“`html
تینا مزدکی_ پژوهشگران اخیراً در تحقیقی به این واقعیت دست یافتند که کشت اسفناج، چغندر قند، گندم و هویج در مناطق شهری و اطراف کلانشهرها میتواند نیاز غذایی یک شهر میانرده را در دنیای پس از آخرالزمان برآورده کند. این گروه علمی با بررسی یافتههای قبلی، در تلاش بودند تا به محصولات کشاورزی بهینه دست یابند که قابل کشت بعد از فجایع جهانی مانند جنگهای هستهای، اپیدمیهای گسترده یا طوفانهای خورشیدی باشند. هدف اصلی آنها ایجاد کارآمدترین روش برای تغذیه افراد با حداقل زمین بود.
مت بوید، نویسنده اصلی این مقاله و مدیر پژوهشی سازمان مستقل Adapt Research، تاکید میکند: «این پژوهش ابتدا به منظور بررسی وضعیت ژئوپولیتیکی فعلی انجام نشده بود؛ اما حالا ارتباط مستقیمی با شرایط کنونی جهان پیدا کرده است.»
این تحقیق که به تازگی منتشر شده، نشان میدهد چگونه میتوان با کشاورزی، جمعیت یک شهر متوسط را در زمان بحران غذایی حفظ کرد. دو سناریوی مشخص در این مطالعه بررسی شد: یکی تحت شرایط آب و هوایی عادی و دیگری در صورت وقوع زمستان هستهای.
در سناریوی عادی، نخودفرنگی به عنوان بهترین گزینه برای کشت در یک شهر با آب و هوای معتدل معرفی شد. بوید توضیح میدهد: «نخودفرنگی به عنوان یک منبع پروتئین بالا، در محیطهای کشاورزی شهری به خوبی رشد میکند و نیاز به کمترین مقدار زمین برای تغذیه یک فرد دارد.»
اما باید اشاره کرد که نخودفرنگی در برابر سرمای شدید مقاوم نیست. با بروز زمستان هستهای، فورانهای آتشفشانی بزرگ یا برخورد سیارکها، ممکن است تابش خورشید به شدت کاهش یابد و دما افت کند؛ این امر بر فتوسنتز گیاهان تأثیر منفی خواهد گذاشت.
براساس یافتههای دانشمندان، در چنین شرایطی، ترکیبی از اسفناج و چغندر قند میتواند انتخاب بهتری باشد. بوید در همکاری با نیک ویلسون، استاد بهداشت عمومی دانشگاه اوتاگو در ولینگتون، با استفاده از دادههای تجزیه و تحلیلهای پیشین به این نتایج دست پیدا کردند که تأثیرات محصولات مختلف در چندین شهر جهان را بررسی کرده است.
به عنوان مثال، در شرایط ایدهآل، نخودفرنگی نیاز به تنها ۲۹۲ مترمربع زمین دارد تا نیازهای کالری و پروتئینی یک فرد را برای یک سال تأمین کند. در مقابل، ترکیب کلم و هویج به ۷۷۷ مترمربع احتیاج دارد؛ یعنی تقریباً سه برابر بیشتر.
این پژوهشگران، شهر پالمِرستون نورت در نیوزیلند را انتخاب کردند؛ اما یافتههای آنها ممکن است برای سایر شهرهای مشابه در سرتاسر دنیا قابل اعمال باشد. این شهر با جمعیتی تخمینی ۹۰ هزار نفر، یک شهر متوسط جهانی به حساب میآید. بوید توضیح میدهد: «این شهر درونسرزمینی است، مانند بسیاری دیگر از شهرهای جهان، و درست همانند سایر نقاط، نوعی سکونتگاه حومهای دارد و از ساختمانهای بلند مانند نیویورک خالی است.»
بعد از آن، پژوهشگران با استفاده از تصاویر ماهوارهای گوگل، تمامی فضای سبز موجود برای کشت محصولات مانند حیاطها و پارکها در پالمِرستون نورت را بررسی کردند.
بوید میافزاید: «جای تعجب نیست که این شهر نمیتواند تمام افرادش را تغذیه کند.» در صورتی که غذا تنها در محدوده شهری تولید شود، زمینهای موجود فقط قادرند نزدیک به ۲۰٪ از جمعیت را در شرایط عادی تغذیه کنند، در حالی که این مقدار در زمستان هستهای به حدود ۱۶٪ کاهش مییابد.
به منظور تأمین مواد غذایی باقیمانده، ساکنین بایستی از زمینهای اطراف شهر استفاده کنند؛ به اندازه یکسوم ناحیه و زمینهای شهری به منظور کاشت محصولات مؤثرتر. در مورد پالمِرستون نورت، این مقدار به تقریباً ۱۱۴۰ هکتار (۲۸۱۷ جریب) زمین به اضافه ۱۱۰ هکتار (۲۷۲ جریب) کلزا برای تبدیل به بیودیزل به منظور سوخترسانی تراکتورها و ماشینآلات کشاورزی نیاز دارد.
در زمینهای اطراف این شهر، مطالعه نشان داد که سیبزمینی برای شرایط آبوهوایی عادی مناسب است و در صورت وقوع زمستان هستهای، ترکیبی از ۹۷٪ گندم و ۳٪ هویج به عنوان نسبت بهینه شناخته میشود؛ زیرا این ترکیب تحمل بیشتری به دماهای پایین دارد.
ترزا نوگر-مکری، بومشناس منظره از سازمان American Farmland Trust و استاد وابسته در دانشگاه ایالتی اورگن که در این تحقیق شرکت نداشته، میگوید: «حتی در شهرها، مقدار زیادی زمین کشاورزی وجود دارد که میتوان از آن برای تولید غذا استفاده کرد.»
“““html
آن استفاده کرد.»
او اظهار داشت: «شهرها به دلایل منطقی در مکانهای فعلی خود بنا شدهاند. خاکهای غنی نزدیک به رودخانهها، منابع با ارزشی به شمار میروند. این ثروت نباید نادیده انگاشته شود.» او همچنین تأکید کرد که روشهای پژوهش به طور دقیق انجام شده و نتایج به دست آمده منطقی و قابل اعتماد هستند.
بوید به این نکته اشاره کرد که عوامل نامشخص زیادی وجود دارند که ممکن است تأثیر قابل توجهی بر عملکرد محصولات در دنیای واقعی داشته باشند. به عنوان مثال، کیفیت خاک یکی از متغیرهای اساسی است، زیرا خاکهای با کیفیت پایین، بازده کمتری را به همراه خواهند داشت. او سناریویی را نیز متصور شد که در آن سیستمهای آبرسانی هنوز فعال میباشند. با این حال، گفت میتوان تصورات متفاوتی را در مورد شرایطی مجسم کرد که یک فاجعه جهانی مشکلات و موانع بیشتری را به وجود آورد. او همچنین تصریح کرد که انتظار ندارد مردمی که به طوری یکسان زندگی میکنند، تنها در سال انواع نخودفرنگی مصرف کنند، اما کشت محصولات بهینهتر میتواند میزان اراضی مورد نیاز برای تغذیه یک جمعیت را کاهش دهد.
بوید به این نتیجه رسید که این پژوهش میتواند به عنوان یک قدم ابتدایی برای شهرهایی باشد که به دنبال تقویت تابآوری کشاورزی شهری در سیاستگذاریهای کاربری زمین هستند. تصمیمات ممکن است از یک دیدگاه، نظیر اقتصادی، بهینه تصور شوند، اما اگر از زوایای دیگر مانند تابآوری، ایمنی و بهزیستی نیز مورد بررسی قرار گیرند، ممکن است نتایج متفاوتی را به نمایش بگذارند.»
منبع: livescience
۵۸۳۲۳
“`