برای قضاوت درباره فهرست جدید تیم ملی، باید از همین ابتدا مرز مشخصی ترسیم کنیم: دعوت از بازیکنان، حق قانونی و در محدوده وظایف کادرفنی و به صلاحدید شخص امیر قلعه‌نویی است؛ سنتی که پیش از او بوده و پس از او نیز ادامه خواهد داشت. اما نباید فراموش کرد که اگر انتخاب بازیکن وظیفه مربی است، تحلیل و نقد این انتخاب‌ها نیز وظیفه گریزناپذیر رسانه و منتقدان است.

در آخرین لیست منتشر شده از سوی کادرفنی، با ترافیکی از نام‌های جدید مواجه می‌شویم. به نظر می‌رسد کادرفنی بدش نمی‌آید، لااقل روی کاغذ هم که شده، ادعای پرطمطراق جوان‌گرایی را به عنوان ویترین اصلی کارش قرار دهد. دعوت از چهره‌هایی مثل کسری طاهری، امیرمحمد رزاق‌نیا، احسان محروقی، امیرحسین محمودی و دانیال ایری، در ظاهر نشانه تمایل به نوسازی است؛ اما تجربه به ما دیکته می‌کند که در پس این دعوت‌های پرزرق‌وبرق، تردیدهای بزرگی نهفته است.

بیم آن می‌رود که این حضورهای مقطعی، نه یک استراتژی بنیادین برای تغییر نسل، که تنها یک ادای جوان‌گرایی برای تلطیف فضای نقد باشد. حکایت، همان داستان تکراری و قدیمی است؛ اینکه در روز واقعه و در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، ناگهان چهره‌های پا به سن گذاشته‌ای چون احسان حاج‌صفی، روزبه چشمی، رامین رضاییان و شجاع خلیل‌زاده در ترکیب اصلی جا خوش می‌کنند تا بدنه اصلی تیم را در کنار لژیونرهای ثابت تشکیل دهند!

اغراق نیست اگر ادعا کنیم با این شیوه‌های تکراری، ماجرای تغییر نسل در حد همان شعارهای همیشگی و توخالی باقی خواهد ماند و در همچنان بر همان پاشنه خواهد چرخید. در واقع اصل و اساس قصه، همان «مدرسه پیرمردهاست» اما در هاله‌ای از آتش و دودِ جوان‌گرایی!

بیشتر بخوانید: یک پدیده جدید به تیم ملی دعوت شد

اشتراک‌گذاری »