به گزارش خبرگزاری صحت خبر، محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، گفت: عقل سلیم میگوید الآن باید کاری کنیم که دوران دو سال باقیمانده ترامپ طی شود و از قدرت آمریکا کنار برود. یعنی ما راهی پیدا کنیم که او از این باتلاقی که در آن گیر کرده بیرون بیاید تا صدمه بیشتری به ایران نزند.
اهم اظهارات محسن هاشمی را در ادامه به نقل از جماران بخوانید؛
* ساختار جمهوری اسلامی طوری است که اصولاً تصمیمگیران ما نمیتوانند بدون داشتن نظر و مصوبه مقامات ارشد، اقدامی انجام دهند.
* بالأخره در ساختار [حاکمیت کشور] ما، نظام رهبری و ولایت فقیه وجود دارد و پس از آن سران سه قوه هستند. قوه مجریه به عنوان قوه ارشد کشور، اصولاً اینگونه موارد را دنبال میکند و تصمیمات اساسی در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ میشود که همه سران سه قوه و فرماندهان نظامی و امنیتی در آن حضور دارند.
* کلیه مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز تا زمانی که توسط رئیسجمهور امضاء نشود و به تأیید رهبری نرسد، قابل اجرا نخواهد بود.
* کسانی که با سفسطه، تصمیمات را بدون نظر رهبری فرض میکنند، خودشان را به ندانستن میزنند.
* ممکن است در جلسات مسائلی مطرح شود که منجر به تصمیمی گردد و نسبت به آن بحثها حرفهایی داشته باشند، اما نمیتوانند بگویند که این مسائل به تصویب رهبری نرسیده است.
* نکته دوم این است که در زمان حیات شهید آیتالله خامنهای، بحث مذاکره حل شده بود. درست است که در آن زمان مذاکره به صورت غیرمستقیم انجام میشد و ایشان موافقت فرموده بودند که مذاکره غیرمستقیم صورت بگیرد، و اگر لازم شد بعدا مستقیم انجام شود.
* من فکر نمیکنم الآن در کشور کسی با اصل مذاکره مخالف باشد. کسانی که «کاسه داغتر از آش» هستند و مذاکره را نهی میکنند و فکر نمیکنم حتی دلواپسان هم دیگر با اصل مذاکره مخالف باشند.
* عدهای خواستههای حداکثری را مطرح میکنند و بحث را به خیابان و میدان میکشانند. مثلا میگویند «رفتن آمریکا از منطقه» و «پراخت غرامت کامل به ایران» در پیامهای رهبر شهید و رهبر فعلی وجود داشته است. یعنی آنقدر سطح خواستهها را بالا میبرند که اگر تیم مذاکرهکننده به آنها نرسد، ادعا کنند ما در مذاکرات شکست خوردهایم و این حس شکست را به جامعه تحمیل کنند.
* اگر عقل سلیمی باشد و خواستههای مشخص و قابل اجرا مطرح شود، تیم مذاکرهکننده نمیخواهد حیثیت ایران از بین برود، و قطعا نمیرود که تسلیم شود و ایران را بفروشد؛ بلکه در جهتی حرکت میکند که پاسخگوی منافع ملی باشد.
* عقل سلیم میگوید الآن باید کاری کنیم که دوران دو سال باقیمانده این «گاو خشمگین» طی شود و از قدرت آمریکا کنار برود. یعنی ما راهی پیدا کنیم که او از این باتلاقی که در آن گیر کرده بیرون بیاید تا صدمه بیشتری به ایران نزند. اگر بتوانیم با روشی این کار را انجام دهیم که صدمات ناشی از رفتارهای دیوانهوار ترامپ نسبت به ایران را کاهش دهیم، میتواند برای ایران مثبت فرض شود.
* باید فرض را بر این بگذاریم که ترامپ قرار نیست تا ابد رئیسجمهور آمریکا باشد و چنین تصمیماتی علیه ایران بگیرد؛ او حداکثر دو سال دیگر در قدرت خواهد بود. اگر در این دو سال تصمیماتی بگیریم که از این صدمات عبور کنیم، مگر خود ترامپ زیر توافق نزد!؟
* هر توافقی که انجام دهیم، اگر بعدا دیدیم به نفع ایران نیست و آنجا آدم عاقلتری پای کار آمده، میتوانیم اعلام کنیم که ما این توافق را تحت فشارهای غیرموجه او نوشته بودیم و الآن نمیتوانیم به آن عمل کنیم و خواهان مذاکرات جدید هستیم.
* در نتیجه، با شرایط فعلی کشور، عقل سلیم حکم میکند کاری کنیم که این گاو خشمگین صدمه کمتری به مردم، مسئولین، فرماندهان نظامی و داراییهای کشورمان بزند تا خدای نکرده فقر بیشتری حاکم نشود.
* همیشه فرصت داریم که حق و حقوقمان را از فردی عاقلتر دریافت کنیم. اگر اکنون بتوانیم هرچه میخواهیم را بگیریم که بسیار عالی است؛ و اگر فرض را بر این بگذاریم که با یک عقل سلیم از این معرکه عبور کنیم تا زمان مناسبی برسد، این هم میتواند مثبت فرض شود.
* اگر ترامپ تعلیق را پذیرفته، با توجه به وضعیتی که ما در میدانهای هستهای مثل فردو، اصفهان و نطنز داریم، تعلیق چندساله مشکلی برای ایران ایجاد نمیکند. ما دو سال باید آواربرداری و بازسازی کنیم و تا دو سال دیگر هم ترامپ رفته و آن موقع یک فکری به برایش میکنیم.
* همچنین تنگه هرمز بالأخره یک جای مهمی است. اگر ما پافشاری زیادی کنیم، ممکن است دنیا برای عبور از موانع راهکارهای جایگزین پیدا کند؛ مثل لولهکشیهایی که در عربستان یا امارات انجام شده یا طرحهایی برای انتقال لوله از ترکیه به دریای سیاه و از اردن به دریای مدیترانه. اینها مسائلی است که میتواند ارزش تنگه هرمز را به نوعی کمتر کند.
* اگر بتوانیم حداکثر استفاده را از تنگه هرمز ببریم و از سوی دیگر اجازه ندهیم راهحل جدیدی برای عبور از تنگه ایجاد شود، عبور از آن تا زمان ترامپ هم خیلی مشکلی ایجاد نمیکند. چون هر لحظه بخواهیم میتوانیم دوباره تنگه را ببندیم. یعنی هر لحظه بخواهیم میتوانیم فعالیت هستهای را شروع کنیم یا تنگه هرمز را ببندیم؛ چون این تنگه در اختیار خودمان است.
* حس پیروزی ما اول مربوط به همین مردم در میدان است. چون اگر این مردم در میدان نبودند، میتوانست اتفاقات بدتری بیفتد؛ مثلا همان اتفاقاتی که در دی ماه داشتیم.
۳۱۲۱۱