صحت خبر: شرایط جنگی که از نهم اسفند آغاز شد، مجلس را به حالت نیمه تعطیل درآورده است. دیگر خبری از جر و بحث های نمایندگان در صحن سبز مجلس نیست اما نمایندگان مجلس تاکید می کنند که تعطیل بودن صحن به معنای تعطیلی کامل مجلس نیست و نمایندگان سایر فعالیت های خود را دنبال می کنند؛ فعالیتهایی که میتوان آن را در بعد نظارتی مجلس قلماد کرد.
بر اساس گزارش های منتشر شده، جلسات کمیسیونهای مختلف در ابتدا به شکل مجازی و سپس به صورت حضوری برگزار شده است. درباره تعداد این جلسات کمیسیونها روایتهایی منتشر شده است. اما اینکه خروجی این جلسات چه بوده سوالی است که صحت خبر از نمایندگان جویا شده است.
در این گفتوگو صحت خبر برای بررسی عملکرد کمیسیون صنایع و معادن مجلس با محمد رستمی سخنگوی کمیسیون گفتوگو کرده است. او میگوید بررسی آسیبهای واردشده به صنایع و موضوع بازسازی آنها جزو موضوعات این کمیسیون بوده است.
اما دستاوردهای ملموس این جلسات چه بوده است؟
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید؛
***
* لطفاً در ارتباط با عملکرد کمیسیون صنایع در دوران جنگ توضیح دهید.
در دوره جنگ، بهجز روزهای اولیه که تا فراهم شدن شرایط برای برگزاری وبیناری جلسات مقداری زمان برد، کمیسیون با برگزاری جلسات مختلف به بررسی آسیبهای مراکز صنعتی و بازسازی آنها پرداخت.
شرکتهای پتروشیمی و فولاد مبارکه جزو موضوعاتی بودند که در این جلسات بررسی کردیم. ما با رئیس انجمن تولیدکنندگان پتروشیمی جلساتی برگزار کردیم و آسیبهایی که در این حوزه دیده بودند بررسی شد. همچنین با شرکت فولاد مبارکه و سازمان ایدرو در رابطه با موضوعات خودرو و بحث گرانیهایی که اتفاق افتاده بود، صحبت شد.
هفته گذشته هم جلسه حضوری با وزیر میراث فرهنگی داشتیم و موضوع آسیب دیدن مراکز میراث فرهنگی و کاخها بررسی و مطرح شد. ما در کمیسیون تأکید کردیم که وزیر محترم و در واقع دولت، باید اقدام حقوقی در مجامع بینالمللی علیه آمریکا و اسرائیل انجام دهند؛ زیرا حمله به میراث فرهنگی کشور جنایت جنگی محسوب میشود.
* چند جلسه حضوری و چند جلسه مجازی بوده است؟
من تعداد دقیقش را نمیدانم، اما حداقل پنج الی شش جلسه مجازی داشتیم و فکر میکنم حدود پنج الی شش جلسه حضوری هم برگزار شد. الان یک هفته پیش با مدیرعامل شستا هم جلسه حضوری داشتیم و وضعیت شرکتهای زیرمجموعه شستا را که در معرض آسیب ناشی از فضای جنگی و حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بودند، بررسی کردیم.
مجلس الان فقط بعد نظارتی دارد
* لطفاً در مورد دستاوردهای ملموس آن صحبت کنید. جلساتی که گفتید به چه خروجیهایی ختم شده است؟
بگذارید من این نکته را خدمت شما بگویم؛ مجلس یک بعد قانونگذاری دارد که ما منتظریم تا صحن باز شود و فضای امنی ایجاد گردد تا این بعد مهم راه بیفتد. اما این جلساتی که الان برگزار میشود، بیشتر بعد نظارتی مجلس را در بر میگیرد.
ما نمایندگان باید اتفاقاتی را که در کشور رخ داده و آسیبهایی که به واحدها وارد شده بررسی کنیم و ببینیم راهکارهای دستگاههای دولتی و شرکتهای تولیدی برای بازگشت به حالت قبل از جنگ چیست و این مسائل چه اثری در زندگی مردم میگذارد.
برای مثال، بررسی کردیم که آسیبدیدگی «فولاد مبارکه» چه اثری در حوزه فولاد کشور ایجاد میکند و چه تعداد شرکت پاییندستی به آن وابستهاند. برای تأمین مواد اولیه این شرکتها راهکارهایی نظیر واردات مطرح شد. کمیسیون نظر خود را اعلام کرد که ما خدایناکرده نمیخواهیم واحدهای تولیدی دریافتکننده مواد اولیه، به واسطه آسیبدیدن فولاد مبارکه تعطیل شوند؛ بنابراین در صورت نیاز باید فولاد وارد شود و مشخص شد از کجا امکان واردات وجود دارد.
در بحث پتروشیمی هم که نیاز بسیاری از کارخانجات است، با توجه به آسیبدیدن مجموعههای تأمینکننده یوتیلیتی (مثل فجر و مبین)، بررسی شد که چه باید کرد تا واحدهای پتروشیمی سریعتر به چرخه تولید برگردند. الان که داریم با هم صحبت میکنیم، خوشحالیم که بعضی از واحدهای پتروشیمی به مدار تولید برگشتهاند و تولید خودشان را انجام میدهند.
ممکن است مردم عزیز ما اشتباه برداشت کنند و انتظار داشته باشند مجلس وارد کار اجرایی شود و تصمیم اجرایی بگیرد. مجلس هیچوقت مهر اجرایی ندارد.
ما مدیران مربوطه را دعوت میکنیم و مطالبه عمومی مردم (مثلاً قرار گرفتن مواد فولادی و پتروشیمی در اختیار واحدهای تولیدی) را پیگیری میکنیم. ما از دستگاههای اجرایی برنامه آنها را می پرسیم سپس با همدیگر گفتگو میکنیم.
بالاخره در شرایط جنگی و پساجنگ، همه ارکان حاکمیت باید کمک کنند تا اثرات این اتفاقات (مخصوصاً گرانیها) برای مردم کمتر شود. در این جلسات، اولاً نمایندگان در جریان تمام اتفاقات قرار گرفتند و بعضی جاها بازدیدهای میدانی انجام شد تا میزان و نحوه آسیبها مشخص شود و بررسی کنیم دولت، تسهیلات بانکی و دستگاههای مسئول برای جبران آن چه باید بکنند. من فکر میکنم جلسات خوب و مفیدی بوده است.
تعدیل نشدن قیمتها به دلیل اثر روانی جنگ است
* به آسیب دیدن واحدها (مثل فولاد و پتروشیمی) اشاره کردید که مستقیماً روی اقتصاد اثر میگذارد. ما الان با نرخهای تورمی روبهرو هستیم و شاخصهای اقتصادی خیلی مساعد نیست. خروجی این پیگیریها قاعدتاً باید روی این شاخصها اثر میگذاشت و تورم کاهش پیدا میکرد؛ چرا این اتفاق نیفتاده است؟
جنگ اثر روانی خودش را هم میگذارد. وقتی یک کارخانه تولید مواد پتروشیمی هدف قرار میگیرد، جو روانی ایجاد میکند. اما برداشت من این است که بعد از راهاندازی تعدادی از واحدهای پتروشیمی و تأمین مواد اولیه در بازار داخل، باید به یک تعدیل قیمتی برسیم.
الان که هنوز همه واحدها کامل برنگشتهاند، من فکر میکنم بخش عمده آن ناشی از اثر روانی بازار است؛ وگرنه اگر مواد اولیه تأمین شود، قاعدتاً به تعادل میرسد و قیمتها برمیگردد. کمااینکه در حوزه «ورق فولادی» دیدید که در بورس کالا عرضه شد اما خریداری برای آن وجود نداشت؛ یعنی ورق وجود دارد، اما جو روانی جنگ، اثر خودش را روی بازار (مثلاً خودرو) گذاشته بود.
* فکر میکنید تا چه مدت دیگر این شاخصها به سمت تعدیل میرود؟
ما یک مطالبه جدی از دستگاههای دولتی و وزارتخانهها داشتیم و آن این بود که استراتژیهای خودشان را مشخص کنند. استراتژی باید برای سه حالت تعیین شود: سناریوی زمان جنگ، سناریوی زمان صلح، و سناریوی شرایط کنونی (که نه جنگ است و نه صلح، و ذهن تولیدکنندگان و بازار را مخدوش کرده است).
ما این آمادگی را مثلاً در مدیرعامل شستا دیدیم که سناریوهای مختلف خودش را برای همین سه حالت بیان کرد. اما در پاسخ به سؤال شما که چه زمانی این شرایط درست میشود؛ قاعدتاً باید فضای روانی جنگ و پساجنگ مقداری تعدیل شود و از بین برود تا از بعد روانی، یک تعادلی در بازار به وجود بیاید.
عکسالعمل بازار به مذاکرات عمیق نیست/ نه به مذاکره اعتماد است و نه به توافق
* یک بخشی از این موضوع هم برمیگردد به مذاکراتی که الان بین ایران و آمریکا در جریان است. حالا ممکن است به تفاهم برسند یا نرسند؛ در این صورت تأثیر آن را بر شاخصها چطور ارزیابی میکنید؟
مردمی که در بازار هستند میدانند که این مذاکرات سالیان سال است وجود دارد و اتفاق خاصی در بازار ما ایجاد نمیکند. اگر مذاکرهای هم دارد صورت میگیرد، به خاطر عملکرد دولت آمریکا در سالیان اخیر، بیاعتمادی عمیقی در مردم و بازار ما نسبت به مذاکرات وجود دارد.
شما الان میبینید صحبت از مذاکره میشود اما اتفاق خاصی در بازار نمیافتد. در دهه ۸۰ وقتی صرفاً بحث یک قطعنامه علیه ایران مطرح میشد، اثر منفی شدیدی در بازار میگذاشت. اما الان میبینیم صحبت مذاکره میشود، ولی عکسالعمل آنقدر عمیق نیست؛ زیرا اعتمادی وجود ندارد که بازار فکر کند با این مذاکره قرار است اتفاق خاصی بیفتد.
* اما خود تفاهم چطور؟ اگر آن اتفاق نهایی بیفتد، آیا ممکن است اثرش را بگذارد؟
من نظر شخصی خودم را میگویم نظر شخصی من این است که نه اعتمادی به مذاکره است و نه اعتمادی به توافقی که نوشته شود. چون شخصیت ترامپ یک شخصیت منطقی نیست و به هیچ تعهدی پایبند نیست.
او میآید برجام را پاره میکند؛ در حین مذاکره در جنگ ۱۲ روزه حمله میکند (اگر یادتان باشد آنجا هم در حین مذاکره بودیم)؛ بعد دوباره بحث صلح و آتشبس را مطرح میکند، ولی یکدفعه وسط آن ناآرامیهایی ایجاد میشود که ریشهاش به آنها برمیگردد؛ و چند روز بعد دوباره حمله میکند. من فکر میکنم ترامپ اگر چیزی را هم امضا کند، به امضای خودش پایبند نیست و تقریباً همه مردم ایران هم این را فهمیدهاند.
* با این نگاه شما بازار و صنعت باید چهکار کنند؟
بالاخره توانمندی داخلی ما قوی است و کشور ضعیفی نیستیم. مراودات ما با کشورهای همسایه خوب است و مستحضرید که از مرزهای زمینی داریم بهخوبی استفاده میکنیم (هرچند در مرزهای دریایی کمی چالش داریم).
دولت به این قضیه توجه دارد و از ظرفیتهای مرزی غیردریایی کار خودش را انجام میدهد. عزیزان ما در دولت فعال هستند و زحمت میکشند. با وجود گرانیهایی که به وجود آمده، در بحث معیشت واقعاً جای تشکر از دولت دارد که هیچکدام از اقلام ضروری مردم (مثل شکر، روغن و…) نایاب نشد و به لطف زحمات تولیدکنندگان مواد غذایی، مشکلی برای کشور ایجاد نکرد.
قاعدتاً اگر سایه جنگ برطرف شود، توجه به توانمندی و تولید داخل بیشتر شود و از ظرفیت کشورهای همسایه استفاده کنیم و دیگر نگاهمان اینطور نباشد که همهچیز را منوط به مذاکره و توافقنامه کنیم (که الان هم دولت این کار را نکرده و کار خودش را پیش میبرد)، قطعاً میتوانیم شاخصهای اقتصادی خودمان را به سمت مثبت شدن تغییر دهیم.
۳۱۲۱۱