همه فوتبالیها و حتی علاقهمندان به سایر رشتهها در جریان حواشی و اتفاقات مربوط به پاداش صعود به جام جهانی فوتبال هستند. البته که در سایر رشتههای ورزشی نیز پاداشها همواره منشا دردسر بوده که معمولاً وقتی رسانهای میشود، با تلفات همراه است! داستانی ازلی که انگار ابدی هم خواهد ماند.
از جام جهانی ۹۸ که خداداد عزیزی سراغ پاداش ۳ میلیون فرانکی وقت فیفا بابت صعود را گرفت و به همین دلیل از تیم ملی خط خورد، تا ادوار بعدی که همواره بزرگترها یا کاپیتانها به عنوان سخنگوی سایرین، چه در رسانه و چه در ملاقات با مقامات، سراغ پاداشها را گرفتهاند این ماجرا تا همین امروز همیشه ادامه داشته است.
از توضیحات فدراسیون که پاداش صعود به جام جهانی برای کل فوتبال یک کشور است و هیچ کجای دنیا تمام این مبلغ بین بازیکنان تقسیم نمیشود، تا بازیکنانی که حتی پس از بازنشستگی هنوز سراغ پاداشهای معوقه را میگیرند! حتماً داستان آپارتمانهای نواب را همه شنیدهاید!
این ماجرا گاه تنها یقه گوینده را گرفته اما گاه کل تیم را زیر سوال برده است؛ بهترین نمونه، حواله خودرو در دوره قبلی جام جهانی بود که با حرفهای کنعانیزادگان رسانه ای و به عنوان پاداش روتین و مصوب هیئت رئیسه فدراسیون مطرح شد، اما در افکار عمومی و به خصوص فضای مجازی بازتابی منفی نسبت به ککل تیم ملی داشت.
اینجا صحبت از اعضای هیئت رئیسه یا مدیران ارشد فدراسیون یا اعضای کادر و کاروان تیم ملی -از پزشک و ماساژور گرفته تا تدارکات و حراست و مربی- نیست که باز به عنوان مثال همین دوره قبل، پس از رسانهای شدن حضور این نامها در فهرست نهایی پاداش صعود، قرار شد مبالغ را به خزانه برگردانند. ماجرای ملاقات با رئیس جمهور شهید را بیاد دارید؟
اینجا فقط صحبت از بازیکنان است. آن هم نه بازیکنانی که فقط در یک یا چند بازی در مسیر صعود به جام جهانی کمک کردهاند، بازیکنانی که از بازی اول تا آخر حضور داشته و این افتخار را رقم زدهاند. شکی نیست که این پول یا هر چیز دیگری که به عنوان پاداش قرار بوده به آنها داده شود، حق آنهاست اما اینجا فقط مسئله زمان مطرح است…
به احتمال فراوان، امیر قلعه نویی ترجیح داده به جای بازیکنان، خودش این موضوع را مطرح کند اما خود قلعه نویی بهتر از همه میداند که الان زمان پرداختن به این مسائل نیست. در تمام دنیا و تمام رشتههای ورزشی، بازی برای تیم ملی افتخار است که دستمزد مالی مستقیم به همراه ندارد.
بازیکن با استفاده از ویترین ملی، قراردادهای خوبی در باشگاه میبندد که جبران کننده حضور در تیم ملی هست، البته که فیفا هم به ازای حضور بازیکنان در تیم ملی، تمهیداتی برای پرداخت به باشگاهها اندیشیده که در قرارداد بازیکن درصد هم او مشخص میشود. اگر بازیکن در عرصه ملی مصدوم شود، پرداخت غرامت نیز بر عهده نهاد بین المللی است.
همه اینها یعنی تمام جزئیات مالی برای حضور بازیکن در عرصه ملی در نظر گرفته شده و حضور در لباس یک کشور در عرصه بین المللی، عملاً عدد و رقم مالی نیز به دنبال دارد. حالا اعتبار اجتماعی و جایگاه و وجاهت نزد مردم -که آن هم تا پایان عمر منبع تامین مالی برای بازیکنان ملی پوش است- جای خود…
از سوی دیگر، در تمام دنیا و همه رشتهها مسئولان بالادستی ورزش و حتی و مدیران ارشد کشورها، برای افزایش انگیزه بازیکنان به آنها وعده پرداخت مبالغی -که گاه بسیار هنگفت است- را در قالب پاداش میدهند. خود فیفا یا کنفدراسیونهای زیر مجموعه اش هم در تورنومنتهای ملی و باشگاهی قارهای یا جهانی، پرداخت مبالغ را در صورت حضور و پیروزی تضمین میکنند.
باز هم میگوییم، وقتی مسئولی وعده دادن پاداش یا هدیه را به بازیکن و مربی میدهد، باید سر حرفش بماند. اما سوال اینجاست که مگر بازیکنان و مربیان و کادر تیم ملی فوتبال در این کشور زندگی نمیکنند؟ آیا شرایط جنگی مملکت را نمیبینند؟ اینکه زیر فشار تحریمها و مشکلات معیشتی طی سالهای اخیر، کمر مردم خم شده و جنگ تحمیلی سوم هم مزید بر علت شد، وظیفه ای برای افراد عادی، چه رسد به قهرمانان و الگوها یا متمولین، درپی نمی آورد؟
چه بسیار کسانی که در این دو ماه شغل خود را از دست دادهاند و چه بسیارتر آنها که اگرچه روی کاغذ شغل دارند و سر کار هم میروند، اما به خاطر مشکلات اقتصادی کل جامعه در اسفند و فروردین نتوانستهاند تمام حقوق خود را دریافت کنند. همان حقوقی که اگر کامل هم داده میشد، حتی کفاف اجاره خانه را هم نمیداد چه رسد به مخارج ماهانه زندگی…
بازیکنانی که در حرف و عمل، همواره از اولویت مردم گفتهاند و به هر طریق ممکن همراهی خود را با مردم اعلام کردهاند، چطور متوجه این بزنگاه خاص کشور نیستند؟ ما ایرانیها مثلی داریم که میگوید: «دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد». پس باید این سوال را کل اعضای حاضر در کادر تیم ملی از خود بپرسند که آیا الان زمان مناسبی برای سراغ گرفتن از پاداشها بود؟
بیشتر بخوانید: به یاد یگانه موحد ورزش ایران؛ آقا عبدالله، از آن بالا همه را حلال کن!