به گزارش خبرگزاری صحت خبر، صادق خرازی، فعال سیاسی اصلاح طلب، در گفت و گویی با صحت خبر با عنوان «واکنش صادق خرازی به مواضع برادرش علیه دولت/ مسئولان خودشان و فرزندانشان را مهار کنند، مشکلی پیش نمی‌آید» به سوالاتی در زمینه شرایط سیاست داخلی کشور و موضع گیری های اخیر برادرش محمدباقر خرازی پرداخته است. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛

* آینده دیپلماسی و جنگ ایران و آمریکا را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

 قطعاً آمریکایی‌ها به اهداف خودشان نمی‌رسند و این موضوع به مدیریت امروز ایران بستگی دارد. اگر ما خوب مدیریت کنیم، ضعف و مشکلی نداریم. کمبود، مشکلات و نابرابری هست، اما این موضوع به تاب‌آوری مردم و حکمرانی درست ما برمی‌گردد.

حکمرانی درست ما به این معنی نیست که ما دست‌هایمان را بالا ببریم و بگوییم تسلیم شدیم. حکمرانی درست این است که ببینیم در وزارت‌خانه‌های نفت و کشور و خارجه ما چه خبر است؛ در وزارت کشاورزی چه اتفاقی می‌افتد و مسئله تقوا در وزارت اقتصاد کجای کار است؟ مردم ایران به تبعیض‌ها، نابرابری‌ها و ناعدالتی‌ها حساس هستند. اگر این‌ها حل شود، مردم ایران برنده و آمریکایی‌ها بازنده خواهند بود.

دستگاه سیاست خارجی ما تجلی و تبلوری که در چین رخ داده را نمی‌تواند درک کند

* منظورم این است که آیا باید همین مسیر فعلی را ادامه بدهیم یا به سمت ایجاد یک توازن جدید در روابط خارجی برویم؟

 سیاست خارجی تابعی از نظام دیوان سالار ایران است. روسیه و چین می‌گویند: «شما هر زمانی که به ما احتیاج دارید، سراغ ما می‌آیید» و درست هم می‌گویند. سیاست خارجی ما و بخش اقتصاد خارجی ما و اقتصاد پولی ما Neo-Cenarnitid است. ما نتوانستیم درک کنیم که با تفکرات انتزاعی و تاریخی نمی‌شود منافع آینده مردم ایران را تأمین کرد.

دستگاه سیاست خارجی ما تجلی و تبلوری که در چین رخ داده را نمی‌تواند درک کند. اگر می‌خواهد آن را درک کند، باید عینکی را که زده‌اند تغییر بدهند. لذا گرایشات ما باید اصلاح شود و نظریات ما باید تغییر کند.

بیشترین صحبت را با وزرای اروپایی می‌کنیم که به ما محل نمی‌گذارند، در حالی که باید با شرق کار کرد. امروز جهان ما در حال پارادایم‌شیفت است. اگر این را ادراک کنیم، می‌توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

بعد از برجام، ما به‌جز تحقیر چینی‌ها چه کاری کردیم؟

* در جنگ اخیر، روسیه و چین چه کمکی به ایران کردند و آیا این کمک‌ها متناسب با انتظارات تهران بود؟ یک نقدی وجود دارد مبنی بر اینکه ایران بیش از اندازه روی کمک این دو کشور سرمایه‌گذاری کرده است.

 چه کمکی؟

* به‌طور مثال، کمک نظامی. ما از روسیه درخواست جنگنده داشتیم، اما جنگنده‌ای دریافت نکردیم.

 چرا باید این‌قدر از خودراضی و خودخواه باشیم که فکر کنیم هرچه می‌خواهیم، باید به ما بدهند؟ این‌طور نیست که ما در تهران و پشت درهای بسته بنشینیم و اراده کنیم که چین باید این کار را بکند. آنها حرف‌های خودشان را دارند. شما وقتی پیش یک مقام چینی بنشینید و وقتی درد و دلش باز شود، از خجالت نمی‌توانید تحمل کنید یا بلند شوید. بعد از برجام، ما به‌جز تحقیر چینی‌ها چه کاری کردیم؟ من بیشتر از این نمی‌خواهم بحث کنم که وقتی رئیس‌جمهور چین آمد، چه اتفاقی افتاد.

دنیای امروز، دنیای بده‌بستان است. چرا عربستان و امارات می‌توانند در چین موفق شوند و ما نمی‌توانیم؟ چون آنها سرمایه‌گذاری خود را بر اساس واقعیت‌های دنیای موجود انجام می‌دهند. شما با چهار نفر آدم که در حد سرایداری سفارت عربستان هستند، در روسیه و کشورهای آسیایی نمی‌توانید سیاست خارجی را اداره کنید. به کسی توهین نمی‌کنم؛ سفرای ما آدم‌های فرهیخته و خوبی هستند، حیف که کارشناس ندارند.

ما به چین می‌گوییم رابطه اقتصادی‌ات را با آمریکا که بالای چند هزار میلیارد است، کنار بگذار و به ما کمک کن

کشورهای دیگر روی نیروهای خودشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و ما نکردیم. چینی‌ها که از ما درخواست کردند به‌صورت موقت در ایران پایگاه داشته باشند، ما محل نگذاشتیم و نتیجه آن همین می‌شود. شما نمی‌توانید بگویید فقط به ما بدهید. اگر چینی‌ها نبودند که نفت شما را می‌خریدند، چه کار می‌کردید؟ همین مقدار کمکی هم که کردند، چینی‌ها می‌گویند به ما نگویید که به شما کمک می‌کنید. کمک نکرده را آقایان دروغ می‌گویند و برای آنها دردسر درست می‌کنیم.

با چینی‌ها درباره این موضوع مذاکره می‌کنیم که جهان در حال تغییر است؛ اینها می‌گویند ما این پارادایم را قبول نداریم. ما همه فکرهایمان فضایی و انتزاعی است. آنها ما را یک عنصر نامطلوب می‌دانند که من هم از این حرف ناراحت می‌شوم. ولی نمی‌خواهند مشخصه آنها با ما رقم بخورد. آن زمانی که چینی‌ها می‌خواستند در کشور ما یک پایگاه امنیتی داشته باشند، ما خواب بودیم.

ما می‌گوییم ۶۰ تا ۷۰ میلیارد تومان در سال کار می‌کنیم، اما کشورهای عربی بالای ۶۰۰ میلیارد با چین کار می‌کنند. ما به چین می‌گوییم رابطه اقتصادی‌ات را با آمریکا که بالای چند هزار میلیارد است، کنار بگذار و به ما کمک کن. اصلاً قیاس مع‌الفارق است و با این دکترین محال است به نتیجه برسیم. روس‌ها همه حرف‌ها را می‌زنند و در دقیقه آخر ما جاخالی می‌دهیم و در دقیقه نود می‌گوییم فلان چیز را بدهید؛ خب، نمی‌دهند. همین‌ها را هم که دادند، دستشان درد نکند. ما نباید بحران روابط بین‌الملل را از این دید ببینیم. نه با خوش‌بینی می‌شود به سمت سیاست خارجی رفت و نه با بدبینی. مهم، واقع‌بینی است و تا زمانی که واقع‌بینی نداشته باشیم، جایگاهی برای گفتن نداریم.

31215

اشتراک‌گذاری »