به گزارش خبرگزاری صحت خبر، «رفتار مردم ایران در شرایط جنگ و پس از آن، میتواند ملاک یک پژوهش جهانی باشد»؛ این جمله را مدیرعامل یک شرکت تولیدی میگوید که در سختترین روزهای اقتصاد کشور، توانسته چهار درصد افزایش تولید را هم رقم بزند. مدیرعامل شرکت گلتاش معتقد است که امید و خودباوری و در عین حال تکیه بر توان داخلی، توانسته مسیر را برای ادامه راهِ دشوارِ تولید و فعالیت اقتصادی هموار کند.
در این شرایطِ پساجنگ، «توسعه ملی» موضوعی است که از سوی شرکت گلتاش دنبال میشود تا با وجود ضربههای سهمگین دشمن به بسیاری از زیرساختها و با وجود تحریم و محاصره دریایی، کمترین فشار اقتصادی به مردم وارد شود.
«علیرضا اعتزازیان»، مدیرعامل شرکت گلتاش از شرکتهای تابعه شرکت سرمایهگذاری توسعه ملی، با حضور در کافه خبر صحت خبر شرایط موجود و آینده اقتصاد ایران را روایت میکند.مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
*اقتصاد ایران این روزها با بحرانها و مسائل متعددی روبهرو شده و شاید بتوان گفت که در یک سال اخیر سختترین روزهایش را میگذراند. اکنون موضوع بازسازی و مسائلی از این دست بسیار مطرح است. شما فکر میکنید مهمترین درسی که اقتصاد ایران و صنایع کشور باید از این بحرانها بگیرند، چیست؟
سوال بسیار مهمی است و اتفاقاً چند روز پیش به دلایلی به همین موضوع فکر میکردم و کاملاً ذهنم را درگیر کرد. شاید درسهایی که ما از جنگ و اتفاقاتی که رخ داد گرفتیم، جواب یک خطی نداشته باشد. فکر میکنم اگر بخواهم خیلی کلی و در یک جمله بگویم، طوریکه همه آنچیزی که در ذهنم است را پوشش دهد، این است که ما خطاهای شناختی داشتیم که این روزها کمتر شده و تحلیل شناختی درستی نسبت به موضوع پیدا کردهایم. اگر بخواهم وارد جزئیات شوم باید بگویم که خودباوری عمیقاً ما امروز نسبت به سال گذشته تفاوت زیادی پیدا کرده است و توانایی خودمان را خیلی بیشتر میشناسیم و میدانیم که خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردیم، افراد مناسبی برای چالشها و روزهای سخت هستیم.
*کشور بههر حال دو جنگ را پشت سر گذاشته و تولیدکنندگان و صنایع در این بین بسیار در معرض آسیب بودند. مجموعه شما چطور بحران را مدیریت کرد و توانست زنجیره تولید را پایدار نگه دارد؟
با توجه به این که در صنعت ما حجم زیادی از مواد اولیه هم از نظر تنوع و هم از نظر حجم به صورت موارد اولیه وارداتی است، وقتی جنگی پیش میآید که به صورت مشخص مبادی ورودی بازرگانی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، قاعدتاً چالشهای بزرگی ایجاد میشود. ما از سیاستهایی استفاده کردیم، البته در ابتدای کار قطعاً در تأمین برخی مواد اولیه دچار بحران و مسئله شدیم، اما در ادامه سیاستهایی را بهکار بردیم که مربوط به روشهای جدید و جایگزین بود.
برخی از روشها مربوط به تأمین و حمل منابع جدید بود. بخشی که به نظرم ارزشمند است، حرکت به سمت خودکفایی و بومیسازی بود. همینجا باید از رهبر شهید انقلاب یاد کنم که با نگاه دقیق و راهبردی، موضوع حمایت از شرکتهای دانشبنیان را بسیار قبل از پیشآمدن چنین شرایطی، طرح کردند. ما امروز نتیجه و ثمرهاش را دیدیم. بخشی از مواد اولیه را توانستیم از طریق بومیسازی شرکتهای دانشبنیان تامین کردیم.
*مهمترین چالشی که در حال حاضر دارید، چیست؟ بههرحال چند دوره، (جدا از دورهای که گشایشی صورت گرفت و تفاهمی امضا شد)، در محاصره اقتصادی قرار گرفتیم. چالش مجموعه شما در این شرایط چه بوده چه برنامهای برای آینده دارید؟
در هر صورت چالشها همیشه وجود دارد و ما قبلاً هم در محیط بدون چالش نبودیم. ما سالها است که درگیر چالشهای اقتصادی هستیم. هر چه پیش رفته شاید بتوان گفت شکل و گسترهاش تغییر کرده است.
سازمان ما و به نظرم اکثر صنایع کشور، به سمت اداره بحران حرکت کرده است. من موضوعی را تجربه کردهام و برایم جالب بود و شاید برای شما و مخاطبینتان هم جالب باشد. همایشی به مناسبت تقدیر از صادرکنندگان نمونه بود و من میخواستم آنجا صحبت کنم و در لحظه که خواستم دربارهاش صحبت کنم، خودم جا خوردم که ما یک سال و نیم تولید کردیم، در شرایطی که فقط به اندازه ۴۸ ساعت مواد اولیه داشتیم؛ یعنی هیچوقت اینطور نبود که ما بدانیم برای سه روز بعد چه خواهد شد. همیشه داشتیم فکر میکردیم روز سوم چه اتفاقی خواهد افتاد!
* توقف تولید هم داشتید؟
دقیقا با این شرایط، توقف تولید نداشتیم و ۴ درصد افزایش تولید هم به ثمر نشست.
چهار درصد افزایش تولید در این شرایط، نسبت به سال قبلش که جنگ نبود و باید حداقل ضریب ۱۰ به آن بدهید. اگر قرار بود راجع به امید صحبت شود و توضیح داده شود که اثرش چیست، همین موضوع کاملاً آن را نشان میدهد. تابآوری ما فقط به دلیل امید، خودباوری و انجام یک وظیفه و رسالت بود. شرکتهایی مانند ما بیشتر رسالت خدمترسانی دارند تا سودآوری.
بههرحال ۱۰۰ درصد بخش خصوصی نیستیم که اولویتمان سود باشد. اولویت اولمان تأمین کالای اساسی مردم است. براین اساس، برمیگردم به سؤالتان، ما ساختارمان را ساختار مدیریت بحران دیدیم. در هر لحظه، براساس شرایطی که پیش میآید، تصمیمگیری میشود و طبیعتاً چنین سازمانها و ساختارهایی باید چابکسازی شده باشند، چون هر زمان که به تصمیم جدید میرسیم فرصت کمی برای عملیاتی کردنش داریم و ممکن است بهزودی با شرایط جدیدی مواجه شویم و به تصمیم دیگری برسیم.
مشکلی که در جنگ ۴۰ روزه بهوجود آمد، آسیب به پتروشیمیها بود که بهدلیل تولیدات بستهبندی مستقیم با صنعت شما هم ارتباط دارند، آیا این موضوع خللی در روند تولیدتان ایجاد کرد؟
بههرحال، ما یک هفته مسئله داشتیم. به مدت یک هفته تأمین مواد اولیه ادوات بستهبندی ما دچار چالش جدی شد، ولی خیلی سریع راهحلهایش پیدا شد. از طریق تأمینکنندگان راهحل پیدا شد و مبادی جدیدی تعریف شدند. محورهای مواصلاتی جدیدی برای انتقال مواد اولیه به ایران تعریف شد.
از طرفی، روی مواد اولیه داخلی که قبلاً چالشی وجود نداشت و استفاده نمیشد، اما این چالش پیش آمد که ما توانستیم بخش زیادی از این مواد را داخلی کنیم و با افزودنیها به ترکیبی برسیم که کیفیتش در حد مواد اولیهای باشد که از خارج وارد میشود.
*با توجه به تجربه یک سال اخیر و پشت سر گذاشتن دو جنگ، تابآوری اقتصادی کشور را چطور تحلیل میکنید؟ اگر دقت کنید، گاهی گفته میشود که اقتصاد تا کجا قرار است ادامه دهد و توانش تا کجا است؟ نظر شما چیست؟
شرایطی نیست که بتوان براساس تحلیل دربارهاش صحبت کرد. من فکر میکنم تحلیلگران متخصص اقتصاد هم در مورد وضعیتی که ما امروز داریم، پیشبینی دقیقی نسبت به شرایط امروز نداشتند. یعنی واقعاً فکر نمیشد که کشور در این حد تابآوری داشته باشد.
بر اساس اعداد و ارقام و تحلیل باشد که ما خیلی وقت است از بحران عبور کردیم. دیالوگی در «لیلی با من است» در صحنه آخر بود که میگفت: «نکنه اینجا خط مقدمه؟» و جواب گرفت: «۵۰ متر بعد از خط مقدم هستیم.»
واقعیت این است که امید، انگیزه، عرق ملی، اصالتها و ریشههایی که مردم برای تعلق به کشور دارند، باعث شده خیلی از معادلات و فرمولها به هم بخورد. دیگر علم اقتصاد جواب نمیدهد و شاید علم جامعهشناسی بیشتر بتواند اتفاقاتی که امروز در جامعه ایران رخ میدهد را توضیح دهد.
من فکر میکنم از آن منظر اگر نگاه کنید، ما در ادامه هم هیچ مشکلی در تابآوری، نخواهیم داشت.
*موضوع قابلتوجهی که در صحبت با صنایع دیگر هم وجود داشت، تغییر الگوی مصرف بود. شما در حوزه تولید شوینده چقدر تغییر الگوی مصرف را احساس کردید، و رفتار مصرفکنندهها در این یک سال چه تغییری داشته است؟
شاید جالب باشد بگویم من واقعاً معتقدم جنگ و این یک سال اخیر ایران، میتواند سالها موضوع پژوهش خیلی از اندیشمندان در سطح جهان باشد. یکی از قسمتهایش هم همین است. شاید هر جای دیگر در دنیا بود کسری کالا و هجوم مردم به فروشگاهها را مشاهده میشد، ولی در ایران، علاوهبر اینکه ما خودمان در میدان چنین چیزی ندیدیم، شما هم ندیدید و شواهدی وجود ندارد این اتفاق افتاده باشد.
به روایت اعداد و ارقام هم این اتفاق نیفتاد. یک درصد خیلی کمی افزایش خرید در ابتدای جنگ داشتیم که متناسب با آن تولید افزایش پیدا کرد و بعد دوباره برگشت روی منحنی قبلی و با همان شرایط ادامه پیدا کرد. خیلی تأثیری در میزان خرید مردم نداشت.
*یعنی تغییر محسوسی در افزایش یا کاهش مصرف وجود نداشت؟
خیر ما احساس نکردیم.
*برنامه شما برای توسعهی برند و گشایش فعالیتهای اقتصادی شرکت، با توجه به همه شرایط موجود که شاید تغییر نکند و موقعیت اقتصادی، شرایط را سختتر کند، برای افق ۴۰۵ و ۴۰۶ چیست؟
اگر بخواهم در دو بخش ببینم، ما یک بخش بازار داخلی داریم و یک بخش بازار خارجی.
در بخش بازار داخلی تأکید ما بر تأمین بازار از نظر فراوانی، حفظ کیفیت و هرچه اقتصادی کردن کالا است. این اقتصادی کردن، به این معناست که دغدغه ما واقعاً این است که افزایش قیمتی نداشته باشیم.
شاید شعار نباشد اگر بگویم دغدغه اول ما تولید با حفظ قیمت و حفظ کیفیت است.
*آیا امکانش وجود دارد؟ بههرحال نوسانات ارز و خصوصاً در حال حاضر بنزین، شاید خیلی امکان سریعتر شدن افزایش قیمت را بالا ببرد.
به هر حال ما باید سعی کنیم نقصهایمان را کم کنیم. بتوانیم سیستم خود را چابکتر کنیم و بهرهوری را بالاتر ببریم.
با اصلاح یکسری از سازوکارهای داخلی و شاید اقتصادیتر کردن فرمولهای تولید محصولات، این اتفاقات تا حدودی شدنی باشد.
اگر بخواهم بگویم، کامل حفظ میشود؟ نه، قطعاً حاشیه سود ما کم میشود برای اینکه قیمت حفظ شود، ولی ما ترجیح میدهیم سود کمتر باشد و قیمتها ثبات داشته باشد. تا حدودی شدنی است. ۱۰۰ درصد نه، ولی تا حد قابلتوجهی عملیاتی است.

*مشخصا چه برنامهای برای توسعه برندینگ شرکت خود دارید؟ یعنی افزایش تنوع محصول دارید یا مثلاً بازارهای صادراتی گستردهتر خواهدشد؟
بله. عرض کردم یک بخش، بخش داخلیست و یک بخش، بخش صادرات است.
ما در بخش صادرات، محصولات جدیدی در سال گذشته تعریف کردیم. در همین شرایط جنگی، کمی افزایش حجم صادرات هم داشتیم. بازارهای جدیدی هم نسبت به محصولات جدید در حال گشایش است. امروزه صادرات برای ما خیلی مهمتر از قبل است، به دلیل اینکه ما از ارز حاصل از صادرات میتوانیم برای واردات مواد اولیه استفاده کنیم. بنابراین ما با یک نگاه خیلی جدیتر و با یک سیاستگذاری خیلی دقیقتر در این مسیر حرکت میکنیم.
*تحریمها چقدر مانع میشوند؟
تحریمها که سالهاست وجود دارد، فعالان بخش بازرگانی ما تا حد زیادی توانستهاند خودشان را با این تحریمها تطبیق دهند.
قطعاً بیتأثیر نیست و تأثیر زیادی دارد. این هم خودش یک عرصه جنگ و یک جنگ مقدس است، ولی در حال اتفاق است. اعداد و ارقام نشان میدهد که این اتفاق میافتد، اما به هرحال، ما بر سختیها غلبه میکنیم و امیدواریم؛ چون راهی غیر از این نداریم. همه تلاشمان را میکنیم که صادراتی داشته باشیم که منجر به واردات مواد اولیه و تأمین بهتر محصول برای مردم عزیزمان باشد.
انشاءالله.
* اگر همه دارایی مجموعه و شرکت شما را بگیرند و بگویند در حوزه دیگری در اقتصاد ایران سرمایهگذاری کنید، ترجیح شما چه حوزهای است؟
من فکر میکنم بهتر است که به حوزه دیگری فکر نکنیم و در همان صنعت شوینده تأکید داشته باشیم و حرکت کنیم، چراکه جایی است که محل خدمت است و نیاز اساسی مردم تأمین میشود. فرهنگ مردم ما به شکلی است که مواد شوینده و بهداشت برایشان بسیار مهم است. به معنای واقعی، مواد شوینده از کالاهای اساسی در زندگی مردم ما است.
به همین دلیل انگیزههای معنوی ما به سمتی که بتوانیم در همین جبهه خدمت کنیم. اگر انگیزه مادی هم میداشتیم، در شرایط کنونی کشور، صنعت شوینده صنعت خوبی بود که همین مسیر را ادامه دهیم.
*موضوعی که در چند سال اخیر قابل توجه است، بحث گسترش استفاده از هوش مصنوعی است. ان موضوع چقدر در روند فعالیت شرکت شما دخیل شده و چقدر برایتان کاربردی و تأثیر گذار بوده است؟ فکر میکنید تغییراتی که ایجاد کرده با چه چیز قابل مقایسه است؟
به صورت خلاصه باید خدمتتان عرض کنم، تحلیلی که ما از طریق هوش مصنوعی، از بانک اطلاعات و دادههایمان میگیریم به معنای واقعی دچار تحول شده است . یک بانک داده خیلی بزرگ و با حجم زیادی در صنعت شوینده داریم و قرار دادن همه اینها کنار هم و درآوردن تحلیلهای دقیق، بسیار زمانبر است و تقریباً میشود گفت حتی با وجود هوش مصنوعی انتها ندارد. هرچه هوش مصنوعی با امکانات بهتر و قدرت بیشتری وارد تحلیل دادههای ما شود، ما نیز بر اساس تحلیلها تصمیمات بهتری خواهیم داشت.
*اگر نکته پایانی وجود دارد که لازم است بفرمایید در خدمت شما هستیم.
واقعیت این است در جنگی که تمام عرصههای کشور را به خودش مشغول کرد، یک عرصه بسیار مهم وجود داشت که صنعت و اقتصاد است. من میخواهم از همینجا به تمام همکاران صنعتی، همکاران خودم، همه پیشگامان و فعالان بخش صنعت، که امروز به معنای واقعی در حال جنگیدن با شرایط هستند و ادامه میدهند، خدا قوت و خسته نباشید بگویم.