صحت خبر – تعلیق پرواز شرکتهای هواپیمایی ایرانی به فرودگاه بغداد، بیش از آنکه تصمیمی محدود در حوزه هوانوردی باشد، نشانهای روشن از ورود روابط ایران و عراق به مرحلهای تازه و پرچالشتر تحت فشارهای واشنگتن است. به گفته یک مقام عراقی در گفتگو با خبرگزاری فرانسه، این اقدام در آستانه ضربالاجل جدید آمریکا و در راستای تصمیمات وزارت خزانهداری این کشور صورت گرفته تا بغداد خود را از خطر تحریمهای ثانویه مصون نگه دارد.
با این حال، باید میان ممنوعیت فعالیت ایرلاینهای ایرانی در فرودگاههای عراق و بستهشدن حریم هوایی عراق به روی هواپیماهای ایرانی تفاوت گذاشت. آنچه تاکنون گزارش شده، تعلیق فعالیت و پذیرش پروازهای ایرلاینهای ایرانی در فرودگاه بغداد است، نه ممنوعیت کلی عبور هواپیماهای ایرانی از آسمان عراق. حتی درباره نحوه ابلاغ و اجرای تصمیم نیز در ساعات نخست گزارشهای متفاوتی منتشر شده است.
اما اهمیت واقعی این تصمیم در جای دیگری است: چرا عراق، با وجود سطح بالای وابستگی متقابل با ایران، حاضر شده در چنین مقطعی با فشار آمریکا همراه شود؟
از تحریم ایرلاین به محاصره شبکه خدمات
علت اصلی این تصمیم، سرایت تهدیدهای تحریمی آمریکا به فرودگاهها و شرکتهای خدماتیِ طرف قرارداد با ایرلاینهای ایرانی است تا با درگیر کردن این مجموعهها، پروازهای منطقهای محدود شود.
در این میان نکته کلیدی در شکنندگی بغداد در برابر فشارهای واشنگتن، وابستگی ساختاری مالی این کشور به آمریکا است. درآمدهای حاصل از فروش نفت عراق به حساب بانک مرکزی این کشور در بانک فدرالرزرو نیویورک واریز میشود و خزانهداری آمریکا ابزار کنترلی موثری بر جریان دلاری عراق دارد. همین اهرم مالی باعث میشود که تهدید تحریمهای ثانویه علیه بانکها، شرکتها و فرودگاههای عراقی ارائهدهنده خدمات به ایرلاینهای ایرانی، برای بغداد کاملاً جدی و پرهزینه باشد.
بنابراین، تصمیم بغداد را نمیتوان صرفاً به معنای تغییر موضع سیاسی عراق در قبال ایران دانست، بلکه بخشی از رفتار عراق واکنش به افزایش هزینه اقتصادی و مالی دور زدن تحریمهای آمریکا است.
موازنه چندلایه بغداد
تصمیم اخیر بغداد را نباید به معنای چرخش راهبردی عراق به سمت واشنگتن یا قطع پیوندهای دیرینه با تهران تعبیر کرد. رفتار منطقهای عراق نشاندهنده یک «سیاست موازنه چندلایه و موردی» است؛ الگویی که در آن بغداد تلاش میکند از تبدیل شدن رقابت ایران و آمریکا به یک انتخاب صفر و یکی برای خود جلوگیری کند.
همزمانی این رویکرد با تحولات اقتصادی معنادار است: درست در روزهایی که محدودیتهای پروازی مطرح شد، وزارت بازرگانی عراق در ۲۱ سپتامبر نشستهای جداگانهای با نمایندگان آمریکا و ایران داشت که در دیدار با طرف ایرانی، بر توسعه شهرهای صنعتی، رفع موانع مبادلات و برگزاری کمیته مشترک اقتصادی تاکید شد. این رفتار دوگانه نشان میدهد عراق در حوزهای که شرکتها و فرودگاههایش مستقیماً در معرض تحریم ثانویه قرار میگیرند عقبنشینی میکند، اما همزمان کانالهای تجاری و مبادلات اقتصادی با ایران را فعال نگه میدارد.
یکی از اصلیترین دلایلی که مانع از همراهی کامل بغداد با برنامههای انزواگرایانه واشنگتن میشود، وابستگی ساختاری عراق به امنیت انرژی و شریانهای مواصلاتی منطقه است. اگرچه بغداد برای کاهش وابستگی به مسیرهای جنوبی، طبق گزارش ۱۶ سپتامبر رویترز تلاشهایی مانند انتقال آزمایشی نفت با کامیون به سمت شمال را کلید زده، اما این مسیرها توان جایگزینی کامل را ندارند. صادرات روزانه حدود ۲.۳۴ میلیون بشکهای نفت عراق (طبق آخرین آمارهای ماه اوت) از مسیر دریایی، مستقیماً به ثبات و عبور امن از تنگه هرمز متکی است؛ واقعیتی که یک خط قرمز محاسباتی برای بغداد ایجاد کرده و بیتوجهی به منافع ایران را برای اقتصاد نفتی عراق غیرممکن میسازد.
با این حال، این رفتار موردی بغداد بیهزینه نیست. برای تهران، این اقدام صرفاً یک تصمیم فنی هوانوردی ارزیابی نمیشود، بلکه معیاری برای سنجش میزان استقلال تصمیمگیری بغداد در برابر فشار آمریکا است. آسیب اصلی این الگوی رفتار، «فرسایش تدریجی اعتماد» میان دو کشور است. اگر این محدودیتها در سطح هوانوردی و رفتوآمد مسافران باقی بماند و همکاری در حوزههای تجاری، مرزی و انرژی ادامه یابد، میتوان آن را نوعی امتیازدهی تاکتیکی بغداد به واشنگتن قلمداد کرد؛ اما سرایت این الگو به مناسبات بانکی، تجارت زمینی و حوزه انرژی، معنای سیاسی متفاوتی خواهد داشت و روابط دو کشور را وارد مرحلهای پرچالشتر خواهد کرد.
مسئله فراتر از یک تصمیم هوانوردی
تصمیم اخیر بغداد نشان میدهد که فشار واشنگتن در حال پیچیدهتر کردن محاسبات تصمیمگیران عراقی است؛ نه با هدف قطع کامل رابطه با تهران، بلکه از طریق افزایش ریسک و هزینه ادامه برخی همکاریهای منطقهای.
در چنین شرایطی، روابط ایران و عراق وارد مرحلهای میشود که در آن نزدیکی تاریخی و منافع مشترک، بهتنهایی تعیینکننده رفتار بغداد نخواهد بود، بلکه عراق ناچار است در هر حوزه، هزینه همکاری با تهران و هزینه همراهی با واشنگتن را جداگانه محاسبه کند.
مسئله اصلی آینده روابط تهران و بغداد، سرنوشت چند پرواز نیست؛ بلکه این است که آیا بغداد میتواند میان فشار آمریکا و منافع حیاتی خود در رابطه با ایران تعادل برقرار کند یا این فشارهای بیرونی، حوزههای دیگری از روابط دو کشور را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. از این رو، تصمیم اخیر در حوزه هوانوردی را باید نخستین نشانه از شکلگیری این مرحله تازه در مناسبات دو کشور دانست؛ مرحلهای که در آن رابطه دو کشور همچنان استوار است، اما حفظ و مدیریت آن مستلزم هوشمندی بیشتر و موازنه منطقی در دیپلماسی منطقهای خواهد بود.
۴۲/۴۲