نرگس کیانی: «آقای (مهدی) فیروزان دبیر این شورا (شورای عالی ویرایش صداوسیما) هستند. فیروزان به مسائل اولی علاقه زیادی دارد و دارای روحیه باذوقی است. اعضای شورا نیز همگی از بزرگان و اساتید هستند؛ آقایان اسماعیل سعادت، ابوالحسن نجفی، رضا سیدحسینی، موسی اسوار، احمد سمیعی و علی‌اشرف صادقی. در این جلسه (یکم شهریور ۱۳۷۳) درباره روش‌هایی که باید در حوزه‌های برنامه‌سازی ساری و جاری شود تا زبان و ادبیات فارسی صیانت گردد بحث شد.» این بخشی از روزنوشت‌های علی لاریجانی، دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی در سال‌های مدیریت صداوسیماست. آشنایی علی لاریجانی با علاقه‌مندی مهدی فیروزان «به مسائل اولی» و «روحیه باذوق» او، حاصل دوستی باسابقه‌ای بود که از ۱۳۵۶ میان این دو آغاز شد؛ از کلاس‌های درس آیت‌الله حاج‌سیدمحمدصادق حسینی طهرانی در مشهد. این دوستی، آن‌طور که فیروزان می‌گوید موجب شد این دو «در مراحل گوناگون زندگی، دفعات بسیار، هرقدر هم کوتاه اما موثر» با یکدیگر گفت‌وگو و رفاقت کنند. گاهی آن‌قدر دور که سالی می‌آمد و می‌رفت و یکدیگر را نمی‌دیدند و گاهی آن‌قدر نزدیک که یک روز در هفته، ناهار را در ساختمان شیشه‌ای صداوسیما با هم می‌خوردند.

استعفا از مدیرعاملی سروش، ادامه کار با شورای عالی ویرایش صداوسیما

مهدی فیروزان، مدیرعامل موسسه شهر کتاب از سال ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۴ و موسس شناخته‌شده‌ترین استارتاپ‌های کتاب‌محور ایران، با اشاره به این که وقتی علی لاریجانی متصدی صداوسیما شد او مدیرعامل انتشارات سروش بود، شورای عالی ویرایش را تأسیس کرده بود و مسئولیت شورا را نیز بر عهده داشت، ادامه می‌دهد: «آن زمان، روزنامه «کیهان» صفحهٔ ششی داشت که می‌شد از مطالب آن فهمید چه خوابی برای آینده دیده است. در آن‌جا نوشته شده بود که دکتر لاریجانی در مدیریت صداوسیما بسیار موفق بوده اما هنوز دو «دگراندیش» در میان اطرافیانش باقی مانده است و نام مرا به‌عنوان یکی‌ از آن‌ دو ذکر کرده بود. من نزد آقای لاریجانی رفتم و روزنامه را به او نشان دادم و گفتم می‌خواهم از سروش (۱۳۷۳-۱۳۶۱) استعفا بدهم. او با شرم خندید. گمان می‌کنم همه این خنده نجیبِ از ته دل آقای لاریجانی را به یاد داشته باشند. آقای لاریجانی خندید و انگار از جانب «کیهان» دچار شرم نیابتی شده باشد، گفت: «تو که نمی‌شود بروی!» از من اصرار و از او انکار. قرار شد جلسه بعد صحبت کنیم و بالاخره استعفای مرا به شرط آن‌که چاپخانه را افتتاح کنم، پذیرفت. چاپخانه با حضور دکتر حسن حبیبی و عده‌ای از مترجمان و نویسندگان افتتاح و جلسه تودیع باشکوهی برگزار شد که بسیاری در آن صحبت کردند؛ دکتر غلامعلی حداد عادل، استاد احمد سمیعی‌ گیلانی، استاد موسی اسوار و …»  

روایت مهدی فیروزان از پاسخ علی لاریجانی به یک پرسش دشوار/ در ساخت «هویت» دخالتی نداشتم و در مقابل خدا هم پاسخ‌گو خواهم بود

تغییر تصمیم پیشین به نفع مصلحت کنونی/ ساختمانی که علی لاریجانی بیرون از جام‌جم برای شورای عالی ویرایش اجاره کرد

آن زمان، شورای عالی ویرایش در طبقه چهارم ساختمان شیشه‌ای کنار دفتر علی لاریجانی قرار داشت. فیروزان با اشاره به این نکته ادامه می‌دهد: «با آمدن دکتر لاریجانی به صداوسیما، طلبکارانی که به دنبال تغییر بودند، حراست سازمان را به سرعت به سمت امنیتی‌شدن‌ بردند. در نتیجه مأموران حراست ابایی نداشتند که اصحاب تفکر را جلوی در سازمان نگه دارند و تفتیش بدنی کنند. شورای عالی ویرایش مرکب از ۱۵ استاد سرآمد زبان‌وادبیات فارسی بود. استادانی که با شورا همکاری مستقیم داشتند و حضورشان مایه افتخار صداوسیما بود. عده زیادی هم مهمانانی بودند که در جلسات شرکت می‌کردند و پروژه‌هایی را بر عهده می‌گرفتند. خاطرم هست یک روز به دکتر لاریجانی گفتم با این وضع حراست، تردد به سازمان برای این بزرگان دشوار است و هم ماموران حراست اذیت می‌شوند و هم این استادان که آمدن‌شان به صداوسیما از سر لطف است.»

علی لاریجانی پیش‌تر بخشنامه‌ای به علی کردان، معاون مالی و اداری صداوسیما ابلاغ کرده و خواسته بود همه ساختمان‌های متعلق به سازمان که بیرون از جام‌جم قرار دارند تعطیل و فروخته شوند و همه کارکنان فقط در جام‌جم مستقر باشند. فیروزان با اشاره به این نکته می‌افزاید: «درواقع سیاست او متمرکز کردن همه فعالیت‌های صداوسیما در جام‌جم بود. با این حال، ملاحظات مرا که شنید دستور داد ساختمانی بیرون از صداوسیما برای شورای عالی ویرایش اجاره و جلسات شورا در آن‌جا تشکیل شود. این‌طور شد که جلسات شورا از آن به بعد در ساختمان مناسبی که در خیابان بخارست دیده بودیم و صداوسیما آن را اجاره کرد، برگزار شد. آن‌چه در این بین بسیار مهم است عدول دکتر لاریجانی از دستور قبلی‌ خود بود. درواقع وقتی با ملاحظه‌ای درست روبه‌رو شد، برخلاف تصمیم پیشین، تصمیمی تازه گرفت و یک ساختمان برای متفکرین اجاره کرد. من نمی‌دانم اشخاص دیگر با صبغه و جایگاه او، به چه میزان حاضرند عواقب تغییر تصمیم خود را به نفع مصلحت متفکران بپذیرند اما علی لاریجانی این کار را کرد. خاطرم هست همان زمان علی کردان به او یادآوری کرد که این کار مخالف خط‌مشی‌ مصوب سازمان است و لاریجانی پاسخ داد شورای عالی ویرایش یک استثنا است.» 

دوست داشتند علی لاریجانی اهل گفت‌وگو نباشد و «هویت» بسازد

تا پیش از منتقل‌شدن جلسات شورای عالی ویرایش به ساختمان خیابان بخارست، اتاق مهدی فیروزان، دبیر شورا که جلسات در آن برگزار می‌شد در همان طبقه‌ای قرار داشت که اتاق علی لاریجانی قرار گرفته بود؛ طبقه چهارم ساختمان شیشه‌ای. فیروزان با یادآوری این نکته می‌گوید: «اتاق من، با فاصله‌ای از اتاق دکتر لاریجانی در یک طبقه قرار داشت. خاطرم هست او بعضی روزها تماس می‌گرفت و می‌گفت اگر ناهار خورده‌ای به اتاقم بیا. او می‌دانست من سیگار می‌کشم و چای را که می‌آورند می‌گفت زیرسیگاری را هم بیاورند. این جمله را چندین بار از زبان او شنیدم که «نمی‌خواهم متکلف باشی. از تکلف خوشم نمی‌آید و آن را نزدیک به شرک می‌دانم. وقتی با هم هستیم تکلف نداشته باش.» من سیگارم را می‌کشیدم و حرف می‌زدیم. اولین کاری هم که می‌کردیم این بود که باتری‌های موبایل‌مان را درمی‌آوردیم. من حرف‌هایم را راحت می‌زدم، انتقادهایم، پیشنهادهایم و نگرانی‌هایم را می‌گفتم و او با دقت گوش می‌داد. نه این‌که من شخص خاصی بودم، نه، پیدا بود همین رفتار را با بسیاری از کسانی که به صداقت‌شان مطمئن است و می‌داند به دنبال نفع شخصی نیستند، دارد. او تقریبا استراحت بعد از ناهار نداشت و ما یک ساعتی می‌نشستیم و هم در مورد سیاست‌های کشور و هم در مورد سیاست‌های داخل سازمان صحبت می‌کردیم.» 

مهدی فیروزان با ذکر خاطره‌ای ادامه می‌دهد: «حتی مثلا اگر قرار بود در مورد مسائل فرهنگی در جایی  سخنرانی کند، می‌گفت برای سخنرانی راجع به فلان مسئله به فلان‌جا دعوت شده‌ام. من هم اجازه می‌گرفتم که برای سخنرانی‌اش فیش‌هایی تهیه کنم. موضوع را در شورای عالی ویرایش مطرح می‌کردم و اعضای شورا چون می‌دانستند شخصیت طبیعی لاریجانی، شخصیتی فرهنگی است هرچه راجع به آن موضوع به ذهن‌شان می‌رسید، روی کاغذ می‌آوردند و به من می‌دادند که برای استفاده به دست دکتر لاریجانی برسانم. می‌خواهم بگویم رشته فلسفه‌ که او در آن تحصیل کرده بود و آشنایی‌ و علاقه‌اش به کانت و دیگر متفکرین غربی موجب گشودگی‌اش شده بود. در حالی که از او توقع گشودگی نمی‌رفت. توقع همه کسانی که ۱۳ سال جنگیدند تا آقای محمد هاشمی در رادیو و تلویزیون نباشد، این بود که آقای لاریجانی گشودگی نداشته باشد، اهل گفت‌وگو نباشد، برنامه «هویت» را بسازد و قس‌علی‌هذا.»

روایت مهدی فیروزان از پاسخ علی لاریجانی به یک پرسش دشوار/ در ساخت «هویت» دخالتی نداشتم و در مقابل خدا هم پاسخ‌گو خواهم بود

پاسخ علی لاریجانی به چرایی پخش «هویت»: از کسانی که مظلوم واقع شدند، دلجویی می‌کنم

او با ذکر خاطره‌ای دیگر می‌افزاید: «یک روز از ایشان پرسیدم این برنامه «هویت» چه بود که ساختید؟! او قبل‌تر در مصاحبه‌ای جواب‌هایی به این سوال داده بود ولی من گفتم: «این جواب‌ها را داده‌اید به این دلیل که باید جوابی می‌دادید اما متعجبم که چه‌طور از یک سو در «هویت» استاد ارجمند عبدالحسین زرین‌کوب را تخطئه و از سوی دیگر در شمار چهره‌های ماندگار تکریم‌شان می‌کنید؟!» او گفت: «گاهی انجام کارهای بزرگ‌ اقتضائاتی می‌طلبد که ناگزیر از تن دادن به آن‌ها هستید. مثل وقتی که باید از پیچ‌وخم یک جاده خاکی عبور کنید برای این که به دشتی سرسبز برسید. عبور از پیچ‌وخم آن جاده خاکی آزاردهنده است اما برای رسیدن به چیزی که می‌خواهید، راه دیگری پیش رو ندارید. آن‌چه من می‌خواهم توسعه کمی‌وکیفی صداوسیماست؛ چه به لحاظ تعدد شبکه‌ها و ساعات پخش برنامه‌ها و چه به لحاظ گستردگی جغرافیایی پوشش آن‌ها. من می‌خواهم مردم احساس کنند در کشوری زندگی می‌کنند که از رادیو و تلویزیون آن، برنامه‌های متکثر، متعدد و متنوع پخش می‌شود. پس ناگزیرم به برنامه‌هایی هم که می‌توانند باعث شوند چوب لای چرخ کار گذاشته نشود و مانعی بر سر توسعه کار پیش نیاید، اجازه پخش بدهم. من دخالتی در ساخت آن‌ها، نه در محتوای‌شان و نه در هیچ چیز دیگرشان نداشته‌ام و در مقابل خدا هم پاسخ‌گو خواهم بود. ضمن این که رادیو و تلویزیون متعلق به همه اندیشه‌ها، همه جریان‌های سیاسی و جریان‌های فکری کشور است؛ آن‌ها هم این‌طور سهم‌شان را گرفتند ولی من حتما از کسانی که مظلوم واقع شدند، به موقع عذرخواهی و دلجویی می‌کنم.»

روایت مهدی فیروزان از پاسخ علی لاریجانی به یک پرسش دشوار/ در ساخت «هویت» دخالتی نداشتم و در مقابل خدا هم پاسخ‌گو خواهم بود

آرشیو صداوسیما از غنی‌ترین آرشیوهای تفکرِ روشنفکران منزوی، منتقد یا زاویه‌دار با حاکمیت است

«در دوره ریاست علی لاریجانی بر صداوسیما، شورای معاونین سازمان شبیه به یک شرکت سهامی بود که سهامداران گوناگون در آن نماینده داشتند و این نماینده‌های طلبکار سال‌ها جنگیده بودند برای این‌که رادیو و تلویزیون را تصاحب کنند.» مهدی فیروزان با اشاره به این نکته می‌افزاید: «درست است که در شروع مدیریت آقای لاریجانی اتفاقات نامطلوبی برای سازمان و مدیران قبلی افتاد؛ در یکی، دو سال اول و مایی  که نقشی در آن‌ اتفاقات نداشتیم از ایشان گله می‌کردیم. اما آقای لاریجانی بعد از دو، سه سال رادیو و تلویزیون را به هماهنگی و انسجام رساند که زمینه‌ساز گسترش شبکه‌ها، توسعه سریال‌ها و حضور افراد متفکر در صداوسیما شد. بسیاری از متفکرین مایل نبودند با صداوسیما همکاری کنند و دکتر لاریجانی بعد از تلاش‌های بسیار که به نتیجه نرسید، به یک توافق نانوشته با مراکز فرهنگی که به امر توسعه دانش و معرفت اشتهار داشتند، رسیده بود. او معاونین صداوسیما را تشویق می‌کرد که رویدادهای فرهنگی را ضبط و از رادیو و تلویزیون پخش کنند. مثلا شبکه چهار، شبکه جام‌جم و شبکه یک را متقاعد کرده بود که برنامه‌های نقد کتاب و درس‌گفتارهای «شهر کتاب» را ۵، ۶ سال به صورت بی‌وقفه نشان دهند. خاطرم هست دوربینی بسیار مجهز با تیمی کارشناس این برنامه‌ها را ضبط می‌کردند و روی آنتن شبکه‌های گوناگون می‌فرستادند. گاهی طی یک هفته، رویدادهای گوناگون شهر کتاب از چندین شبکه پخش می‌شد. طبیعتا انجام این کار قدرت تمیز می‌خواست و فقط یک «ناخدای شجاع» می‌توانست چنین چیزی را به معاونینش ابلاغ بکند و توقع داشته باشد که مدیران سطوح میانی حاصل تولیدات فکری صاحبان اندیشه را در سراسر جامعه رصد و از رادیو و تلویزیون پخش بکنند.»

در حالی که برخی از صاحبان اندیشه با صداوسیما قهر بودند و در برنامه‌ها شرکت نمی‌کردند اما دکتر لاریجانی چشم بر هم می‌گذاشت و نمی‌گفت چون فلانی به رادیو و تلویزیون نمی‌آید پس صدا و تصویرش هم نباید پخش شود

او اشاره می‌کند: «در حالی که برخی از آن صاحبان اندیشه با صداوسیما قهر بودند و در برنامه‌ها شرکت نمی‌کردند اما دکتر لاریجانی چشم بر هم می‌گذاشت و نمی‌گفت چون فلانی به رادیو و تلویزیون نمی‌آید پس صدا و تصویرش هم نباید پخش شود» و ادامه می‌دهد: «تا جایی که به خاطر دارم، غیر از یک مورد که به نامه کتبی رسید، او در بقیه موارد چشم بر هم می‌گذاشت و قهر روشنفکران را با صداوسیما نادیده می‌گرفت و بر انتشار اندیشه‌شان از رادیو و تلویزیون تاکید می‌کرد. خاطرم هست یک روز در همین مورد گفت: «ما این همه از گفت‌وگو می‌گوییم ولی آیین گفت‌وگو را هیچ‌کس اجرا نمی‌کند. حتی کسانی که امروز پرچم‌دار گفت‌وگو هستند وقتی کتاب‌شان منتشر می‌شود نقدی را که بر آن صورت می‌گیرد، تاب نمی‌آوردند. من باید با این‌ها چه کنم؟! غیر از این که همه اندیشه‌ها را منتشر کنم.» شاید اغراق‌آمیز به نظر برسد اما بسیاری از کسانی که در «شهر کتاب» برای‌شان جلسه نقد کتاب، درس‌گفتار، سالگرد تولد یا بزرگداشت برگزار می‌کردیم، حاضر نبودند به صداوسیما بروند و در برنامه‌های رادیو و تلویزیون شرکت کنند. با این حال، آن‌ها هم در مقابل دوربین تلویزیون چشم بر هم می‌گذاشتند همان‌طور که دکتر لاریجانی چشم بر هم می‌گذاشت. چراکه می‌خواستند جامعه از اندیشه تولیدشده، از گفت‌وگوها و از نقدها استفاده کند. برای همین، تا جایی که مطلعم، آرشیو صداوسیما یکی از غنی‌ترین آرشیوهای ملی از تفکر روشنفکران منزوی، منتقد یا زاویه‌دار با حاکمیت است.»

۵۹۲۴۲

اشتراک‌گذاری »