به گزارش صحت خبر، باراک راوید از تلآویو در وبگاه آکسیوس نوشت: در آستانه انتخابات روز سهشنبه اسرائیل، گادی آیزنکوت، رهبر حزب یاشار، به رقیبی جدی برای بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است؛ نخستوزیری که سالهاست بر سیاست اسرائیل تسلط دارد و به دلیل سابقه طولانی حضور در قدرت، مهارت سیاسی و ارتباطات گسترده در آمریکا شناخته میشود. آیزنکوت اما از جنس دیگری است؛ چهرهای کمحاشیه که تجربه چندانی در سیاست ندارد و برخلاف نتانیاهو، نه به سخنرانیهای پرشور و نمایشهای سیاسی علاقه دارد و نه در برابر دوربینها احساس راحتی میکند. با این حال، همین فرمانده پیشین ارتش اکنون یکی از جدیترین چالشها را برای ادامه حضور نتانیاهو در قدرت طی سالهای اخیر ایجاد کرده است.
پیروزی آیزنکوت میتواند آرایش سیاسی اسرائیل را دگرگون کند و بر روابط خارجی این کشور نیز تأثیر بگذارد؛ روابطی که در سالهای اخیر با تنشهای فراوانی روبهرو بوده است. رقابت این دو سیاستمدار در شرایطی جریان دارد که تفاوتهای شخصیتی، خانوادگی، نظامی و سیاسی آنها آشکار است و هر یک تصویری متفاوت از رهبری اسرائیل ارائه میدهند.
از خانواده مهاجران مراکشی تا رقابت برای نخستوزیری
گادی آیزنکوت، فرزند مهاجران یهودی مراکشی، در شهر ایلات، جنوبیترین شهر اسرائیل، بزرگ شده است. در صورت پیروزی او در انتخابات، برای نخستین بار در تاریخ اسرائیل فردی با تبار مراکشی به مقام نخستوزیری این کشور خواهد رسید؛ موضوعی که میتواند از نظر ترکیب اجتماعی و پیشینه خانوادگی رهبران اسرائیل نیز اهمیت داشته باشد.
مسیر زندگی آیزنکوت، پیش از ورود به عرصه سیاست، عمدتاً در ارتش شکل گرفت. او فعالیت نظامی خود را در تیپ پیادهنظام گولانی آغاز کرد و با طی کردن مراحل مختلف فرماندهی، از حضور در میدانهای نبرد به جایگاه ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل رسید. او در جریان فعالیت نظامیاش بهتدریج در ساختار ارتش پیشرفت کرد و در نهایت به یکی از چهرههای ارشد نظامی این کشور تبدیل شد.
نتانیاهو نیز سابقه خدمت در ارتش اسرائیل را دارد، اما مسیر حرفهای او پس از دوران نظامی با فعالیت در حوزه کسبوکار و سپس سیاست ادامه یافت. او در یگان ویژه «سایرت متکل» خدمت کرده است؛ یگانی که از نیروهای ویژه ارتش اسرائیل به شمار میرود. نتانیاهو پس از ورود به سیاست، بهتدریج جایگاه خود را تثبیت کرد و به نخستوزیری رسید؛ سمتی که طولانیترین دوره تصدی آن در تاریخ اسرائیل را به نام خود ثبت کرده است.
تفاوت این دو نامزد حتی در برنامههای انتخاباتی آنها نیز دیده میشود. آیزنکوت روز یکشنبه در آخرین گردهمایی انتخاباتی خود با نوای سرود تیپ گولانی، متعلق به سال ۱۹۷۴، وارد محل برگزاری مراسم شد؛ انتخابی که پیشینه نظامی او را بهروشنی یادآوری میکرد.
نتانیاهو در آمریکا چهرهای شناختهشده است؛ آیزنکوت تقریباً ناشناس
یکی از مهمترین تفاوتهای دو رقیب، میزان نفوذ و شناخت آنها در ایالات متحده است. نتانیاهو طی حدود نیمقرن فعالیت سیاسی، شبکه گستردهای از حامیان مالی، لابیگران و طرفداران خود را در مراکز قدرت آمریکا شکل داده است. او در واشنگتن چهرهای شناختهشده به شمار میرود و نام «بیبی»، لقبی که برای نتانیاهو به کار میرود، برای بسیاری از آمریکاییها آشناست؛ هرچند این شهرت همواره با نگاه مثبت همراه نیست.
نتانیاهو علاوه بر ارتباطات گسترده، شناخت قابلتوجهی از سیاست داخلی آمریکا دارد و به زبان انگلیسی نیز مسلط است؛ تا جایی که در این زمینه از بسیاری از سیاستمداران آمریکایی نیز توانمندتر توصیف میشود.
آیزنکوت در نقطه مقابل قرار دارد. او نه در فضای سیاسی آمریکا پرورش یافته و نه سیاستمداری حرفهای با تجربه فعالیت در این کشور است. انگلیسی را با لهجه غلیظ اسرائیلی صحبت میکند و برخلاف نتانیاهو، به استفاده از عبارتهای کوتاه و ماندگار برای جلب توجه افکار عمومی شهرت ندارد. حضور در تلویزیون نیز از جمله موقعیتهایی نیست که از آن استقبال کند.
این تفاوت در آخرین گردهمایی انتخاباتی آیزنکوت در روز یکشنبه کاملاً مشهود بود. او در برابر حدود هزار نفر از هوادارانش، حتی زمانی که جمعیت برای تشویق او به پا میخاست، آشکارا از قرار گرفتن در مرکز توجه احساس راحتی نمیکرد. تصویری که از او در این مراسم دیده شد، با سبک نمایشی و پرهیاهوی نتانیاهو تفاوت داشت.
با این حال، ناشناخته بودن آیزنکوت در محافل سیاسی واشنگتن به معنای نداشتن ارتباط با آمریکا نیست. او در دهه ۱۹۹۰ مدتی را در ایالات متحده گذراند و در دانشکده جنگ ارتش آمریکا تحصیل کرد و مدرک کارشناسی ارشد گرفت.
بخش عمده ارتباطات او با آمریکا نیز از مسیر همکاریهای نظامی شکل گرفته است. در این میان، رابطه آیزنکوت با ژنرال جوزف دانفورد، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا، اهمیت ویژهای داشته است.
او پس از بازنشستگی از ارتش اسرائیل در سال ۲۰۱۹، یک سال را نیز بهعنوان پژوهشگر در مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک سپری کرد. با وجود این سابقه، آیزنکوت همچنان در مقایسه با نتانیاهو چهرهای کمشناخته در واشنگتن است و حتی در میان سازمانهای یهودی آمریکا نیز افراد چندانی او را از نزدیک نمیشناسند.
پرونده فساد و هفتم اکتبر؛ پاشنه آشیل نتانیاهو
یکی از محورهای اصلی رقابت انتخاباتی، مسئله اعتماد عمومی به دو نامزد است. اعتبار نتانیاهو در میان بخشهایی از جامعه اسرائیل بهدلیل پرونده طولانی محاکمه او به اتهام فساد، شیوههای سیاسیاش و خودداری از پذیرش مسئولیت ناکامیهایی که به حملات هفتم اکتبر انجامید، آسیب دیده است.
نحوه مدیریت جنگ با ایران نیز به این انتقادها افزوده شده است. نتانیاهو با اتهامهایی درباره رفتار دوگانه در مدیریت این جنگ روبهروست؛ اتهامهایی که بر تصویر عمومی او و ارزیابی بخشی از جامعه اسرائیل از عملکردش تأثیر گذاشتهاند.
در مقابل، آیزنکوت حتی در میان بسیاری از مخالفان سیاسیاش نیز بهعنوان فردی صریح و رکگو شناخته میشود. این برداشت از شخصیت او، در کنار سابقه نظامیاش، یکی از عواملی است که به او امکان داده است خود را بهعنوان جایگزینی متفاوت برای نتانیاهو مطرح کند.
اما نقطه عطف در تصمیم آیزنکوت برای ورود جدیتر به رقابت سیاسی، حملات هفتم اکتبر بود. ناکامی در جلوگیری از این حملات، او را به سمت به چالش کشیدن نخستوزیری سوق داد که در آن زمان مسئولیت اداره دولت را بر عهده داشت.
آیزنکوت اندکی پس از حملات هفتم اکتبر به کابینه اضطراری نتانیاهو پیوست. با این حال، جنگ برای او صرفاً یک مسئله سیاسی و نظامی نبود؛ او در جریان جنگ پسرش را از دست داد و مدتی بعد دو نفر از برادرزادههایش نیز در جنگ کشته شدند.
این فقدانهای خانوادگی، در کنار تجربه طولانی او در ارتش، بخشی از پیشینهای است که در شکلگیری مواضع سیاسی و تصمیمش برای مقابله با نتانیاهو اهمیت داشته است.
فاصله ۸ تا ۱۰ درصدی در نظرسنجیها
نظرسنجیهای پیش از انتخابات نشان میدهند که آیزنکوت در بیشتر این نظرسنجیها با اختلافی بین ۸ تا ۱۰ واحد درصد از نتانیاهو پیش است. این ارقام در شرایطی منتشر شدهاند که محبوبیت دو نامزد در میان رأیدهندگان نیز تفاوت محسوسی دارد.
بر اساس این نظرسنجیها، نتانیاهو در میان دستکم نیمی از رأیدهندگان اسرائیلی چهرهای بهشدت نامحبوب است؛ در مقابل، آیزنکوت در طیفهای مختلف جامعه از میزان محبوبیت بالایی برخوردار است.
نتانیاهو تلاش کرده است رقیب خود را بهصورت علنی تخریب کند و با زیر سؤال بردن تواناییها و مواضع او، تصویری نامطلوب از آیزنکوت ارائه دهد. با این حال، این تلاشها تاکنون نتیجه موردنظر نخستوزیر اسرائیل را نداشته است.
مواضع آیزنکوت درباره فلسطین، غزه و ایران
آیزنکوت با برنامهای در طیف راست میانه وارد رقابت شده است. او در جریان مبارزات انتخاباتی از اعلام مواضع گسترده و کلی در سیاست خارجی پرهیز کرده و کوشیده است از بیان دیدگاههایی که نتانیاهو بتواند با تکیه بر آنها او را فردی ضعیف معرفی کند، فاصله بگیرد. با وجود این احتیاط، نتانیاهو همچنان تلاش کرده است رقیبش را با چنین تصویری به افکار عمومی معرفی کند.
در مسئله فلسطین، آیزنکوت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی در شرایط کنونی مخالف است. این موضع نشان میدهد که رقابت او با نتانیاهو لزوماً به معنای فاصله گرفتن از تمام سیاستهای دولت کنونی اسرائیل در قبال فلسطینیان نیست.
با این حال، او در زمینه خشونت شهرکنشینان و تروریسم یهودیان علیه فلسطینیان در کرانه باختری، وعده داده است اقدامات سختگیرانهای در پیش بگیرد. این تعهد از جمله مواضعی است که در برنامه انتخاباتی او برای برخورد با خشونت علیه فلسطینیان مطرح شده است.
آیزنکوت درباره نوار غزه نیز وعده داده است که در صورت رسیدن به نخستوزیری، ظرف ۱۸ ماه به کنترل حماس بر این منطقه پایان دهد. او برای تحقق این هدف، هر دو مسیر دیپلماسی و استفاده از نیروی نظامی را مطرح کرده است.
مواضع آیزنکوت درباره ایران نیز بخش مهمی از برنامه سیاست خارجی او را تشکیل میدهد. او از جنگ علیه ایران و حمله به تأسیسات هستهای این کشور حمایت کرده است؛ بنابراین، در اصل استفاده از نیروی نظامی علیه برنامه هستهای ایران با نتانیاهو اختلافنظر ندارد.
تفاوت اصلی دو طرف در هدفی است که از این عملیات نظامی دنبال میکنند. آیزنکوت با تلاش نتانیاهو برای استفاده از قدرت نظامی بهمنظور تغییر حکومت ایران مخالفت کرده و این رویکرد را غیرواقعبینانه دانسته است.
در عوض، او بر ادامه فشارهای اقتصادی علیه ایران و ایجاد یک ائتلاف منطقهای با کشورهای عربی تأکید دارد؛ ائتلافی که به گفته او، میتواند برای مهار نفوذ ایران در منطقه به کار گرفته شود.
حمایت ترامپ از نتانیاهو؛ آزمونی برای رقیب او
یکی از مسائل مهم در روزهای پایانی رقابت انتخاباتی، موضع دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در قبال انتخابات اسرائیل بوده است. آیزنکوت مبارزات انتخاباتی خود را با این فرض پیش برده بود که ترامپ از نتانیاهو حمایت خواهد کرد؛ فرضی که با توجه به روابط نزدیک و طولانی رئیسجمهور آمریکا با نخستوزیر اسرائیل، چندان دور از انتظار نبود.
با این حال، آیزنکوت تلاش کرد از مسیر دیگری بر تصمیم ترامپ تأثیر بگذارد. او با اتکا به رابطه خوب خود با میریام ادلسون، از حامیان مالی بزرگ حزب جمهوریخواه، کوشید رئیسجمهور آمریکا را متقاعد کند که در رقابت انتخاباتی اسرائیل جانبداری نکند و از نتانیاهو حمایت علنی نداشته باشد.
ترامپ سرانجام هفته گذشته حمایت خود را از نتانیاهو اعلام کرد و روز یکشنبه نیز بار دیگر بر این حمایت تأکید کرد. این موضعگیری برای آیزنکوت، که امیدوار بود رئیسجمهور آمریکا در انتخابات بیطرف بماند، تحول مهمی بود.
با این حال، او از انتقاد مستقیم از ترامپ خودداری کرد. آیزنکوت بهجای واکنش تند به حمایت رئیسجمهور آمریکا از رقیبش، از حمایت ترامپ از اسرائیل تمجید کرد و کوشید رابطه خود را با واشنگتن در صورت پیروزی احتمالی حفظ کند.
او روز دوشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مطمئنم رئیسجمهور ترامپ با هر رهبری که مردم اسرائیل انتخاب کنند، همکاری کامل خواهد داشت.»
این اظهارنظر نشان میدهد که آیزنکوت، با وجود حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو، تلاش دارد خود را گزینهای معرفی کند که در صورت انتخاب شدن نیز میتواند با دولت آمریکا همکاری کند. در عین حال، تفاوت میان دو نامزد فقط به سبک سیاسی و میزان نفوذ آنها در واشنگتن محدود نمیشود؛ مواضعشان درباره ایران، فلسطین و غزه نیز نشان میدهد که تغییر نخستوزیر لزوماً به معنای دگرگونی کامل سیاستهای اسرائیل در این پروندهها نخواهد بود.
315