ماجرای رجیستری تلفن همراه از همان ابتدا یک پرسش اساسی را پیش روی مصرف‌کننده گذاشت: چرا باید برای استفاده از گوشی‌ که خودش خریده، هزینه‌ای اضافه بپردازد؟ گوشی را یک شرکت خارجی طراحی و تولید کرده، هزینه ساخت و عرضه آن در بازار جهانی را همان شرکت دریافت کرده و خریدار ایرانی نیز بهای دستگاه را پرداخته است. با این حال، در داخل کشور، استفاده از گوشی به عبور از فرایندهای قانونی و پرداخت هزینه‌های مرتبط با واردات و رجیستری گره خورده است.

البته مقابله با قاچاق، دریافت حقوق ورودی و اجرای مقررات گمرکی، موضوعاتی جداگانه‌اند و هرکدام می‌توانند مبنای قانونی و اقتصادی مشخصی داشته باشند. مسئله اینجاست که آیا مجموع این سازوکارها به شکلی طراحی شده‌اند که هزینه و مسئولیت آن‌ها به‌طور نامتناسب بر دوش مصرف‌کننده قرار نگیرد؟ و مهم‌تر از آن، آیا کسی تضمین می‌کند که پس از پرداخت هزینه‌ها و خرید دستگاه، قواعد به‌گونه‌ای تغییر نکنند که خریدار با زیان تازه‌ای روبه‌رو شود؟

رجیستری قرار بود چه مشکلی را حل کند؟

مهم‌ترین توجیه رجیستری تلفن همراه، مقابله با ورود غیرقانونی گوشی و سامان‌دهی بازار بوده است. در چنین سازوکاری، شناسه دستگاه ثبت می‌شود تا امکان استفاده از آن در شبکه ارتباطی کشور مطابق مقررات فراهم باشد. اما اجرای آن در سال‌های اخیر نشان داد که بازار تلفن همراه پر است از گوشی‌های قاچاق و این سیاست نتوانسته‌ است راه به جایی ببرد و حتی اگر هدف مقابله با قاچاق را بپذیریم، همچنان یک پرسش پابرجاست: چرا مصرف‌کننده باید بخش مهمی از هزینه اجرای این سیاست را تحمل کند؟

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که خریدار، پس از پرداخت همه هزینه‌های قانونی، همچنان در معرض تغییراتی قرار بگیرد که می‌تواند امکان استفاده از کالای خریداری‌شده را تحت تأثیر قرار دهد. در این نقطه، دیگر بحث صرفاً درباره میزان عوارض نیست؛ بحث درباره امنیت اقتصادی مصرف‌کننده و قابل پیش‌بینی بودن مقررات است.

یک بار پول می‌دهیم، یک بار هم باید نگران ممنوعیت باشیم؟

انتشار فهرستی از مدل‌های گوشی که گفته می‌شود رجیستری آن‌ها ممنوع شده، همین نگرانی را برجسته می‌کند. اگر این فهرست رسمی باشد و ممنوعیت اعلام‌شده واقعاً مانع ثبت یا فعال‌سازی دستگاه‌های موردنظر شود، پرسش اصلی این است که دامنه تصمیم دقیقاً کجاست و چه کسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

آیا محدودیت فقط شامل گوشی‌هایی است که در آینده وارد کشور می‌شوند؟ آیا دستگاه‌هایی را هم در بر می‌گیرد که پیش‌تر خریداری شده‌اند اما هنوز رجیستر نشده‌اند؟ وضعیت گوشی‌هایی که هزینه‌های مربوط به واردات آن‌ها پرداخت شده یا خریداران برای تهیه آن‌ها تعهد مالی پذیرفته‌اند، چه خواهد شد؟ آیا برای فروشندگان و خریداران مهلتی در نظر گرفته شده است؟ و اگر تصمیم جدید باعث افت ارزش کالا یا زیان مالی شود، مسئولیت آن بر عهده چه نهادی خواهد بود؟

پاسخ به این پرسش‌ها جزئیات فرعی یک خبر نیست؛ اصل ماجراست. 

مصرف‌کننده برای خرید گوشی معمولاً فقط قیمت روی جعبه را نمی‌پردازد. هزینه‌های جانبی، لوازم موردنیاز، بیمه احتمالی و گاهی تعهدات مالی نیز بخشی از خرید هستند. وقتی کالایی با چنین هزینه‌ای تهیه می‌شود، انتظار طبیعی این است که قواعد استفاده از آن روشن باشد. اگر قرار است مقررات تغییر کند، دست‌کم باید از پیش اعلام شود که این تغییر چه کسانی را شامل می‌شود و با خریدهای قبلی چه برخوردی خواهد شد.

طنز تلخ ماجرا در اینجاست که مصرف‌کننده معمولاً نه در طراحی سیاست رجیستری نقشی دارد و نه در تصمیم‌گیری درباره محدودیت‌های بعدی. او در انتهای زنجیره ایستاده است: قیمت را می‌پردازد، هزینه‌های قانونی را تحمل می‌کند و سپس باید خودش را با مقرراتی تطبیق دهد که ممکن است بدون اطلاع کافی از پیامدهای آن‌ها، تغییر کنند.

در یک بازار قابل پیش‌بینی، مقررات باید به خریدار امکان بدهند پیش از پرداخت پول، از وضعیت کالای موردنظرش مطمئن شود. فروشنده هم باید بداند کالایی که وارد کرده یا فروخته، بر اساس چه ضوابطی امکان عرضه و فعال‌سازی دارد. تصمیمی که بدون توضیح کافی اعلام شود، این پیش‌بینی‌پذیری را تضعیف می‌کند و ریسک را به افرادی منتقل می‌کند که کمترین نقش را در اتخاذ آن داشته‌اند.

تلفن همراه امروز ابزار ارتباط، کار، آموزش، پرداخت و دسترسی به خدمات روزمره است. هرچه وابستگی مردم به این ابزار بیشتر می‌شود، ضرورت ثبات مقررات و حمایت از حقوق خریداران نیز افزایش می‌یابد. نمی‌توان از یک سو مردم را به استفاده از خدمات دیجیتال دعوت کرد و از سوی دیگر، درباره قواعد استفاده از یکی از اصلی‌ترین ابزارهای دسترسی به این خدمات، ابهام ایجاد کرد.

*روزنامه‌نگار

۲۲۷۲۲۷

اشتراک‌گذاری »