در این شرایط که دشواری نیز بدان آمیخته است و از هر سو، بانگی نیز بر می خیزد، یک گزینه بویژه برای آنها که از صف اول به دورند، می تواند سکوت باشد و نظاره!
البته که نوع مواجهه افراد می تواند متفاوت باشد و هر کسی به اقتضای چارچوب های ذهنی و رفتاری اش، می تواند انتخاب گر رفتارش باشد.
اما نویسنده این متن، بر این نظر است که نوشتن و اندیشیدن هم بنظر یک کنش است، هرچند که این کنش، در شرایط امروز خطیر است و باید به زیور دقت آراسته باشد و این البته کار را سخت می کند.
بدین روی، در این دقایق و روزها، گمان می کنم بعد از سالها آموختن از توسعه و مشارکت کم و بیش در مشق برنامه و برنامه ریزی های مدون، تسهیم اندیشه و نظر، می تواند یک ادای دِینباشد به محضر سالها تلاش امیدمندانه برای ساختن ایرانی آباد. امیدی که نمی گذارد نظاره را بر نمی تابد، حتی اگر در صف اول، نباشیم!
۲.جنگ همیشه تلخ هست اما برخی مواقع، تلخی ها نیز می تواند تاریخی نوین ببار آورد. گاه باید کوبید و ساخت و این از جنگ ها زائیده می شود…اینرا تاریخ کشورها، گواهی می نماید!
اما پذیرفتن این گزاره کلان و انتخاب آن بعنوان یک استراتژی حرکتی، تصمیمی بسیار بسیار حیاتی است که قطعا به فرانگری های عمیق و همه جانبه، نیازمند است. در واقع اینکه چه زمانی می توان یا باید جنگ را انتخاب کرد، کاری بغایت اندیشه ورزانه و مهم است…سخن از مرگ و زندگی است و این نکته ساده ای نیست که بتوان ساده بدان نگریست… البته زندگی عزتمندانه و واجد معنا و آرمان!
۳.اندیشه ورزی در ایران چون بسیاری از پهنه های جهان، قدمت دارد و اندیشه ورزان و اندیشمندان در همه تاریخ ایران، کم نبوده اند، هرچند که گاه در انزوا و حاشیه قرار می گرفتند و امکانی برای تاثیرگذاری نداشتند و لذا وجودشان، چندان که باید، بروزیو جلوه ای در خور، نمی یافت.
اما می توان امید داشت که در ایران اکنون، ستاره گان اندیشه، محل تاثیر و نظر باشند و راستی که چه زمانی خطیرتر از امروز؟
شرایط امروز، می تواند ایمان بیافریند. ایمان به اینکه اندیشه ورزی در اکنون، نیازی حیاتی تر از هر زمان دیگری، برای ایران و ایرانیان است و در این اکنون سخت، باید عیار اندیشه ورزی ایرانیان، خود را نشان دهد.
شاید اکنون مجالی است که جهان بتواند این را در حافظه خود بسپارد که اندیشه ورزانی در ایران بودند که توانستند توشه و توان خود را به میوه و دستاوردی شیرین بدل کنند و کارکردشان، ثمری داشته باشد. اگر جز این باشد، اندیشه بی توان و عمل، بمثابهگنجی بدون کاربست تلقی خواهد شد که در طاقچه کتابخانه ها و آرشیو اذهان، پنهان مانده و منشاء تاثیری نخواهد بود!
۴.به قاعده تقدس اندیشه ورزی، سکاندارانِ ایران پرصلابت، باید بیش تر و بیش تر و نیز دقیق تر و عمیق تر بیندیشند.
اما برای طی این مسیر، ما مفروضاتی داریم. یکی هم اینکه، بشر مدرن این را یافته و آموخته است که انسانها کامل نیستند و برای همین است که در حکمرانی نوین نیز اینرا پذیرفته ایم که قدرت و توان قدرتمندان، مشروط است و بی حد و حصر نیست. امروزه همه اهل اندیشه و فهم این را بدیهی می دانند که سکان داران باید خود را مقید و مشروط بدانند. مشروط به آداب تصمیمات خردمندانه و مقید شده در چارچوب مشروطیت تاریخی و پیمان متعهدانه میان حاکمان و مردم!
بعد از این همه سال قدمت و تجربه و از سرگذراندان حوادث بسیار، ما آموخته و پذیرفته ایم که باید در بزنگاههای سرنوشت و حیات و در تصمیم میان حیات و مرگ مردم و سرزمین، از همه آراء و افکارِ بلند اندیشه ورزان و مردم خردمند، مدد بگیریم. گاه می توان از بلند نظران اهل اندیشه و نظر خواست تا در مسیرهایی خاص، نگاه بلندشان را اعلام کنند.
۵.با درود به روان پاک همه آنها که برای حفظ و نگهداری این سرزمین کهن، مردانه ایستادند و ایران را نگاهبان بوده اند، بعنوان یکی از ایرانیان دلبسته به آینده و توسعه ایرانی سرفراز، آرزومندم که ایران آینده، ایرانی نشسته بر قله صلابت و سازندگی باشد.
تنها کارکرد این متن(آن هم در زمانی خطیر که نوشتن نیز دقت و توان و گاه احتیاط می خواهد)، یک پیام به همه آنها است که در این روزهای پر از تنش و نگرانی، سرنوشت حدود ۹۰ میلیون ایرانی به ذهن و دست و امضای آنها گره خورده است.
به ضمیمه یک دنیا آرزو برای حفظ ایران و شکل گیری یک سرزمین نشسته بر اوج سازندگی و پیشرفت، و با تحسین همه مراتب سلحشوری و عشق و پایداری مردان شریف، به بزرگان نشسته بر اتاق های تصمیم، اندیشه ورزی های عمیق تر را پیشنهاد می دهم.
نوعی از اندیشه ورزی که تهییج و هیجان را با خرد ممزوجمی نماید.
امید دارم حاصل اندیشه ورزی های تصمیم گیران متعهد به این آب و خاک و این سرزمین عموما در تب و تاب، حفظ ایران بزرگ و مردمان رنج دیده اش باشد. تردید نمی کنیم که ایران شایسته جایگاهی رفیع در جهان است اگر خوب بنگریم و نیک تصمیم بگیریم.
۶.تنها میان بر چاره ساز اندیشه ورزانه در خصوص تصمیمات سترگ و نگاه به آینده ایران، سنجش میزان تکیه بر آرمان و واقعیات در اکنون تاریخی این سرزمین است. هر نتیجه و تصمیمی که از دالان اندیشه ورزی مبتنی بر واقع گرایی و آرمان گرایی و منحصر بر اکنون، در آید، قطعا واجد عقلانیت، تحسین و تمجید خواهد بود.
صدها آفرین و درود و احترام نثار همه مردان وارسته اهل آرمان و واقعیت!
*پژوهشگر
۲۲۳۲۲۳