اما در همین حال برخی ارباب جراید و رسانه ها و متاسفانه حتی برخی به اصطلاح سیاستمداران! از “افزایش درآمد دولت” و “وضع خوب دولت” و “بی تاثیر بودن جنگ بر اقتصاد” می گویند.
حتی برخی پا را فراتر نهاده و به سراغ دکان و پیشه قدیمی ولی همیشه پرسود “رویافروشی” رفته اند و اعدادی خیالی را از افزایش درآمد دولت از 9 اسفند مطرح می کنند. ناگفته پیداست این برسازی روایت که توسط یک اقلیت محدود ولی متنفذ صورت می گیرد منجر به شکل گیری انتظاراتی فراتر از توان و امکانات موجود می شود. انتظاراتی که وقتی برآورده نشوند تبدیل به نارضایتی های گسترده تر خواهند شد. به بیان دیگر دمیدن بر بادکنک اوهام توسط این اقلیت پرفشار، به مانند کشیدن چک های فراوان با موجودی حساب بسیار کمتر از مبلغ چک هاست. دسته چکی که هر روز دست این جماعت هست ولی پاس شدن این چک ها با مجموعه نظام سیاسی خواهد بود. پاس شدن و پرداختی که غیر ممکن است و تنها بر موج نارضایتی ها خواهد افزود. چرا که لااقل برای بخش هایی از مردم اظهارات این جماعت موجب شکل گیری انگاره های ذهنی نادرستی می شود.
نگرانی دیگر اینجاست که این اقلیت با تسخیر و حتی به گروگان گرفتن دریچه های ادراکی حکمران موجب سوءمحاسبه های بیشتر در تصمیم گیری های کلان کشور شوند. طبیعی است وقتی رشد افسار گسیخته قیمت ها و تورم بی سابقه به یک مساله سیاستی و مدیریتی و بخشی (و نه یک مساله سیاسی ) فروکاسته می شود و کلان مسائلی مانند محاصره و تحریم و جنگ موضوعاتی کم اثر برسازی می شوند راه حل های خروجی نیز تناسبی با مشکلات موجود ندارند.
کافی است به اظهارات کارشناسان همیشگی! صداو سیما خصوصا ایام جنگ دقت کنیم. بارها و بارها اعداد غیرواقعی درآمدهای متصوره از تنگه و … گفته می شود. دمیدن بر این توقعات چیزی جز سرخوردگی و ناامیدی مضاغف طی هفته ها و ماه های آتی را در پی نخواهد داشت.
سوال اساسی اینجاست که آیا رویافروشان و این تجار وهم فروش، عامدانه آنقدر دروغ می گویند و صرفا جهت افزایش توقع و تسویه حساب سیاسی این گونه عمل می کنند و یا واقعا نمی دانند چه می گویند؟؟؟