به گزارش خبرگزاری صحت خبر، ماجرا از آخرین روزهای پاییز سال گذشته آغاز شد؛ علیرضا کوشکجلالی در سالن اصلی تئاتر شهر تهران نمایش «باد زرد ونگوگ» را که پیشتر نوشته بود، کارگردانی کرد و روی صحنه برد. فرهاد آییش، شقایق فراهانی، حمید گودرزی، المیرا دهقانی، محسن حسینی، سوگل قلاتیان، محمد معتضدی، عارفه معماریان، علیرضا مویدی، رضا یزدانی، فاطمه عطارباشی و عباس علیرضا گروه بازیگران این نمایش بودند و آزیتا موگویی تهیهکنندگی کار را برعهده داشت. نمایش تأثیرگذاری که نقدهای زیادی درباره آن نوشته شد.
با پایان نمایش «باد زرد ونگوگ»، کوشکجلالی برای تمرین نمایش جدیدش به آلمان رفت تا در شهر کلن، نمایش «یتیمان» اثر «دنیس کلی» را با گروه بازیگران آلمانی «آنسامبل جلالی» شروع کند؛ اما در همان روزها نشانههای بیماریها آشکار شدند. جلالی میگوید: «متأسفانه بیماریهای جدیدی گریبانگیرم شد که بهنوعی عوارض بیماری اماس هستند: سرطان پروستات و عفونت مثانه. سه هیولا در بدنم رژه میرفتند و شدت درد بعد از پرتودرمانی به حدی بود که مرگ در برابرش بهشت برین بود. در فاصله بین دو درد، به کار پناه بردم. به عشق پناه بردم. به همسرم که بدون او شاید هیچ اثری از من نبود.»
همچنان که بیماری چهرههای جدیدی از خود نشان میدهد و جلالی بین درد و بیمارستان و کار معلق است، ایران درگیر مصائبی میشود که مغز استخوان هر آدمی را میسوزاند. روایت کوشک از همزمانی مصیبتها اینگونه است: «در سیاهترین روزهای زندگیام، باز این معبد عشق بود که دروازههایش را به رویم گشود تا مقاومتم در برابر دردهای مریضی، درد کشتار مردم و به خاک و خون کشیده شدن ایران و پرپر زدن دختربچههای مدارس، بیشتر شود و بتوانم حراج ایران به دست مشتی عربدهکش وطنفروش را تحمل کنم و امیدم را از دست ندهم و باز وجودم غرق شود در عطر خوش نرگس!»
برای خواندن متن کامل گفتوگو با علیرضا کوشکجلالی اینجا کلیک کنید.
۲۴۲۲۴۲