به گزارش صحت خبر، تام نیکولز استاد بازنشستهی امور امنیت ملی در آتلانتیک در تحلیلی نوشت: هیچ کس حتی حامیان ترامپ که دست به انتقاد زدهاند، نمیدانند جزییات توافق با ایران چیست اما با نزدیک شدن به پایان این جنگ، مشخص است که رئیسجمهور نیز باخته است: او هنگام شروع جنگ نمیدانست چه میکند و اکنون هم نمیداند چگونه از آن خارج شود.
دو روز قبل بود که ترامپ از توافق با ایران به عنوان توافقی که تقریباً به نتیجه رسیدهبود، استقبال کرد. او در شبکه اجتماعی خود، تروت سوشیال، نوشت این توافق «تا حد زیادی مذاکره شده» و نزدیک به «نهایی شدن» است. البته ایرانیها بلافاصله این توصیف را رد کردند و روز بعد، ترامپ عقبنشینی کرد و بعدا نوشت «اگر با ایران توافق کنم، توافقی خوب و مناسب خواهد بود، نه مانند توافقی که اوباما انجام داد و به ایران مقادیر زیادی پول نقد و مسیری روشن و باز برای دستیابی به سلاح هستهای داد.»
ترامپ سپس با تغییر عقیده، عکسی از یک جنگنده حامل بمب منتشر کرد که روی آن نوشته «از توجه شما به این موضوع متشکریم»!
ترامپ خودخواه و چاپلوسان احمق
به نوشته نیکولز در آتلانتیک، بسیاری از کسانی که بیشترین نگرانی را در مورد آنچه ترامپ ممکن است در نهایت برای خروج از این درگیری به بنبست رسیده بپذیرد دارند، منتقدان او نیستند، بلکه حامیان او هستند.
چاپلوسان نگران ترامپ احتمالاً میدانند که جزئیات توافق نهایی احتمالاً در حال حاضر اهمیت چندانی ندارد.
ممکن است حامیان ترامپ به جزئیات توافق دسترسی نداشته باشند، اما آشکارا نگران هستند: سناتورهای لیندسی گراهام، راجر ویکر و تد کروز همگی در شبکههای اجتماعی ابراز شوک و ناامیدی میکردند.
گراهام گفت هر توافقی که در برابر ایران تسلیم شود «باعث میشود از خود بپرسیم که چرا جنگ از آنجا شروع شد»؛ ویکر گفت که آتشبس احتمالی ۶۰ روزه یک «فاجعه» خواهد بود و تد کروز با ملایمت اظهار داشت که تزار نمیداند نوچههای حیلهگرش چه نقشهای در سر دارند و این توافق را «تحت فشار برخی صداها در دولت» توصیف کرد.
حتی مایکل فلین مشاور سابق امنیت ملی برکنارشده هم به ترامپ هشدار داد و به متلک گفت: «میدانم که میخواهی از این مخمصه خلاص شوی.»
پمپئو، وزیر خارجه سابق ترامپ هم متن توافقنامه را با برجام امضا شده توسط اوباما مقایسه کرد و باعث شد تا استیون چونگ مدیر ارتباطات ترامپ، پاسخی تلخ به پمپئو بدهد.
وی در ایکس خود نوشت: «مایک پمپئو اصلاً نمیداند درباره چه مزخرفی صحبت میکند. او باید دهان احمقش را ببندد و کار واقعی را به متخصصان بسپارد. او از هیچ اتفاقی خبر ندارد، پس چطور میتواند بداند.»
به عقیده نیکولز در این مقاله، چاپلوسان ترامپ خودشان هم میدانند که رئیس جمهور مسوول مستقیم شکست استراتژیک آمریکا از ایران است و این جنگ قبلا با شکست پایان یافته است و اینکه ایران چقدر از مجازات قسر در خواهد رفت و ایالات متحده چقدر تحقیر را تحمل خواهد کرد، هنوز توسط مذاکرهکنندگان حل نشده است، اما جنگ اکنون تقریباً قطعی است که با قدرت گرفتن روحانیون تهران و با فشار قویتر بر اقتصاد بینالمللی نسبت به سه ماه پیش، به پایان خواهد رسید.
ترامپ در معرض امضای توافقنامهای است که میتواند بدتر از توافقنامه زمان اوباما باشد.
به گفته نیکولز در این مقاله، برجام بینقص نبود، اما محصول تلاشهای دیپلماتهای حرفهای، دانشمندان و سایر کارشناسان بود و وقتی اجرا شد، واقعاً تنها گزینه موجود بود. اوباما قمار کرد که ایران پس از اجرایی شدن برجام، برای رعایت آن تحت فشار قرار خواهد گرفت و حق با او بود. سه سال بعد، کمتر کسی استدلال کرد که ایران این توافق را نقض کرده است؛ ترامپ به هر حال، بدون هیچ فکر یا آمادگی، آن را کنار گذاشت.
ترامپ میتوانست به برجام پایبند بماند و اگر ایران سعی میکرد به سمت بمب حرکت کند – و هیچ مدرکی وجود ندارد که تهران در سال ۲۰۲۶ این کار را انجام میداد – میتوانست اوباما را سرزنش کند، برای جنگ به کنگره دلیل بیاورد و اقدام نظامی را آغاز کند.
در عوض (احتمالاً در حالی که هنوز از پیروزی سریع در ونزوئلا لذت میبرد) تصمیم گرفت که به عنوان آزادکننده ایران به دنبال افتخار باشد.
طبق گزارشها، بنیامین نتانیاهو به ترامپ گفت حکومت تهران سقوط خواهد کرد. با این حال، جان راتکلیف، مدیر سیا به او پاسخ داد که چنین پیشبینیای «مسخره» است.
جنگی که ترامپ از قبل باخته است
ترامپ این جنگ را با این فرض آغاز کرد که تمام مسائل دیگر – سلاحهای هستهای، تروریسم، ماجراجویی منطقهای ایران – با سرنگونی نظام از بین خواهند رفت.
وقتی این اتفاق نیفتاد، او هیچ برنامهای برای اقدام بعدی نداشت و به نظر میرسد که جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای هستهای را به عنوان توضیح اصلی، نه تنها برای اینکه چرا به جنگ رفت، بلکه برای اینکه چرا آمریکاییها اکنون باید از اثرات اقتصادی این درگیری رنج ببرند، پذیرفته است.
ایرانیها ممکن است قول دهند که از برنامه هستهای دست بکشند – همانطور که یک دهه پیش با اوباما کردند – اما در حال حاضر، آنها نه تنها خود را به عنوان طرف آسیب دیده معرفی میکنند، بلکه مانند پیروزمندان رفتار میکنند: خواستههای خود را مطرح کرده و طرف آمریکایی را وادار به مذاکره در مورد وضعیت تنگه هرمز کرده و مسئله هستهای را به آینده موکول کردهاند.
نیکولز در پایان مقاله نتیجه میگیرد که: رئیس جمهور به اکسیوس گفت شانس رسیدن به توافق با ایرانیها «کاملاً ۵۰/۵۰» است و او یا یک توافق «خوب» را میپذیرد یا «آنها را تا ابد نابود میکند» اما هیچکدام از این دو اتفاق نخواهد افتاد. در عوض شاید زمانی یک تکه کاغذ از اتاق جلسهای در پاکستان بیرون آید.
این تفاهمنامه شاهدی است بر این که آمریکا باید یک شکست استراتژیک بزرگ در خاورمیانه را بپذیرد و ترامپ، که به دلیل خودخواهی و بیکفایتی خود، آمریکا را به این نقطه رسانده، آن را امضا خواهد کرد.
۴۲