به گزارش صحت خبر، پروفسور گریگوری ای. ددیس (Gregory A. Daddis)، استاد تاریخ دانشگاه تگزاس و نویسنده کتابی با موضوع تاریخچه جنگ‌افروزی‌های ایالات متحده در قرن های بیستم و بیست و یکم تحت عنوان «ایمان و ترس: ارتباط آمریکا و جنگ از سال ۱۹۴۵»، در مصاحبه‌ای مفصل با نشریه فرانسوی «لو پوئن» (Le Point) به تحلیل رفتار دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در جریان عملیات نظامی متجاوزانه اخیرا علیه ایران و تبعات آن پرداخت.

به گزارش صحت خبر، ددیس که تحلیل راهبردی وی منتشر شده در تاریخ ۶ آوریل در نشریه فارین پالِسی در رابطه با همین موضوع بازتاب گسترده‌ای داشته است، با اشاره به ضرب‌الاجل‌های مکرر و تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا در طی این تجاوزگری همچون تهدید گزافش مبنی بر «ناپدید ساختن تمدن ایران»، این رویکرد وی را «لفاظی رعب و وحشت» (Rhetoric of Terror) و نمایشی توخالی برای پنهان کردن خلأ راهبردی واشنگتن ارزیابی کرد.

«تهدید به نابودی»؛ نشانه استیصال، نه قدرت

ددیس که سرگرد بازنشسته ارتش آمریکا بوده و سابقه شرکت در «جنگ خلیج فارس» را دارد، در پاسخ به سوال خبرنگار لو پوئن برای توضیح درباره مفهوم «لفاظی وحشت» ترامپ تصریح کرد: «دولت ترامپ از ادبیاتی فوق‌العاده خشونت‌آمیز برای مرعوب‌سازی استفاده می‌کند؛ گویی تصور می‌کند که تهدید به محو یک تمدن همراه با نمایش قدرت نظامی، روش مؤثری برای وادار کردن دیگر کشورها به تسلیم در برابر خواسته‌های آمریکاست.»

این مورخ آمریکایی گزافه‌گویی‌های ترامپ از بابت تهدید به نابودی تمدن ایران یا حملات دشمن آمریکایی به زیرساخت‌های اقتصادی ایران را نشانه فقدان یک راهبرد منسجم می‌داند.

وی در ادامه این مصاحبه گفت: «این ادبیات تند در واقع نوعی تاکتیک جبرانی است. در ماجرای ایران، این لفاظی‌ها فقدانِ یک استراتژی سنجیده را پنهان می‌کند؛ استراتژی که باید تبعات بلندمدت تهدید نظامی را پیش‌بینی کند. دولت ترامپ از آغاز مداخله در ایران، ناهماهنگ و متناقض عمل کرده است.»

دامی که واشنگتن خودش ساخت

در بخش دیگری از این مصاحبه خبرنگار از ددیس می‌پرسد: «آیا آمریکا در ایران در دام افتاده است؟»

پاسخ این تحلیل‌گر آمریکایی صریح و قابل تأمل است: «اگر جنگ در ایران یک تله است، این تله را خودِ دولت آمریکا ساخته است. پاشیدن بذر وحشت در آن سوی مرزها، هرگز به معنای اعمال قدرت و نفوذ واقعی نیست.»

وی در تشریح این «دام خودساخته» به یک نکته تاریخی اشاره می‌کند که بسیاری از سیاستمداران تندرو در واشنگتن از آن غافلند. ددیس با یادآوری کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت وقت دکتر محمد مصدق، خاطرنشان می‌کند: «برای اینکه فقط یک مثال بزنم، ریشه‌های انقلاب ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) ایران به سال ۱۹۵۳ و همان کودتا بازمی‌گردد. اکنون نیز می‌توانیم عواقب کوتاه‌مدت عملیات نظامی آمریکا را با افزایش سرسام‌آور بهای نفت در بازارهای جهانی مشاهده کنیم.»

شکست راهبرد فشار حداکثری و بن‌بست مذاکرات

این مصاحبه در شرایطی منتشر شده که دور نخست مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلام‌آباد (پاکستان) بدون دستیابی به تفاهم پایان یافته، در حالی که منابع دیپلماتیک از تداوم وجود اختلاف بین طرفین بر سر «۲ تا سه موضوع کلیدی» از جمله تضمین عدم تکرار تجاوز، لغو تحریم‌ها و مساله عبور از تنگه هرمز خبر می‌دهند.

ددیس با اشاره به تبعات منفی این لفاظی‌های تهدیدآمیز بر مسیر دیپلماسی تصریح می‌کند: «همانطور که پرونده ایران نشان می‌دهد، نه حرف‌ها و نه اقدامات ترامپ، هرچقدر هم که خشونت‌آمیز باشند، نمی‌توانند قدرت‌های خارجی را وادار کنند آن‌طور که او می‌خواهد رفتار کنند. برعکس، این رویکرد باعث مقاومت بیشتر می‌شود و دیپلماسی و حقوق بین‌الملل را تضعیف می‌کند. در نهایت، خشونت کلامی ترامپ ممکن است پذیرش شروط آمریکا را حتی برای یک دولت آینده در ایران که شاید مایل به توافق باشد، دشوارتر کند.»

تنها راه‌حل: ترک عادت زورگویی و بازگشت به میز مذاکره

این مورخ برجسته دانشگاه تگزاس در پایان، نسخه شفابخش تنش‌زدایی را نه در افزایش فشار نظامی، بلکه در یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای به سمت دیپلماسی واقعی می‌داند.

وی هشدار داد: «بهترین روش برای تأمین امنیت آمریکا در خاورمیانه، مذاکره بر سر توافقی است که دیپلماسی را بر جنگ ارجحیت دهد. دولت ترامپ با تداوم حضور نظامی خود، تنها در حال دامن زدن به تهدیدات آتی علیه امنیت ایالات متحده است. برای حفظ منافع آمریکا، باید دیدگاه دیپلماتیک را جایگزین توسل صِرف به زور کرد.»

310310

اشتراک‌گذاری »