وقتی قرعهکشی جام جهانی انجام شد و گروه ایران مشخص شد، خیلیها این گروه را بهترین فرصت تاریخ فوتبال ایران برای صعود از مرحله گروهی میدانستند. از همان روز اول صحبت از یک صعود تاریخی بود و خیلیها از همگروهی با بلژیک، مصر و نیوزیلند استقبال کردند. اما حالا بعد از سه مسابقه، ایران فقط سه امتیاز دارد و هنوز امیدوار است بهعنوان یکی از تیمهای سوم راهی مرحله بعد شود؛ اتفاقی که اگر رخ هم بدهد، باز هم این سؤال را به وجود میآورد که چرا صعود مستقیم از دست رفت؟
ایران مقابل بلژیک بهترین نمایش خود را ارائه داد. تیم ملی دقیقاً همان فوتبالی را بازی کرد که باید بازی میکرد؛ دفاع فشرده، استفاده از ضدحمله و مقاومت مقابل تیمی قدرتمند. درخشش بیرانوند و عملکرد خوب خط دفاع باعث شد یک امتیاز ارزشمند به دست بیاید؛ نتیجهای که با توجه به کیفیت حریف کاملاً قابل قبول بود.
اما همه چیز از دیدار با مصر تغییر کرد. مصری که برخلاف تصور، تیم شکستناپذیری نبود و میشد آن را برد. با این حال امیر قلعهنویی دوباره همان نسخه همیشگی را انتخاب کرد؛ دفاع فشرده، ارسال توپهای بلند و عقب نشستن در بیشتر دقایق مسابقه. در شرایطی که تیم ملی ابزار لازم برای تغییر ریتم بازی و حمله کردن را داشت، سرمربی فقط یک تعویض بین دو نیمه انجام داد، یک تعویض دیگر در اواسط نیمه دوم و آخرین تغییرش را هم بعد از دقیقه ۹۰ انجام داد؛ تعویضهایی که عملاً هیچ تأثیری در روند بازی نداشت.
جالب اینکه تیم ملی تازه بعد از دقیقه ۹۰ یادش افتاد میتواند فوتبال بازی کند. همان دقایق کوتاه نشان داد که میشود به مصر فشار آورد، موقعیت ساخت و حتی به گل رسید. این یعنی مشکل از توانایی بازیکنان نبود، بلکه از تفکر روی نیمکت بود. قلعهنویی آنقدر از شکست و حذف شدن ترسید که نه بهموقع تعویض کرد، نه اجازه داد تیم فوتبال طبیعی خودش را ارائه دهد و نه حاضر شد مدل بازی را تغییر بدهد؛ در حالی که مصر واقعاً حریفی نبود که نشود شکستش داد.
مقابل نیوزیلند هم تقریباً همین داستان تکرار شد. ایران برابر یکی از ضعیفترین تیمهای جام هم نتوانست برنده شود و دوباره فوتبال محتاطانه و کمریسک را به نمایش گذاشت. البته در دو بازی آخر بدشانسی هم وجود داشت؛ گلهای طارمی و خلیلزاده با اختلافی بسیار کم مردود شد و طارمی هم یک پنالتی را از دست داد. اما این اتفاقات اصل ماجرا را تغییر نمیدهد. اگر امروز تیم ملی مجبور است دنبال اما و اگر باشد، دلیلش را باید روی نیمکت خودش جستوجو کند، نه در بدشانسی، زمین، زمان یا اتفاقات دیگر.
واقعیت این است که این گروه بهترین فرصت ممکن را در اختیار ایران قرار داده بود تا بدون دردسر از بین دو تیم اول صعود کند، اما این فرصت از دست رفت. حتی اگر ایران در نهایت بهعنوان تیم سوم هم صعود کند، باز هم نمیتوان از این واقعیت گذشت که کیفیت رقبا به شکلی نبود که فقط به فکر صعود از مسیر سوم باشیم.
شاید از نمایش تیم ملی، حرفهای بعد از بازی امیر قلعهنویی عجیبتر بود. او بعد از دیدار با مصر گفت: «خدا با ما سر ناسازگاری دارد، شاید خدا دارد من را آزمایش میکند و عدالت اجرا نشد.»
اما واقعاً آیا مشکل از عدالت بود؟ آیا خدا گفته بود ۴۵ دقیقه نیمه دوم فقط دفاع کنید و زیر توپ بزنید؟ آیا خدا گفته بود تعویضها را تا دقیقه ۹۰ نگه دارید؟ آیا خدا گفته بود وقتی تیم نیاز به حمله دارد، همچنان محتاط بمانید؟
واقعیت این است که خدا را نباید سپر اشتباهات فنی کرد. اگر تیم ملی برابر نیوزیلند پیروز نشد یا مقابل مصری که صعودش تقریباً قطعی شده بود نتوانست سه امتیاز را بگیرد، دلیلش بیش از هر چیز به تصمیمات فنی و میزان شجاعت روی نیمکت برمیگردد. بازیکنان را هم نمیتوان مقصر اصلی دانست، چون آنها در زمین مجری دستورات کادر فنی بودند.
قلعهنویی بیش از هر چیز، تاوان ترس بیش از اندازه خودش را داد. فوتبال معمولاً به تیمهایی پاداش میدهد که در لحظه درست، شجاعت تصمیمگیری داشته باشند. خدا فرصت بردن نیوزیلند را در اختیار ایران گذاشت، استفاده نشد. فرصت شکست دادن مصری که با خیال راحتتر بازی میکرد هم فراهم شد، اما باز هم با احتیاط بیش از حد از بین رفت.پس بهتر است پای خدا، عدالت و تقدیر را وسط نکشیم. در فوتبال، نتیجه را بیش از هر چیز برنامهریزی، جسارت، تصمیمهای درست و استفاده از فرصتها تعیین میکند؛ چیزهایی که تیم ملی ایران در بازی مقابل مصر، مخصوصاً روی نیمکت، کمتر از هر زمان دیگری داشت.
بیشتر بخوانید: حریف ایران در مرحله حذفی جام جهانی/ تیم ملی صعود کند باید با سوئیس بازی کند