به گزارش خبرگزاری صحت خبر روزنامه خراسان نوشت: میلیون‌ها ایرانی ممکن است به برخی سیاست‌ها، مسئولان یا حتی ساختارهای موجود نقدهای جدی داشته باشند، اما در لحظه تهدید، امنیت، استقلال و تمامیت ایران را مسئله خود بدانند. هنر حکمرانی آن است که این ظرفیت پنهان را ببیند و به‌جای مطالبه همسانی، امکان هم‌سرنوشتی را فراهم کند.

به بیان روشن‌تر، می‌توان در جمهوری اسلامی زیست، از حقوق شهروندی برخوردار بود، در ساختن و دفاع از کشور سهم داشت، اما با جمهوری اسلامی یا بخشی از سیاست‌های آن موافق نبود. پذیرش این واقعیت، عقب‌نشینی از اصول نیست؛ نشانه بلوغ یک نظام سیاسی است. نظامی که از اعتمادبه‌نفس برخوردار باشد، مخالفت شهروند را با خروج او از دایره ملت یکی نمی‌گیرد.

در شرایط عادی، سرمایه اجتماعی یکی از منابع اصلی حکمرانی است؛ اما در میانه جنگ، به بخشی از قدرت ملی تبدیل می‌شود. موشک، ارتش، اطلاعات و دیپلماسی می‌توانند دشمن را متوقف کنند، اما آنچه کشور را در یک نبرد فرسایشی سرپا نگه می‌دارد، احساس مشارکت مردم در سرنوشت آن است. جامعه‌ای که احساس کند دیده می‌شود، در برابر تهدید مقاومت می‌کند؛ جامعه‌ای که احساس کند تنها هنگام بحران به یادش می‌افتند، ممکن است در مواقع بحران تماشاگر بماند.

قدرت فقط در زرادخانه‌ها انباشته نمی‌شود. بخشی از قدرت در فاصله میان مردم و حاکمیت قرار دارد؛ فاصله‌ای که اگر با اعتماد پر شود، به بازدارندگی تبدیل می‌شود و اگر با بی‌اعتمادی گسترش یابد، به نقطه آسیب‌پذیری کشور بدل خواهد شد. دشمن نیز دقیقاً همین فاصله را هدف می‌گیرد. عملیات روانی از جایی آغاز می‌شود که بتوان میان «ایران» و «مردم ایران» شکاف ساخت و دفاع از کشور را به دفاع از یک سلیقه سیاسی تقلیل داد.

از همین منظر، برنامه‌های عمومی کشور که برای دفاع از ایران برگزار می‎شود نباید تنها بازتاب یک رنگ، یک زبان و یک سبک زیست باشد. جامعه ایران متکثرتر از آن است که در یک ویترین محدود جا بگیرد. مذهبی و غیرمذهبی، اصولگرا و اصلاح‌طلب، موافق و منتقد، مرکز و حاشیه، نسل قدیم و نسل شبکه‌های اجتماعی، همگی بخش‌هایی از واقعیت ایران‌اند. حذف هرکدام از تصویر عمومی کشور، نه آن گروه را از ایران جدا می‌کند و نه مسئله را از بین می‌برد؛ تنها دشمن را در مصادره صدای آنان جسورتر می‌سازد.

مسئله امروز، تولید یک نمایش مصنوعی از وحدت نیست. وحدتی که فقط با حذف تفاوت‌ها ساخته شود، در نخستین بحران فرومی‌ریزد. وحدت پایدار هنگامی شکل می‌گیرد که تفاوت‌ها به رسمیت شناخته شوند، اما بر فراز آن‌ها یک سرنوشت مشترک قرار گیرد. شهروند می‌تواند منتقد دولت باشد، از یک نهاد ناراضی باشد یا با بخشی از جهت‌گیری‌های رسمی همراه نباشد، اما همچنان دربرابر تجاوز خارجی کنار کشور خود بایستد. نباید برای دفاع از ایران، از او گواهی وفاداری سیاسی خواست.

کسانی که در شب‌های نخست تجمعات خیابانی حضور داشتند، اما به‌تدریج از این میدان فاصله گرفتند، الزاماً دشمن یا بی‌تفاوت نیستند؛ چه‌بسا تجربه نادیده‌گرفته‌شدن، تحقیر یا بی‌اثربودن و حتی سیاسی شدن برخی شعارها آنان را به حاشیه رانده باشد. بازگشت این بخش از جامعه، پیش از هر چیز به نشانه‌های واقعی نیاز دارد: شنیده‌شدن، دیده‌شدن، امکان مشارکت و اطمینان از این‌که حضور اجتماعی آنان به معنای تأیید بی‌قیدوشرط همه سیاست‌ها تفسیر نخواهد شد.

در چنین شرایطی، تجمعات مردمی نیز صرفاً رویدادهایی تبلیغاتی نیستند؛ آن‌ها می‌توانند به زیرساخت روانی مقاومت تبدیل شوند، به شرط آن‌که مردم خود را در آن‌ها ببینند.

1717

اشتراک‌گذاری »