نام عبدالله موحد آنقدر بزرگ است که خیلی‌ها فکر می‌کنند او با این همه کار بزرگی که انجام داده و در کارنامه‌اش ثبت شده و رکوردهایی که چه در ایران و چه در جهان، همه به عظمت آن اعتراف می‌کنند، دیگر کار نکرده‌ای نداشته در حالی که سخت در اشتباه هستند.

از عناوین و افتخارات عبدالله موحد و رکوردهایش همه خبر دارند. پسری که در ۵ سالگی پدر از دست داد و در نوجوانی از زادگاهش بابلسر به دنبال برادران به پایتخت آمد و از همان کودکی یاد گرفت چطور روی پای خود بایستد. همین توانایی ساختن، بزرگترین هنر و تخصص عبدالله موحد بود.

امروز خیلی‌ها نمی‌دانند که باعث و بانی بسیاری از علوم ورزشی در ایران عبدالله موحد است. او بدنسازی سنتی را در کشتی از بین برد. برخلاف تصوری که تا آن روز وجود داشت، با ژیمناستیک و دومیدانی و شنا و هالتر، خود را آماده می‌کرد. تغذیه و استراحت ورزشی نیز در ایران مدیون بدعت‌هایی است که عبدالله موحد گذاشت. او با برنامه هایی که خود تجربی یا با تحقیق به آن رسیده بود، خودش را ساخت.

در معدود گفتگوهایی که طی این ۵۰ سال از عبدالله موحد به جا مانده و آنها که این شانس را داشتند تا از نزدیک با او گفتگو کنند، گواهی می‌دهند که قهرمان بزرگ با آن کارنامه درخشان در کشتی و توانایی قهرمانی در چند رشته ورزشی دیگر، به عنوان کسی که مدرک تحصیلی بالا و جایگاه استادی در دانشگاه داشت و همزمان، از امور روزمره زندگی گرفته تا تعمیر ماشین در بسیاری تخصص‌ها سرآمد همگان بود، تنها یک حسرت بزرگ به دل داشت.

این مطلب را هم از دست ندهید: به یاد یگانه موحد ورزش ایران؛ آقا عبدالله، از آن بالا همه را حلال کن!

این داستان را دیگر همه شنیده‌اند که عبدالله موحد در آمریکا گاراژی را در اختیار گرفت و همزمان با مکانیکی و کارواش، با پرداخت به اتومبیل‌ها روزگار می‌گذراند. یک روز بابی داگلاس که رقیب او در عرصه کشتی و در آن زمان سرمربی تیم ملی آمریکا بود، در ابتدای دهه ۸۰ میلادی شخصاً به آن گاراژ آمد و گفت که برای پیدا کردنش چقدر سختی کشیده به او پیشنهاد داد به ساختن رشته کشتی در آمریکا به او در تیم‌ملی کمک کند و موحد با وجود علاقه به مربیگری، نپذیرفت.

این جمله را از زبان تختی هم زیاد شنیده‌اید که بزرگترین آرزویش خدمت به جوانان وطن بود. موحد هم آرزو داشت پیشنهاد مربیگری به او شود، اما فقط در ایران تا تجربیاتش را به هم‌وطنانش منتقل کند نه بیگانگان که از آنها مقابل ایرانی‌ها استفاده کنند. همه از این موضوع به عنوان درس وطن پرستی یاد می‌کنند اما حسرتی که به دل موحد ماند را -درست مثل تختی- نمی‌بینند…

اینجا هستند عده‌ای که می‌گویند مگر قرار است هر قهرمان بزرگ مربی خوبی باشد؟ شاید این توانایی در تختی و موحد نبوده اما عبدالله موحد چه با ساختن خود و چه شاگردی نام آوازه در دنیا، ثابت کرد از بهترین مربیان وقت جهان نیز دهه‌ها جلوتر است.

این ماجرا را کمتر کسی می‌داند. فرانسه از جمله کشورهایی است که در رشته کشتی هیچ جایگاهی در دنیا ندارد. در کل تاریخ ورزش این کشور که در دهه‌های اخیر با استفاده از مهاجران در رشته‌هایی که خلا داشته -مثل جودو یا کشتی- مدال آوری می‌کند، فقط یک قهرمان فرانسوی هست که اتفاقاً دست به کاری بزرگ در تاریخ المپیک زد.

با مرور نفرات روی سکو در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی متوجه یک نام تکراری در هر دو رشته آزاد و فرنگی می‌شویم. دنیل روبن صاحب یک رکورد به نام خود در تاریخ کشتی دنیاست، مردی که در یک المپیک در هر دو رشته آزاد و فرنگی روی سکو رفت و اتفاقاً در هر دو جا دوم شد و نقره گرفت.

در رشته پرفشار کشتی امکان مسابقه دادن در فاصله کوتاه یک هفته -آن هم در دو رشته کاملاً متفاوت- اصلاً وجود ندارد. حتی همین حالا که وزن کشی و هر چهار مسابقه قهرمانی جهان یا المپیک در یک روز برگزار می‌شود و کشتی فقط ۶ دقیقه است، قهرمانان تا ماه‌ها دیگر قادر به جایگزینی قوای از دست رفته نمی‌شوند. تازه این روزها با رسیدن به یک فاصله امتیاز مشخص، کشتی قطع می‌شود؛ در آزاد ۱۰ و در فرنگی ۸ پوئن!

تصور کنید در آن روزگار که کشتی ۱۵ دقیقه بود و هر روز وزن کشی می‌شد و کشتی‌گیران برای ماندن در سر وزن تا چند روز نمی‌توانستند چیزی بخورند و اینکه حتی با بردن امتیازی یک کشتی، پوئن منفی می‌گرفتند که ممکن بود از جدول حذف شوند -اتفاقی که مدال جهانی و المپیک ده ها قهرمان ما را گرفت- مدال گرفتن چقدر سخت بود. یعنی ۳۵ امتیاز از حریف پیش بودی اما کشتی قطع نمی شد!

قصه پرغصه این مرز پرگهر؛ بهترین مربی جهان مُرد، اما هرگز اجازه مربیگری در وطن را پیدا نکرد!

عبدالله موحد در دهه ۶۰ میلادی اولین کسی بود که فنون فرنگی را در آزاد نیز استفاده می‌کرد. خیلی‌ها می‌گفتند این کار اشتباه است اما او هر سال بدون باخت قهرمان جهان می‌شد. سال ۱۹۶۶ یک جوان فرانسوی به موحد مراجعه و از او خواست تا المپیک او را تمرین بدهد. موحد نیز پذیرفت و آن جوان به ایران آمد و ماندگار شد.

او دنیل روبن بود که هر روز کنار موحد تمرینات سختی را که او انجام می‌داد، تکرار می‌کرد. در کشوری که اصلاً کشتی نداشت و هنوز هم ندارد، روبن به جایی رسید که در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکو دو مدال در ۷۸ کیلوگرم گرفت؛ در کشتی آزاد بعد از محمود آتالای -نابغه کشتی ترکیه- به مدال نقره رسید و در کشتی فرنگی بعد از رودولف وسپر -قهرمان بزرگ آلمان شرقی- روی سکوی دوم ایستاد.

عبدالله موحد همان زمان که کشتی می‌گرفت -او در همان المپیک ۱۹۶۸ مکزیکو مدال طلای وزن ۷۰ کیلوگرم را گرفت- با مثال بارز دنیل روبن، توان سازندگی و مربیگری خود را اثبات کرد. پس باید به عبدالله موحد حق داد با اثبات عملی این توانمندی، انتظار داشته باشد به او فرصت مربیگری در کشورش بدهند. چیزی که از او دریغ شد و حتی حقوق شهروندی‌اش را هم گرفتند تا در سال ۱۳۵۲ برای همیشه از وطن برود و البته که در آمریکا هم حاضر نشد این تخصص و توان را در اختیار یانکی‌ها بگذارد.

وای که اگر موحد قبول کرده بود، کشتی آمریکا دهه‌ها زودتر تبدیل به همین رقیبی می‌شد که امروز قهرمانان کشورمان را در مسابقات جهانی و المپیک آزار می‌دهد!

بیشتر بخوانید: استاد عبدالله موحد کدام کشتی‌گیران ایرانی را بیشتر دوست داشت؟

اشتراک‌گذاری »