نیلوفر مولایی: در روزهای اخیر در حالی وزیر خارجه قطر و فرمانده ارتش پاکستان به تهران آمدند که بار دیگر گمانه ها درباره مذاکرات ایران و آمریکا شدت گرفته است. هر چند که آمریکا با اعمال تحریم های شدید اقتصادی رسما جنگ را از نبرد نظامی به سمت جنگ اقتصادی برده است، اما این سوال ایجاد می شود که ایران و آمریکا بار دیگر به تفاهم نامه اسلام آباد بر می گردند؟
در همین راستا، محسن رهامی، فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گویی با صحت خبر بیان کرده است: «در موقع مصالحه و تفاهم نمیشود مثلاً بخواهیم ۹۰ درصد منافع و خواسته های ما تأمین شود و طرف مقابل هیچ منفعتی نداشته باشد. مصلحت کشور اقتضا میکند که کلیات و مسائل اصلی در نظر گرفته شود.»
وی با اشاره به همسایگان کشور خاطرنشان کرد: «فعلا در کشورهای منطقه وضعیت متفاوتی ایجاد شده است. در امارات، کویت، قطر و سایر کشورهای عربی و همچون عربستان، بهشدت به دنبال برقراری مصالحه و ترک مخاصمه هستند. آنها نمیخواهند جنگ ادامه داشته باشد و فردا با دردسرهای بیشتری مواجه شوند.»
این چهره سیاسی اصلاح طلب همچنین تاکید کرد: «لذا حفظ اصل نظام، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور ایجاب میکند که ما در بعضی موارد، ملاحظات دیگری هم داشته باشیم و فقط خودمون را نبینیم. اعضای یک خانواده با پدر و بزرگتر خانواده تا جایی و تا یک حدی همکاری میکنند، اما وقتی فشارها افزایش پیدا کند، حرمتها شکسته میشود.»
در ادامه مشروح گفت و گوی محسن رهامی، فعال سیاسی اصلاح طلب را در صحت خبر می خوانید؛
********************
* امکان دارد که مذاکره و بازگشت ایران و آمریکا به تفاهمنامه فراهم باشد یا اینکه این جنگ اقتصادی چقدر میتواند برای ایران سخت باشد برای بازگشت به همان تفاهمنامه قبلی که بین ایران و آمریکا امضا شده بود؟
فضای کشور ایجاب میکند که به سمت تفاهم نامهای که با پیگیری پاکستان و بعضی کشورهای منطقه امضا شد، بازگردیم. با توجه به وضعیت کشور و نیز رعایت مصلحت کلان کشور، ضرورت ایجاد میکند که به سمت ترک مخاصمه حرکت کنیم؛ پاکستان به دلیل این که مردم آن کشور با ما منافع مشترک فراوانی دارد و از جمله کشورهایی بود که در قضیه شهادت رهبر شهید انقلاب و فرماندهان و مسؤلین کشور و مردم ما بیشترین عکسالعمل را نشان داد و مشترکات فراوان و روابط فرهنگی خوبی با ما دارد و در بین همسایه ها به ما نزدیکتر است، تلاش بیشتری در مورد پایان این مخاصمات داشته و بعد از آن هم کشورهایی مانند قطر، ترکیه، عمان و مصر، مدتهاست پیگیری میکنند که ایران با آمریکا به یک تفاهم جدیتر برسد.
در داخل نیز اکثریت مردم به دنبال پایان جنگ هستند. دولت و قوه مجریه مشخصاً خود آقای رئیسجمهور، وزیر محترم خارجه و دیگر مسئولان دولتی تلاش میکنند که مخاصمه بین ایران، آمریکا و اسرائیل به پایان برسد. قوه مقننه نیز از حیث رئیس محترم مجلس و اکثریت نمایندگان در این زمینه با دولت همراهند پیگیری میکنند، قوه قضائیه نیز همراه دولت است. بنابراین فضای بسیار خوبی جهت ترک مخاصمه فراهم شده است.
ادامه این وضعیت و نادیده گرفتن متغیر روابط خارجی ما، امکان اصلاح اقتصادی را از بین میبرد
با توجه به فشارهای معیشتی و اقتصادی که به جامعه ما وارد شده، به هر حال باید این مسئله در جایی حل شود تا مخاصمه پایان پیدا کند. ادامه این وضعیت و نادیده گرفتن متغیر روابط خارجی ما، امکان اصلاح اقتصادی را از بین میبرد. بهصورت مستقل از مسائل بینالمللی و منطقهای و بدون در نظر گرفتن روابط خارجی، امکان اصلاح اقتصادی وجود ندارد. هیچ کسی از خارج نمیآید در اینجا سرمایهگذاری کند. سرمایهگذاران داخلی نیز انگیزهای برای سرمایهگذاری ندارند و سرمایه خود را از کشور خارج میکنند.
تعداد زیادی از کارخانههایی که در حملات دشمنان آسیب دیدهاند، در حال حاضر تعطیل شده و کارگرانشان بیکار شدهاند. تولید نیز بهشدت افت پیدا کرده است. الان مسئولان اعلام کردهاند که امکان صادرات نفت از طریق دریا برای ما وجود ندارد و این مسئله آثار و تبعات جدی برای کشور دارد. بنابراین راهی نداریم جز اینکه مسیری پیدا کنیم و با رعایت قاعده برد/ برد به مخاصمات پایان دهیم.
این مسأله البته طبع مصالحه و تفاهم است که منافع طرف مقابل هم باید به نحوی در نظر گرفته شود. در موقع مصالحه و تفاهم نمیشود مثلاً بخواهیم ۹۰ درصد منافع و خواسته های ما تأمین شود و طرف مقابل هیچ منفعتی نداشته باشد. مصلحت کشور اقتضا میکند که کلیات و مسائل اصلی در نظر گرفته شود. از این جهت، به نظر من باید از دولت و نظام و نیروهای مسلح حمایت کنیم تا بتوانند با قدرت و قوت به مصالحه و تفاهم مرضیالطرفین برسند.
در امارات، کویت، قطر و سایر کشورهای عربی و همچون عربستان، بهشدت به دنبال برقراری مصالحه و ترک مخاصمه هستند
البته نیروهای مسلح و فرماندهان نظامی ما ثابت کردهاند که ایران میتواند در مقابل هرنوع تجاوز خارجی مقاومت کند. کشور ما ثابت کرده است که فرماندهان نظامی و نیروهای مسلح ما میتوانند مقاومت کنند و اینطور نیست که بتوان با ایران مانند عراق و لیبی و ونزئولا برخورد کرد. ایران توان دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و تمامیت کشور را دارد و این را به دنیا ثابت کردهایم.
باید از این ظرفیتها و موقعیت شایسته بهرهبرداری کنیم و به یک توافق برسیم و مردم هم از اصل مصالحه و ترک مخاصمه حمایت میکنند. البته این به معنای عقبنشینی از خواستههای ما نیست. خواستههای ما مقاومت در برابر تجاوز دشمن و ناکام گذاشتن او در رسیدن به اهداف شوم وی بوده است. ما که جنگ را شروع نکردیم؛ آنها جنگ را شروع کردند و میخواستند رژیم حکومتی ایران را تغییر بدهند و توانایی های دفاعی ما را ازبین ببرند و یا مثلا بخشی از سرزمین ما، از جمله جزایر ما را اشغال کنند اما در رسیدن به اهداف خود موفق نشدند و شکست خوردند.
البته به کشور ما هم از حیث انسانی و هم از جهت اقتصادی و توانایی های نظامی آسیب های جدی وارد کردند که در رأس همه آنها به شهادت رساندن رهبری کشور، بعنوان بالاترین مقام سیاسی و مذهبی کشور بود، دشمنان ما و حامیان منطقهای آنها نیز متقابلا از نظر اقتصادی و نظامی، البته با تفاوتهایی، آسیب های فراوان دیدهاند. فعلا در کشورهای منطقه وضعیت متفاوتی ایجاد شده است. در امارات، کویت، قطر و سایر کشورهای عربی و همچون عربستان، بهشدت به دنبال برقراری مصالحه و ترک مخاصمه هستند. آنها نمیخواهند جنگ ادامه داشته باشد و فردا با دردسرهای بیشتری مواجه شوند.
البته آنها دوست ندارند ایران پیروز نهایی این جنگ باشد، آنها بیشتر به دنبال یک حالت توازن هستند و معتقند که باید در نهایت یک توازن برقرار شود. این حالت توازن هم خواست همه کشورهای عربی است و هم به نظر من خواست دیگر همسایگان ما مانند روسیه، ترکیه و پاکستان هم هست.
افرادی که با جنگ مخالفت میکنند دو دسته هستند
* شما به تندرویها اشاره کردید. ما در روزهای گذشته شاهد این بودیم که آقای قالیباف و آقای پزشکیان از تمام شدن جنگ و صلح میگفتند و این تندرویها و هجمهها علیه این بزرگواران وجود داشت. افرادی که نمیخواهند جنگ تمام شود، هیچ راهحلی هم برای ادامه دادن شرایط ارائه نمیکنند. ما شاهد افزایش قیمتها در روزهای گذشته بودیم. دلار هم افزایش پیدا کرده است. مردم تا کجا این شرایط اقتصادی سخت را تاب میآورند و اگر قرار باشد جنگ ما به همین شکل، نه جنگ و نه صلح، ادامه پیدا کند، آن وقت چه اتفاقی میافتد؟
افرادی که با جنگ مخالفت میکنند دو دسته هستند. یک دسته به خاطر دیدگاههای سیاسی و مذهبیشان مخالف هستند و فکر میکنند، مصالحه با دشمن با اصول اعتقادی دینی سازگاری ندارد، این نوع مخالفتها ناشی از عدم آشنایی با آموزههای بنیادی دین مبین اسلام است. باید مطالعه کنند که در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم(ص) چگونه با کفار و مشرکین پیمان صلح امضا کردند، به نحوی قرآن مجید فتح مبین و باصطلاح فتحالفتوح پیامبر اسلام را صلح حدیبیه معرفی می کند و چگونه امام حسن مجتبی(ع) و دیگر بزرگان دینی ما با مخالفین خود قرارداد صلح امضا کردند.
این دسته از مخالفین مصالحه قابل احترامند و باید با آنان به مذاکره و استدلال پرداخت ؛ اما دسته دوم از مخافین ترک مخاصمه، عدهای که سعی میکنند خودرا به ظاهر خیلی انقلابی جا بزنند، در واقع به دلیل این که با مصالحه و ترک مخاصمه منافعشان در خطر می افتد ، طرفدار ادامه بحران هستند؛ چون در شرایط تحریم، به بهانه دور زدن تحریم و با فروش نفت خارج از ضوابط قانونی و خارج از مسیر دولت و وزارت نفت، میلیاردها دلار به دست می آورند، همین افراد بودند که در قضایای تحریم های سالهای پیش در خارج از کشور، میلیاردها دلار به حسابهای شان ریخته شده است.
وقتی نفت از طریق شرکت نفت، وزارت نفت و دستگاه رسمی کشور فروخته میشود، پول آن به حساب خزانه دولت میرود و مجلس کنترل و نظارت بر این درآمدهادارد. در دوره ۸ ساله جنگ تحمیلی که بنده در مجلس حضور داشتم، چنین فضایی وجود نداشت و مجلس تا پایان جنگ بر فروش نفت و درآمدهای خزانه نظارت و کنترل میکرد و نمایندگان مجلس بهعنوان نمایندگان ملت ایران تعیین میکردند که چقدر از درآمدهای نفت و سایر درآمدها و اعتبارات ، در کجا وبا کدام راهکار هزینه شود.
در قضایای تحریم و شرایطی که متأسفانه در سالهای اخیر پیش آمده، بخش زیادی از فروش نفت و گاز و سایر واردات و صادرات از طریق کارتلها و تراستهایی انجام میشود که به مجلس و نهادهای نظارتی پاسخگو نیستند، در واقع روابطی که در داخل و خارج از کشور دارند، از حاشیههای امنی برخوردار هستند و نفت و گاز به این شکل فروخته میشود؛ در حالی که در آغاز جنگ تحمیلی و در سالهای آغازین انقلاب در زمان امام (ره) این مسائل وجود نداشت.
مردم تا حدی میتوانند مشکلات را تحمل کنند و عزتمندی برای آنها مهمتر از مسائل معیشتی است
از طرف دیگر باید توجه داشته باشیم که مردم تا حدی میتوانند مشکلات را تحمل کنند و عزتمندی برای آنها مهمتر از مسائل معیشتی است، ولی به هر حال کشش مردم هم حدی دارد. اعتراضات مردمی در سالهای گذشته از جمله در سالهای ۹۶، ۹۸، ۴۰۱ و سال گذشته، یعنی ۴۴، نشان داد که زمینه یک بحران اعتراضی که میتواند به ناامنی و هرج و مرج ختم شود، در کشور ما وجود دارد.
من در جلساتی که اخیراً با بعضی از مسئولان داشتم، تذکر دادم که اگر به مشکلات و معضلات مردم توجه نشود و تدبیری اندیشیده نشود، در آغاز سال تحصیلی و فعال شدن دانشگاهها و مدارس، احتمال این که زمینه شروع بعضی از بحرانها پیش بیاید وجود دارد؛ بحرانهایی که در سالهای قبل شاهد آن بودیم. در در دی ماه سال پیش اعترضات مردمی ابتدا از بازار تهران و بعضی شهرهای بزرگ، با انگیزها و شعارهای اقتصادی شروع شد و بعد متأسفانه سمت و سوی دیگری یافت و به صدها شهر بزرگ و کوچک کشیده و به یک ابر بحران تبدیل شد.
بخاطر زمینه هایی که وجود داشت، موقع شروع ترم دوم در بهمن ماه سال پیش این بحران به دانشگاهها کشیده شد و در ادامه دانشگاهها غیرحضوری شدند. بنابراین ما اعتماد داریم به حمایت مردم از دولت و حمایت از انقلاب ولی در عین حال باید پیش بینیها صورت پذیرد . در جریان اعتراضات و آشوبها، جمعیتی که به خیابانها آمده بوند ، افرادی نبودند که از خارج از کشور سفارش گرفته باشند و به شهرهای آمده باشند، همین مردم کوچه و بازار بودند. مردمی بودند که خودشان یا والدینشان به انقلاب و پیروزی انقلاب کمک کردند. در سال ۵۸ در رفراندوم شرکت کردند و به جمهوری اسلامی رأی دادند.
همینها بودند که پدرانشان یا خودشان در حل مشکلات انقلاب جنگ تحمیلی ۸ ساله حضور داشتند. ولی هر خانوادهای و هر شهروندی تا حدی توان تحمل مشکلات را دارد. امروز با انواع گرانیها، کمبود مواد اولیه، بیکاری، عدم اشتغال، مشکل مسکن و دیگر مشکلات در حد طاقت فرسایی مواجهیم. اگر این مسائل را کنار هم بگذاریم، به نقطه بحرانی نزدیک میشویم.
لذا حفظ اصل نظام، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور ایجاب میکند که ما در بعضی موارد، ملاحظات دیگری هم داشته باشیم و فقط خودمون را نبینیم. اعضای یک خانواده با پدر و بزرگتر خانواده تا جایی و تا یک حدی همکاری میکنند، اما وقتی فشارها افزایش پیدا کند، حرمتها شکسته میشود. در وقایع بنزین سال ۹۸ و امثال آن، نیز شاهد همین مسئله بودیم. کسانی که از طریق مثلا موتور و کرایه کشی کار میکردند و از طبقات پایین جامعه بودند، تحمل افزایش قیمتها را نداشتند و نمیتوانستند هزینههای خانواده را تأمین کنند. خانوادههای زیادی در این قضایا آسیب دیدند و افرادی کشته شدند. حالا اسم آن را اعتراض بگذارید یا شورش؛ به هر حال تفاوتی نمیکند. همه اینها را باید نمایندگان مجلس در نظر بگیرند.
کسانی که شعار میدهند ما نباید صلح کنیم، حتی یک روز هم در جنگ نبودند و جنگ را اصلا ندیدهاند
کسانی که شعار میدهند ما نباید صلح کنیم و نباید آشتی کنیم، باید فکر کنند که بعضی از آنها حتی یک روز هم در جنگ نبودند و جنگ را اصلا ندیدهاند. آنها باید ببینند کمیابی و گران شدن داروها چه فشاری به خانوادهها وارد میکند. وقتی کنار گود نشستهاند و شعار میدهند، باید شرایط مردم را هم در نظر بگیرند. من فکر میکنم دولت، مسئولان کشور، مسئولان نظامی و رهبر محترم انقلاب باید منافع اکثریت را نگاه کنند. هیاهوی اقلیت هیچوقت نمیتواند به کشور آسیب بزند، به شرط اینکه اکثریت از اوضاع راضی بوده و حامی حکومت باشند.
ما باید منافع اکثریت را نگاه کنیم. حتی اگر کسی شک دارد، میتوان پیشنهاد رفراندوم برای موضوع ترک مخاصمه با آمریکا را مطرح کرد و پرسید چند میلیون ایرانی حاضرند به آن رأی مثبت یا منفی بدهند. مثلاً اگر ملت ایران به ترک مخاصمه با آمریکا و اسرائیل رأی بدهند، باید به این خواست توجه کرد و از آن تبعیت نمود.
ما انقلاب را برای جنگیدن با آمریکا و اسرائیل انجام ندادیم؛ انقلاب برای استقلال، آزادی، ایجاد عدالت و تحقق اهدافی بود که در شعارهای سال ۵۷ مطرح شده بود. متأسفانه این اهداف فراموش میشود و جهتگیری کشور ما به سمت تعارض با کشورهای دیگر کشیده شده است. انقلاب ما قرار نبود که برویم آمریکا را از بین ببریم یا اسرائیل را از بین ببریم. ما دنبال عدالت بودیم، دنبال استقرار نظام جمهوریت بودیم و دنبال آزادی بودیم. باید آن شعار سالهای اولیه را دوباره احیا کنیم؛ اینکه به شعارهای اولیه انقلاب پایبند باشیم و به مردم وفادار بمانیم، نه به شعارهای عدهای که صدایشان از جای گرمی درمی آید و به دنبال اهدافی بغیر از خواست اکثریت ملت ایران هستند.
29215