مظاهر گودرزی: این روزها نام مخدرهایی به گوش میرسد که حتی بسیاری از کارشناسان و نهادهای مسئول نیز هنوز شناخت کاملی از آنها ندارند؛ موادی با ترکیبات جدید، اسامی عجیب و اثراتی ناشناخته که با سرعتی بیشتر از توان نظامهای نظارتی در حال ورود به بازارهای جهانی هستند. در چنین شرایطی، دیگر تصویر سنتی از قاچاق مواد مخدر و محمولههای تریاک بهتنهایی نمیتواند واقعیت این بازار پیچیده را توضیح دهد. به گفته حسین ذوالفقاری، نماینده رئیسجمهور و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر، «هم سازمان ملل و هم بسیاری از کشورها در شناسایی و کنترل این مخدرها عقب هستند» و گاهی «مخدر صنعتی وارد بازارهای دنیا میشود در حالی که هنوز دستگاههای متولی فرصت شناسایی و آزمایش اینکه آیا این ماده مخدر هست یا نه را ندارند.»
این تغییر الگو از مواد سنتی به مخدرهای صنعتی و روانگردان، نهتنها مسیر مبارزه با قاچاق را دشوارتر کرده، بلکه نظام درمان و تأمین دارو را نیز با چالشهای تازهای روبهرو کرده است. کاهش خلوص تریاکهای کشفشده و افت سهم مواد سنتی در کشفیات، مسئولان را به سمت راهکارهای تازهای برای تأمین مواد اولیه دارویی سوق داده؛ از جمله طرح کشت «شقایق اولیفرا» که به گفته ذوالفقاری میتواند بخشی از نیاز دارویی کشور را تأمین کند او در گفتوگو با صحت خبر ضمن تشریح ابعاد این طرح، از ضرورت بازنگری در سیاستهای مقابلهای، درمان و تأمین دارو متناسب با واقعیتهای جدید مواد مخدر سخن میگوید. دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در عین حال یادآور میشود که ایران همچنان در خط مقدم مقابله با قاچاق قرار دارد.
متن کامل گفتوگو در ادامه آمده است.
ایران از قبل از انقلاب مجوز کشت گیاهانِ مخدر پایه را دارد
*در روزهای گذشته صحبتهای زیادی درباره کشت خشخاش در برخی زمینهای کشاورزی مطرح شده است، آیا چنین کشتی درحال رخ دادن است؟
سال گذشته یک دستورالعمل جامع با رویکرد پیشگیرانه حداکثری تدوین و به همه دستگاههای متولی که باید مسئولیت داشته باشند ابلاغ شد، برهمین اساس در مناطق نادری که اقدامات خلاف قانون صورت گرفت مقامات قضایی و نیروی انتظامی بلافاصله برخورد کردند، چراکه بهطورکلی کشت خشخاش ممنوع است و مجازاتهایی نیز برای متخلفان در نظر گرفته شده است.
*این مجازاتها چیست؟
مجازاتهایی که در نظر گرفته شده است بازدارندگی لازم را ندارند، این مجازاتها تا سه مرحله جنبه مالی دارد که برای این موضوع مناسب نیست، بههمین دلیل در اصلاح قانون به این موضوع پرداخته شد، در حال حاضر نیز با موارد تخلف به صورت جدی برخورد میشود؛ برای کسانیکه تخطی کنند هم امحا انجام میگیرد هم پرونده قضایی تشکیل میشود تا برخورد قانونی صورت بگیرد. با همین رویکرد در برخی استانها که سال گذشته گزارشهایی از تخلف وجود داشت، امسال تقریباً به وضعیت کنترلشده رسیدهاند و جزو استانهای پاک هستند. استانهایی مانند سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی از جمله مناطقی بودند که سال گذشته گزارشهایی داشتند اما امسال توانستهاند آن را کنترل کنند. برخی استانهای دیگر نیز کاهش قابل توجهی داشتهاند. در عین حال یکی دو استان هستند که لازم است تلاش گستردهتر و جدیتری در این زمینه داشته باشند. آنچه اهمیت دارد، عزم جدی مسئولان شهرستانهاست تا این موضوع را با جدیت دنبال کنند. ما نیز اعلام کردهایم در صورتی که اثبات شود دستگاههایی که وظیفه قانونی در زمینه پیشگیری و مقابله دارند کوتاهی کردهاند، این موضوع به عنوان ترک فعل به مراجع صالحه برای رسیدگی معرفی خواهد شد.
خلوص تریاک نیز بهشدت کاهش یافته؛ از حدود ۲۶ درصد به زیر ۱۰ درصد رسیده است. بنابراین مخدرهای کشف شده میزان خلوص لازم برای بهرهبرداری در شرکتهای دارویی را ندارند.
*موضوع کاشت گیاهانِ مخدر پایه از روزی مورد توجه قرار گرفت که گفته شد میزان دسترسی به مخدر برای تامین دارو کاهش یافته است، الان قرار است این میزان مخدر مورد نیاز از کشت در داخل کشور تامین شود، درست است؟
بله، در همه جای دنیا برای تامین دارو به این مخدرها نیاز است، حدود هفت کشور به لحاظ کنوانسیونهای بینالمللی مجاز به کشت گیاهان مخدر پایه هستند؛ هم برای تأمین نیازهای دارویی خودشان، هم برای مصرف بیماران تحت درمان و هم حتی برای صادرات به کشورهایی که امکان کشت ندارند.
*ایران جزو این کشورها هست؟
ایران از قبل از انقلاب جزو این هفت کشور بوده، اما پس از انقلاب بر اساس قانون داخلی، کشت را ممنوع کرده است، در حالی که از کنوانسیونهای بینالمللی نیز خارج نشدهایم.
*وقتی کشت این گیاهان را ممنوع کردیم، نیازهای دارویی کشور را چهطور تامین میکردیم؟
بیشترین ورود مواد مخدر به کشور در گذشته از نوع تریاک بود و عمده نیازهای دارویی کشور هم از این منبع تامین میشد.
* منظورتان از طریق کشفیات قاچاق تریاک است. الان چرا از این مسیر مخدر مورد نیاز تامین نمیشود؟
در الگوی مواد مخدر یک تغییر رخ داده است، امروز عمدتاً با مواد مخدر صنعتی مواجه هستیم؛ هم از نظر تولید در برخی کشورها و هم از نظر کشفیات در داخل. بهطور مثال، کشفیات ماده مخدر شیشه نسبت به گذشته افزایش یافته، در حالی که کشفیات تریاک کاهش پیدا کرده است. از سوی دیگر، خلوص تریاک نیز بهشدت کاهش یافته؛ از حدود ۲۶ درصد به زیر ۱۰ درصد رسیده است. بنابراین مخدرهای کشف شده میزان خلوص لازم برای بهرهبرداری در شرکتهای دارویی را نداشتند، در نتیجه هم برای شرکتهای داروسازی و هم برای مراکز درمان اعتیاد کشور مشکلاتی بهوجود آمده است. به همین دلیل از سال گذشته موضوع بهصورت جدی مورد بررسی قرار گرفت، چندین راهکار مطرح شد که یکی از آنها بحث کشت گیاه مخدر پایه بود، اما همانطور که عرض کردم طبق قانون کشت خشخاش بهطور صریح ممنوع است.
*حتی نهاهای دولتی هم نمیتوانند خشخاش کشت کنند؟
هیچ نهادی نمیتواند خشخاش کشت کند، چونکه قانون دراینباره صراحت دارد، مگر روزی که قانون در اینباره اصلاح شود. بنابراین برای جایگزینی بررسیهای گستردهای انجام شد، جلسات متعددی با کارشناسان، صاحبنظران و مسئولان شرکتهای داروسازی برگزار شد و نهایتاً بحث به این جمعبندی رسید که از ظرفیت «شقایق اولیفرا» میتوان برای تأمین نیاز داخلی استفاده کرد.

از شقایق اولیفرا مورفین استخراج میشود
*شقایق اولیفرا چیست؟
شقایق اولیفرا یک نوع گیاه مخدر پایه است اما برخلاف خشخاش منع قانونی برای کشت ندارد. طبق تبصره ماده ۴۱، وزارت بهداشت با پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی و با نظارت ستاد مبارزه با مواد مخدر میتواند برای نیازهای کشور، ابتدا در حوزه تحقیقاتی و سپس در حوزه تأمین نیاز، اقداماتی انجام دهد، ما طی دو دهه گذشته از این ظرفیت استفاده نکرده بودیم و به نوعی این موضوع مغفول مانده بود. به همین دلیل، آنچه امروز در حال شکلگیری است یک تحول جدی محسوب میشود؛ موضوعی که اگر بخواهم صریح بگویم حداقل یک سال کار هماهنگی میان دستگاههای مختلف انجام شد. جمعبندی این بوده که از نظر قانونی فعلاً مانعی وجود ندارد و از نظر فنی هم موضوع کشت به شکلی نیست که مثل خشخاش قابلیت استحصال و ورود گسترده به جامعه را داشته باشد. برای این موضوع، چند مرحله طی شد و نهایتاً در جلسه اصلی ستاد مبارزه با مواد مخدر مطرح و به تصویب کامل رسید؛ بدون اینکه نظر مخالفی در آن جلسه وجود داشته باشد.
بر اساس برآوردها، حدود ۱.۵ درصد از شقایق اولیفرا قابلیت استخراج مورفین دارد.
یک بخش بسیار مهم این طرح، موضوع تحقیقاتی مربوط به تولید بذر است. این موضوع یک کار بزرگ و تحولی در کشور محسوب میشود، زیرا بذر این گیاه معمولاً در دنیا به شکل قاچاق تأمین میشود و از طرفی به دلیل ماهیت تراریخته بودن آن، میتواند مشکلاتی ایجاد کند. به همین دلیل، ما ناچار شدیم مرحله تحقیقاتی تولید بذر را زودتر آغاز کنیم تا از زمان عقب نمانیم. این کار در یکی دو نقطه کشور، از جمله استان البرز و خراسان رضوی، زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی آغاز شده و در حال حاضر در مرحله برداشت قرار دارد؛ امیدواریم در نهایت بتوانیم در کشور به تولید بذر شقایق اولیفرا برسیم. پس از آن، این محصول وارد چرخه کارخانههای داروسازی خواهد شد و تحت نظارت و پروتکلهای خاص قرار میگیرد. آییننامهها و دستورالعملهای اجرایی این موضوع نیز تصویب و آماده شده است و عملاً همه چیز برای ورود به مرحله اجرایی فراهم است.
*بهطور مشخص متولی اصلی تامین بذر این گیاه کیست؟
در آییننامهها و دستورالعملها نیز مشخص شده که وزارت جهاد کشاورزی، متولی اصلی این بخش خواهد بود؛ بهویژه در حوزه کشت صنعتی و یکپارچه که قابلیت کنترل و نظارت دقیق داشته باشد، از جمله نصب دوربین، پروتکلهای امنیتی و نظارتی و سایر الزامات. کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی نیز بر مراحل کشت، برداشت، حمل و همچنین فرآوری نظارت خواهند داشت. فرآوری نهایی نیز در شرکتهای داروسازی انجام میشود که مسئولیت آن بر عهده وزارت بهداشت و درمان است.
*و تحقیقات شما نشان میدهد شقایق اولیفرا میتواند نیاز دارویی کشور را تامین کند؟
بر اساس برآوردها، حدود ۱.۵ درصد از این گیاه قابلیت استخراج مورفین دارد و علاوه بر آن، گفته میشود بین ۲۸ تا ۳۰ محصول مختلف نیز از آن قابل استحصال است، ضمن اینکه این ماجرا چند نتیجه دارد، میتواند از گسترش اعتیاد و قاچاق جلوگیری کند، نیازهای دارویی کشور را تأمین کند، کیفیت داروها را بهبود بدهد، برای درمان اعتیاد از آن استفاده میشود و حتی به نوعی درآمدزایی برای کشور داشته باشد.
همچنین ما در چارچوب پروتکلها این کار را انجام خواهیم داد، از طریق وزارت امور خارجه موضوع به سازمان ملل اعلام شده تا هماهنگیهای بینالمللی انجام شود.

قاچاقچیان مواد مخدر باعث کاهش کیفیت مخدرها شدهاند
*شما اشاره کردید مخدری که وارد کشور میشود خلوص و کیفیت لازم را ندارد که بتوان از آن در مصارف دارویی استفاده کرد، چرا خلوص مخدرها کم شده است؟
این موضوع اساساً به اصل کشت برنمیگردد، بلکه به فرآیند قاچاق و دستکاری در مسیر انتقال مربوط میشود. قاچاقچیان برای اینکه سود بیشتری داشته باشند، مواد مختلفی را به این محمولهها اضافه میکنند. همین ناخالصیها باعث کاهش شدید کیفیت میشود. در بسیاری از موارد، این مواد ناخالص خطرناک هستند و حتی سلامت مصرفکنندگان را بهشدت تهدید میکنند. برخی پزشکان فعال در حوزه آندوسکوپی و بیماریهای گوارشی هم گزارش دادهاند که این مواد ناخالص اثرات بسیار مخربی بر بدن بیماران دارد، در حالی که افرادی که از مواد خالصتر یا کنترلشده استفاده کردهاند، وضعیت بهتری داشتهاند.
*همچنین اشاره کردید که الگوی کشفیات به سمت مواد صنعتی تغییر کرده است، این روند چگونه شکل گرفته؟
بله، این یک واقعیت جهانی است. امروز مواد مخدر صنعتی با نامها و ترکیبات جدید بهطور مداوم تولید میشوند، طوریکه هم سازمان ملل و هم بسیاری از کشورها در شناسایی و کنترل این مخدرها عقب هستند، گاهی مخدر صنعتی وارد بازارهای دنیا میشود در حالی که هنوز دستگاههای متولی فرصت شناسایی و آزمایش اینکه آیا این ماده مخدر هست یا نه را ندارند، در نتیجه امروز گفته میشود که حتی تا ۱۴۰۰ نوع ماده مخدر صنعتی با نامهای جدید و بعضاً عجیب در حال ظهور است، واقعیت این است که سوداگران در نقاط مختلف جهان همواره به دنبال منافع اقتصادی خود هستند و از هر نوع فعالیت مخربی که برایشان سود داشته باشد استفاده میکنند. در برخی موارد نیز شاهد هستیم که مواد سنتی مانند تریاک تبدیل به مواد صنعتیتر مانند شیشه یا سایر ترکیبات میشوند که ارزش اقتصادی بالاتری دارند و همین موضوع انگیزه این تغییرات را افزایش میدهد.
در برخی عملیاتها، محمولههای بسیار بزرگی کشف شد؛ از جمله محموله ۱۲ تنی از یک تیم قاچاق، در مقابل، کشورهای بعد از ما که اگر یک قاچاق ۵۰ کیلویی کشف میکردند میگفتند از مرزهای ایران مخدر قاچاق وارد کشورمان میشود، اگر ایران نبود بهجای محمولههای چند ده کیلویی، با باندهای بزرگ چند تنی مواجه میشدند، بنابراین باید از ما تشکر کنند.
*اظهار نظرهایی از این قبیل که در حد ۱۰ دقیقه میشود به مواد مخدر دسترسی پیدا کرد طی سالههای قبل زیاد شنیده شده، با همه تلاشها در حوزه کشفیات چرا همچنان دسترسی اینقدر آسان است؟
بر اساس آخرین اطلاعاتی که داریم دسترسی به مواد مخدر همچنان وجود دارد، اینطور نیست که بگوییم دسترسی بسیار سخت یا نادر شده است، البته با توجه مواردی که گفتم دسترسی به مخدرهای سنتی نسبت به گذشته کمتر شده است. اما ایران در مبارزه با مواد مخدر یکی از کشورهای بسیار جدی در جهان بوده است. حتی برخی سازمانهای بینالمللی و نهادهای حقوق بشری نیز در این زمینه به ایران ایراد میگیرند که مجازاتها در برخورد با قاچاقچیان، بهویژه قاچاقچیان اصلی، بسیار شدید است. در این مسیر، مجموعه گستردهای از نیروهای انتظامی، اطلاعاتی، قضایی و همچنین بخشهایی از نیروهای سپاه و بسیج در مناطق مرزی و حتی غیرمرزی درگیر هستند. واقعیت این است که تلاشهای بسیار زیادی انجام شده و هیچکس نمیتواند این تلاشها را نادیده بگیرد. در کدام کشور دنیا حدود ۴۰۰۰ شهید در مقابله با قاچاق مواد مخدر وجود دارد؟ با صراحت به شما بگویم هیچ کشوری نداشته است، بنابراین این یک سند روشن در مبارزه با مواد مخدر است.
با این حال، این سؤال که چرا با وجود این همه تلاش همچنان دسترسی وجود دارد، پاسخ چندوجهی دارد. بخشی از آن به شرایط داخلی جامعه بازمیگردد و بخشی دیگر به وضعیت پیرامونی و منطقهای کشور، ایران با مرزهای طولانی، بهویژه بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر مرز شرقی، سالها درگیر پدیدههایی مانند قاچاق مواد مخدر، مهاجرت غیرقانونی و سایر تهدیدهای امنیتی بوده است، اما کشورهای غربی در این زمینه چه کمکی به ایران کردند؟ درحالیکه برخی از کشورها را کمک کردند، خیلی از مواقع حتی حاضر نشدند به ما تجهیزات بدهند.
ما زمانی با پدیدهای مواجه بودیم که اصطلاحاً از آن به عنوان «هلال طلایی» یاد میشد؛ یعنی منطقهای که ایران در مرکز آن قرار داشت و مسیر عبور گسترده مواد مخدر محسوب میشد. من به خاطر دارم در برخی عملیاتها، محمولههای بسیار بزرگی کشف شد؛ از جمله محمولههای ۵ تنی، ۷ تنی، ۸ تنی و حتی ۱۲ تنی از یک تیم قاچاق، اینها نشان میدهد با چه حجم سنگینی از قاچاق مواجه بودیم. در مقابل، کشورهای بعد از ما که اگر یک قاچاق ۵۰ کیلویی کشف میکردند میگفتند از مرزهای ایران مخدر قاچاق وارد کشورمان میشود، ما میگفتیم اگر ما در مسیر ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر از مرز تا کشور شما کنترلی نداشته باشیم، بهجای محمولههای چند ده کیلویی، با باندهای بزرگ چند تنی مواجه خواهید بود بنابراین باید از ما تشکر کنید.
جمهوری اسلامی ایران در این حوزه هزینههای بسیار سنگینی داده است؛ هم از نظر انسانی و هم از نظر اجتماعی. شما ببینید تعداد زیادی از زندانیان کشور مربوط به جرایم مواد مخدر هستند و احکام سنگینی نیز برای قاچاقچیان صادر شده است. این مسئله البته تبعات اجتماعی و خانوادگی هم دارد، اما نشاندهنده شدت برخورد با این پدیده است، با این وجود به دلایل دیگری ما همچنان با عرضه مواد مخدر در کشور روبهرو هستیم مخصوصاً مخدرهای روانگردان.

کاهش تولید تریاک باعث شده الگوی قاچاق هم تغییر کند
* آیا کاهش کشفیات ایران بهمعنای تغییر مسیر قاچاق است؟
نه، موضوع فقط این نیست. بخشی از تغییرات به شرایط جدید برمیگردد. برای مثال، در افغانستان در دوره اخیر تلاشهایی برای کاهش کشت مواد مخدر انجام شده و تا حدی هم موفق بودهاند، البته هنوز با چالشهایی روبهرو هستند؛ چون اگر کشاورزانشان حمایت نشوند، احتمال بازگشت دوباره کشت وجود دارد. در نتیجه کاهش تولید تریاک باعث شده الگوی قاچاق هم تغییر کند، امروز شاهد افزایش کشفیات مواد روانگردان و صنعتی هستیم. قاچاقچیان نیز به سمت موادی مثل شیشه و هروئین رفتهاند، بنابراین مقابله سختتر شده است، چون این مواد حجم کمتر اما خطر و پیچیدگی بیشتری دارند و شناسایی و کشف آنها دشوارتر است.
*یکی از انتقادات جدی درباره درمان به مراکز ماده ۱۶ برمیگردد؛ اینکه افراد دارای اعتیاد پس از درمان و خروج از این مراکز مجدد به مصرف مخدر برمیگردند، برای این مسئله چه برنامهای دارید؟
ما «طرح تحول درمان» را پیشبینی کردیم، موضوع طرح تحول درمان بسیار حساس، پیچیده و تخصصی است. تقریباً حدود ۲۵ درصد از کل کلینیکهای کشور را بهصورت سرزده بازرسی کردیم، همچنین وضعیت مراکز ماده ۱۶ یا همان مراکز نگهداری معتادان متجاهر نیز بررسی شد، البته در گذشته اقدامات بزرگی در خصوص کلینیکهای درمان و مراکز ماده ۱۶ انجام شده بود، اما در شرایط فعلی، با توجه به نگاه ریاست محترم جمهور و همچنین اسناد بالادستی، سیاستهای کلی و قوانین موجود، ما وارد مرحله جدیدی از «طرح تحول درمان» شدیم. این طرح هم شامل افرادی است که بهصورت داوطلبانه برای درمان به کلینیکها مراجعه میکنند و هم افرادی که در مراکز ماده ۱۶ نگهداری میشوند. در واقع دو طرح در قالب یک برنامه کلان اما با مسیرهای اجرایی جدا طراحی شده است.
*مهمترین مشخصه طرح جدید چیست؟
یکی از اولین گامهایی که در طرح تحول درمان برداشتیم سطحبندی معتادان بود. سؤال اصلی این بود که آیا باید با همه افراد دارای اعتیاد با یک پروتکل واحد برخورد کرد یا نه. بر اساس شاخصهای تخصصی، افراد به چهار سطح تقسیم شدند، خفیف، متوسط، شدید و خیلی شدید. در طرح جدید، افراد دارای اعتیاد خفیف و متوسط در مسیر قطعی درمان قرار میگیرند؛ یعنی با پروتکلهای مشخص وارد فرآیند درمان میشوند. اما در مورد افراد با اعتیاد شدید و خیلی شدید که یا طولانیمدت مصرف داشتهاند یا شرایط جسمی و سنی خاصی دارند که امکان ترک کامل برای همه آنها بهسادگی وجود ندارد، برای این گروه بحث «مدیریت مصرف» مطرح شده است؛ موضوعی که مورد تأکید ریاست محترم جمهور نیز هست. هدف این است که اگر فرد توان ترک کامل ندارد، حداقل مصرف او مدیریت شود تا از مواد پرخطرتر به سمت مواد کمخطرتر حرکت کند. بهعنوان مثال فردی که مصرف هروئین دارد، در صورت ناتوانی در ترک، به سمت تریاک و سپس به سمت کاهش تدریجی دوز سوق داده شود تا آسیب کمتری به زندگی او وارد شود.
باید یک «حس کلی و حساسیت عمومی» در جامعه نسبت به اعتیاد و مصرف مواد مخدر ایجاد شود، پیشگیری زمانی موفق میشود که فراگیر باشد.
در کنار این، رویکرد کاهش آسیب نیز برای گروههای بسیار شدید دنبال میشود؛ به این معنا که از رفتارهای پرخطر مانند استفاده از سرنگهای آلوده جلوگیری شود تا بیماریهای ثانویه در جامعه گسترش پیدا نکند. بر همین اساس، ما در کارکرد کلینیکها نیز تغییراتی ایجاد کردیم. مقرر شد زمانی که فرد بهصورت داوطلبانه وارد کلینیک میشود ابتدا سطح آنها مشخص شود، بعد از مشخص شدن سطحبندی برای هر گروه برنامه درمانی اختصاصی طراحی شود. نگاه فعلی این است که این فرآیند بهطور کامل در داخل کلینیکها انجام شود؛ بهگونهای که هم کیفیت درمان ارتقا پیدا کند و هم کلینیکها از نظر اقتصادی و مالی بتوانند پایدار بمانند و فعالیت حرفهای خود را ادامه دهند، با جدیت بیشتری باید این موضوع دنبال شود تا برای دو گروه اول بتوانیم درصد بالایی از درمان موفق را داشته باشیم.
*اما سؤال اینجاست که فردی که مراجعه میکند و توان مالی ندارد، چگونه باید از خدمات استفاده کند؟
به لحاظ آییننامهای بحث بیمه این گروه از افراد را پیگیری میکنیم.
*این سطح بندی را هم برای مراکز ماده ۱۶ داریم؟
درباره مراکز ماده ۱۶ هم بازنگریهای جدی انجام شده است. در واقع تلاش کردیم اقدامات گذشته را تکمیل کنیم، در این مراکز افراد بایند در یک فرآیندی غربالگری، سطحبندی، سمزدایی، درمان اولیه، درمان تکمیلی، بازتوانی، و در ادامه آموزش مهارتهای شغلی برایشان انجام شود. برای افرادی که فاقد شغل یا سرپناه هستند نیز برنامهریزی شده تا در همین مراکز، بخشهای مربوط به اشتغال و اسکان نیز پیشبینی شود. هدف این است که فرد صرفاً درمان نشود، بلکه بتواند به زندگی اجتماعی بازگردد. در همین راستا، طراحی فیزیکی مراکز نیاز به تغییر دارد. مثلاً یک مرکز «امید و زندگی» با ظرفیتهای ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ نفر بر اساس الگوی جدید باید طراحی شوند، سه مرحله اصلی برای این طرح تعریف شده است، تأمین زمین، احداث، و بهرهبرداری. در برخی استانها موضوع زمین تقریباً حل شده و در برخی دیگر نیز در حال نهایی شدن است.

اگر بخواهیم در حوزه مبارزه با مواد مخدر اولویتبندی کنیم مهمترین بخش پیشگیری است
*گاهی تصاویر و گزارشهایی از برخی مراکز، بهویژه مراکز ماده ۱۶ یا حتی برخی مراکز خصوصی، منتشر میشد که در آنها از رفتارهای نامناسب و حتی برخوردهای فیزیکی مثل کتک زدن برای ترک دادن افراد استفاده میشود، آیا در طرح تحول درمان این موارد اصلاح شده است؟
این موارد مربوط به گذشته است و در حال حاضر این شیوهها کاملاً ممنوع است و دیگر نباید وجود داشته باشد. در طرح جدید، برای هر مرحله از درمان، پروتکلهای دقیق و مشخص تعریف شده است و نظارت نیز بهصورت جدیتر اعمال میشود. هدف این است که فرآیند درمان بهسمت استانداردسازی کامل حرکت کند و هیچ رفتار غیرحرفهای در مراکز باقی نماند. در نهایت، هدف ما این است که بحث اجتماعی شدن افراد در پایان فرآیند درمان بهدرستی انجام شود. یعنی هر مرحله از درمان، باید بخشی از مسیر بازگشت فرد به جامعه را پوشش دهد. در حال حاضر کلمهبهکلمه در حال بررسی و اصلاح طرح هستیم تا ساختاری طراحی شود که هم درمانگران بتوانند کار خود را بهدرستی انجام دهند و هم اثربخشی طرح افزایش پیدا کند.
*گمان میکنید این طرح از چه زمانی اجرایی شود؟
مراحل پایانی طرح درحال آمده شدن است، پس از آن باید به تصویب ستاد برسد و سپس آییننامههای اجرایی نهایی شود. بعد از تصویب، اجرای آن آغاز خواهد شد.
*در گذشته یک ایدهای وجود داشت که به برخی افراد برای مصرف مخدر کوپن میدانند، بهنظر میرسد همین طرح تحول درمان بهخصوص برای افرادی که در سطح سه و چهار قرار بگیرند یادآور همان ایده است، اینطور نیست؟
با یک تفاوتهایی بله، در گذشته افراد این مخدرها را با سهمیه میگرفتند و بعد میرفتند در خانه مصرف میکردند، الان با شربتهایی که وجود دارد مخدر این گروه تامین میشود، در سطح چهار ممکن است فعلا هروئین پزشکی تامین شود، بهطور کلی افرادی که در سطح سه و چهار قرار میگیرند ایده مدیریت مصرف برایشان پیگیری میشود. در این طرح حتی استفاده از سامانههای الکترونیکی و کارتهای هوشمند برای کنترل سهمیه دارویی نیز پیشبینی شده است تا همه فرآیندها قابل رصد و کنترل باشد.
مبارزه با مواد مخدر باید به یک جریان اجتماعی کلان در کشور تبدیل شود.
*در بخش درمان توضیحات مفصلی ارائه شد، اما در حوزه پیشگیری چه اقداماتی در حال انجام است؟ یعنی قبل از اینکه افراد وارد چرخه اعتیاد شوند و بعد به مرحله درمان یا مراکز ماده ۱۶ برسند، چه برنامههایی برای پیشگیری وجود دارد؟
اگر بخواهیم در حوزه مبارزه با مواد مخدر اولویتبندی کنیم، واقعیت این است که مهمترین بخش، پیشگیری است. درمان هم نقش مهمی دارد؛ چه برای افرادی که درمان میشوند و چه برای کسانی که باید کمک شوند تا آسیب کمتری ببینند. اما اصل کار، پیشگیری است. در حوزه پیشگیری، اقدامات زیادی انجام شده، در حال انجام است و ادامه هم خواهد داشت. اما نکته مهمتر این است که باید یک «حس کلی و حساسیت عمومی» در جامعه نسبت به این موضوع ایجاد شود. یکی از نیازهای جدی امروز، همین افزایش حساسیت اجتماعی است؛ هم در تولید محتوا، هم در ابزارهای انتقال پیام، هم در استمرار فعالیتها و هم در اثربخشی آنها. پیشگیری زمانی موفق میشود که فراگیر باشد.
بهعنوان مثال، اگر فقط روی دانشآموز تمرکز کنیم و خانواده را نادیده بگیریم، موفق نخواهیم شد. یا اگر فقط سراغ کارگر برویم و کارفرما را در نظر نگیریم، نتیجه مطلوب حاصل نمیشود. پیشگیری باید همهجانبه باشد. در همین راستا، با توجه به نگاه و انگیزه جدی وزیر محترم آموزش و پرورش هماهنگی بسیار خوبی شکل گرفته است. در حال حاضر نیز در حال آموزش تعداد قابل توجهی از مشاوران در سطح کشور هستیم تا بتوانند در مدارس مستقر شوند و هم با دانشآموزان و هم با خانوادهها ارتباط برقرار کنند. هدف این است که هر معلم به یک سفیر پیشگیری در این حوزه تبدیل شود.
نوجوانان و جوانان ممکن است با تبلیغات ساده و گمراهکننده تصور کنند برخی مواد برای آرامش، تمرکز یا حتی افزایش توان مطالعه مفید هستند، در حالی که اصلاً چنین نیست و بسیاری از اینها مواد مخدر خطرناک هستند. به همین دلیل، ما معتقدیم کار پیشگیری باید بسیار گستردهتر و از سنین پایینتر آغاز شود؛ حتی از مقطع کودکستان. یعنی آموزشها باید از سنین پایین شروع شود و بهتدریج در سطوح بالاتر ادامه پیدا کند.
در واقع، ما نیازمند یک «احساس مسئولیت جمعی» در سطح جامعه هستیم. موضوع اعتیاد موضوعی نیست که جامعه نسبت به آن بیتفاوت باشد. بسیاری از خانوادههای سالم و موفق نیز درگیر این آسیب شدهاند و وقتی حتی یک عضو خانواده گرفتار اعتیاد میشود، کل خانواده تحت تأثیر قرار میگیرد. با این حال، مشکل اصلی این است که هنوز «کنشگری اجتماعی» در این حوزه کافی نیست. یعنی مردم خطر را میبینند و حساسیت ذهنی دارند، اما این حساسیت به اقدام اجتماعی فعال تبدیل نمیشود، مبارزه با مواد مخدر باید به یک جریان اجتماعی کلان در کشور تبدیل شود.
۲۳۳۲۳۳