تصمیم هیئترئیسه فدراسیون فوتبال برای معرفی استقلال و تراکتور به لیگ نخبگان آسیا و سپاهان به لیگ قهرمانان سطح دو، فقط یک تصمیم اداری نبود؛ تصمیمی بود که عملاً به تمام مناقشههای دو ماه گذشته پایان داد و در عین حال این سؤال را به وجود آورد که تکلیف هویت لیگ برتر چه میشود؟
لیگی که هفتههاست نیمهکاره مانده، مسابقاتی که با بینظمی پیش رفته و حالا هم بدون پایان طبیعی، سرنوشت نمایندگان آسیایی آن تعیین شده است. اما شاید بشود از زاویه دیگری هم به ماجرا نگاه کرد؛ زاویهای تلختر.
در فوتبال ایران معمولاً بزرگترین دعواها بر سر موضوعاتی شکل میگیرد که اساساً افتخاری در آنها وجود ندارد. واقعاً بر سر چه چیزی میجنگیم؟
فوتبال ایران از زمان تغییر فرمت رقابتهای آسیایی، نه جامی گرفته، نه سلطهای داشته و نه حتی توانسته خود را به عنوان مدعی اصلی معرفی کند. معدود فینالهای تیمهای ایرانی هم در نهایت بدون جام به پایان رسیدهاند و سهم ما از آسیا بیشتر حسرت بوده تا افتخار.
پس این حجم از تنش برای چیست؟ برای سهمیههایی که شاید چند بازی بیشتر نصیبمان کند؟ برای رقابتهایی که هنوز معلوم نیست میزبان دیدارهایش باشیم یا نه؟ برای حضوری که اغلب با حذف و ناکامی تمام شده است؟
فوتبال آسیا سالهاست در اختیار قدرتهای شرق قاره و حالا باشگاههای ثروتمند عربی قرار گرفته؛ آنها جام میبرند و ما هنوز بر سر سهمیهها با هم میجنگیم. تلخی ماجرا فقط باشگاهی هم نیست. کافی است به ویترین فوتبال ملی نگاه کنیم؛ نزدیک به نیم قرن بدون جام در آسیا.
این آمار قرار نیست ما را به تسلیم وادار کند؛ اتفاقاً برعکس. قرار نیست ریلکس باشیم؛ قرار است بپرسیم چرا هنوز اینجاییم؟ چرا هنوز برای «حضور» میجنگیم اما از «قهرمانی» دور ماندهایم؟
شاید وقت آن رسیده به جای جنگ بر سر سهمیهها، درباره ریشه ناکامیها حرف بزنیم…
بیشتر بخوانید: ماموریت جدید تیم ملی ایران؛ پایان عصر شرکتکننده محترم!