به گزارش خبرگزاری صحت خبر، محمدرضا محسنیثانی نماینده مردم سبزوار، جوین و جغتای در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی قوه مقننه طی بیانیهای، تاکید کرد در زمان دفاع از ایران جایی برای خلط مبحث و سفسطه گرایی نیست.
به روایت خانه ملت، متن بیانیه محسنیثانی به شرح ذیل است؛
در زمان دفاع از ایران جایی برای خلط مبحث و سفسطه گرایی نیست. ایران؛ نام یک ملت، یک تاریخ و یک تمدن است؛ سرزمینی که قرنها با رنج، خون و اراده نسلهای پیدرپی حفظ شده و بارها برای استقلال و تمامیت آن هزینه دادهاند. ایرانیان البته درباره حکومتها، دولتها و جریانهای سیاسی اختلافنظر داشته و دارند؛ اما در یک حقیقت تاریخی نمیتوان تردید کرد: این ملت بارها طعم دخالت و تحمیل اراده قدرتهای خارجی را چشیده است. کودتا، اشغال، دخالت در امور داخلی، غارت منابع، تحمیل اراده سیاسی و حتی قحطیهای ناشی از شرایط جنگی و حضور قدرتهای خارجی، بخشی از خاطره تلخ تاریخ معاصر ایران است.
در مقاطعی آمریکا چنان با ایرانی و سرنوشت او برخورد کردند که کرامت انسان ایرانی در برابر منافع قدرتهای بزرگ، ارزشی ناچیز و حتی پایین تر از حیواناتشان تلقی میشد. قحطی بزرگ سالهای جنگ جهانی اول توسط انگلیس نیز یکی از تلخترین نمونههای این دوران است؛ فاجعهای انسانی که درباره تعداد دقیق قربانیان آن اختلاف نظر وجود دارد، اما گستردگی مرگومیر و رنج مردم ایران در آن تردیدی نیست. اینها صرفاً خاطراتی از گذشته نیستند؛ بخشی از حافظه تاریخی ملتی هستند که میخواست دیگر کسی در بیرون از این سرزمین برایش تعیین تکلیف نکند.
استقلال، برای ایرانیان از همینجا معنا پیدا میکند. اینکه ایرانی، خودش برای ایران تصمیم بگیرد. از همین رو، باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد؛ تفاوتی که نادیده گرفتن آن میتواند ما را گرفتار یک سفسطه جدی کند.
مردم حق دارند درباره سیاست خارجی کشور، درباره رابطه با قدرتهای جهانی، درباره جنگ و صلح، درباره هزینهها و درباره مسیر آینده کشور سؤال کنند و نظر بدهند که نظر هم داده اند و با رای خویش روئسای جمهور متفاوت با دیدگاهای متفاوت انتخاب کرده اند. اما این حق، با مسئله دفاع از کشور در هنگام تهدید مستقیم یکی نیست. وقتی دشمن به سرزمین، امنیت یا منافع حیاتی یک ملت تعرض میکند، نخستین وظیفه، دفاع است؛ سپس میتوان درباره چرایی بحران، عملکرد مسئولان، سیاستهای گذشته و راههای آینده بحث کرد. نمیتوان اصل دفاع از کشور را به یک مناقشه سیاسی و طنابکشی قدرت تبدیل کرد و سپس نام آن را «رجوع به نظر مردم» گذاشت. در خانهای که آتش گرفته، ابتدا باید آتش را مهار کرد؛ پس از آن میتوان درباره علت آتشسوزی و مسئولیتها بحث کرد.
امروز که ایران در یک تقابل راهبردی با دشمنان خود قرار گرفته است و جبهه مقاومت و منافع آن، تحت فشار و حملات سنگین قرار دارد جامعه بیش از هر چیز به انسجام ملی و وضوح در اراده دفاعی نیاز دارد.
نقد سیاستها حق مردم است؛ پرسش از مسئولان حق مردم است؛ حتی مخالفت با یک راهبرد سیاسی حق مردم است اما تردیدافکنی در اصل دفاع، آن هم در لحظهای که کشور در معرض تهدید قرار دارد، موضوع دیگری است. رزمندهای که در خط مقدم ایستاده، باید بداند پشت سر او ملتی ایستاده است؛ ملتی که ممکن است درباره بسیاری از مسائل سیاسی اختلاف داشته باشد، اما در دفاع از سرزمین خود تنها نمیماند.
وحدت ملی به معنای همفکر بودن نیست؛ به معنای ایستادن بر سر منافع حیاتی است. ایران، بزرگتر از همه این اختلافات است. بنابراین مردم باید درباره چگونگی اداره کشور تصمیم بگیرند؛ اما در هنگامه تهدید، نباید با خلط «تصمیم سیاسی» و «دفاع در زمان بقا»، اراده ملی برای دفاع از ایران را تضعیف کرد.
۳۱۲۱۶