شاخص‌های تورم و فلاکت در ایران طی ماه‌های اخیر رکوردهای تلخی را ثبت کردند که هر دو نشان دهنده سخت شدن زندگی است.

جدیدترین آمارهای مرکز آمار ایران نشان می‌دهد تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در تیرماه ۱۴۰۵ به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است؛ رقمی که فاصله قابل توجهی با تورم عمومی ۸۷.۹ درصدی کشور دارد.

در همین حال برخی اقلام پروتئینی رشد قیمتی چند صد درصدی داشته‌اند؛ برای نمونه تخم‌مرغ و مرغ در یک بازه یک‌ساله حدود ۳۴۲ درصد گران شده‌اند.

آخرین شاخص فلاکت هم که مربوط به تیرماه است نشان می دهد این عدد به ۷۵.۱ درصد رسیده که در مقایسه با پایان سال گذشته ۱۶.۹ واحد درصد بدتر شده است.

با این وضعیت و به صورت کلی هزینه خرید یک سبد ثابت مواد غذایی نسبت به مدت مشابه سال گذشته بیش از دو برابر شده است؛ اتفاقی که باعث شده بسیاری از خانوارها ناچار شوند بخشی از کالاهای مصرفی خود را کاهش دهند یا جایگزین‌های ارزان‌تر را انتخاب کنند.

کودکان ایرانی در معرض سوء تغذیه؟

افزایش تورم کاهش قدرت خرید را به دنبال خواهد داشت و همین موضوع باعث کوچک شدن سفره خانواده ها شده است. اما در این بین نوزادان ، کودکان و نوجوانان بیشتر از بزرگسالان قربانی مشکلات تورمی شده‌اند.

آنها که باید نسل آینده را بسازند، حالا در دوره رشد خود با فقر دریافت مواد غذایی و سوء تغذیه درگیر هستند و بنابراین بازدهی و راندمان آنها در آینده بسیار کاهش داشته و این موضوع خسارت های عمیق و بنیادی را بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

در شرایط تورمی، خانواده‌های کم‌درآمد معمولاً ابتدا مصرف مواد غذایی گران‌تر اما مغذی‌تر، به‌ویژه منابع پروتئین را کاهش داده و به غذاهای ارزان‌تری که ارزش غذایی پایین دارند روی می‌آورند. این مسئله می‌تواند دریافت پروتئین، آهن، روی، و انواع ویتامین‌ها و سایر ریزمغذی‌های ضروری برای رشد را کاهش دهد.

بنابراین این نسل که نمی‌توانند در دوران رشد انواع ویتامین و پروتئین را مصرف کنند ، در آینده درگیر انواع مشکلات و بیماری ها خواهند شد و قطعا هزینه های بزرگی را به کشور تحمیل خواهند کرد.

سؤالی که باقی می‌ماند این است که وقتی مواد غذایی ضروری آرام‌آرام از سبد مصرف حذف می‌شوند، هزینه واقعی این تغییر را چه کسی در سال‌های آینده پرداخت خواهد کرد؟

تنقلاتی که دیگر نیست

در کنار کاهش مواد غذایی ارزشمند، بسیاری از کودکان در ایران از دسترسی به میزان مورد علاقه خود به تنقلات نیز محروم شده‌اند.

بستنی ، شکلات ، آب میوه ، بیسکویت، کیک های میان وعده، چیپس و پفک، آجیل‌ها و سایر تنقلات آن قدر بر اثر تورم گران شده که حالا والدین دیگر مانند گذشته نمی توانند برای دلبندهای خود آنها را تهیه کنند و بنابراین تعداد خرید این گونه خوراکی ها کاهش محسوسی داشته است. موضوعی که روح و روان والدین را در مقابل تقاضای کودکان و ناتوانی آنها برای خرید آزار می دهد.

حسرت تفریح های کودکانه

متاسفانه مشکلات فعلی کودکان در اثر تورم و کاهش قدرت خرید خانواده ، فقط معطوف به غذا و خوراکی ها نمی شود و تفریح ، سرگرمی و حتی آموزش آنها را نیز در بر گرفته است. طبیعی است که به دلیل شرایط سخت اقتصادی میزان گردشگری و سفر بسیاری از خانواده ها به حداقل رسیده و در این بین کودکان هم فرصت این تفریح را از دست می دهند.

اما تفریح های درون شهری مانند رفتن به شهربازی، و یا خرید اسباب بازی و نظیر آن نیز به همان دلیل مشکل مالی خانواده ها بسیار کم رنگ شده است.

در این میان هزینه کلاس های آموزشی مانند زبان ، ورزشی، هنری و غیره با رشد فزاینده ای مواجه شده و به همین دلیل بسیاری از خانواده ها توان ثبت نام فرزندان خود در این کلاس ها را ندارند. بنابراین این گونه تفریح ها برای کودکان تبدیل به حسرت شده است.

مشکلات بهداشت و درمان

حالا در کنار همه این موارد ، مشکلات بهداشت و درمان کودکان نیز تبدیل به کابوسی برای والدین شده است.

فقط تصور کنید کودکی دارای یک یا چند دندان خراب است و باید به دندانپزشکی مراجعه کند. همین کافی است تا خواب به چشمان پدر خانواده به دلیل نگرانی و استرس تامین مالی آن نیاید. حالا سایر هزینه های عمومی بخش بهداشت کودکان پیش کش.

نوزادان نیز در امان نبودند !

اما باعث تاسف است که حتی نوزادان نیز از این آثار تورمی دور نمانده اند. فقط در دو مورد تهیه شیر خشک و پوشک شرایط آنقدر وخیم است که والدین گاهی از فرزند آوری پشیمان شده اند.

بر اساس قیمت‌های مرداد ۱۴۰۵، هر قوطی شیرخشک داخلی حدود ۲۸۰ تا ۳۲۰ هزار تومان است. با مصرف حدود ۸ تا ۱۰ قوطی، هزینه شیرخشک ماهانه ۲٫۲ تا ۳٫۲ میلیون تومان می‌شود.

پوشک نیز با مصرف روزانه حدود ۶ تا ۸ عدد، تقریباً ۴ تا ۶ میلیون تومان در ماه هزینه دارد. بنابراین مجموع ماهانه حدود ۶٫۲ تا ۹٫۲ میلیون تومان است.

با این قیمت ها آیا خانواده توان دیگر خرید های ضروری نوزاد را دارد؟

تورم امروز فقط سفره خانواده‌ها را کوچک نکرده، بلکه سلامت، آموزش، تفریح و آینده کودکان ایران را نیز تهدید می‌کند. حذف تدریجی مواد غذایی مغذی و کاهش دسترسی به خدمات ضروری، هزینه‌ای پنهان اما سنگین برای نسل آینده ایجاد خواهد کرد. بی‌توجهی به این روند، فردای جامعه را گران‌تر از امروز خواهد کرد.

*روزنامه نگار 

223223

اشتراک‌گذاری »