این درست که فوتبال ایران از هیچ نظر قابل مقایسه و رقابت با استانداردهای بین المللی نیست، چه از نظر بضاعت انسانی -اعم از مدیران و مربیان و بازیکنان- و چه زیرساختها، امکانات و قوانین حرفهای، اما وقتی اسم حرفهای بر لیگ خود میگذاریم و خواهان شرکت باشگاهها و تیمهای ملی مان در مسابقات بینالمللی هستیم، طبعاً باید بتوانیم با قافله روز دنیا و قاره رقابت کنیم.
همین رقابت ما را وا میدارد که استانداردهای بین المللی را دیده، الگوبرداری کرده و رعایت کنیم. یکی از این استانداردها هر چهار سال یک بار، بعد از هر دوره جام جهانی، تغییر میکند. استاندارد گلزنی که در همان شرایط عادی هم ما از آن عقب بودیم! در دنیا میانگین گل زده در هر بازی در لیگهای معتبر بالای سه و نیم و در لیگهای سطح دوم و سوم بالای ۳ و دو و نیم گل در هر مسابقه است.
کشورهای آسیایی که تا دو سه دهه قبل لیگ حرفهای نداشتند، حالا خود را به این قافله رسانده و میبینیم که در رقابت با باشگاههای ما معمولا موفقیت از آن آنهاست. حالا بحث کیفیت و امکانات بماند برای وقتی دیگر، اما به نسبت سطح درآمد سرانه در کشور ما، بازیکن و مربی و مدیر حرفهای پول میگیرند، باید عملکرد آنها را با حرفهایها سنجید.
در این جام جهانی میانگین گل زده در هر بازی به نسبت ادوار قبل بالاتر رفت. بعد از بیش از نیم قرن دوباره آقای گل دورقمی گل زد و بازیکنان زیادی در کورس گلزنان بودند. همه اینها باعث خواهد شد که در پایان این فصل رقابتهای بینالمللی، استاندارد گلزنی از این اعداد هم بالاتر برود. حالا نگاه کنید به میانگین گل در ۵ هفته ابتدایی لیگ برتر ایران؛
هفته اول ۱۷ گل، میانگین ۱.۸۸
هفته دوم ۱۵ گل میانگین ۱.۶۶
هفته سوم ۲۲ گل میانگین ۲.۴۴
هفته چهارم ۱۳ گل میانگین ۱.۴۴
هفته پنجم ۱۲ گل با میانگین ۱.۳۳
میبینید که در ۵ هفته نخست میانگین گل در سطح اول حرفهای فوتبال ما، فقط یک بار از عدد ۲ در هر بازی عبور کرده که یعنی در بهترین حالت، تیمهای ما از ۵ مسابقه این فصل، فقط یک بار توانستهاند همگی در بازی یک هفته گل بزنند. صد البته در همین هفته نیز ما به میانگین دو و نیم یعنی سطح سوم بین المللی نرسیدهایم.
با توجه به اینکه هر چهار سال یک بار استاندارد گلزنی بعد از جام جهانی بیشتر میشود، تصور کنید چه راهی طولانی تا سطح اول دنیا داریم! در همین فصلی که قبل از جام جهانی به پایان رسید، میانگین گلزنی در ۵ لیگ معتبر ۳.۶۲ گل در هر بازی بود و حالا نگاه کنید به افت وحشتناک تیمهای ما در ۵ هفته ابتدایی، یعنی زمانی که تیمها هنوز به اوج آمادگی و هماهنگی نرسیده و بهترین فرصت برای زدن گلهای زیاد و تماشای بازیهای پرگل است!
در نیم فصل دوم، تیمها برای قهرمانی و بقا تا پای جان برای هر امتیاز میجنگند و به تجربه، بازیها کم گلتر میشود. در هفتههای آغازین است که معمولاً گلهای زیادی میروید، اما این فصل با آنکه سهم اشتباهات و گل به خودی از همیشه بیشتر بوده اما میبینید که میانگین گل، بهد از هفته رکورددار مدام پایینتر آمده است.
در دو هفته ابتدایی سیر نزولی، سپس هفته سوم به یمن چند نتیجه غیرمنتظره رکورد و آنگاه در دو هفته بعدی، دوباره نزول! حتی عدد ۱۳ گل در هفته چهارم به ۱۲ گل در هفته پنجم انجامید که به معنای واقعی کلمه فاجعه است. حالا با این متر و معیار باید دنبال عیب و ایرادات رفت که اینجا پای تمام ارکان خانواده فوتبال وسط میآید!
بیشتر بخوانید: سنت هفتگی رعایت شد؛ گلبهخودی، معضل جدید لیگ برتر!