به نقل از صحت خبر، گفتوگویی که در ابتدا باید بهصورت تجاری و با آرامش پیش میرفت، ناگهان به تعارضی سیاسی و استراتژیک بدل شد. ترامپ بهطور واضح اعلام کرد که «هند قادر است خود را مدیریت کند» و این جمله به سرعت تبدیل به یکی از نقلقولهای جنجالی آن روز گردید. این اظهارات در شرایطی بیان شد که اپل بهسرعت در حال افزایش تولید خود در جنوب هند بود تا وابستگیاش به چین را کاهش دهد.
بر اساس نظر یک پزشک، در دنیای کنونی که زنجیرههای تأمین جهانی تحت فشار قرار دارند، چنین تصمیماتی نهتنها بر یک شرکت خاص تاثیر میگذارد، بلکه بر آیندهٔ بازارها و اقتصاد جهانی هم اثرگذار است. اکنون این سوال مطرح است: چرا ترامپ در این زمان حساس علیه افزایش تولید اپل در هند موضعگیری کرده است؟ آیا این تنها یک اقدام سیاسی است یا علامتی از تغییرات بنیادی در سیاست صنعتی ایالات متحده محسوب میشود؟
اپل، هند و تلاش برای جایگزینی چین
اپل در سالهای اخیر بهسرعت در راستای کاهش وابستگی به چین حرکت کرده است. پس از دورههای سخت قرنطینههای مرتبط با کرونا و افزایش تنشها در حوزههای ژئوپولیتیک، شرکتهای غربی در راستای متنوعسازی زنجیره تأمین خود تلاش کردهاند. اپل نیز با استفاده از قابلیتهای کارخانههای Foxconn، Pegatron و Tata در هند، توانسته است بیش از ۲۲ میلیارد دلار آیفون در طول یک سال تولید کند. بسیاری از این تغییرات را بهعنوان حرکتی هوشمندانه برای ایجاد تعادل در میان اقتصادهای رقیب تلقی کردند. اما بهنظر میرسد که این استراتژی با اعتراض مستمر رئیسجمهور آمریکا روبهرو شده است. آیا واشنگتن نگران از دست دادن فرصتهای شغلی در خاک خود است یا این فشار بر اپل بخشی از جنگ تجاری غیرمستقیم با چین به شمار میآید؟ در این میان، هند که آرزوی تبدیلشدن به یک قطب صنعتی جدید را دارد، بهناگاه با موانع سیاسی روبهرو شده است.
ترامپ در اظهارات خود به طعنه به تیم کوک (Tim Cook) گفت که «ما تمایلی به تولید در هند نداریم». او از هند بهعنوان کشوری یاد کرد که «میتواند از عهدهٔ خودش برآید» و این پیام را منتقل کرد که اپل باید به تولید در داخل آمریکا بازگردد. او همچنین هند را به داشتن یکی از بالاترین تعرفهها (Tariff Barriers) در سطح جهانی متهم کرد و مشکلات فروش کالاهای آمریکایی در این کشور را مورد بحث قرار داد. اگرچه ترامپ تصریح کرد که هند پیشنهادی برای کاهش تعرفهها ارائه کرده، اما این امتیاز نتوانسته او را قانع کند. لحن تند او، نهفقط برای هند، بلکه برای کل صنعت فناوری معانی واضحی دارد: صنعتی که باید میان ژئوپولیتیک و زنجیره تولید یکی را انتخاب کند. سخنان ترامپ نمایانگر یک استراتژی اقتصادی است که بر خودکفایی ملی و مقابله با اقتصادهای نوظهور تأکید دارد، حتی اگر به قیمت از دست دادن مزیتهای مقیاس جهانی باشد.
پیامدهای فوری: سردرگمی اپل و فرصت از دست رفته هند
پس از این گفتوگو، اپل بلافاصله اعلام کرد که تولید خود را در خاک آمریکا افزایش میدهد. با این حال، این تغییر مسیر به سادگی امکانپذیر نیست. زیرا ایالات متحده به زیرساختهای لازم برای تولید انبوه گوشیهای هوشمند در مقیاس هند مجهز نیست. تا کنون، Foxconn و Tata با سرمایهگذاری هنگفت و توسعه خطوط مونتاژ در جنوب هند، عملاً ستون فقرات استراتژی جدید اپل را شکل دادهاند. حالا این سرمایهگذاریها در وضعیت تعلیق قرار گرفته است. برای هند، این اظهارات نهفقط یک ضربه اقتصادی، بلکه چالشی حیثیتی است؛ کشوری که بهدنبال معرفی خود بهعنوان مقصدی اصلی برای تولیدات فناوری است. از سوی دیگر، زنجیره تأمین جهانی که سالها بر پایه تقسیم وظایف جغرافیایی استوار بوده، حالا با سیاستهای ناگهانی در معرض تهدید قرار دارد. این همان لحظهای است که اقتصاد از منطق بازار فاصله میگیرد و به ابزاری سیاسی تبدیل میشود.
به طور ظاهری، هند و آمریکا دو متحد در حال رشد هستند؛ دو کشوری که همکاریهای نظامی و فناوری مختلفی دارند. اما اظهارات اخیر ترامپ نشاندهنده این است که این رابطه همچنان شکننده و وابسته به منافع است. از یک سو، هند در تلاش جذب سرمایه و فناوری از شرکتهای آمریکایی است؛ از سوی دیگر، آمریکا با اتکای به منافع داخلی خود، حاضر است بهآسانی این همکاریها را مورد تهدید قرار دهد. این تضاد، نمایانگر وضع جهانی پرآشوب است که در آن ابرقدرتها حتی نسبت به مطمئنترین متحدان خود نیز بیاعتماد هستند. در نهایت، مشخص نیست که اپل در مواجهه با دو منطق: جهانی و فشارهای سیاسی، چه مسیری را انتخاب میکند. آینده زنجیره تأمین جهانی بیش از اینکه در اتاقهای مدیران شرکتها تصمیمگیری شود، به شوکهای ناگهانی سیاسی وابسته است.
این موضوع فقط به اپل و هند محدود نمیشود، بلکه به پرسش بزرگتری اشاره دارد: آیا شرکتهای فناوری میتوانند در دنیایی که پر از دستورات سیاسی و تهدیدهای تجاری است، به واقعا استقلال دست یابند؟ در جهانی که هر تصمیم تجاری ممکن است با یک توییت یا یک جمله به بحران تبدیل شود، مرز میان سیاست و بازار چقدر محو شده است؟
5858