چهارشنبه شب در آلیانس آرنا، بایرن مونیخ پیروزی مقابل مدافع عنوان قهرمانی میخواست تا حریف آرسنال در فینال لیگ قهرمانان این فصل اروپا شود. اتفاقی که نیفتاد و این پاری سن ژرمن بود که تا ثانیههای آخر وقتهای تلف شده با یک گل، بازی برگشت را هم برده بود.
این مسابقه تماشایی و جذاب ۱-۱ مساوی تمام شد، حالا پاری سن ژرمن به عنوان مدافع عنوان قهرمانی دومین فینال متوالی لیگ قهرمانان اروپا را تجربه میکند. برابر آرسنال که آنها نیز یک بار در سال ۲۰۰۶ طعم فینال را چشیده و البته دستشان به جام نرسیده بود. دو تیم جوان با ستارههای موثر که نوید یک فوتبال درخشان را میدهند.
اما چرا نگاه همه دنیا به بازی برگشت پاریس و بایرن بود؟ تقابل آتلتیکو با آرسنال هم همان جایزه، یعنی بلیت فینال لیگ قهرمانان را داشت، اما چشم بیشتر فوتبال دوستان به این بازی بود. جواب در بازی رفت است.
کارشناسان از آن مسابقه به عنوان یکی از زیباترین بازیهای تاریخ فوتبال یاد میکنند. لوییز انریکه -مربی اسپانیایی پاریس که فصل قبل قهرمان اروپا شد و با بارسلونا نیز این عنوان را کسب کرده بود- از این بازی به عنوان بهترین بازی عمر مربیگری خود یاد کرد و تعداد زیادی از حاضران در ورزشگاه نیز همین عقیده را داشتند.
اما چه دلایلی وجود دارد که این همه آدم از این مسابقه به عنوان بهترین بازی تاریخ یاد میکنند؟ لااقل در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا یا برای پاریس یا بایرن؟ چون این مسابقه ۹ گل داشت و در نهایت ۵-۴ به نفع میزبان تمام شد، ۹ گل در بالاترین سطح ممکن در فوتبال جهان!
کم نیستند کارشناسانی که لیگ قهرمانان اروپا را بالاترین سطح فوتبال دنیا میدانند. بالاتر از جام جهانی، چرا که در جام جهانی بازیکنان موظف به بازی برای تیم ملی زادگاه خود یا تنها کشوری که انتخاب آنهاست، هستند اما در مسابقات باشگاهی این محدودیت وجود ندارد. باشگاهها میتوانند بهترینهای وقت دنیا را از هر ملیت، در اوج آمادگی در اختیار گرفته و از آنها استفاده کنند.
حالا در این تورنمنت سطح بالا و آن هم در اوج حساسیت که قرار است فینالیست مشخص شود، دو تیم ۹ بار دروازه یکدیگر را باز میکنند. پاریس پیش میافتد، بایرن میرسد، دوباره اختلاف گل را زیاد میکند و دوباره حریف به یک قدمی و رگ گردن میزبان میرسد، آن هم تیمهای آلمانی که بیشتر به داشتن دفاع قدرتمند شهرهاند تا کار تهاجمی!
همه اینها به خاطر همان تعداد گل بود. هدف فوتبال، گل است. دو تیم بازی میکنند تا به گل برسند و زیبایی فوتبال، به صحنههای رسیدن به گل است. صاحب اصلی فوتبال -یعنی تماشاگر- به خاطر دیدن گل پای یک مسابقه مینشیند یا به ورزشگاه میآید و بازیکنانی که گل میزنند، همواره مشهورتر و دستمزد بیشتری دارند.
این درست که در کارنامه بازیکن و مربی و برای قرارداد سال بعد انها، جام و موفقیت ملاک است اما همان جام و موفقیت به واسطه امتیاز به دست میآید و امتیاز نیز، حاصل به ثمر رسیدن گل و کسب پیروزی یا تساوی است. یعنی در نهایت همه چیز به گل ختم میشود و همین تعداد گل بالا دلیل زیبایی بازی رفت نیمه نهایی یو سی ال این فصل بود.
در بالاترین سطح فوتبال جهان و در حساسترین بازی ۹ گل رد و بدل شد و دور برگشت هم اگرچه بازی تنها دو گل داشت، اما هر دو تیم تا ثانیه آخر مسابقه فوتبال بازی کردند. هیچکس زیر توپ نزد، هیچکس روی زمین نخوابید و هیچکس از بیرون دستور دفاع یا وقت کشی به داخل زمین نداد!
بایرن میزبان که پیروزی میخواست، تا ثانیه آخر دست از حمله و تلاش برای گل زنی برنداشت و پاریس نیز حتی لحظهای به دفاع صرف رو نیاورد. ضد حملات آنها آنقدر خطرناک بود که هر کس جای نویر درون دروازه بود، بایرن بار دیگر شکست میخورد. در پایان این مسابقه و فوتبال ناب، بازیکنان بایرن مونیخ ناراحت بودند و بازیکنان پاریس در حال شادی، اما این بازی فقط یک برنده داشت که آن هم خود فوتبال بود.
تماشاگران راضی از تماشای یک مسابقه جذاب، هر دو تیم برنده و بازنده را تشویق کردند و همه راضی به خانههایشان رفتند. از بابت وقتی که صرف کرده و پولی که هزینه کردند تا یک مسابقه زیبا ببینند و حالا همه چیز را مقایسه کنید با مساویهای صفر – صفر و بیخاصیت فوتبال خودمان که عمدتاً بهانه مربیان بازیکنان و مدیران تیمها، حساسیت مسابقات است!