کیست که نداند دربی چه تفاوت‌های بزرگی با سایر بازی‌ها دارد. بازی که در آن تجربه حرف اول را آخر را می‌زند و نتیجه‌اش، می‌تواند سرنوشت مربی، بازیکن یا مدیر را عوض کند. چه بسیار مربیان با تجربه و بزرگی که از ترس نباختن دربی و از دست ندادن صندلی، قید پیروزی در این بازی را زده و با بدترین شکل به دنبال یک مساوی بدون گل بودند.

 حال تصور کنید وقتی دو مربی برای اولین بار این بازی را از روی نیمکت تجربه می‌کنند، آن هم دو مربی که از روز اول منتقدان بسیاری داشته و خیلی‌ها منتظر بودند که با شکست در این مسابقه، خواستار برکناری آنها و آمدن مربی خارجی شوند، چقدر باید از شکست در دربی می‌ترسیدند؟ پس همین جا اولین دلیل برای دادن نمره قبولی به مهدی تارتار و سهراب بختیاری‌زاده به چشم می‌خورد. همین که نترسیدند و مثل بازیهای قبلی از ابتدا حمله کرده و برای گلزنی آمدند.

 سهراب و تارتار هر دو در زمان بازی، بازیکن بخش دفاعی بودند و این اتهام به هر دو زده شد که دکترین فوتبالی آنها به درد تیم بزرگ، که باید همیشه حمله کند و ببرد، نمی‌خورد.

سهراب قبلاً دو بار در لیگ ۲۴ به صورت موقت سرمربی استقلال و هر دو بار بدون دادن فرصت کافی -حتی برای یک نیم فصل- کنار گذاشته شده بود. وقتی پنجره استقلال بسته و امکان استخدام مربی خارجی وجود نداشت، سهراب که برای سومین بار فصل نیمه کاره قبل مربی موقت شده بود، برای لیگ ۲۶ ابقا شد.

 مهدی تارتار هم که به عنوان سرمربی به مراتب با تجربه‌تر از سهراب و تجربه حضور در بیش از ۵ تیم لیگ برتری برای فصول مختلف را داشت، هر بار برای نیمکت پرسپولیس کاندیدا می‌شد با اتهاماتی همچون تمایل به فوتبال دفاعی و کوچک بودن برای نیمکت پرسپولیس، از رسیدن به آرزویش باز می‌ماند. او هم وقتی اوسمار در لیگ نیمه کاره قبل نتیجه نگرفت و از آن مهمتر، تورنمنت سرکاری سه جانبه برای سهمیه آسیا را هم باخت، با دریایی از مخالف و انتقاد به نیمکت پرسپولیس رسید.

 اما فصل که شروع شد، هر دو مربی فوتبالی ارائه کردند که هواداران استقلال و پرسپولیس سال‌ها منتظرش بودند. فوتبالی با دو مهاجم و مبتنی بر حمله از دقیقه اول، دو مربی که با وجود خانه تکانی خیلی زود به اسکلت مد نظر خود رسیده و در چهاربازی قبل از دربی، تنها یک بار ترسو بازی کردند و نتیجه‌اش را هم زود دیدند. سهراب در اهواز برابر فولاد و تارتار در تبریز برابر تراکتور!

 خوشبختانه در دربی دنبال تکرار آن خاطره نرفتند. این دربی مثل بسیاری دربی‌های دیگر ۱-۱ مساوی شد اما هیچ شباهتی با آن بازی‌های سرد و کسل کننده نداشت. بازی جذاب، میل به حمله و فرصت‌های زیاد برای گلسازی، اگرچه نشان دهنده ضعف دفاع در دو تیم بود اما شجاعت حمله را هم نشان می‌داد که مستقیم از سرمربیان تزریق شده بود.

 و اما دلیل آخر برای دادن نمره قبولی به دو سرمربی، ترجیح آنها به نمایش خوب قبل از نتیجه بود. به کرات شاهد بوده‌ایم که هواداران میلیونی استقلال و پرسپولیس -که همیشه و در هر شرایطی حتی در بازی دوستانه از تیمشان برد می‌خواهند- بعد از شکست تیم، حتی در یک بازی بزرگ یا حیاتی، بازیکنان و مربیان را تشویق کرده‌اند، چرا که از نمایش آنها درون زمین راضی بودند.

 حمله از دقیقه اول و جنگیدن تا دقیقه آخر، خواسته اول و آخر هواداران از بازیکنانشان در این دو تیم بزرگ است. البته که همه دوست دارند دربی را ببرند و برای رقیب کری بخوانند اما بردن دربی با زدن یک گل شانسی و دفاع اتوبوسی، هیچ لذتی نداشته و قبلاً بارها اتفاق افتاده بود و سرمربی برنده را خوشبخت نکرد!

 در این مسابقه تارتار و سهراب به فلسفه وجودی باشگاه‌هایشان وفادار و قبل از فکر کردن به دفاع و گل نخوردن، به دنبال گل زدن و خلق موقعیت روی دروازه حریف رفتند و در نهایت، اگرچه با وجود اشتباهات خط دفاعی و به ثمر نرسیدن فرصت‌ها در بخش تهاجمی، بازی مساوی شد اما هر دو نمره قبولی گرفتند.

بیشتر بخوانید: نگاهی به تعویض‌های دو مربی؛ سهراب راضی بود تارتار ناراضی!

اشتراک‌گذاری »