مهدی تاج در سال‌های حضورش در فوتبال ایران کم حاشیه نداشته، اما ماجرای اخیر او و علیرضا دبیر، پرسش مهمی را درباره شیوه مدیریت رئیس فدراسیون فوتبال مطرح می‌کند؛ چرا نهادی که باید پاسخگوی عملکرد خودش باشد، در مواجهه با انتقادهای رئیس فدراسیون کشتی به چنین مسیری رسید؟

اختلاف میان مهدی تاج و علیرضا دبیر را نمی‌توان صرفاً یک مجادله لفظی میان دو مدیر ورزشی دانست. مسئله اصلی، نحوه برخورد فدراسیون فوتبال با این ماجراست؛ جایی که انتظار می‌رفت مدیران این مجموعه با استدلال و ارائه توضیحات روشن به انتقادها پاسخ بدهند، اما اتفاقات بعدی تصویر متفاوتی از قدرت تصمیم‌گیری و اعتمادبه‌نفس مدیریتی آن‌ها به نمایش گذاشت. تاج که ریاست یکی از مهم‌ترین فدراسیون‌های ورزشی کشور را بر عهده دارد، در نهایت راهی خانه کشتی شد تا با دبیر دیدار کند؛ پایانی که بیش از آنکه نشانه مدیریت اختلافات باشد، پرسش‌هایی جدی درباره موضع فدراسیون فوتبال ایجاد می‌کند.

علیرضا دبیر در هفته‌های اخیر انتقادهای تندی را متوجه فوتبال کرده و حتی از احتمال بیان مطالب بیشتری درباره اتفاقات این فدراسیون سخن گفته بود. طبیعی بود که چنین اظهاراتی با واکنش مسئولان فوتبال مواجه شود، اما تفاوت یک مدیریت قدرتمند با مدیریتی که در موضع ضعف قرار گرفته، دقیقاً در همین لحظات مشخص می‌شود. مدیر توانمند می‌تواند از عملکرد مجموعه‌اش دفاع کند، درباره ابهامات توضیح بدهد و اگر انتقادی را نادرست می‌داند، با پاسخ مستدل آن را رد کند. در مقابل، وقتی اولویت اصلی به پایان دادن سریع به حاشیه‌ها تبدیل می‌شود، این شائبه به وجود می‌آید که شاید نگرانی از ادامه ماجرا، بیشتر از اطمینان به عملکرد مجموعه باشد.

تاج فرصت داشت نشان بدهد که فدراسیون فوتبال برای پاسخگویی به انتقادها برنامه مشخصی دارد، اما نتیجه این ماجرا چنین برداشتی را تقویت نکرد. دیدار او با رئیس فدراسیون کشتی، آن هم پس از بالا گرفتن اختلافات و تماس تلفنی برای عذرخواهی، این سؤال را به وجود آورده است که آیا فوتبال واقعاً پاسخی برای انتقادهای مطرح‌شده داشت یا ترجیح داد پیش از آنکه حرف‌های بیشتری به میان بیاید، پرونده را ببندد؟ البته از محتوای ملاقات دو طرف اطلاعات دقیقی در دست نیست و نمی‌توان درباره جزئیات گفت‌وگو قضاوت قطعی کرد؛ بااین‌حال، ترتیب اتفاقات به‌اندازه‌ای معنادار هست که نتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

مشکل تاج فقط به این ماجرا محدود نمی‌شود. فدراسیون فوتبال در شرایطی قرار دارد که عملکرد تیم ملی و وضعیت کلی فوتبال ایران، خودبه‌خود زمینه انتقادهای فراوانی را فراهم کرده است. در چنین فضایی، رئیس فدراسیون باید بیش از هر زمان دیگری آماده پاسخگویی باشد، نه اینکه مدیریت یک اختلاف با رئیس فدراسیون دیگر به مسئله‌ای تبدیل شود که پایان دادن به آن، مهم‌تر از روشن شدن اصل ماجرا به نظر برسد. اعتبار یک فدراسیون با عنوان و جایگاه اداری آن حفظ نمی‌شود؛ آنچه به یک مجموعه اقتدار می‌دهد، کیفیت تصمیم‌هایش و توانایی مدیرانش در مواجهه با پرسش‌های دشوار است.

در این میان، دبیر دست‌کم توانست بحث درباره عملکرد فوتبال را به موضوعی فراتر از یک اختلاف معمول میان مدیران تبدیل کند. در سوی دیگر، تاج با شیوه‌ای که برای پایان دادن به این ماجرا در پیش گرفت، نتوانست تصویر روشنی از تسلط مدیریتی خود ارائه دهد. قرار نیست هر اختلافی به جنگ رسانه‌ای تبدیل شود و مذاکره برای حل اختلاف نیز به‌خودی‌خود ایرادی ندارد؛ اما وقتی یک طرف با مواضعی تند وارد میدان می‌شود و طرف دیگر پس از واکنش‌های اولیه، مسیر آشتی را انتخاب می‌کند، طبیعی است که افکار عمومی درباره دلایل این تغییر رویکرد سؤال کند.

ماجرای تاج و دبیر شاید از نظر دو طرف به پایان رسیده باشد، اما مسئله مهم‌تر همچنان باقی است: فدراسیون فوتبال در برابر انتقادها چه پاسخی دارد؟ اگر حرف‌های مطرح‌شده نادرست بوده، چرا پاسخ روشنی به آن‌ها داده نشد؟ و اگر انتقادها نکاتی قابل تأمل در خود داشته‌اند، چرا به‌جای توضیح درباره آن‌ها، پایان دادن به اختلاف در اولویت قرار گرفت؟ تاج نمی‌تواند صرفاً با یک ملاقات، پرسش‌های ایجادشده درباره عملکرد مدیریتی خود را از میان ببرد. آنچه فوتبال ایران به آن نیاز دارد، مدیریتی است که به‌جای نگرانی از ادامه انتقادها، توانایی پاسخ دادن به آن‌ها را داشته باشد؛ موضوعی که در این جدال، بیش از هر چیز دیگری زیر سؤال رفت.

بیشتر بخوانید: ملاقات تاج و دبیر پس از اظهارات جنجالی

اشتراک‌گذاری »