گئورگی گولسیانی نامی آشنا برای هواداران فوتبال ایران است که به عنوان یک مدافع باکیفیت و زننده گل قهرمانی پرسپولیس به یاد آورده می‌شود. او بعد از ۱۰ سال حضور در سطح اول فوتبال ایران، درست روز قبل از بازی با تیم محبوبش، با شروع جنگ مجبور شد بالاجبار کشور را ترک کند.

حالا گئورگی نه تنها از ناگفته‌های روزهای درخشانش در پرسپولیس و آن سفر ۳۱ ساعته‌ تا گرجستان گفته، بلکه به عنوان یک ناظر آگاه، نقدی منصفانه بر عملکرد تیم ملی ایران و چالش‌هایی که در این دوره جام جهانی تجربه کرد، ارائه نمود.

در حال حاضر چه می‌کنید، کجا هستید و اوضاع چطور پیش می‌رود؟

در حال حاضر در کشور گرجستان حضور دارم و تمرینات انفرادی خود را دنبال می‌کنم. در این مدت رقابت‌های جام جهانی و به ‌ویژه بازی‌های تیم ملی ایران را تماشا می‌کردم؛ هرچند که در شرایط کنونی، تماشای ادامه مسابقات جام جهانی دیگر جذابیتی برای من ندارد.

پس می‌دانید که تیم ملی در مرحله گروهی حذف شد، اما با ثبت سه تساوی پیاپی، مسابقات را بدون شکست به پایان رساند. ارزیابی شما از عملکرد ایران در جام جهانی چیست؟

از نظر من تیم ملی ایران حذف نشده، بلکه آن‌ها پیروز این میدان هستند؛ چرا که من بازی‌ها را از نظر فنی آنالیز کردم و متوجه شدم چه اتفاقات ناعادلانه‌ای برای این تیم رخ داده است. اولا اینکه حدود چهار ماه پیش لیگ ایران متوقف شد و بازیکنان مجبور شدند به صورت انفرادی تمرین کنند که این مسئله شرایط آماده ‌سازی مناسبی را فراهم نکرد؛ با این حال آنها خود را به مسابقات رساندند. در ادامه نیز با چالش‌های کابوس‌واری در زمینه سفر و اسکان مانند مشکلات ویزا مواجه شدند و حتی در اخبار خواندم که رئیس فدراسیون نیز در کنار تیم حضور نداشت. در نهایت هم مجبور شدند در شهر تیخوانای مکزیک مستقر شوند که این وضعیت واقعا ناعادلانه بود.  

پس از آن، روند بازی‌ها را تماشا کردم که آنها نیز به شدت ناعادلانه بودند. ما بارها شنیده‌ایم که فیفا خود را مدافع بازی جوانمردانه و مخالف نژادپرستی و تبعیض معرفی می‌کند، اما هیچکدام از این شعارها در قبال ایران صدق نکرد. اگر شرایط را بسنجیم و بازی‌ها را مرور کنیم، متوجه می‌شویم که تصمیمات داوری در ثبت آفسایدها و مردود اعلام کردن گل‌ها واقعا تعجب‌برانگیز و ناعادلانه بود. به همین دلیل دیگر تمایلی به دنبال کردن ادامه مسابقات جام جهانی ندارم و برای من این جام به پایان رسیده است.  

من واقعا به تیم ملی ایران علاقه‌مند هستم. چرا که ده سال در ایران زندگی کرده‌ام و آنجا را کشور دوم خود می‌دانم. بازیکنان این تیم دوستان من هستند اما آنها در واقع مقابل یک سیستم بازی می‌کردند؛ سیستمی که رویکردی ضد ایرانی داشت و گویی نتایج مسابقات از پیش تعیین شده بود و در چنین شرایطی، شانسی برای موفقیت وجود نداشت. با این حال، وقتی می‌دیدم بازیکنان درون زمین چگونه تا آخرین لحظه می‌جنگند و مبارزه می‌کنند، واقعا به آنها افتخار کردم و این موفقیت را تبریک می‌گویم. درست است که آن‌ها در ظاهر حذف شدند، اما از نظر کارشناسان فوتبال و کسانی که به اصول اخلاقی احترام می‌گذارند، آنها پیروز واقعی میدان بودند.

شما در پرسپولیس در کنار علی نعمتی و محمدحسین کنعانی‌زادگان بازی کرده‌ای و بارها نیز به عنوان رقیب مقابل شجاع خلیل‌زاده قرار گرفته‌ای. عملکرد خط دفاعی ایران را در طول این تورنمنت چگونه ارزیابی می‌کنی؟  

معتقدم عملکرد خوبی ارائه دادند. این موضوع تنها به نعمتی، کنعانی‌زادگان، بیرانوند یا خلیل‌زاده محدود نمی‌شود، بلکه کل تیم عالی کار کردند. همچنین عملکرد امیر قلعه‌نویی به عنوان سرمربی تیم بسیار خوب بود و توانست در مواجهه با این حجم از شرایط دشوار، کیفیت و قدرت تیم را حفظ کند. البته از دیدگاه فنی و تاکتیکی، مواردی وجود داشت که می‌توانست بهتر اجرا شود یا شاید به درستی در زمین پیاده نشد که جزئیاتی کوچک بودند، اما در مجموع کارنامه تیم ایران بسیار خوب بود.

آنها در هیچکدام از بازی‌های خود شکست نخوردند و در تمام مسابقات در برابر نیوزیلند، مصر و حتی بلژیک، پتانسیل کسب پیروزی را داشتند. از نظر فنی معتقدم گلی که مهدی طارمی به ثمر رساند و مردود اعلام شد، کاملا صحیح بود. در خصوص مسئله آفساید و فناوری کمک‌داور ویدئویی نیز باید بگویم همانطور که در زمان حضورم در ایران همواره تاکید داشتم که VAR دچار خطا می‌شود، اکنون در سطح جهانی نیز شاهد هستیم که این فناوری بسته به شرایط، همچنان می‌تواند مرتکب اشتباه شود. اگر برنامه‌ریزی بر حذف ایران استوار بوده باشد، این امکان وجود دارد که خطوط گرافیکی تشخیص آفساید را به شکلی اغراق‌آمیز ترسیم کنند؛ به عنوان مثال پای شجاع خلیل‌زاده را جلوتر از موقعیت واقعی‌اش روی خط نشان دهند. شاید این فرضیه شبیه به تئوری توطئه به نظر برسد، اما در دنیای امروز، وقوع چنین تئوری‌هایی کاملا امکان‌پذیر است.

از برخی بازیکنان نام بردی؛ علیرضا بیرانوند که پنالتی بلژیک را مهار کرد، رامین رضاییان که موفق به ثبت دو گل شد و مهدی طارمی که یک بازیکن در کلاس بین‌المللی است. اگر بخواهی از میان آنها یک بازیکن را به عنوان برترین چهره ایران در این سه مسابقه انتخاب کنی، از چه کسی نام می‌بری؟

باید بگویم عملکرد تمام بازیکنان مورد تأیید من بود؛ هرچند علیرضا بیرانوند در دیدار مقابل بلژیک فوق‌العاده ظاهر شد. من همواره بر این باورم که بیرانوند دروازه‌بانی در کلاس جهانی است و سابقه درخشانی دارد. او علاوه بر توانایی‌های فنی، در بازی با پا نیز بسیار مسلط عمل می‌کند. خط دفاعی نیز عملکرد بسیار خوبی داشت. در خصوص بحث سن و سال بازیکنان که این روزها زیاد مطرح می‌شود، باید بگویم کسانی که شناخت تخصصی از فوتبال ندارند، معتقدند صرفا باید به جوانترها فرصت داد. این همان دلیلی است که خود من به تیم ملی گرجستان دعوت نشدم، چرا که آنها سیاست جوان‌گرایی را دنبال می‌کنند. اما از دیدگاه من، ایران تصمیم درستی گرفت، چرا که به بازیکنانی اعتماد کرد که واقعا شایستگی حضور در میدان را داشتند. بازیکنانی نظیر شجاع خلیل‌زاده، کنعانی‌زادگان، بیرانوند و رامین رضاییان، با وجود بالا بودن سن، بسیار درخشان ظاهر شدند و من واقعا به آن‌ها افتخار می‌کنم. شاید من ایرانی نباشم، اما حسی دارم که گویی یکی از شما هستم. جالب است بدانید که در حال حاضر در گرجستان نیز هواداران بسیاری دارم که با مشاهده بی‌عدالتی‌های رخ داده علیه تیم ملی ایران، به جمع حامیان شما پیوسته‌اند.

در خصوص همین موضوع سن و سال بازیکنان، برخی کارشناسان در ایران از سرمربی تیم ملی انتقاد کردند. با توجه به شناخت خودت از لیگ برتر و کیفیت بازیکنان، اگر جای سرمربی بودی، آیا بازیکنی بود که لیاقت حضور در جام‌جهانی را داشته باشد اما به تیم دعوت نشده باشد؟

پاسخ دادن به این سوال سخت است؛ قطعا بازیکنانی بودند که از نظر فنی شایستگی دعوت را داشتند، اما انتخاب بازیکن، مسئولیت اختصاصی سرمربی است. من امیر قلعه‌نویی را به‌ خوبی می‌شناسم و ایمان دارم که او منافع تیم ملی را در اولویت قرار داده و بر اساس همین باور، لیست خود را انتخاب کرده است. شاید اگر من در جایگاه سرمربی بودم، انتخاب‌های متفاوتی داشتم؛ به عنوان مثال ترجیح می‌دادم سردار آزمون در تیم حضور داشته باشد، چرا که علاقه بسیاری به او دارم. دلیل عدم دعوت او را نمی‌دانم، اما به هر حال به تیمی که راهی مسابقات شد، احترام می‌گذارم؛ چرا که معتقدم آن‌ها تیم خوبی بودند.

موافقی که اگر تیم انقدر بدشانس نبود، می‌توانست در دیدارهای مقابل بلژیک و مصر پیروز باشد؟ مردود شدن دو گل تیم ملی به دلیل آفساید، کاملا مشهود بود. آیا معتقدی ایران استحقاق صعود را داشت؟ برخی کارشناسان سیستم بازی تیم ملی را بیش از حد تدافعی می‌دانند؛ نظر تو در این باره چیست؟

نکته شما را کاملا درک می‌کنم. ببینید، همه علاقه‌مندند که تیم ملی تهاجمی بازی کند، اما واقعیت این است که تیم ملی ایران در دیدار برابر بلژیک به دلیل سیستم دفاعی حریف که با سه مدافع مرکزی آرایش یافته بود، امکان اتخاذ رویکرد تهاجمی صرف را نداشت. زمانی که من در تیم ملی گرجستان بازی می‌کردم و به مصاف پرتغال رفتیم، سیستم آنها نیز به همین شکل بود؛ در چنین شرایطی ناچار بودیم فشرده دفاع کنیم، سد مستحکمی بسازیم، در دوئل‌ها شرکت کنیم و از فرصت‌های ضدحمله بهره ببریم. این شیوه بازی ایرادی ندارد. ایران مقابل بلژیک فرصت‌های زیادی داشت؛ حتی اگر کارت قرمز به بازیکن حریف داده می‌شد، مهدی طارمی در موقعیت تک‌به‌تک می‌توانست گلزنی کند. این بدشانسی‌ها تنها محدود به بازی با بلژیک نبود. البته دیدار با نیوزیلند متفاوت بود؛ در آن مسابقه تیم شما بسیار بهتر از حریف ظاهر شد و استحقاق پیروزی داشت. هرچند قابل درک است که به دلیل فشار بازی اول و تنش‌های پیش از مسابقه، شرایط برای بازیکنان دشوار شده بود؛ بنابراین تنها دیداری که می‌توان انتقاد کوچکی به عملکرد ایران وارد کرد، همان بازی نخست مقابل نیوزیلند است.

شاید عدم آماده‌سازی مناسب، فقدان دیدارهای تدارکاتی و مسائل مربوط به اردوهای پیش از مسابقات باعث این اتفاق شد. با این حال، کاملا با شما موافقم که عملکرد تیم ملی در بازی اول در شأن بازیکنان نبود و این مشکلی بود که در طول تورنمنت گریبان‌گیر تیم شد.

اجازه بده به عملکرد امیر قلعه‌نویی بپردازیم. می‌دانیم که ایشان نقش مؤثری در حضور تو در فوتبال ایران داشت و تو در تیم‌های مختلفی با هدایت ایشان کار کردی. نظرت درباره ایشان چیست؟ عده‌ای در ایران بر این باورند که او بهترین گزینه برای هدایت تیم ملی نبوده است. رابطه تو با قلعه نویی چگونه است؟

پیش از هر چیز باید بگویم که امیر قلعه‌نویی همان فردی است که مرا در گرجستان پیدا کرد و به ایران آورد. باور کنید این کار به هیچ وجه ساده‌ای نبود. ایشان و دستیارشان، سعید الهویی، مسئول یافتن و جذب من بودند. اما من نمی‌خواهم نظر شخصی و فردی بدهم؛ حقیقت این است که ایشان در فوتبال ایران مربی بسیار قابل احترامی هستند. البته قطعا فقط ایشان نیستند و مربیان توانمند دیگری نیز در ایران حضور دارند، اما در حال حاضر که ایشان سرمربی تیم ملی هستند، باید گفت در شرایطی که تیم با فشار بسیار زیادی از سوی همه جهات روبرو بود، از جمله شرایط پیچیده و حتی تنش‌های مشابه شرایط جنگی و نبود لیگ، امیر قلعه‌نویی عملکرد بسیار درخشانی از خود نشان دادند. من فکر می‌کنم ایرانیان باید به عملکرد او افتخار کنند.

من تجربه همکاری با ایشان را در دو باشگاه ذوب‌آهن و سپاهان دارم و می‌توانم با اطمینان بگویم که ایشان مربی بسیار توانمندی هستند که از ذهنیت بازیکنان ایرانی به‌خوبی آگاه است و بازیکنان نیز احترام ویژه‌ای برای او قائلند. شاید برخی مربیان دیگر گاهی با بازیکنان دچار درگیری یا سوءتفاهم شوند، اما ایشان متفاوت هستند. حتی اگر بخواهم با مربیانی مثل کارلوس کی‌روش مقایسه کنم، معتقدم عملکرد امیر قلعه‌نویی در این شرایط، کمتر یا ضعیف‌تر از او نبوده است. با وجود اینکه کارلوس مربی فوق‌العاده‌ای است، اما برای تیم ملی ایران، امیر قلعه‌نویی مربی بسیار شایسته و قابل احترامی است.

همان‌طور که اشاره کردی، شاید تیم ملی ایران در طول تورنمنت‌های اخیر با بدشانسی‌های متوالی روبرو بوده است؛ مانند سال ۲۰۱۸ مقابل پرتغال، سال ۲۰۲۲ مقابل آمریکا و این بار نیز به شکلی مشابه. نه به عنوان یک بازیکن و کارشناس، ریشه این مشکل را کجا می‌بینی؟ آیا مشکل اصلی تیم ملی ایران در مسائل تکنیکی نهفته است یا در حوزه نگرشی و ذهنی؟ با وجود عملکرد خوب در برخی مسابقات، چرا تیم نتوانسته در سه تورنمنت پیاپی به مرحله بعد صعود کند؟

در مورد این جام جهانی، من معتقدم تیم شما لیاقت صعود از مرحله گروهی را داشت، اما اگر بخواهیم نگاهی جامع و کلان به وضعیت فوتبال ایران داشته باشیم، باید چند نکته را مطرح کنم. بله، تیم روحیه چندان بالایی ندارد و استراتژی‌های اتخاذ شده نیز چندان قدرتمند نیست. یکی از دلایل اصلی این است که لیگ برتر ایران در شرایط مطلوبی قرار ندارد و در واقع دچار پسرفت شده است. وقتی لیگ ایران را با لیگ‌های اروپایی مقایسه می‌کنیم، تفاوت کیفیت به‌وضوح مشخص می‌شود.

من ده سال است که در ایران حضور دارم؛ اگرچه نمی‌توانم بگویم لیگ نسبت به ده سال پیش ضعیف‌تر شده (چرا که ده سال زمان زیادی برای پیشرفت است)، اما شاهد پیشرفت چشمگیری در سطح لیگ نبوده‌ام. همین مسئله باعث شده که گزینه‌های جدید و متنوعی برای انتخاب در تیم ملی وجود نداشته باشد و بازیکنان جدید زیادی راهی تیم ملی نشوند. شاید در گذشته، از نظر کیفیت، بازیکنان سطح بالاتری در اختیار داشتیم. برای حل این بحران، باید روی توسعه لیگ کار کنید و مشکلات زیرساختی را برطرف سازید.

مردم ایران بسیار بااستعداد هستند و پتانسیل بالایی در صنایع و عرصه‌های مختلف دارند. آنها عاشق فوتبال هستند و روزانه فرصت‌های زیادی برای پیشرفت دارند. این جام جهانی به شما نشان داد که گویی همه چیز و همه کس علیه شماست، اما من ایمان دارم که در آینده باید پیروز شوید؛ باید در برابر تیم‌ها، در برابر داوران و حتی در برابر ساختارهای بین‌المللی مانند فیفا ایستادگی کنید تا بتوانید از گروه‌های خود صعود کنید.

کمی هم از وضعیت فوتبال گرجستان صحبت کنیم. پس از عملکرد درخشان تیم ملی گرجستان در یورو ۲۰۲۴، متأسفانه تیم شما نتوانست راهی جام جهانی شود. بسیاری از هواداران مشتاق بودند شاهد درخشش ستاره‌هایی مثل کوارتسخلیا، خودت و سایر بازیکنان باشند. به نظرت دلیل اصلی عدم موفقیت گرجستان در راهی شدن به جام جهانی چه بود؟

تیم ملی گرجستان در یورو عملکرد بسیار درخشانی داشت، اما پس از آن با مشکلاتی مواجه شد. مشکل اصلی زمانی آغاز شد که سرمربی تصمیم گرفت با کنار گذاشتن بازیکنان باتجربه، صرفا بر استفاده از بازیکنان جوان‌تر تمرکز کند. نظر شخصی من همیشه این بوده که فارغ از سن و سال، هر کسی که در شرایط بهتری قرار دارد باید بازی کند؛ اما در تیم ملی گرجستان رویکرد متفاوتی حاکم شد.  

آنها حتی سیستم تاکتیکی را نیز تغییر دادند؛ ما با سیستم ۳-۵-۲ نتایج بسیار خوبی کسب کرده بودیم؛ پیروزی مقابل پرتغال و یونان، بازی خوب مقابل ترکیه، تساوی و سپس پیروزی ۴-۱ خانگی مقابل جمهوری چک و برد ۱-۰ در خانه آلبانی، همگی با آن سیستم به دست آمده بود. اما ویلی سانیول ناگهان تصمیم گرفت به سیستم ۴-۴-۲ بازگردد. گاهی مربیان پس از کسب موفقیت دچار این تصور می‌شوند که این دستاورد صرفا ناشی از تصمیمات شخصی آن‌هاست و حق دارند همه‌چیز را تغییر دهند. این تغییرات گسترده در تیم، نتایج را تحت‌الشعاع قرار داد. من معتقدم مسئولیت این ناکامی مستقیما بر عهده سانیول است و با شما موافقم که گرجستان با آن کیفیت، استحقاق حضور در جام جهانی را داشت. هرچند که در سطح اروپا، مسیر رسیدن به جام جهانی دشوار است. البته باید بگویم من شخصاً از فرمت ۴۸ تیمی جام جهانی لذت نمی‌برم؛ دلم برای تورنمنت‌های دوران کودکی تنگ شده است. درک می‌کنم که برای برخی کشورها حضور در این سطح اتفاق بزرگی است، اما فوتبال تغییر کرده و به نظر من این فرمت جدید دیگر جذابیت گذشته را ندارد.

به پرسپولیس، تیم مورد علاقه تو برگردیم. تو لحظات تاریخی ماندگاری برای این باشگاه رقم زدی؛ به‌ویژه گل حساس شما به مس رفسنجان که نامت را در تاریخ باشگاه جاودانه کرد. آیا آن لحظه را به یاد داری؟

مگر می‌توان آن لحظه را فراموش کرد؟ آن خاطره هرگز از ذهنم پاک نخواهد شد. من نزدیک به ده سال در تیم‌های مختلف فوتبال بازی کرده‌ام، اما پیوند عاطفی و خاطراتی که از پرسپولیس دارم، به قدری خاص است که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. حمایت هواداران در پرسپولیس تجربه‌ای بی‌نظیر است؛ به شما حس یک ستاره بودن را می‌دهند. من به آن گل و آن لحظه افتخار می‌کنم؛ حتی پیراهن آن بازی را به همراه چند عکس، قاب کرده و به دیوار اتاقم آویخته‌ام. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، آن تصاویر را می‌بینم؛ چرا که آن سه سال حضور در پرسپولیس، درخشان‌ترین و بهترین دوران زندگی و فوتبالی من بوده است. اگرچه به تمام تیم‌هایی که برایشان بازی کرده‌ام احترام می‌گذارم و تلاش کردم در هر تیمی با تمام وجود کار کنم، اما هرگز دوران حضورم در ایران را فراموش نخواهم کرد.

جالب اینجاست که شما به‌عنوان یک مدافع، در لحظات حیاتی، گل‌های سرنوشت‌سازی به ثمر رساندی. چه در داربی‌ها مقابل استقلال، چه در جام حذفی مقابل سپاهان و چه آن گل پایانی مقابل مس رفسنجان. رمز این شم گلزنی در پست  مدافع چیست؟

فرمول خاصی وجود ندارد؛ مسئله بیش از هر چیز به شخصیت و احساسات درونی برمی‌گردد. در آن لحظات خاص، حس می‌کردم که مهاجمان تیم به کمک نیاز دارند و در عین حال، نوعی غریزه به من می‌گفت که باید در آن نقطه حضور داشته باشم. توپی که به سمت من آمد، گویی دقیقا می‌دانست کجا باید فرود بیاید و من می‌دانستم که اگر گل نزنم، قهرمانی از دست می‌رود و استقلال قهرمان می‌شود؛ و اگر استقلال قهرمان می‌شد، هواداران مرا تکه‌تکه می‌کردند! (با خنده). تنها دلیلش همین است؛ وقتی با تمام وجود برای تیمتان می‌جنگید، گل هم از راه می‌رسد. شاید در زدن ضربات سر یا پنالتی هم تخصص داشته باشم، اما حقیقت این است که همه چیز به همان اشتیاق قلبی بازمی‌گردد. (با شوخی) البته در مورد مهدی طارمی هم باید بگویم، او هم باید در کلاس‌های تخصصی پنالتی زیر نظر اساتید شرکت کند!

البته شما هم پارسال پنالتی حساسی را از دست دادید!

(با خنده) بله، درست است، پنالتی از دست دادم؛ ممنون که یادآوری کردی! بله، پنالتی خراب کردم، اما فراموش نکنید که گل قهرمانی را هم همان‌جا زدم، مگر نه؟  

آن پنالتی تنها یک بار مقابل الدحیل بود. گئورگی، در دوران حضورت در ایران، زمانی که جنگ آغاز شد، تو در کشور بودی … چگونه توانستی از ایران خارج شوی؟

بله، در آن زمان در اصفهان بودم. شرایط پیچیده‌ای بود و تصمیم گرفتم با خودروی شخصی از اصفهان به سمت ارمنستان رانندگی کنم و از آنجا خودم را به گرجستان برسانم. سفری طولانی بود که حدود ۳۱ ساعت به طول انجامید.

به عنوان آخرین سوال، آیا در آینده شاهد بازگشت تو به فوتبال ایران خواهیم بود؟ در میان فوتبال‌دوستان ایرانی بسیار محبوب هستی. بازگشت به عنوان بازیکن یا شاید در قامت مربی؟

پیش از هر چیز باید بگویم که هنوز کفش‌هایم را نیاویخته‌ام و دوران بازی من تمام نشده است. اگر پیشنهاد مناسبی باشد، با افتخار به ایران بازمی‌گردم. در مورد مربیگری نیز باید بگویم که مدرک مربیگری سطح A را دریافت کرده‌ام. نمی‌دانم در آینده چه مسیری پیش رو خواهم داشت، اما مربیگری در ایران برای من باعث افتخار خواهد بود؛ چرا که حقیقتاً بودن در ایران را دوست دارم و همیشه دلم برای آنجا تنگ می‌شود.

بیشتر بخوانید: پایان حضور یک خارجی دیگر در سپاهان

اشتراک‌گذاری »