زینب کاظمخواه: این پرسش تازهای نیست. آنقدر درباره خروج آرشیو صداوسیما، استفاده شبکههای ماهوارهای فارسیزبان خارج از کشور از تصاویر تاریخی ایران و حتی فروش این تصاویر صحبت شده که حالا با هر روایت تازه، دوباره همان سؤال قدیمی روی میز میآید؛ سؤالی که هنوز پاسخ جامع و قانعکنندهای برای آن ارائه نشده است. حالا نوبت محمود فرجامی است. او در «اتاق سردبیری» صحت خبر، روایتی از سرنوشت بخشی از آرشیو پیش از انقلاب صداوسیما مطرح کرده؛ روایتی درباره فردی که مدعی در اختیار داشتن آرشیو این سازمان بوده، با شبکههای خارج از کشور تماس گرفته، نمونههایی از تصاویر را برای فروش ارائه کرده و در ادامه، پای انتقال هارد و مذاکره مالی در خارج از ایران به میان آمده است. در روایت فرجامی، مقصد نهایی این تصاویر منوتو بوده است.
اما اهمیت این روایت در «تازه بودن» آن نیست. بخش مهمی از این داستان پیش از این نیز گفته شده بود؛ حتی از زبان مدیر شبکهای که تصاویر را خریداری کرده بود. روایت دیگری که اکنون محمود فرجامی، روزنامهنگار و طنزپرداز مطرح کرده نیز همین مسیر را از زاویهای دیگر ترسیم میکند: اینکه خروج آرشیو از ایران، در نهایت به دسترسی «منوتو» به مجموعهای غنی از تصاویر تاریخی و شکلگیری بخش مهمی از مستندهای تاریخی این شبکه منجر شد.
برای فهمیدن اینکه این ماجرا از کجا آغاز شده، باید به عقب بازگردیم.
نقطه آغاز این گزارش، روایت محمود فرجامی است؛ نه به این معنا که او نخستین کسی است که درباره خروج آرشیو صداوسیما صحبت کرده، بلکه از این جهت که اظهارات او بار دیگر پروندهای قدیمی را باز کرده است.
در روایت فرجامی، فردی با بیبیسی تماس میگیرد و مدعی میشود آرشیو صداوسیما را برای فروش در اختیار دارد. نمونههایی از تصاویر ارائه میشود و مشخص میشود که صحبت از مجموعهای ارزشمند از تصاویر تاریخی تلویزیون ایران است. در ادامه، موضوع انتقال هارد و پرداخت پول در دبی مطرح میشود و بنابراین روایت، در نهایت مشخص میشود که این فرد در حال فروش آرشیو به «منوتو» بوده است.
این بخش از ماجرا، یعنی تماس با بیبیسی و جزئیات مربوط به انتقال هارد و مذاکره مالی، روایتی که فرجامی مطرح کرده است این ماجرای دردناک را به میان میآورد: این که افرادی خارج از ساختار رسمی صداوسیما به تصاویر آرشیوی دسترسی داشتهاند و بخشی از این تصاویر را برای فروش به «منوتو» پیشنهاد کردهاند ــ قصهای که پیش از این نیز از سوی مدیر این شبکه بیان شده بود.
اگر اظهارات مختلف را کنار هم بگذاریم، دیگر با یک ادعای منفرد مواجه نیستیم، بلکه با مجموعهای از روایتها روبهرو میشویم که در یک نقطه به هم میرسند: دسترسی افرادی به مواد آرشیوی و امکان خروج یا فروش بخشی از آنها.
برای فهم این مسئله باید چند سال به عقب برگشت.
۱۳۹۷؛ اولین هشدار درباره «شخص ثالث»
یکی از نخستین اظهارات رسمی و قابل استناد درباره خروج آرشیو به سال ۱۳۹۷ بازمیگردد. احسان قاضیزاده هاشمی، عضو وقت هیأت نظارت بر صداوسیما، آن زمان از گزارشهایی درباره خروج آرشیو سازمان از کشور سخن گفت.
به گفته او، بخشی از آرشیو در دورههای مختلف به شکل موضوعی در اختیار افراد قرار گرفته و سپس «به واسطه شخص ثالث» از کشور خارج شده است. قاضیزاده هاشمی همچنین از وقوع سوءاستفاده در این زمینه خبر داد و گفت این موضوع باید در شورای نظارت بر صداوسیما بررسی شود.
۱۳۹۸؛ ورود نام مزدک میرزایی
یک سال بعد، همزمان با مهاجرت مزدک میرزایی، نام او نیز وارد این پرونده شد. در تابستان ۱۳۹۸ ادعایی در فضای رسانهای مطرح شد مبنی بر اینکه میرزایی هنگام خروج از ایران حدود ۱۰ ترابایت از آرشیو صداوسیما را با خود برده و ارزش این مجموعه حدود ۲۵ میلیون دلار بوده است.
این ادعا بعدها بارها تکرار شد و به یکی از مشهورترین روایتها درباره خروج آرشیو تبدیل شد، اما برای رقم «۱۰ ترابایت» و ارزشگذاری «۲۵ میلیون دلار» سند عمومی و مستقلی ارائه نشده است.
مزدک میرزایی نیز این ادعا را رد کرد و گفت هنگام خروج از ایران تنها هارد لپتاپ شخصی و یادداشتهای ورزشی خود را همراه داشته است.
۱۴۰۳؛ روایت مدیر منوتو از خرید تصاویر
در سال ۱۴۰۳، کیوان عباسی، مدیر «منوتو»، درباره نحوه دسترسی این شبکه به تصاویر آرشیوی صداوسیما توضیحی داد که اهمیت زیادی در این پرونده دارد.
به گفته عباسی، هنگام راهاندازی شبکه مستند صداوسیما، به برخی مستندسازان اجازه دسترسی به آرشیو داده شده بود تا با استفاده از تصاویر قدیمی مستند بسازند. بعدها، افرادی که به این آرشیو دسترسی داشتند، با «منوتو» تماس میگرفتند و پیشنهاد فروش فیلمها را میدادند و شبکه نیز این تصاویر را خریداری میکرد.
این اظهارات از این جهت اهمیت دارد که درباره اصل «دسترسی و خرید» از سوی فردی بیان شده که در رأس شبکهای قرار داشته که از این تصاویر استفاده کرده است. در عین حال، این توضیحات بهخودیخود مشخص نمیکند چه مقدار از آرشیو، در چه دورهای و از چه مسیری از صداوسیما خارج شده است.
با این حال، همین روایت نشان میدهد که برای توضیح حضور بخشی از تصاویر آرشیوی صداوسیما در تولیدات «منوتو»، الزاماً نیازی به فرضیه خروج یکباره و یکپارچه کل آرشیو نیست؛ دسترسی افراد مختلف و فروش تدریجی مواد آرشیوی نیز یکی از مسیرهایی است که خود مدیر شبکه از آن سخن گفته است.
تفرشی؛ روایت دیگری از مسیر رسیدن آرشیو به منوتو
مجید تفرشی، تاریخنگار و سندپژوه، در گفتوگویی با برنامه یوتیوبی «پراکسیس» در تیرماه ۱۴۰۵، روایت دیگری از این ماجرا ارائه کرده است.
به گفته تفرشی، «منوتو» در آغاز فعالیت خود به شکل حرفهای وارد مباحث سیاسی نمیشد و بعدتر به سمت تولید مستندهای تاریخی رفت. او این تغییر مسیر را به ماجرای دسترسی این شبکه به آرشیوی گسترده از تصاویر تاریخی ایران مرتبط میداند.
تفرشی میگوید، «آنطور که گفته میشود»، این آرشیو از ایران خارج و به بریتانیا منتقل شده و ابتدا به بیبیسی فارسی و سپس به شبکه «ایران فردا» پیشنهاد شده است. به گفته او، هیچکدام از این دو شبکه خریدار آرشیو نشدند و در نهایت این مجموعه به «منوتو» فروخته شد.
اهمیت روایت تفرشی اما در جای دیگری است. او معتقد است تصاویر آرشیوی گستردهای که در اختیار «منوتو» قرار گرفت، بعدها به ماده اولیه تولید مستندهای تاریخی این شبکه تبدیل شد و به این ترتیب، مسئله آرشیو تنها یک موضوع مالکیتی نبود؛ بلکه به چگونگی روایت تاریخ معاصر ایران نیز ارتباط پیدا کرد.
تفرشی حتی از تجربه شخصی خود در مواجهه با این تولیدات میگوید. به گفته او، در آستانه برجام یکی از تهیهکنندگان «منوتو» از او خواسته بود در نقد و بررسی مستندهای تاریخی این شبکه حضور پیدا کند، اما او این پیشنهاد را نپذیرفت و به استفاده از آرشیوی غنی برای ساخت روایتهایی که به اعتقاد او با تحریف تاریخی همراه بود، انتقاد کرد.
۱۴۰۴؛ بازگشت «۱۰ ترابایت»
در شهریور ۱۴۰۴، ادعای مربوط به خروج ۱۰ ترابایت آرشیو بار دیگر مطرح شد و این بار پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، درباره آن مورد پرسش قرار گرفت.
جبلی گفت از خروج هدفمند و گسترده آرشیو در سالهای اخیر اطلاعی ندارد و درباره ارتباط مزدک میرزایی با چنین اتفاقی نیز چیزی نشنیده است.
در عین حال، اظهارات او یک نکته مهم دیگر داشت: جبلی درباره مشکلات مربوط به استفاده از مواد آرشیوی در دورههای گذشته و ضعف برخی آییننامهها صحبت کرد.
آنچه میدانیم و آنچه هنوز نمیدانیم
کنار هم گذاشتن این روایتها لزوماً به معنای اثبات یک سناریوی واحد نیست. حتی ممکن است چند مسیر متفاوت برای خروج یا فروش مواد آرشیوی وجود داشته باشد.
آنچه با احتیاط بیشتری میتوان گفت این است که در طول سالها، درباره دسترسی اشخاص به مواد آرشیوی و خروج بخشی از آنها از کشور هشدار داده شده؛ مدیر «منوتو» نیز از خرید تصاویر از افرادی سخن گفته که به آرشیو دسترسی داشتهاند؛ و در مقابل، ادعای بزرگتری مانند خروج ۱۰ ترابایت توسط یک فرد مشخص همچنان بدون سند عمومی مستقل باقی مانده است.
این تفاوتها مهماند. میان «خروج بخشی از تصاویر»، «فروش برخی مواد آرشیوی»، «خروج یک مجموعه بزرگ» و «خروج ۱۰ ترابایت آرشیو» فاصله زیادی وجود دارد و نمیتوان همه این ادعاها را در یک گزاره واحد خلاصه کرد.
در این میان، شاید مهمترین سؤال متوجه خود صداوسیما باشد. اگر از سال ۱۳۹۷ درباره خروج مواد آرشیوی هشدار داده شده و سالها بعد نیز مدیر یک شبکه خارج از کشور از خرید تصاویر از افراد دارای دسترسی به آرشیو سخن گفته است، انتظار میرود مشخص باشد که صداوسیما در این فاصله چه اقداماتی انجام داده است.
آیا سازمان فهرست دقیقی از مواد آرشیوی خود و نسخههای موجود آنها داشته است؟ چه کسانی امکان دسترسی به آرشیو را داشتهاند؟ آیا خروج یا تکثیر تصاویر ثبت و قابل ردیابی بوده است؟ پس از طرح این ادعاها، آیا صداوسیما بررسی داخلی یا حقوقی انجام داده است؟ و اگر مشخص شده تصاویر متعلق به سازمان در اختیار شبکههای خارج از کشور قرار گرفته، برای توقف استفاده، بازگرداندن آنها یا مطالبه خسارت چه اقدامی صورت گرفته است؟
برای رسیدن به پاسخ، باید از روایتهای پراکنده عبور کرد و مسیر هر تصویر را تا جای ممکن دنبال کرد: از اینکه چه کسی به آن دسترسی داشته تا اینکه چگونه تکثیر یا خارج شده، چگونه به دست شبکههای دیگر رسیده و در نهایت، مالک آن برای حفظ حقوق خود چه کرده است.
آفکام؛ یک پرسش حقوقی که هنوز پاسخ میخواهد
شاید یکی از اقداماتی که میشد انجام داد شکایت بردن به آفکام بود. به قول محمود فرجامی حالا باید این سوال را کرد که چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی یا خود جمهوری اسلامی برای دزدیده شدن این آرشیو به آفکام شکایت نکرده؟ به گفته فرجامی: «صداوسیما میتوانست وکیلی در لندن بگیرد تا پیگیر ماجرا شود و شکایت کند و آنوقت میتوانست برای استفادهی بدون کپیرایت از آرشیوش خسارت زیادی بگیرد.»
در نهایت، پرونده آرشیو صداوسیما بیش از آنکه داستان یک هارد، یک فرد یا یک شبکه باشد، داستان سازوکار حفاظت از حافظه تصویری یک کشور است؛ حافظهای که اگر نسخههایش در اختیار دیگران قرار گرفته، باید بتوان مسیر خروج آن را از نخستین دسترسی تا آخرین مقصد دنبال کرد.
و شاید دلیل اینکه این سؤال سالهاست دوباره و دوباره تکرار میشود همین باشد: هر بار بخشی از پاسخ پیدا شده، اما هنوز کسی روایت کاملی از کل مسیر ارائه نکرده است.
۵۹۵۹