به گزارش خبرگزاری صحت خبر، سید علیرضا حسینی بهشتی در نشست سالانه بزرگداشت شهید آیتالله دکتر بهشتی در محل موسسه دین و اقتصاد با موضوع «عقلانیت اقتصادی از دیدگاه شهید بهشتی» اظهار کرد: در ۴۵ سال گذشته درخصوص آرای اقتصادی شهید بهشتی اظهارنظراتی شده که ما باید آنچه به ایشان تعلق دارد و آنچه تعلق ندارد را جدا کنیم.
بنابر گزارش ایسنا، وی افزود: یکی از شبهاتی که مطرح شده این است که معضلات اقتصادی جامعه ما ناشی از نظام اقتصادی است که در آغاز شکلگیری نظام جمهوری اسلامی توسط کارگزاران حکومت اسلامی طراحی شده و آن کارگزاران و بنیانگذاران این نظام تحت تاثیر القائات چپ سوسیالیستی و مارکسیستی بودند. آنچه که ما طی سالهای بعد دیدیم بخصوص در تبیین قانون اساسی کشور بیش از هر چیز تحت این القائات صورت گرفته است.
این شبهه را که میگویند بنیانگذاران انقلاب از خودشان مبنای اقتصادی نداشتند رد میکنم
استاد دانشگاه تربیت مدرس خاطرنشان کرد: حتی این حرف گفته میشود که آن بنیانگذاران از خودشان مبنای اقتصادی نداشتند و آنچه در آن زمان در گفتمانهای چپ سوسیالیستی و مارکسیستی بوده را اخذ و در قالب قانون اساسی و قوانین بعدی تدوین و ابلاغ کردند. بخصوص در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب، شاهد حاکمیت این طرز تفکر بودیم.
بهشتی با بیان اینکه شبهه دوم این است که آن نظام اقتصادی بر مبنای معارف غیرعلمی شکل گرفته بود، تاکید کرد: بر مبنای این شبهه بنیاد و ترتیبات و اهدافی که برای رسیدن به وضعیت مطلوب تعیین کرده بودند هم ذاتا محکوم به شکست بود و هم گذشت زمان بخصوص فروپاشی بلوک شرق اثبات کرد که آن دیدگاهها قابلیت اعمال در جامعه را نداشته است.
این استاد دانشگاه گفت: شبهه سومی که در این رابطه مطرح میشود این است که اگر ما میخواهیم کشور را از بحرانهای اقتصادی موجود رها کنیم تنها راه حل این است که از ایدئولوژیزدگی خود را برهانیم و به علم اقتصاد و روایت نئولیبرالی که در سند اجماع واشنگتن مطرح شده نظام را هدایت کنیم.
وی با بیان اینکه مقصود ما پرداختن به نیت مطرحکنندگان این شبهات نیست و صرفا به این شبهات میپردازیم، افزود: در سند اجماع واشنگتن ۱۰ فرمان معروف وجود دارد و یادآوری می شود پژواک اینها را طی دهههای اخیر شنیدهایم که میگویند علم اقتصاد در تمایز با ایدئولوژی مطرح شده است.
علیرضا بهشتی ۱۰ فرمان سند اجماع واشنگتن را برقراری نظم مادی، بازآرایی مخارج کنونی، اصلاح نظام مالیات به صورتی که با اهداف سازگار شود، آزادسازی نرخ بهره، برقراری نرخ ارز رقابتی، آزادسازی تجاری، آزادسازی سرمایهگذاری مستقیم خارجی، خصوصیسازی، مقرراتزدایی و احترام به حقوق مالکیت دانست و گفت: این ۱۰ مورد به عنوان اهداف این سند مطرح شده است. بر این اساس امروزه زیاد میشنویم حتی کسانی با دغدغههای دینی نسبت به وضعیت کشور انتقاد دارند که باید به این سمت حرکت کرد. میگویند اگر ما موفق شویم این ۱۰ فرمان را نهادینه کنیم مشکلات اقتصادی کشور حل میشود، زندگی مردم سامان میگیرد و ما در جاده توسعه اقتصادی قدم میگذاریم.
بعد از انقلاب طراحی اقتصادی دگرگون شد
وی تاکید کرد: نمیخواهم وارد مسائل جزئی تر شوم اما لازم است در پاسخ به این سه شبهه توجه کنیم که این شبهات در بستر مغالطههایی شکل گرفته است. یکی از این مغالطهها این است که نظام اقتصادی جمهوری اسلامی پس از دهه اول اساسا از طرح اقتصادی بنیانگذاران منحرف شده است. در حالی که ما نمیتوانیم تقصیر هر نابسامانی که داریم را به گردن بنیانگذاران بگذاریم. چرا که که بعد از انقلاب اساسا طراحی اقتصادی دگرگون شده و یک نسخه ایرانی نئولیبرالی طراحی شده و باعث وضع موجود این نسخه نئولیبرالی است. این مغالطه را باید توجه داشت.
استاد دانشگاه تربیت مدرس یادآور شد: مغالطه دوم که باید به آن توجه کنیم این است که وقتی میگوییم آن موقع گفتمان چپ غلبه داشته، داریم بین دو مساله یک مغالطه به وجود میآوریم. در آن زمان اندیشههای نئولیبرالیستی در ایران و جهان توسط اندیشمندان مختلف دارای قوت بود. البته سوسیالیسم شرقی با سوسیالیسم اروپایی تفاوتهایی داشت که وارد موضوع نمیشوم اما اندیشههای دیگری در آن زمان راجع بوده است.
وی با بیان اینکه هر دیدگاه، نظریه و مکتبی وقتی میخواهد محتوای خودش را معین کند یکی از کارهایی که انجام می دهد این است که تمایلات و مرزبندی خود را با گفتمانهای زمان خود مشخص میکند، گفت: چیزی که «اسکینر» مطرح میکند یکی از راههای مشخصسازی یک گفتمان است. بنابراین طبیعی است که یک گفتمان و اندیشه وقتی میخواهد مطرح شود نسبت خود را با گفتمانهای دیگر تعیین میکند.
علیرضا بهشتی اظهار کرد: جالب اینکه این اتهام که در افکار بنیانگذاران مطرح میشود شبیه آن را در آیات قرآن هم میبینیم. یعنی (کفار) پیامبر را متهم میکردند که چیز جدیدی نیاوردهای و این چیزهایی که میگویی همانهایی است که در یهود میگفتند. افسانههایی ساخته شد که پیامبر متن آیات قرآن کریم را از فلان دانشمند مسیحی اخذ میکرده و آنها را بیان میکرده است. البته پیامبر بیتوجه به گفتمانهای معاصرخودش نبوده اما تمایز خودش را هم از این مسیر مشخص میکند. مثلا ماجرای تولد حضرت عیسی (ع) قبلا گفته شده بود اما روایتی که در قرآن میآید یک روایت متمایز است، یک جاهایی شباهت دارد و یک جاهای دیگری متفاوت است.
مدرس علوم سیاسی با اشاره به سند اجماع لندن در سال ۲۰۲۵ بیان کرد: مغالطه دیگری که باید به آن توجه شود این است که اساسا کارنامه نئولیبرالیسم و پیشنهاداتی که در بیانیه ۱۰ فرمان اجماع واشنگتن مطرح شده طی سالهای بعد از آن زیر سوال رفته است. در سال ۲۰۲۵ اسنادی به عنوان اجماع لندن منتشر شد و در آن اقتصاددانان مهم یک نقد بسیار اساسی و بنیادی را هم به لحاظ نظری و هم عملی در نظامهای اقتصادی مطرح کردند. خلاصه این را سازمان تامین اجتماعی ترجمه کرده که اصل اول آن مطرح شده و دوستان در حال ترجمه و نشر کل کتاب هستند و منتظر نشر آن هستیم.
از نظر بهشتی اسلام دین فطرتپذیر است
علیرضا بهشتی اظهار کرد: شهید بهشتی در همه مباحث یک اصل داشت و آن اینکه اسلام دین فطرتپذیر است. یعنی فطرت انسانها اسلام را میپذیرد. این نکته مهم است برای اینکه تمام استدلالها پیش از ورو د به مباحث دینی شکل میگیرد. اینها استدلالهای پیشاگیری هستند. هرکس با منطق فکری چه چیزی را میتواند بپذیرد؟ این چیزی است که ما به عنوان مباحث عقلایی مطرح می کنیم. بخصوص وقتی با تنظیم روابط و ترتیبات اجتماعی سر و کارداریم. ما بین امر عقلانی و امر عقلایی هستیم. امر عقلانی مثل این است که وقتی میگویند چرا به اسلام اعتقاد داریم ما استدلال خود را میآوریم و توضیح میدهیم که به چه دلیل مسلمان هستیم و به چه دلیلی شیعه هستیم. اینجا از امر عقلانی صحبت می کنیم.
وی با بیان اینکه امر عقلایی با امور اجتماع سر و کار دارد گفت: صحبت از امر عقلایی میکنیم گزارههایی را روی میز میگذاریم که حدس میزنیم برای دیگران هم قابل پذیرش است. اساسا اداره اجتماع هم در بحث عقلایی است. اینکه چه تبعاتی در فهم امر سیاسی و حکومت و چه پیامدهایی دارد، من وارد آن نمیشوم.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: من به روش دکتر بهشتی توجه می کنم. در جلسه سوم یا چهارم مرحوم مطهری و جلسه پنجم مرحوم علامه طباطبایی وارد بحث میشوند. در جلسه چهارم شهید بهشتی میگویند به منطق فطرت رجوع کنیم این همان بحثی است که درباره معروف و منکر میپردازیم. قرآن بر همین اساس است که اصلا بیاید اسلام را به عنوان ترویجدهنده معروفها و مبارزه با منکرها بستاید. در این بحث هم میگوییم بایستی سراغ منطق فطرت برویم. شهید بهشتی در ادامه میگویند نظر من علیالقاعده بر این است که در این مسائل به یک عالم اسلامی مراجعه شود، او می تواند مطالعه کند و پاسخ دهد. بعد به یک روانشناس میگویند نظر شما در اینباره چیست او هم مطالعه می کند و نظر خود را میدهد. بعد به یک پزشک امراض زنان مراجعه کنند و او هم نظر بدهد.
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در تبیین دیدگاه پدرش درباره نظام اجتماعی گفت: اما یک وقتی است که میخواهید دستورالعمل و نظام اجتماعی را برای مردم تبیین کنید. در این زمان نه فقیه، نه پزشک، نه کارشناس امور اجتماعی نمیتواند پاسخ دهد. شورا باید تصمیم بگیرد، شرایط عضویت در این شورا این است که شرکتکنندگان خودفروخته نباشند. دوم اینکه مورد اعتماد باشند و روی هوا و هوس سخن نگویند. سوم صاحب نظرباشند و چهارم زبان یکدیگر را بفهمند. این خیلی مهم است. اگر شورایی تشکیل شود که پزشکاش زبان فقیه زماناش را نمیفهمند و فقیهاش هم زبان پزشک را نمیفهمد این دیگر شورا نیست. ایشان میگوید نظر افلاطون این است که در بشر یک نوع زمینههای فطری است که بایدهای اخلاقی را بیان میکند. بنابراین لازم نیست بگوییم خدا. ما آنها را قبل از خدا مطرح میکنیم.
29215