به گزارش خبرگزاری صحت خبر به نقل از اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «بیگانه» ساخته فرانسوا اوزون برنامه ششصد و هشتاد و نهم سینماتک، عصر دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ پس از اکران این اثر با اجرای سامان بیات و با حضور سحر عصرآزاد (منتقد سینما) در سالن استاد ناصری خانهی هنرمندان ایران برگزار شد.
در نشست نقد و بررسی فیلم «بیگانه» به کارگردانی فرانسوا اوزون، عصرآزاد، به تحلیل لایههای زیرین این اثر و تمایز نگاه فیلمساز از متن اصلی رمان آلبر کامو پرداخت.
ابزاری برای انتقال حس
عصرآزاد در تحلیل خود، به نکتهای ظریف درباره استفاده از رنگ و اتمسفر اشاره کرد. وی با اشاره به تفاوتهای ساختاری گفت: در حالی که در بسیاری از بازنماییهای این داستان، گرما و تداعی محیطی سوزان و عرقکرده بهعنوان یک عامل پیشبرنده و اجتنابناپذیر عمل میکند، اوزون در این اثر با استفاده از فضای سرد، چالش جدیدی را پیش میکشد. در این فیلم، سرما از آغاز حضور دارد و بهتدریج، با موشکافی در رفتار کاراکترها و شرایط پیشآمده، حس گرما و فشار محیطی به مخاطب منتقل میشود. این انتخاب، ویژگی منحصربهفرد نگاه کارگردان است که توانسته با تکیه بر بازیگران و مدیریت رنگ، زاویهای تازه از رمان را برجسته کند.
از متن ادبی تا تصویر سینمایی
او در ادامه، به چگونگی انتقال ساختار روایی از کتاب به فیلم پرداخت و افزود: یکی از چالشهای بزرگ، نحوه برخورد با راوی است. در رمان، راوی نقشی کلیدی در روایت چند روزه نهایی زندگی مورسو دارد. اوزون با بهرهگیری از یک شیوه کلاسیک، داستان را از نقطه دادگاه آغاز میکند و با استفاده از فلشبکهای بزرگ، به زمان حال بازمیگردد. در واقع، فیلم بسیار پرگو است؛ به گونهای که ویژگیهای ادبی رمان به یک راوی حاضر و ناظر تبدیل شده که با کلام خود، بسیاری از حسها قهرمان داستان را بازتاب میدهد.
پوچی در قالب مینیمالیسم مدرن
عصرآزاد، بر جنبه فلسفی و سبک بصری فیلم تأکید کرد و گفت: تمایز اصلی این اثر در دوری از کلیشههای سنتی و استفاده از دیالوگهای موجز و کاربردی است. فیلم با وجود حضور کم کاراکترها، بسیار عمیق است. این رویکرد که فراتر از سلیقههای معمول بوده، نوعی مواجهه مدرن با مفهوم پوچی است. فیلم از مخاطب میخواهد تا از فاصلهای که برقرار است عبور کرده، فضای موجود را بشکند و با پیچیدگیهای درونی شخصیتها و مفاهیم عمیق پشت این ظاهر ساده، روبهرو شود.
اقتباس آزاد؛ فراتر از کپیبرداری
عصرآزاد با طرح این پرسش که آیا این شیوه مواجهه با رمان به روح اگزیستانسیالیسم کامو لطمه میزند، رویکرد خود را اینگونه تشریح کرد: من شخصاً این شیوه را اقتباس میدانم، اما اقتباس آزاد. زمانی که فیلمساز، جزئیات، فضاها و حتی مفاهیم وجودی اثر ادبی را بازنمایی میکند، اما آن را از فیلتر نگاه و خط فکری خود عبور میدهد، کار او بسیار معقول و درست است. وفاداری صرف که به معنای کپیبرداری است، نه جذابیتی دارد و نه ویژگی هنری خاصی را منتقل میکند.
او افزود: فیلمسازی صاحبفکر مانند اوزون، در مواجهه با اثری چندوجهی مانند رمان کامو، بخشی را که مطابق با جهانبینی و نگاه خودش است، انتخاب کرده و آن را برجسته میکند. این در حالی است که چارچوب کلی رمان حفظ میشود. این هنر و خلاقیت فرد است که او را از دایره بسته اقتباس صرف فاصله میدهد و به او اجازه میدهد دیدگاه شخصی خود را دخیل کند.
ظرافت در افزودن لایههای تفسیری
عصرآزاد به عنوان نمونهای از این دخالت خلاقانه، به گرایشهای شخصی اوزون اشاره کرد: به عنوان مثال، اوزون گرایشهای خود را در لایههای ظریفی از کار میکارد که ارتباط مستقیمی با رمان کامو ندارد، اما به شکلی هوشمندانه در تار و پود فیلم تنیده میشود، بدون آنکه روح اصلی اثر را تحت تأثیر قرار دهد. این امکان وجود دارد که مفاهیم دیگری مانند سویههای سیاسی نیز در آثار کامو برجسته شوند.
جاودانگی رمان؛ بابِ خوانشهای متعدد
عصرآزاد بر چندوجهی بودن رمان کامو تأکید کرد و گفت: رمان کامو آنقدر چندوجهی است که امکان خوانشهای مختلف را فراهم میکند. این ویژگی، گواه جاودانگی اثر است؛ به گونهای که هر مخاطبی با خواندن آن، تصویری منحصربهفرد در ذهن خود میسازد. این ظرفیت خلق تصاویر و تفاسیر گوناگون، خود ناشی از اهمیت و عمق اثر است.
او با تاکید بر سکانس کابوس پایانی و صحنه مواجهه کاراکتر در زندان با تصویر مادر، گفت: زاویه دوربین در این سکانس بسیار خاص و تاملبرانگیز است؛ بهویژه در نماهای متقابل که تفاوت سطحی در نگاه کاراکتر دیده میشود. این تأکید، صرفاً یک انتخاب تکنیکی یا فیزیکی نیست، بلکه به نظر میرسد فیلمساز در پی انتقال نوعی رستگاری ذهنی برای کاراکتر است.
این منتقد در ادامه به استفاده هوشمندانه از نور در فیلم سیاه و سفید اوزون اشاره کرد: تابش نور زرد رنگی که در لحظات پایانی بر چهره کاراکتر تابانده میشود، بازتابدهنده جهانبینی فیلمساز است. این نور، گویی برخلاف فضای تیرهی زندان، تلاشی برای نمایش نوعی مواجهه صادقانه و درونی با مرگ و نیستی است؛ حتی با وجود ناباوری قهرمان داستان، این صحنه در انتقال حسی از رستگاری به مخاطب موفق عمل میکند.
تغییرات هوشمندانه در شخصیتپردازی
عصرآزاد در خصوص تفاوتهای روایی فیلم با رمان گفت: یکی از نکات برجسته، حضور فیزیکی زنان در فیلم است که نسبت به متن اصلی، پررنگتر شده است. تغییر هویت کاراکترِ انتهای فیلم از ماری (آنچه مخاطب ابتدا تصور میکند) به جمیله (که خواهر/دختر است)، نشاندهنده رویکرد فراتر از رمان اوزون است. به نظر میرسد او قصد دارد با این انتخاب، به هویت گمشده و فضای استعماری حاکم بر الجزیره در دوران فرانسه بپردازد و این موضوع را با دوزی ملایم و ظریف برجسته کند.
پارادوکس فیزیک و شخصیت
این منتقد سینما با نقد انتخاب بازیگر افزود: انتخاب بازیگری که به خودی خود برای مخاطب سمپاتی ایجاد میکند، فاصله میان کاراکتر و مخاطب را که در رمان بیگانه عنصری کلیدی بود، کاهش میدهد. با این حال، اوزون به درستی از این ویژگی برای کشاندن مخاطب به دنیای ذهنی مورسو استفاده کرده است. نکته جالب توجه، تضاد در فیزیکِ این کاراکتر است؛ او در رفتارهای بیرونی، در دعواها یا حتی در استفاده از اسلحه، حالتی منفعل و بیتفاوت دارد، اما تنها در لحظات صمیمیتِ فیزیکی یا در مواجهه نهایی با کشیش است که از خود تکاپو و کنش نشان میدهد.
۲۴۲۲۴۳