معاون اجرایی رئیس‌جمهور همان روزهای ابتدایی دی تأکید کرده بود یارانه‌های دولتی باید به طور مستقیم به مصرف‌کننده نهایی برسد اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که پرداخت یارانه از مسیر ارز ترجیحی، به‌جای بهبود معیشت مردم، منجر به شکل‌گیری رانت و افزایش قیمت‌ها شده و این روند باید اصلاح شود.

در عین حال عباس گودرزی، سخنگوی هیئت‌ رئیسه مجلس نیز همان روزها در توضیح ضرورت حذف ارز ترجیحی گفته بود: مشکل اصلی در سیاست ارزی، نرسیدن یارانه به مردم است؛ جایی که ارز ارزان در اختیار واردکننده قرار می‌گیرد اما کالا با قیمت بالا به سفره خانوارها می‌رسد و این روند باید اصلاح شود.

امروز اما کافی است رجوعی داشته باشید به سخنان دبیر انجمن صنعت بسته‌بندی گوشت و مواد پروتئینی که گفته بازار تقاضا نسبت به سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است.

 حالا با این سقوط آزاد تقاضا همین دامی که در داخل کشور است کفاف تامین نیاز به گوشت قرمز را می‌دهد.

یادم هست در جلسه‌ای که برای تبیین ضرورت حذف یارانه‌ی ارزی و تخصیص یارانه به انتهای زنجیره یعنی مصرف‌کننده برگزار شده بود، مقام مسئول تاکید می‌کرد این کالابرگی که داده می‌شود زندگی خیلی از اقشار آسیب‌پذیر را متحول می‌کند چون این‌ها شاید در سال یک بار هم گوشت نمی‌خوردند اما حالا با کالابرگ می‌توانند گوشت و مرغ بخرند. تنگنای ارزی و زنجیره‌ی فساد و اصابت نکردن یارانه‌ای ارزی به هدف نیز دلایل دیگری بود که در توجیه این تصمیم اعلام شد.

 سیاستگذاران اما کافی است نگاهی به قیمت‌ها بیندازند. مرغ از کیلویی 150 هزار تومان در دی ماه 1404 به کیلویی 480 تا 500 هزار تومان در شرایط کنونی رسیده است. این یعنی یک مرغ کامل قیمتی بالاتر از یک میلیون تومان دارد. بهای گوشت از حدود 950 هزار تومان به بیش از دو میلیون و 150 هزار تومان افزایش یافته و وضعیت شیر و پنیر و ماست و ماکارونی و برنج هم بهتر از این نیست. با همین دست فرمان و با همین توجیه و توضیح، دولت سیزدهم نیز در اردیبهشت سال 1401 نسبت به حذف ارز ترجیحی اقدام کرد و بالاترین تورم غذا در کشور را از زمان جنگ جهانی دوم و اشغال ایران رقم زد.

حال در فاصله‌ی سه سال خوراکی که گران شده بود، گران‎تر شد تا تورم نقطه‌ به نقطه‌ی خوراکی‌ها در فروردین ماه سال جاری به بیش از 115 درصد افزایش یابد. حالا اما مقامات دولتی روزه‌ی سکوت گرفته‌اند. کسی از میان شما سیاستگذاران نیست توضیح دهد چرا حمایت از سفره و معیشت خانوار و مبارزه‌تان با فساد به بهای سقوط آزاد مصرف مرغ و گوشت و سایر ملزومات حیاتی تمام شد. این تجربه اما انگار هنوز کافی نیست. همین روزها درباره‌ی ضرورت بازنگری در توزیع یارانه‌ی حامل‌های انرژی و نان حرف‌هایی به گوش می‌رسد.

 می‌گویند به ناپلئون گفتند که ما در جنگ پیروز شدیم. ناپلئون پرسید چقدر تلفات دادیم؟ گفتند: ۶۰ درصد. ناپلئون گفت: یکبار دیگه پیروز بشیم، نابود می‌شویم. حال حکایت ماست. کافی است یگ بار دیگر برای حمایت از معیشت ما و اصابت یارانه‌ها به سفره‌مان اقدام کنید تا چیزی از سفره باقی نماند و نابود شویم.

اشتراک‌گذاری »