به گزارش خبرگزاری صحت خبر به نقل از تسینم، فیلمهایی که عملاً در خدمت پنتاگون هستند را در ادبیات عامه فیلمهای جنگی هالیوودی میشناسیم و چه بسا هالیوودی بدون هیچ پیشوند یا پسوندی. زیرا عموماً فیلمهای هالیوودی همان تصویر همیشگی سربازان نظامی با تجهیزات کامل را در ذهن متبادر میکنند که در حال مبارزه با شروران جهان و دفاع از بشریتند! همان چیزی که برخی از آن به توهمات هالیوودی تعبیر میکنند.
اما برای شناخت ابعاد بهتر و بیشتر فیلمهای جنگی هالیوودی در این گزارش قصد داریم به رابطه بهتر و عمیقتر پنتاگون بپردازیم.
برخی پژوهشگران مانند تام سکر (نویسنده و مستندساز) و متیو آلفرد (استاد دانشگاه) که در زمینه رابطه میان سینما و هالیوود تحقیقاتی را در قالب کتاب و فیلم به نامهای «سینماهای جنگی» و «سینمای امنیت ملی» انجام دادهاند، بیان میکنند که هیچ فیلم نظامی، جنگی و مرتبط با ارتش آمریکا نیست مگر آنکه باید فیلمنامه و موضوع آن توسط پنتاگون تایید شده باشد. این چهرهها سالها است در حال تحقیق روی این موضوع هستند که چگونه CIA و پنتاگون در تولید فیلمها و سریالها نقش دارند.
به بیان این محققان و همچنین دیگر سایتهای علمی و البته افشاگر، ارائه تجهیزات و کمکهای نظامی و همینطور حمایتهای معنوی از فیلمهای این دست همواره با تأیید پنتاگون است. اینگونه است که هژمونی حاکمیت آمریکا برای هالیوودی حفظ میشود و در واقع آمریکا حکمرانی فرهنگی خود را انجام میدهد.
اما دستبردنها و مداخلات پنتاگون در سینمای آمریکا شامل چه مواردی است؟ در یک تقسیمبندی کلی میتوان از نظر زمانی و باتوجه به موضوعات روز سیاسی شگردهای پنتاگون را اینگونه نوشت:
دوران جنگ سرد
تغییر دشمن، حذف عناصر منفی، حذف دیالوگهای نامناسب، همکاری نزدیک ارتش در تصویرسازی قهرمانانه در فیلمهایی مانند تاپ گان 1986، مردان واقعی 1983، پاتن 1970. در این دوران تلاش دشمن در مسیر تثبیت نگاه منفی به بلوک شرق به عنوان یک شرور است که باید حذف شود.

نمایی از تاپ گان 1
دهه 90 و پایان قرن بیستم
حذف صحنههای حساس، بازنویسی برای نمایش حرفهایتر نیروی دریایی، همکاری با NASA و ارتش برای تصویر قهرمانانه در فیلمهایی مانند خطر آشکار 1994، جزر و مد قرمز 1995، آرماگدون 1998. فیلمهای این دوران قدرتنمایی آمریکا در پایان هزاره دوم میلادی در زمینههای سیاسی-امنیتی و حتی فضایی است.

آرماگدون همان جنگ نهایی است که به باور مسیحیان صهیونیست رخ خواهد داد تا مسیح دوباره ظهور کند!
آغاز قرن جدید
اما با آغاز سال 2000 میلادی و جنگ عراق و تلاش برای تثبیت قدرت آمریکا در خاورمیانه و همچنین مبتنی بر باور ظهور مسیح در این دوران (که باید اسراییل بزرگ در منطقه از نیل تا فرات تشکیل شود) تلاشهای بیشتری برای مبارزه با اسلام و اسلامگرایی به عنوان دشمن اصلی صهیونیسم انجام میشد. در کنار این کماکان نگاه تاریخی و کلی به قدرتهای ارتش و نظام سیاسی آمریکا وجود داشت و از این رو حجم فیلمها افزایش یافته و نظارت دقیقتری روی فیلمها انجام شد.

خطر آشکار؛ حتی نام فیلم هم گویای آن است که یک خطر آشکار از بیرون قرار است بشریت را تهدید کند و حالا آمریکاییها باید آن را نابود کنند!
مواردی مانند تغییر شخصیتها، تغییر شخصیتها، تغییر نتیجه حمله، بازنویسی برای نمایش قهرمانانه، تغییر روایت جنگ، همکاری نزدیک با نیروی دریایی، مشاوره نظامی، همکاری اطلاعاتی و روایت قهرمانانه نیروها برای فیلمهایی مانند: پرل هاربر 2001، سقوط شاهین سیاه 2001، ما سرباز بودیم 2002، مجموعه هراسها 2002، پشت خطوط دشمن 2001، رمزگویان باد 2002، تنها بازمانده 2007، تک تیرانداز آمریکایی 2014، سی دقیقه بعد از نیمه شب 2012، 13 ساعت سربازان مخفی بنغازی 2016 است.

ما سرباز بودیم با بازی مل گیبسون
حتی ابرقهرمانی!
اما جالبتر اینکه همکاریهای پنتاگون تنها به فیلمهای جنگی متداول مربوط نمیشود و حتی فیلمهای تجاری ابرقهرمانی که به بلاکباستر معروف است هم شامل کمکها و البته نظارت و تأییدهای پنتاگون است. البته از آنجایی که این فیلمها موضوعات و مواردی کمتر حساس دارد و درباره موضوعات امنیتی و درباره منطقه نمیشود، نظارت و همکاری به صورت کلی بیشتر شامل همکاری گسترده نظامی و بازنویسی در چارچوب همکاری است. فیلمهایی مانند تبدیل شوندگان 2007، مرد آهنی 2008، کاپیتان مارول 2019، کشتی جنگی 2012 و… از این دست آثارند.

«بری لارسون» بازیگر نقش «کارول دنورز» در نمایی از فیلم «کاپیتان مارول» که در پایگاه هوایی ادواردز فیلمبرداری شده است
براساس اطلاعات منتشر شده براساس قانون دسترسی آزاد به اطلاعات و مستندات در آمریکا، بیش از 400 فیلم و سریال با دخالت مستقیم وزارت دفاع آمریکا ساخته شده است.
این روزها که موضوع جنگ آمریکا با ایران بیش از هر زمان دیگر در رسانهها دنبال میشود، متوجه میشویم که چرا وزارت دفاع آمریکا تا این حد در پی ساخت فیلمهای نظامی است. تلاش برای نشان دادن برتری نظامی و قدرت در جنگ، تا در افکار و باورهای عمومی مردم دنیا این ایده جا بیافتد که آمریکا همیشه پیروز است حتی اگر در تنگنای شکست در مقابل ایران قرار بگیرد.
اما دیگر این شعارهای هالیوودی جنس پوشالی خود را نشان داده است و در مقابل فیلمهای بسیار کوتاه و کم هزینه هوش مصنوعی ایرانی (که در مقابل بودجههای میلیون دلاری هالیوود هیچ چیز نیستند)، به خوبی خلاف این باور یعنی شکننده بودن و ناکامی آمریکا و ترامپ را برای جهان مخابره کردند و جای باورهای هالیوودی را خیلی زود گرفتند.
البته هالیوود چارهای جز به تولید قدرت دوباره از مسیر سینما ندارد زیرا باید پول در جیب خود بگذارد و اقتصاد نظامی کشورش را بچرخاند. اما آیا باز هم مانند سابق پرآوازه و محبوب خواهد ماند؟
59243