به گزارش صحت خبر روزنامه اطلاعات نوشت: ده‌ها فروند هواپیمای سوخت‌رسان غول‌پیکر آمریکایی، اسکادران‌هایی از جنگنده‌های پیشرفته «اف-۱۵» و «اف-۳۵» و تعدادی هواپیمای تایفون انگلیسی که در پایگاه‌های قطر و کویت جا خوش کرده‌اند، مدام بر فراز آب‌های منطقه گشت می‌زنند. بر اساس داده‌های راداری و گزارش‌های میدانی، شمار پرنده‌های نظامی فعال در آسمان از ۹۰به بیش از ۱۰۵فروند رسیده و سهم هواپیماهای سوخت‌رسان – که نبض تپنده عملیات‌های دوربرد هستند – افزایش معناداری یافته است.

اما با طلوع آفتاب، نه هدفی در خاک ایران بمباران شده و نه جنگی آغاز می‌شود. این «آرایش تهاجمی بدون شلیک» یک پرسش حیاتی و راهبردی پیش روی هر ناظر ایرانی قرار می‌دهد: این ماشین جنگی پرهزینه برای چه روشن نگه داشته شده و چرا ترمز دستی آن هنوز کشیده است؟

تنش فعلی در خاورمیانه، محصول یک خطای محاسباتی در دیوان‌سالاری آمریکاست؛ جایی که واشنگتن گمان می‌کند می‌تواند ایران را با ابزار «مدیریت تنش» مهار کند، غافل از آنکه این بازی هر لحظه ممکن است به یک فاجعه اقتصادی و امنیتی غیرقابل‌کنترل برای تمام جهان تبدیل شود.

برای حل این معما باید به محاسبات معیوب واشنگتن نگاه کنیم. آمریکا و متحدانش در حال پرداخت سنگین‌ترین تاوان اقتصادی برای حفظ این فضای ملتهب، از جهش حق بیمه کشتی‌ها تا فرسایش سریع ذخایر تسلیحاتی هستند. اما چرا عقب‌نشینی نمی‌کنند؟ پاسخ در حفظ جایگاه ابرقدرتی نهفته است. کاخ سفید معتقد است خاموش کردن موتور این ماشین جنگی بدون دشت کردن امتیازی ملموس از تهران، مترادف با ارسال پیام ضعف به پکن و مسکو و فروریختن هژمونی بازدارندگی آمریکا در جهان است .

علاوه بر این، روی دیگر سکه بوی پول و تجارت می‌دهد. صنایع تسلیحاتی غرب از این هراس‌آفرینی مستمر، سودهای نجومی به جیب می‌زنند. هرچه پایتخت‌های عربی احساس ناامنی بیشتری کنند، صف خرید سامانه‌های پدافندی طولانی‌تر می‌شود. در این میان، فضای قطبی‌شده در انتخابات پیش روی کنگره آمریکا نیز هرگونه نرمش دیپلماتیک را قفل کرده است؛ به طوری که بازگشت از مسیر تنش، هزینه‌ای به‌مراتب گزاف‌تر از ادامه آن برای جمهوری خواهان آمریکایی در پی دارد.اما در این نقشه پیچیده، یک بازیگر خطرناک وجود دارد که جنگ را نه یک تهدید، بلکه مایه حیات می‌بیند.

برای شخص بنیامین نتانیاهو و کابینه افراطی‌اش، کشاندن مستقیم پای آمریکا به درگیری با ایران، رؤیایی شیرین است که هم موجودیت سیاسی او را از شر پرونده‌های فساد می‌رهاند و هم ائتلاف متزلزلش را حفظ می‌کند.

در مقابل این جنون جنگ‌طلبی، شاید تنها ترمز موقت، دغدغه‌های انتخاباتی در واشنگتن باشد. دونالد ترامپ وحتی رقبای دموکرات او به‌خوبی می‌دانند هرگونه شوک نفتی و افزایش قیمت بنزین ناشی از جنگ در خلیج فارس، شانس پیروزی در انتخابات را به صفر می‌رساند. بنابراین، ممکن است کاخ سفید موقتاً به نوعی آتش‌بس مصلحتی تن بدهد؛ نه از سر اعتقاد به صلح، بلکه صرفاً برای عبور از گردنه انتخابات؛ اما این ترمز، به‌شدت شکننده و تاریخ‌مصرف‌دار است.اگر این ترمزهای سیاسی از کار بیفتند، خاورمیانه وارد تونل وحشتی خواهد شد که رسانه های اقتصادی از پیش سناریوی آن را ترسیم کرده‌اند. اگر تل‌آویو با چراغ سبز واشنگتن دست به حماقت بزند، ایران و جبهه مقاومت پاسخی نامتقارن و فلج‌کننده علیه پایگاه‌های آمریکایی و شریان‌های انرژی منطقه خواهند داد.

بسته شدن تنگه هرمز و جهش قیمت نفت به بالای۲۰۰دلار، اقتصاد غرب را به کما می‌برد و چین با خیال آسوده خلأ هژمونی آمریکا را در جهان پر خواهد کرد. کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی در خلیج فارس نیزاز قطب ثروت به کانون ویرانی تبدیل می‌شوند.

در این میان، اگرچه ایران نیز متحمل خسارات زیرساختی خواهد شد، اما گستردگی جغرافیای ایران و همچنین حافظه تاریخی آن ثابت کرده که تهدید خارجی همواره به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند، به انسجام ملی و تقویت ساختار داخلی کشور انجامیده است.

با این حال، نباید در سطح احتمال بروز جنگ متوقف شد. نگاهی به چهار دهه استراتژی آمریکا نسبت به ایران – ازتحریم‌های کور تا خروج یک‌جانبه از برجام و ترور سردار سلیمانی و سپس جنگ – نشان می‌دهد الگوی رفتاری واشنگتن هرگز بر پایه حل مسئله بنا نشده است. آمریکا، ایران را نه یک شریک بالقوه، بلکه یک موجودیت نامطلوب می‌داند که صرفاً باید در سطحی قابل‌تحمل مهار شود. تغییر مستأجران کاخ سفید، تنها دکور و تاکتیک این راهبرد را تغییر می‌دهد، نه هدف نهایی آن را.

در نتیجه، محتمل‌ترین سناریو برای ماه‌های پیش رو، نه یک جنگ آخرالزمانی است و نه یک صلح پایدار، بلکه تداوم همین الگوی فرساینده «نه جنگ، نه صلح» است. راهکار خروج از این بن‌بست خطرناک برای تهران، دل بستن به تغییر لحن در واشنگتن نیست. کلید حل این بحران در دستان خود منطقه است: اتکای استراتژیک به ظرفیت‌های درون‌زای ملی و فعال‌سازی جسورانه شبکه‌های دیپلماسی همسایگی. پیش از آنکه ماشین بدون فرمان غرب جرقه‌ای در انبار باروت خاورمیانه بیندازد، دیپلماسی باید مسیرهای جایگزین را باز کند؛ فردایی که شعله‌ها زبانه بکشند، برای خاموش کردن آتش بسیار دیر خواهد بود.

17302

اشتراک‌گذاری »