به گزارش صحت خبر، دنی سیترینوویچ، تحلیلگر اندیشکده اسرائیلی موسسه مطالعات امنیت ملی در واکنش به خبرهای منتشر شده در مورد چراغ سبز آمریکا به اسرائیل برای حمله به بیروت در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما باید یک واقعیت اساسی را بپذیریم: حتی اگر فردا به اسرائیل چراغ سبزی داده شود تا به هر نقطهای از لبنان، از جمله بیروت، حمله کند، این کار به درگیریها پایان نخواهد داد، بلکه به احتمال زیاد به آن دامن خواهد زد.»
تنها راه دیپلماسی است
سیترینوویچ تصریح کرد: تنها سناریویی که از نظر منطقی میتواند حزبالله را با ابزار زور خلع سلاح کند، اشغال کامل لبنان است؛ کمپینی که اسرائیل نه ظرفیت و نه اراده سیاسی لازم را برای اجرای آن دارد. در نتیجه، حتی گسترش عملیات نظامی در بیروت ممکن است هزینههایی را به حزبالله تحمیل کند، اما این سازمان یا زیرساختهای سیاسی و اجتماعی آن را از بین نخواهد برد.
تنها مسیر کارآمد برای پایان دادن به منازعه در لبنان، مسیری سیاسی و دیپلماتیک است: تقویت دولت لبنان، مذاکره برای دستیابی به یک توافق نهایی بر سر اختلافات مرزهای زمینی میان اسرائیل و لبنان، و ایجاد ترتیبات امنیتی مستحکم.
حل و فصل اختلافات ارضی، یکی از روایتهای محوری حزبالله را تضعیف میکند؛ روایتی که بر اساس آن، این گروه نقش مدافع لبنان را در برابر ادعاها و تهدیدهای مداوم اسرائیل ایفا میکند. همزمان، نهادهای دولتیِ قویتر در لبنان و سازوکارهای امنیتیِ ضمانتآور، بستر پایدارتری را برای ثبات نسبت به فشارهای نظامیِ صرف فراهم خواهند کرد.
از دیدگاه حزبالله، بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ فعلی وجود نخواهد داشت. تا زمانی که اسرائیل به عملیات نظامی خود در داخل خاک لبنان ادامه دهد، حزبالله نیز احتمالاً به آن پاسخ خواهد داد. این امر، ایده دستیابی به ترتیبی را که در آن اسرائیل آزادی عمل گستردهای در سراسر لبنان داشته باشد و حزبالله صرفاً نظارهگر آتشبس بماند، هم غیرواقعبینانه و هم ناپایدار میسازد.
بنابراین، یک روند تنشزدایی پایدار، نیازمند آتشبس متقابل است که با مذاکرات جدی میان اسرائیل و دولت لبنان درباره ترتیبات امنیتی و حلوفصل نهایی اختلافات مرزی همراه باشد.
قدرت نظامی قادر به ایجاد نتیجه سیاسی پایدار نیست
مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل تاکید کرد: درس بزرگتر در اینجا شبیه همان فرضیهای است که بسیاری از ناظران در خصوص پرونده ایران مطرح کردهاند: قدرت نظامی میتواند اهرم فشار ایجاد کند، اما به تنهایی قادر به ایجاد یک نتیجه سیاسی پایدار نیست. هیچ کمپین نظامی از سوی اسرائیل، فارغ از میزان شدت آن، احتمالاً امنیت بلندمدت شمال اسرائیل را تامین نخواهد کرد، مگر اینکه با دیپلماسی، مشوقها و تعامل مستمر با دولت لبنان همراه شود.
در واقع، یک تضاد ذاتی میان حفظ آزادی عمل نظامیِ بلامانع در لبنان و پیشبرد مذاکرات معنادار با بیروت وجود دارد؛ هر حمله اسرائیل، موقعیت سیاسی دولت لبنان را تضعیف کرده و به حزبالله مشروعیت لازم را برای ادامه درگیریها میدهد.
دولت اسرائیل به جای تمرکز بر کسب موافقت ایالات متحده برای حمله به بیروت (اقدامی که فراتر از پاسخ به مطالبات داخلی در اسرائیل، بعید است مسیر راهبردی جنگ را تغییر دهد) باید پیشبرد مذاکرات در واشنگتن و با دولت لبنان را در اولویت قرار دهد، حتی اگر این کار مستلزم تعلیق عملیات نظامی باشد.
در نهایت، سیاستگذاران با یک انتخاب روبهرو هستند: آنها میتوانند به پیگیری عملیات نظامی در لبنان ادامه دهند، یا اینکه یک فرآیند دیپلماتیک جدی را دنبال کنند. تلاش برای پیشبرد همزمان هر دو مسیر، بعید است که به موفقیت ختم شود.
۴۲/۴۲