپای شرقی، حمایت از جنبش همبستگی در لهستان و ترویج حقوق بشر تدوین کردند. آنها اقتدار اخلاقی را با سیاست خارجی در هم آمیختند و دوستی عمیقی برقرار کردند.

به گزارش صحت خبر، ریگان قدرتمندترین کشور جهان را رهبری می‌کرد، در حالی که پاپ نماینده یک نهاد مذهبی بود که در آن زمان تقریبا یک میلیارد عضو داشت. در سال ۱۹۸۴، ریگان از ژان پل دوم در ایالات متحده استقبال کرد و گفت: «مقام کشیشی شما، نماینده یکی از بزرگترین نیروهای اخلاقی و معنوی بشریت است.»

این دو مرد متعهد شدند که با هم همکاری کنند. فروپاشی کمونیسم در اروپا، واتیکان را به عنوان شریک ژئوپلیتیکی ایالات متحده تثبیت کرد.

چندین دهه بعد، یک آمریکایی برای نخستین بار در جایگاه پاپی نشست. کاتولیک‌ها قدرتمندترین پست‌ها را در دولت آمریکا به دست آوردند؛ معاون رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و ۶ قاضی دیوان عالی. موفقیت آنها گواهی بر تلاش‌های بی‌وقفه رهبران کاتولیک در ایالات متحده و رم از زمان جنگ جهانی دوم برای همکاری با یکدیگر جهت تدوین مجموعه‌ای روشن از اهداف مشترک شامل دفاع از دموکراسی، حمایت از حقوق بشر و جستجوی صلح جهانی است.

سیاست‌های دولت ترامپ، پاپ لئو را وا داشت تا اقدامات اخیر ایالات متحده را زیر سوال ببرد و بر آنچه به اعتقاد او اصول تاریخی و اصلی کاتولیک هستند، تاکید کند. ترامپ هم در پاسخ، اقتدار پدر مقدس را در امور سیاسی به چالش کشید و به شدت مورد انتقاد قرار داد. به نظر می‌رسد که پاپ لئو در پاسخ به هر توهین ترامپ، بیانیه‌های روشنی صادر می‌کند.
 

امروز ارزش هایی که رهبران آمریکا مطرح و بر اساس آنها عمل می‌کنند و ارزش‌هایی که مقامات واتیکان به دنبال تثبیت آنها در میان ۱.۴ میلیارد پیرو خود هستند، در تضاد مستقیم با یکدیگر قرار دارند.

وقتی هری ترومن به دفتر کار کاخ سفید نقل مکان کرد، تشخیص داد که پاپ می‌تواند یک متحد استراتژیک در سیاست خارجی باشد. پس از جنگ، او به دنبال متحد کردن کاتولیک‌ها، مسیحیان ارتدکس، پروتستان‌ها و یهودیان جهان در مبارزه با کمونیسم «بی‌خدا» بود. رئیس‌جمهور، ایمان مذهبی یا فقدان آن را به ابزاری برای دیپلماسی جنگ سرد تبدیل کرد.

در سال ۱۹۴۷، هری ترومن با پاپ پیوس دوازدهم تماس گرفت و متعهد شد که برای «صلح پایدار» با پدر مقدس همکاری کند و به پاپ اطمینان داد که ایالات متحده «یک ملت مسیحی است».

از آن زمان به بعد، روسای جمهور هر دو حزب، واتیکان را کمتر به عنوان یک رقیب در زمینه الوهیت و بیشتر به عنوان یک شریک سیاست خارجی در نظر گرفتند. دوایت آیزنهاور بر اساس پایه‌های جنگ سرد که ترومن بنا نهاده بود، جنگ سرد را با شور مذهبی آغشته کرد؛ موضعی که تقریبا همه روسای جمهور بعدی از جمله لیندون بی. جانسون، ریچارد نیکسون، جیمی کارتر و البته رونالد ریگان برای دهه‌های آینده اتخاذ کردند.

با این حال، جان اف. کندی با کمی احتیاط بیشتر به واتیکان نزدیک شد. 

روسای جمهور آمریکا پس از جنگ سرد ، عمدتا با رهبران کاتولیک در داخل آمریکا و در رم، به استثنای جنگ عراق همگام بودند. ژان پل دوم به جورج بوش پسر توصیه کرد که علیه صدام اقدام پیشگیرانه نکند. بوش به مسیر خود ادامه داد اما احترام خود را به پدر مقدس مجددا تاکید کرد. سال بعد، بوش مدال آزادی ریاست جمهوری را به پاپ اهدا کرد و قول داد که با پاپ «برای آزادی و کرامت انسانی، به منظور گسترش صلح و شفقت» همکاری کند

اما ترامپ مسیری متفاوت انتخاب کرده است. در هر انتخاباتی از ۲۰۱۶، ترامپ اکثریت آرای کاتولیک‌های سفیدپوست را در اختیار داشته و در ۲۰۲۴ این میزان حدود ۶۰ درصد بود. با این حال، در پس این نتایج مثبت انتخاباتی، فضا پرتنش شد. بسیاری از اقدامات ترامپ، ارزش‌هایی را نشان می‌دهد که با ارزش‌های روسای جمهور پیش از او همخوانی ندارد و همانطور که پاپ‌های اخیر نشان داده‌اند، ارزش‌هایی که مدنظر ترامپ هستند، همچنین با ارزش‌های کلیسای کاتولیک نیز همخوانی ندارند.

در کارزار نخست ریاست جمهوری ترامپ و دوره اول او، پاپ فرانسیس خاطرنشان کرد که انجیل از مسیحیان خواسته است که پل بسازند، نه دیوارهای مرزی. ترامپ در عوض، بیانیه‌ای صادر کرد مبنی بر اینکه اگر داعش به واتیکان حمله کند، فرانسیس آرزو خواهد کرد که ترامپ رئیس جمهور شود.
 

اما تنش واقعی در ماه‌های اخیر رخ نموده است. پاپ لئو چهاردهم نخستین پاپ آمریکایی اثبات کرده که از نظر سیاسی زیرک است. او نشان داده وقتی صحبت می‌کند اسقف‌های آمریکایی مجذوبش می‌شوند. او از اسقف‌ها خواسته تا از حقوق و شرافت مهاجران و پناهجویان دفاع کنند و آنها با ارائه دادخواست‌های حقوقی به دیوان عالی آمریکا، به این موضوع پاسخ داده‌اند.

با این حال، درگیری بزرگتر آنها بر سر حمله غیرقانونی به ایران رخ داد. وقتی ترامپ تهدید کرد که تمدن ایران را نابود کند و آن را به عصر حجر بازگرداند، لئو چهاردهم لفاظی‌های او را «غیرقابل قبول» خواند. او علیه «توهم قدرت مطلق» موعظه کرد و خواستار پایان دادن به «بت‌پرستی از نفس و پول» شد و شعار «جنگ دیگر بس است» سر داد.

رئیس جمهور آمریکا و مشاورانش تلاش محدودی برای توجیه اقدامات نظامی تهاجمی خود انجام داده‌اند که هیچیک از معیارهای جنگ عادلانه سنتی کاتولیک را نیز برآورده نمی‌کند.

تردید پاپ لئو چهاردهم در مورد منطق دولت برای جنگ، ترامپ را بر خلاف هر رئیس جمهور دیگری در ۱۰۰ سال گذشته، بر آن داشته تا واتیکان را به عنوان یک دشمن به جای یک متحد بنگرد. هرگز پیش از این، حتی در اوج ضدیت با کاتولیک‌ها در ایالات متحده، یک رئیس جمهور در مسند قدرت، اینگونه به پاپ حمله نکرده بود.

ترامپ مدعی شد که بایستی او به جای لئو چهاردهم در مقام پاپی قرار می‌گرفت و ادعا کرد که لئو «برای سیاست خارجی افتضاح» است. او گفت که «پاپی را نمی‌خواهد که از رئیس جمهور ایالات متحده انتقاد کند.»

در همین حال، ترامپ تصاویر کفرآمیزی از خود به عنوان عیسی منتشر می‌کند و مسلمانان را مسخره و ادعا می‌کند که «سپاس از آن خداست». پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا کتابی نوشته است که در آن جنگ‌های صلیبی را به سیاست معاصر مرتبط می‌کند و اشاره‌ای به تصاویر صلیبی‌ها روی بدنش خالکوبی کرده است، خشونت را مقدس جلوه داده و نجات یک خلبان که هواپیمایش ساقط شده را با مرگ و رستاخیز عیسی مقایسه کرده است.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه کاتولیک سکوت کرده و این فرصت را به تازه مسیحیانی مانند جی. دی. ونس معاون ترامپ داده است تا در مورد ساده‌لوحیِ به اصطلاح الهیاتیِ پاپ، به او درس بدهند. ونس این هفته توضیح داد: «فکر می‌کنم خیلی خیلی مهم است که پاپ هنگام صحبت در مورد مسائل خدایی مراقب باشد.»

اما پاپ لئو چهاردهم به این انتقادها و نظرات مخالف اهمیتی نمی‌دهد و روز سه‌شنبه، درک اصلی خود از ارزش‌های مسیحی را تکرار کر و نوشت: «قلب خدا توسط جنگ‌ها، خشونت، بی‌عدالتی و دروغ‌ها از هم پاشیده است. اما قلب پدر ما با افراد شریر، متکبر یا مغرور نیست.»

310310

اشتراک‌گذاری »