به گزارش خبرگزاری صحت خبر به نقل از فارس، سیدجواد هاشمی کارگردان اپیزود «کوکی» سریال «اهل ایران» گفت: این اپیزود شِمای کودک داشت و من باتوجه به دعوت محمدحسین مهدویان همکاری در آن را پذیرفتم و دوست داشتم کاری کنم که به بچههای مظلوم میناب تقدیم شود بنابراین تیتراژ را با عنوان تقدیم به فرشتههای میناب شروع کردم.
وی با بیان اینکه همکاری در این سریال یک نوع ادای دین است عنوان کرد: احساس کردم ما دینی به بچهها داریم که باید ادا کنیم البته با پایان خوش و نه غمانگیز و تراژیک. این اپیزود نوشته رضا محبی بود و من آن را بازنویسی کردم تا بتوانم پیامهای بچههای این سرزمین را که حاوی صلح و نجابت مردم ماست، به دنیا ابلاغ کنم و نشان دهم که ما در مقابل دشمن ایستادگی میکنیم، از چیزی نمیترسیم و به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی عقب نخواهیم نشست.همچنین اینکه ما آغازگر جنگ نیستیم و از مملکتمان دفاع خواهیم کرد و در نهایت همه دنیا بدانند ما ایستادهایم و ایرانی بازنده نیست.
کارگردان «اهل ایران» تاکید کرد: در اپیزود «کوکی» یک نگاه بسیار راحت به جنگ از این بُعد که در میانه موشک باران ایران زندگی جریان دارد، داشتهایم و اینکه در چنین شرایطی هم بچهها در حال زندگی هستند و حتی فانتزیهای ذهنی خود را اجرا میکنند و از چیزی نمیترسند.او درباره عنوان این اپیزود یادآور شد: «کوکی» در این اپیزود برگرفته از کلوچه کوکی است که بچههای یک پرورشگاه در وسط جنگ در حال درست کردن آن هستند. با انتخاب این عنوان نشان میدهیم که زیر موشکباران هم زندگی جریان دارد.هاشمی درباره اثرات این سریال نمایش خانگی تشریح کرد: تولید و نمایش چنین آثاری هم تاثیر بیرونی دارد و هم درونی. تاثیر بیرونی آن این است که ما فیلم را طوری ساختهایم که تماشاگر هم خوب بخندد و هم خوب گریه کند. هر دو وجه شرایط سخت جنگی و شوخیهای بامزه بچهها در فیلم اثرگذار است. این بحث آزمون شده است و من فیلم را برای 50 مخاطب پخش کردهام و همه اذعان کردند که هم سختی و هم طنز آن تاثیرگذار است. اثرات درونی این اپیزود هم برای بچههاست. ما صحنههایی را درست در زمان موشکباران و حملههای هوایی دشمن ضبط کردیم، لحظاتی که پدافند ما کار میکرد و موشکهای دشمن به زمین ایران مینشست.
وی ادامه داد: جذابترین خاطرات تاریخ زندگی من زمانی رقم خورد که وسط پلان، فیلمبرداری میکردم و صداهای انفجار میآمد ولی بچهها اصلا نمیترسیدند و حتی پلان را قطع نمیکردیم و کسی به پناهگاه نمیرفت. همه این بچهها شنیدهاند که نتانیاهو و همه اسرائیلیها چطور وقتی موشک ما بالای سرشان میرسید پنهان میشدند و فرار میکردند. اما بچههای ما نه تنها پلان را بهم نمیریختند بلکه هوشمندانه، زیرکانه و شجاعانه هم به صداها گوش میدادند هم دیالوگهایشان را میگفتند و هم سند معتبر و جانانهای از تاریخ جنگ را جلوی دوربین ثبت میکردند. این اثر داخلی برای من به عنوان کارگردان بسیار بیشتر از اثر خارجی آن اهمیت داشت و من با این لحظات زندگی کردم.این کارگردان درباره شجاعت نسل جدید تاکید کرد: برخی افراد درباره نسل جدید یعنی متولدان 80 و 90 فکر میکنند که آنها افراد بیبندوبار، دور از تلاش و آموزش و پرورش هستند در حالیکه اصلا اینگونه نیست، مدارس تعطیل است اما سواد این نسل بالاست. آنها دسترسی به اینترنت دارند و همین باعث بارور شدنشان شده، آنها حقایق را در کل دنیا متوجه میشوند. علی رغم اینکه من خود منتقد به رسانه ایران و تلویزیون هستم که هیچگاه تمام حقایق را پخش نمیکند اما بچهها هوشمندانه قضاوت میکنند، آنها درباره وقوع جنگ و ورود دشمن به کشورشان بسیار محکم با بزرگترها و والدینشان بحث میکنند و اینها بسیار ارزشمند است.
وی افزود: من در حال دیدن تمام این موارد هستم و با بچهها زندگی میکنم. تلویزیون ما شاید یکسویه عمل کند و متاسفانه تنبیه هم نمیشود ولی بچهها همه رسانهها را رصد میکنند و به مظلومیت ما ایرانیان در دنیا پی میبرند. بچهها فرق دشمن و دوست را شناختهاند و میدانند ایرانیان خارج از ایران که به کمک ترامپ و نتانیاهو آمدهاند، ایرانی نیستند بلکه فقط فارسی صحبت میکنند. بچهها فهمیدهاند که پرچم و خاک ایران برای برخی از ایرانیان در خارج از کشور اصلا اهمیتی ندارد و اگر هم داشته باشد در خواب خرگوشی احمقانه به سر میبرند. بچه ها این را فهمیدهاند و من این را میبینم.
59243