به گزارش خبرگزاری صحت خبر، مسعود فروتن مجری رادیو و تلویزیون، نویسنده و کارگردان در بخشی از گفتوگویی مفصل با ایرنا در پاسخ به این که «همکاری شما با «رادیو هفت» (برنامهای تلویزیونی از شبکه آموزش) چهطور شکل گرفت و چرا این برنامه با وجود مخاطبان متعددی که داشت، تعطیل شد؟» گفت: «شروع برنامه اینطور بود که منصور ضابطیان با من تماس گرفت و گفت: «برنامهای داریم و یک میکروفن است. ما یک قصه داریم، قصه «خانجون» که مادربزرگی آن را نوشته است و تو باید آن را تعریف کنی.» من گفتم: «من را چه به قصه تعریف کردن؟» من تا آن موقع اجرا نداشتم. گفتند ما به دو دلیل میخواهیم که شما باشید. یکی اینکه صدایتان صدای خاصی است و دوم اینکه لحن مهربانی دارید و این لحن مهربان به درد قصه خواندن میخورد. من قبول نمیکردم و میگفتم که من در محیط هنری زحمت کشیدهام و جایگاهی به دست آوردهام. من در دو دانشگاه درس تلویزیون و سینما خواندهام. من این همه سال کار کارگردانی تلویزیون کردهام و بهترین تلهتئاترها و سریالها را تولید کردهام. حالا با یک کار دیگر ممکن است که آن سابقه از بین برود، میترسیدم، بیم داشتم. اولین قصه را که خواندم ضابطیان گفت: «همین است و همینطور ادامه بدهید.» ۶ ماه هر شب من یک قصه میخواندم یعنی آخرین آیتم برای من بود و با قصه خواندن من برنامه تمام میشد.»
او ادامه داد: «خوب است هر چیز در زمان مناسب تمام شود شاید آن برنامه همانقدر جایش بود. من به این معتقدم. هنرمندان ما نمیدانند چه زمانی وقت پایان است. صدای هنرمند در صحنه میگیرد، خُب دیگر نخواند و اجازه بدهد که مردم از او خاطره خوب داشته باشند. چرا باید بلرزد و بخواند که بگوید من میخوانم؟ خواندن با دستگاه که کاری ندارد وقتش است که بعد از این همه سال خداحافظی کند و در خانه بنشیند تا مردم از او خاطره خوب داشته باشند.»
فروتن افزود: «چیزی که مخالف آن هستم و به همه دوستان سپردم، این است که اگر خدای ناکرده زمانی بیمار شدم، دوربین سراغ من نیاید مردم اینطور مرا پسندیدند. برای همین من هر روز بیدار میشوم دوش میگیرم اصلاح میکنم، کِرِم میزنم، ادکلن میزنم و رنگی میپوشم؛ زیرا اینطور شمایی که مرا میبیند میگویید که خوب و خوشرنگ پوشیده است و بوی خوبی میدهد و انرژی مثبت به من میدهید و من با این انرژی مثبت تا صبح روز بعد پُر هستم. این را باید بدانیم و هنرمندان ما نمیدانند. عدهای به دیدار هنرمند در تخت بیمارستان میروند و عکس میگیرند من همچنان در شوک دیدن جمشید مشایخی در بیمارستان هستم و بازیگران رفتند و روبه دوربین با او معاشرت کردند برای چه کار میروند؟ برای اینکه تکلیف خود را معلوم کنند که به عیادت او رفتند؟ اگر من بیمار شدم، دوست ندارم کسی عکسی از بیماری من منتشر کند و دوست دارم همه همین تصویر از من را در خاطر داشته باشند این راز طولانیتر ماندن است.»
۲۴۲۲۴۳