به گزارش صحت خبر،مرد جوانی که متهم است در جریان درگیری با یکی از دوستانش در بوستان ارغوان تهران، مرتکب قتل شده در تحقیقات مدعی شد هنگام وقوع درگیری به دلیل مصرف زیاد مشروبات الکلی متوجه رفتار خود نبود.

سایت جنایی در خبری نوشت:این متهم که اکنون برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار دارد، درباره زندگی شخصی، سابقه درگیری و محکومیت‌های قبلی، فرار به تبریز و نحوه وقوع درگیری با مقتول توضیح داد. در ادامه گفته‌های متهم درباره مقتول، فرار و نحوه دستگیری اش را بخوانید:

 مقتول را از قبل می‌شناختی؟

بله، او دوست من بود.

 او را از کجا می‌شناختی؟

ما بچه‌ محل بودیم و از قبل همدیگر را می‌شناختیم. من در پیک موتوری کار می‌کنم و پدر مقتول هم پیک موتوری بود. به همین دلیل با هم رفت‌وآمد و دوستی داشتیم.

 چند سال بود که او را می‌شناختی؟

یادم نمی‌آید، اما از قبل با هم آشنا بودیم و رابطه دوستی داشتیم.

 وضعیت زندگی و کار خودت چطور است؟

من تا اول دبیرستان بیشتر درس نخواندم و بعد دنبال کار رفتم. از نظر مالی هم شرایط خیلی خوبی نداشتم و به عنوان پیک موتوری کار می‌کردم و زندگی‌ام را از همین راه می‌گذراندم.

 مواد مخدر هم مصرف می‌کنی؟

بله، من به تریاک اعتیاد داشتم.

 در مورد شب آخر بگو.

همانطور که گفتم، او از دوستان من بود. به همین دلیل آن شب هم من و او با چند نفر دیگر در بوستان ارغوان قرار گذاشته بودیم.

 قرار بود در پارک چه کار کنید؟

قرار بود در پارک دور هم جمع شویم و کباب، جوجه و جگر بخوریم. آنجا یکی از این کبابی‌های سیار بود که جگر و جوجه می‌فروخت. از همانجا غذا سفارش دادیم و بردیم.

 یعنی فقط برای خوردن غذا به پارک رفته بودید؟

دوستانمان مشروب هم آورده بودند و قرار بود دور هم باشیم و تفریح کنیم. مقتول هم بعداً به جمع ما اضافه شد.

 در پارک مشروبات الکلی مصرف کردید؟

بله، مشروب خوردیم. مقدار زیادی هم مصرف شد.

 خودت چقدر مشروب خوردی؟

من آن شب خیلی زیاد مشروب خورده بودم. اگر درست یادم باشد. آن‌قدر مصرف کرده بودم که واقعاً متوجه شرایط خودم نبودم.

 یعنی هنگام درگیری هوشیار نبودی؟

واقعاً متوجه نشدم چه شد و چرا با دوستم درگیر شدم. خودم هم نمی‌دانم چرا درگیری شروع شد. فقط یادم است که با رفیقم درگیر شدم.

 درگیری از کجا شروع شد؟

نمی‌دانم. به دلیل همان شرایطی که داشتم، متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و چطور درگیری شکل گرفت.

 بعد چه اتفاقی افتاد؟

در جریان درگیری با چاقو به دوستم زدم. او بعد از اینکه زخمی شد، روی زمین افتاد و من از محل فرار کردم.

 چند ضربه چاقو به او زدی؟

من در آن شرایط دقیق متوجه اتفاقات نبودم و فقط می‌دانم با چاقو به او ضربه زدم و بعد از اینکه افتاد، از آنجا فرار کردم. اما نمی‌دانم چند ضربه و به کجایش زدم.

 فکر می‌کردی ضربه چاقو باعث مرگ او شود؟

نه. اصلاً فکر نمی‌کردم بمیرد. تصورم این بود که زخمی شده است.

 چه زمانی فهمیدی دوستت فوت کرده است؟

یک روز بعد از طریق دوستان دیگرم فهمیدم که فوت کرده است.

 وقتی فهمیدی حالت چطور بود؟

وقتی فهمیدم جانش را از دست داده، خیلی ترسیدم.

 بعد از شنیدن خبر مرگ او چه تصمیمی گرفتی؟

ترسیدم که به خاطر این اتفاق قصاص شوم. به همین دلیل فرار کردم و تصمیم گرفتم از تهران خارج شوم.

 چرا به تبریز رفتی؟

به تبریز رفتم، چون می‌خواستم در باغی که متعلق به پدرم بود مخفی شوم.

 یعنی کلید را گرفتی و رفتی؟

نه، یک کلید یدک از باغ پدرم داشتم و با همان کلید وارد باغ شدم.

 در مدت اقامت در تبریز با کسی ارتباط داشتی؟

نه. برای اینکه شناسایی نشوم، با کسی ارتباط نداشتم. تا جایی که می‌توانستم از دیگران دور بودم.

 هزینه زندگی‌ در آن مدت را چگونه تامین می‌کردی؟

مقداری پول داشتم و با همان پول خرید می‌کردم و زندگی‌ را می‌گذراندم. پول دیگری نداشتم و سعی می‌کردم همان مقدار را مصرف کنم.

چطور پلیس توانست شما را در تبریز پیدا کند؟

یک روز قبل از دستگیری با یک پسر در یکی از روستاهای آن منطقه درگیر شدم.

 درگیری شما با آن پسر چطور اتفاق افتاد؟

با هم بحثمان شد و بعد درگیر شدیم و کتک‌کاری کردیم. من به او گفتم خانه‌مان همینجاست، اما او حرف‌هایی زد که درگیری بالا گرفت.

 بعد از این درگیری چه کردید؟

بعد از درگیری با یکی از بستگانم تماس گرفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. می‌خواستم از او مشورت بگیرم و بدانم باید چه کار کنم.

 چرا فکر می‌کردی ممکن است پلیس در جریان این درگیری قرار بگیرد؟

احتمال می‌دادم آن پسر به پلیس خبر بدهد. به همین دلیل با بستگانم تماس گرفتم تا از آنها مشورت بگیرم.

 در نهایت پلیس چگونه تو را دستگیر کرد؟

پلیس از طریق تلفن من را شناسایی کرد و بعد دستگیر شدم.

 قبل از این پرونده هم سابقه کیفری داشتی؟

بله، سابقه کیفری دارم. چند بار به دلیل دعوا و درگیری به زندان رفتم و بعد آزاد شدم.

 آخرین بار چه زمانی از زندان آزاد شدی؟

آخرین بار که آزاد شدم تصمیم گرفتم دیگر دنبال خلاف نروم و زندگی و کارم را دنبال کنم. توبه کرده بودم و می‌خواستم زندگی عادی داشته باشم.

 آیا فکر می‌کنید مصرف مواد یا مشروبات الکلی در حادثه بوستان ارغوان نقش داشته است؟

آن شب مشروب زیادی مصرف کرده بودم و خودم هم می‌گویم اصلاً متوجه نشدم چرا با دوستم درگیر شدم و چرا به او ضربه زدم. بعد از حادثه هم وقتی فهمیدم فوت کرده، ترسیدم و فرار کردم.

 الان درباره اتفاقی که برای دوستتان افتاده چه نظری دارید؟

من بعد از اینکه فهمیدم او فوت کرده، متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است. آن زمان فکر نمی‌کردم ضربه‌ای که زده‌ام باعث مرگ او شود.

 وضعیت پرونده‌ات الان چطور است؟

تحقیقات ادامه دارد و من هم درباره اتفاقی که در بوستان ارغوان افتاد، سابقه‌ام، فرار به تبریز و شرایطی که در زمان حادثه داشتم توضیح داده‌ام.

۲۳۳۲۱۷

اشتراک‌گذاری »