“`html

به نقل از خبرگزاری صحت خبر، یک سال و یک روز پیش در همین زمان بود که خبر سقوط هلی‌کوپتر حامل رئیس جمهور منتشر شد؛ وی که انتظار می‌رفت حداقل چهار سال ریاست قوه مجریه را بر عهده داشته باشد، تنها به اندازه‌ای بیشتر از زمان ریاستش در قوه قضائیه، مسئولیت قوه مجریه را پذیرفت.

اگرچه رئیس جمهور فقید به واسطه سوابق طولانی‌اش از ابتدای انقلاب تا لحظه رحلت، نیازی به معرفی ندارد، اما به مناسبت سالروز حادثه ۳۰ اردیبهشت، از غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت مرحوم رئیسی دعوت شد تا ضمن بیان خاطرات از آخرین سفر هیات دولت وقت به استان آذربایجان شرقی، نگاهی به دیدگاه ابراهیم رئیسی در اداره کشور ارائه دهد.

اسماعیلی در این مصاحبه به شایعات مطرح‌شده در رسانه‌ها درباره احتمال دست داشتن اسرائیل در حادثه سال گذشته پاسخ منفی می‌دهد و همچنین در مورد هشدارهای امنیتی در خصوص وضعیت جوی توضیحاتی ارائه می‌کند.

برخلاف بسیاری از نظرات، اسماعیلی اعتقاد دارد: “شهید رئیسی بیشتر از یک جریان سیاسی در کشور ارتباط داشت. این امر قابل انکار نیست. اما رفتار شهید رئیسی نشان‌دهنده دیدگاه سیاسی کاملاً متعادل ایشان بود.”

او در بخشی از این مصاحبه به تلاش‌های رئیسی برای احیای برجام با رعایت قوانین مصوب مجلس اشاره می‌کند و تأکید دارد که مشکلات اصلی، نه ناشی از اراده رئیسی، بلکه مربوط به کارشکنی‌های خارجی و حوادث داخلی تحت عنوان “اغتشاشات” بود.

شایعات مربوط به انتخاب سعید جلیلی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، برخی اختلافات بین محسن رضایی و محمد مخبر، و میزان تأثیرگذاری جمیله علم الهدی همسر رئیس جمهور فقید در تصمیمات دولت از دیگر موضوعاتی است که اسماعیلی به آن‌ها پاسخ داده است.

مشروح گفتگوی غلامحسین اسماعیلی در «کافه خبر» خبرگزاری صحت خبر را در ادامه مطالعه کنید؛

*****

* آقای اسماعیلی، خوش آمدید به «کافه خبر».

ما یاد و خاطره شهید رئیسی، سید الشهدای خادمان حرم ایران و همه شهدای گرانقدری که در دوران انقلاب اسلامی؛ در پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی؛ در دفاع از حرم، در عرصه سلامت، در زمینه امنیت و در حوزه خدمت جان گرانبهای خود را فدای وطن کردند را گرامی می‌داریم و به آنان درود می‌فرستیم. همچنین به روح بلند بنیان‌گذار نظام جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام، آرزوی موفقیت برای همه عزیزان داریم و خوشحالیم که این فرصت فراهم شد تا در خدمت شما و همکارانتان در «کافه خبر» باشم.

* جناب اسماعیلی، شما سال‌ها با آقای رئیسی در ارتباط بوده‌اید. چند سال است که ایشان را می‌شناسید و چطور با ایشان آشنا شدید؟

اولین آشنایی من با آقای رئیسی به سال ۱۳۶۸ برمی‌گردد. اما همکاری ما به سال ۱۳۷۳ بازمی‌گردد. سال ۶۸ زمانی بود که بعد از جنگ تحمیلی برای انجام کارهای اداری وارد دستگاه قضا شدم. در آن زمان، بین ۶۸ تا ۷۳ به عنوان کارمند با ایشان آشنا بودم. من خودم مشهدی هستم و در مشهد بودم، ایشان هم دادستان تهران بودند و می‌دانستم که ایشان یکی از قضات ممتاز مشهدی ما است و برادر ایشان نیز در دادسرای انقلاب مشهد با من همکار بود. اما از سال ۱۳۷۳ که به عرصه قضاوت پا گذاشتم، ارتباط کاری نزدیکی با ایشان آغاز شد و این ارتباط در طول زمان تقویت گردید. من می‌توانم بگویم که ۳۵ سال بود که شهید رئیسی را می‌شناختم، ۳۰ سال همکار بودم و ۱۵ سال همکاری نزدیکی با ایشان داشتم و شش سال در کنار هم کار و زندگی می‌کردیم.

* لطفاً کمی از ویژگی‌های شخصیتی ایشان بگویید.

شهید رئیسی از نظر شخصیت، فردی متخلق، متعبد، قانون‌مدار و مردمی بود. اخلاقیات او به گونه‌ای بود که در طول این سال‌ها، باوجود جدیتش، هرگز به وضوح عصبانیت را از او مشاهده نکردم؛ او حرص می‌خورد و ناراحت می‌شد اما همیشه آرام و متین باقی می‌ماند. در سال‌های اخیر…

“““html

در زمانی که با ایشان همکاری داشتیم، من نقش واسطه‌ای میان ایشان و بسیاری از مقامات را ایفا می‌کردم. گاهی از برخی مسائل و مشکلات گله‌مند بود. به من می‌گفت که با فلانی تماس بگیر یا او را فراخوان و این موارد را به او منتقل کن. زمانی که می‌خواست نگرانی و ناراحتی خود را ابراز کند و گوشزد کند که آن فرد باید احتیاط کند و از گرفتار شدن به خشم او پرهیز نماید، می‌فرمود: «أعوذ بالله من غضب الحلیم». به خدا پناه می‌برم از این‌که فردی صبور، زمانی عصبانی شود. هرچند عصبانی نمی‌شد، اما برای احتیاط این عبارت را به کار می‌برد تا مبادا روزی عصبانی شود و اگر هم چنین می‌شد، نوع عصبانیتش خاص و منحصر به فرد خواهد بود. او ناراحت می‌شد، انتقاد می‌کرد و پیگیری‌های لازم را انجام می‌داد. اما عصبانیت‌های مرسوم در بین مدیران که معمولا با برخوردهای تند و سرزنش همراه است را من از سمت او تجربه نکردم. این را که می‌گویم به دلیل این است که به عنوان یک فرد محرم و نزدیک به او در برهه اخیر، می‌توانم بگویم که او با ویژگی‌های اخلاقی برتر خود، اصول اسلامی را به خوبی رعایت می‌کرد و فردی صبور بود.

ایشان همچنین به عنوان یک فرد متعبد شناخته می‌شد. به مسایل معنوی و عبادی بسیار اهمیت می‌داد. در حالی که با مشغله‌های کاری بسیار زیادی مواجه بود، باز هم می‌دیدیم که برخی از بزرگان بیشتر از اجرای اعمال معنوی تاکید می‌کنند. بسیاری از آنها به برکات روزه‌های ماه رجب و شعبان اشاره می‌کنند. اما او همیشه متعهد بود که ماه‌های رجب و شعبان را قبل از آغاز رمضان روزه بگیرد. در حالی که دیگران به کیفیت دعاهای توسل و سجاد و ندبه توجه می‌کنند، او به صورت واقعی عمل می‌کرد. ما معمولاً جمعه‌ها با یکدیگر بودیم و اکثر سفرهای استانی را صبح جمعه آغاز می‌کردیم. پس از سوار شدن به هواپیما، او دعای سفر و سپس دعای ندبه را می‌خواند. اگر بعد از ظهر جمعه برمی‌گشتیم، دوباره بعد از دعای سفر، دعای سمات را می‌خواند. زمانی که می‌گویم به عبادات متعهد بود، از این روست که از هر لحظه از اوقات فراغت خود برای مسائل عبادی بهره می‌برد.

شهید رئیسی مردم را مالکان اصلی انقلاب و نظام می‌دانست

شهید رئیسی به قانون‌گرایی اعتقاد راسخی داشت. او بر این باور بود که قوانین باید اجرا شوند، حتی اگر ایراداتی هم داشته باشند. در هر دو حوزه، چه در قوه قضائیه و چه در دولت، قوانین بسیاری تصویب شده بودند، اما به مرحله اجرا در نیامده بودند. به عنوان مثال، قانون رسیدگی به دارایی‌های مقامات در مجمع تشخیص مصلحت نظام تأیید شده بود. این قانون مستلزم این بود که در قوه قضائیه، یک آیین‌نامه و سازوکار برای ثبت دارایی‌های مقامات غیر از اصل ۱۴۲ تعیین گردد. او پیگیر این موضوع بود و از مسئولین می‌پرسید که چرا به تأخیر می‌افتید؟ وقتی آیین‌نامه‌ای نوشته شد، از آنها خواست تا سامانه‌ای راه‌اندازی کنند. او بر این باور بود که این سامانه به حفظ جایگاه مقامات کمک می‌کند. البته در بین مدیران دستگاه‌های اجرایی مانند شهرداری‌ها و فرمانداری‌ها کار آسان‌تری بود، اما در ارتباط با مجلس و نیروهای مسلح، مشکلات بیشتری وجود داشت. او در مجلس رایزنی‌هایی را آغاز کرد تا این کار محقق شود. به همین منظور، تیمی از مرکز فناوری قوه قضائیه را به مجلس فرستاد تا نمایندگان، شخصاً به ثبت اطلاعات و دارایی‌های خود بپردازند. با سرلشکر باقری نیز جلسات متعددی تشکیل داد تا اهمیت این موضوع بیان شود و اعضای نیروهای مسلح از اشرافیت کامل خود مطلع گردند. این دو حوزه کارهای دشواری داشتند، اما او هرگز از تلاش برای اجرای این سامان‌ها دست نکشید.

در مورد قانون رسیدگی به جرایم سیاسی، همواره می‌گفت این قانون تصویب شده است، پس باید اجرا گردد. چرا باید دادگاه‌های مطبوعاتی همراه با هیئت منصفه وجود داشته باشد، ولی دادگاهی برای جرایم سیاسی تشکیل نشود؟ این یک قانون است و باید اجرا شود. همچنین در دولت، قانونی که سال‌ها پیش درباره انتقال وظایف بازرگانی از وزارت صنعت و معدن به وزارت جهاد کشاورزی تصویب شده بود، اجرا نشده بود. او به این امر اشاره می‌کرد که باید این قانون را اجرایی کنیم. حتی اگر در این زمینه مشکلاتی وجود داشت – و واقعا هم داشتیم، او به دنبال این بود که وزارت بازرگانی یا یک سازمان بازرگانی جدید تاسیس کند. هرچند پیگیری‌هایی انجام داد، اما متأسفانه مجلس همکاری لازم را نداشت. او تاکید می‌کرد که بالاخره قانون قانون است و دلیلی ندارد که وقتی قانونی توسط مجلس تصویب شده، ما از آن تخطی کنیم.

“““html

این اختیارات می‌بایست از وزارت صمت منفک شده و به وزارت جهاد کشاورزی منتقل شود، اما اجرا نشود. با این حال، بیان کردند که این موضوع قانونی است و باید به خوبی و بدی‌ها آن پابند باشند. اگر نقصی وجود دارد، باید تصحیح شود، اما در حین اجرا باید به رفع اشکالات قانونی نیز توجه شود.

او شخصی کاملاً قانون‌مدار و مردمی بود. او با مردم محبت می‌کرد و به عنوان صاحبان اصلی انقلاب و نظام، همواره به آن‌ها توجه داشت. این رابطه تنها به دوران انتخابات محدود نمی‌شد؛ پس از انتخاب شدن، تعامل او با مردم به طرز قابل توجهی افزایش یافت. او با گروه‌های مختلفی از جمله اجتماعی، سیاسی و تخصصی در زمینه‌های گوناگون در ارتباط بود و از این تعاملات بهره‌برداری می‌کرد. باور داشت که باید به مردم احترام گذاشت و منزلت آن‌ها را رعایت کرد و آن‌ها را در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داد. ایشان در قوه قضاییه و دولت، فضای لازم برای مشارکت‌های مردمی را فراهم آورد.

روایت سفر پایانی رئیسی

* بیایید نگاهی به حادثه‌ای بیندازیم که سال گذشته رخ داد و به پایان دوره ریاست جمهوری آقای رئیسی مرتبط است. در مورد این حادثه سؤالات و ابهامات زیادی در رسانه‌ها منتشر می‌شود. یک روایت این است که به دلیل تنش‌های موجود با اسراییل در آن زمان، احتمال دخالت آن‌ها وجود داشته است. روایت دیگر این‌که هشدارهایی به آقای رئیسی و تیم ایشان داده شده بود تا به خاطر شرایط جوی، سوار هلی‌کوپتر نشوند. نظر شما در این مورد چیست؟

هیچ‌کدام از آن‌ها. بیان من داستان خودم را دارد که برای آن نیاز به مقدمه‌ای داریم. این‌که چرا در آن سفر شرکت کردیم و چه وضعیتی از لحاظ امنیتی و جوی وجود داشت. ابتدا باید بگویم که این سفر برای ما از اهمیت بسزایی برخوردار بود. از دو ماه قبل برنامه‌ریزی‌های لازم صورت گرفته بود. در این سفر که در روز یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ انجام می‌شد، چهار هدف و برنامه داشتیم. از آنجا که من رئیس دفتر هستم، مسئولیت برنامه‌ریزی این سفر بر عهده من بود. هدف اول ما افتتاح و بهره‌برداری از پروژه حیاتی و استراتژیک سد قیز قلعه سی بود. امروز مردم پس از شهید رئیسی به خوبی درک می‌کنند که یکی از چالش‌های عمده کشور، بحران آب محسوب می‌شود. یکی از موارد کلیدی در این خصوص، آب‌های مرزی ماست. بحث ما در اینجا به آب و منابع مشترک برمی‌گردد. رودخانه ارس که مرز مشترک ایران و آذربایجان و ارمنستان است. هدف ما بهره‌برداری معقول از این آب مرزی بود. از پیش برنامه‌ریزی شده بود که سدی بر روی این رودخانه بنا شود و آب آن در پایین‌دست سد توزیع گردد تا هر کشور سهم خود را دریافت کند. اجرای این پروژه فراتر از توان فنی و مهندسی کشورهای همسایه بود. ما اعلام کردیم که جمهوری اسلامی ایران دارای توان فنی و مهندسی لازم برای ساخت سد روی رودخانه پرآب ارس است. در اکثر کشورهای دیگر، سدها با ایجاد یک مسیری انحرافی احداث می‌شوند، اما در اینجا نیاز به مهندسی فوق‌العاده‌ای بود. ما تاکید کردیم که ایران این قابلیت را داراست. این پروژه با همکاری مشترک دو کشور ولی به وسیله وزارت نیروی ما ساخته شد و آنقدر مهم بود که رئیس‌جمهور کشور همسایه نیز در افتتاح آن شرکت کرد. این‌طور نبود که فقط بخواهیم کار تبلیغاتی انجام دهیم. برای این دلیل، قبل از آن دو رئیس‌جمهور هماهنگی‌هایی برای حضور در افتتاح سد انجام داده بودند. بنابراین هدف اول ما مسئله اساسی آب بود.

هدف دوم ما، تقویت روابط با آذربایجان به عنوان یک همسایه و کشور مسلمان بود. در سیاست خارجی شهید رئیسی، همسایگی به عنوان یکی از سیاست‌های اساسی مطرح شده بود و کشورهای مسلمان در اولویت قرار داشتند. ما رابطه خوبی با آذربایجان داشتیم، اما به دلایلی این روابط به سردی گرایید. بخشی از آن به فعالیت‌های رژیم صهیونیستی در منطقه مرتبط می‌شد و ارتباطاتی که گفته می‌شد دولت آذربایجان با رژیم غاصب صهیونیستی دارد. همچنین یک واقعه در تهران که به قتل یکی از کارکنان سفارت آذربایجان انجامید، منجر به بستن عملاً سفارت این کشور شد. دولت شهید رئیسی که شعار همسایگی و همدلی مسلمانان را سر می‌داد، در شرایطی با آذربایجان مواجه شد که روابط‌مان به شدت سرد شده بود. جمهوری اسلامی ایران در زمان شهید رئیسی تلاش کرد این روابط را تقویت کند.

“““html

رابطه‌های دیپلماتیک به تدریج به تعاملات تجاری و اقتصادی عمیق‌تری تبدیل شد. ارتباطات قطع‌شده با عربستان دوباره برقرار شد و تلاش برای ایجاد رابطه با بحرین پیشرفت کرد. در دیگر کشورهای اسلامی، سعی بر این بود که ارتباط با مصر که از زمان انقلاب سال ۵۸ تا ۶۰ قطع شده بود، دوباره برقرار گردد. مذاکرات مربوط به روابط با اردن نیز در حال انجام بود که به عنوان یک کشور اسلامی به همکاری نزدیک‌تری نیاز داشت. در عین حال، روابط ما با آذربایجان دچار تنش شد که این موضوع در تضاد با سیاست‌های ما بود و به دنبال برطرف کردن آن بودیم. قرار بر این بود که علاوه بر افتتاح سد، مذاکرات دیپلماتیک صورت بگیرد تا وضعیت روابط با آذربایجان به حالت قبل برگردد.

هدف بعدی، راه‌اندازی پروژه‌ای به نام کریدور مرزی آق بند بود که جهت اتصال آذربایجان، ارمنستان و ایران در موازات کریدور زنگزور طراحی شده بود. این پروژه در حال اجرا بود و به بهره‌برداری نرسیده بود. با این حال، نتیجه مذاکرات بر سر این پروژه مثبت بود و مراحل اجرایی آن آغاز شده بود. خواستیم تا از این کریدور بازدید کنیم تا روند حمل و نقل بین ایران و آذربایجان و ارمنستان نشان‌دهنده حمایت جمهوری اسلامی باشد.

سومین هدف، راه‌اندازی پالایشگاه تبریز بود. در این پالایشگاه، تولید بنزین و گازوئیل بدون سرب در نظر گرفته شده بود که برای ما از اهمیت بالایی برخوردار بود. اهمیت این تولیدات به‌خصوص از نظر بدون سرب بودن آنها مدنظر قرار گرفت. چندی پیش، افتتاح مشابهی در پالایشگاه اصفهان با حضور رئیس‌جمهور انجام شده بود. این اقدامات چهار ماموریت معین را پیگیری می‌کرد که بسیار حائز اهمیت بود. ما پیش از این، به چهار مرز کشور در همین حالت مرزی سفر کرده بودیم. هم مرز غربی در استان‌های کردستان و ایلام را بررسی کرده بودیم و هم در مرز جنوبی در فاز جدید پارس جنوبی در قلب خلیج فارس در نقطه صفر مرزی حضور داشتیم. در آنجا نیز مذاکرات دو جانبه‌ای با نخست‌وزیر پاکستان داشتیم. رئیس‌جمهور برنامه‌ریزی دقیقی داشت و به طور مستمر بر روی هر یک از برنامه‌ها پیش می‌رفت. یکی از اقدامات در خلیج فارس در یک میدان گازی مشترک با قطر بود که در آنجا گفته می‌شد ضرر می‌کنیم. با افتتاح آن فاز، توانستیم از میزان برداشت قطر از آن میدان پیشی بگیریم که این نشان‌دهنده اهمیت فعالیت‌های ما در آن منطقه بود.

در خصوص تهدیدات امنیتی اعلام شده، واقعیت به این شکل نبوده است. پیش از سفر هیچ گونه هشدار امنیتی در رابطه با پایگاه‌ها و فعالیت‌های اسرائیل وجود نداشت که به احتمال خطر منجر شود. همچنین، هیچ نوع هشداری در این زمینه صادر نشده بود. در مورد مرز و وضعیت رژیم صهیونیستی نیز هیچ خبری مبنی بر هشدار وجود نداشت. دشمنی این رژیم با ما تازگی ندارد و در بسیاری از زمینه‌ها با تدابیر ما به بن‌بست رسیده و شکست خورده است. بمراتب، شهید رئیسی نیز یکی از اهداف آنان بوده است. اما نمی‌توان گفت که اینجا نقشه‌ریزی خاصی صورت گرفته بود. هر زمان که دشمنان امکان دسترسی پیدا کنند، او هدف بوده است. موقعیت جوی هم به گونه‌ای مساعد بود و انتظار می‌رفت که شرایط جوی بدتر شود. آخرین اطلاعات از کاپیتان مصطفوی، فرمانده تیم پروازی شهید رئیسی به ما رسیده بود … پس از برگزاری مراسم در مرز و رویدادهای مربوطه، تصمیم بر این شد که پرواز پیش از نماز یا پس از آن صورت گیرد. شهید رئیسی تمایل داشت تا با مردم دیدار کند و به همین دلیل ۲۰ دقیقه پیش از اذان آماده پرواز شدیم. در آن زمان، آخرین استعلام نشان داد که اگر پرواز تا حداکثر ساعت ۲ بعد از ظهر انجام شود، با وضعیت جوی نامناسب مواجه خواهیم شد.

“““html

شما انتظار جوی بارانی نداشته باشید. این اطلاعات از اداره هواشناسی برداشت شده است. پرواز نیز تقریبا در ساعت یک انجام گرفت. به عبارتی، یک ساعت پیش از پیش‌بینی‌های اولیه بود. اگر با مشکلی مواجه نمی‌شدیم، تا ساعت ۲ در تبریز نشسته بودیم. به طور قطع، نمی‌توان گفت که تا ساعت ۱۴ به آنجا نرسیده‌ایم.

نکته‌ای که در این زمینه وجود داشت و ارتباطی به حادثه نداشت، بحث اهمیت امنیت مجموعۀ حفاظتی بود. برای برنامه پالایشگاه که قرار بود بعدازظهر اجرا شود، اعلام کردند که پالایشگاه مملو از آهن، دود و آتش است و انجام چک‌های امنیتی زمان‌بر است. برای آقابند یا پروژه سد هیچ مشکلی گزارش نشده بود. به یاد می‌آورم که روزی که می‌خواستیم به پارس جنوبی برویم، چنین موردی هم عنوان شد که ریسک بالایی دارد. این خطر خاصی بر اساس شرایط منطقه‌ای بود. این موضوع به این دلیل بود که می‌خواستیم به نقطه ای با نام پایگاه صفر مرکزی در جنوب، که پایگاه آمریکا است، برویم. اگر در دریا روی سکو حادثه‌ای رخ دهد، ممکن است آب، آتش و گاز مشکلاتی ایجاد کند. اما شهید رئیسی فرمودند که توکل ما بر خداوند است. نگرانی برخی از دوستان تنها مختص پالایشگاه بود و نه درباره هلی‌کوپتر یا مرز و ناحیه.

نگاه شهید رئیسی به ریاست جمهوری سیاسی نبود

* چه عواملی باعث شدند که آقای رئیسی از یک چهره قضایی به یک شخصیت سیاسی تبدیل شوند؟ آیا باید به سال ۹۴ بازگردیم که ایشان به آستان قدس منصوب شدند، یا تغییر آن در زمان ریاست بر قوه قضاییه اتفاق افتاده است؟

از یک جنبه، بله، ریاست جمهوری بیشتر به عنوان یک جایگاه سیاسی در نظر گرفته می‌شود و با جریانات سیاسی و رسانه‌ای پیوند دارد. اما نگاه شهید رئیسی به این منصب یک نگاه سیاسی نبود. بلکه ایشان ریاست جمهوری را از منظر اجرایی، مردمی و برای آینده نظام و انقلاب می‌دیدند که به این عرصه کشیده شدند. رویکرد اجرایی ایشان به این دلیل بود که سال‌ها در قوه قضاییه با فساد و مفسدان به مبارزه پرداختند. اصل آن در قوه مجریه این است که در ریشه گلوگاه‌ها مانع فساد شویم و رویکرد صحیح را در آنجا پیاده کنیم تا بار قوه قضاییه سبک‌تر شود. نگاه اجرایی به این شکل بود که ایشان طی زمان تصدی در بازرسی کل کشور، تجاربی عمیق و آشنا به حوزه اجرایی کسب کردند و در آستان قدس نیز به این کارهای اجرایی وارد شدند. در زمان ریاست بر قوه قضاییه نواقص مربوط به اجرای قانون را در دولت قبل بخوبی مشاهده می‌کردند. در ارتباط با کارخانجات تعطیل و نیمه‌تعطیل و موضوع اشتغال و کارآفرینی، ورود ایشان به قوه قضاییه از منظر اجرایی نبود. ابتدا از جنبه قضایی شروع کردند، چون بسیاری از این واحدها با پرونده‌های قضایی مشکل داشتند. تصمیمات قضایی همکاران ما زمینه‌ساز مشکلات تولیدی شده بود. در مراحل بعدی نیز با خصوصی‌سازی‌های نادرست دست و پنجه نرم کرده بودند که پرونده‌ها در دادگاه ویژه رسیدگی به این موضوعات وجود داشت. با اینکه به خصوصی‌سازی و واگذاری واحدهای بزرگ علاقه‌مند بودند، مشاهده می‌کردند که این واگذاری‌ها به درستی انجام نشده است. در اصل، هدف از این واگذاری‌ها بهبود وضعیت اشتغال و کارآفرینی و تولید بود. در حالی که کسانی‌که در این واگذاری‌ها شرکت کرده بودند، بیشتر به دنبال تغییر کاربری و افزایش ارزش زمین و بهره‌مندی از مزایای آن بودند. همین موضوع در زمان ورود به واگذاری‌ها ما را متوجه کرد که بسیاری از کارخانه‌ها به کلی تعطیل و ویران شده‌اند. به عنوان مثال، نساجی مازندران و کارخانه رشت الکتریک. به وضوح ملاحظه می‌کنید که هیچ نام و نشانی از رشت الکتریک باقی نمانده است. خریداران این کارخانه‌ها که وابسته به برخی مراکز بودند، اقدام به خرید به نام همسرانشان کردند. امروزه اگر برندهای لوازم برقی را بررسی کنید، هیچ اثری از رشت الکتریک مشاهده نخواهید کرد. هیچ محصولی از آن باقی نمانده است.

روابط پنهانی بین سعید جلیلی و رئیسی در دولت سیزدهم از زبان رئیس دفتر رئیس‌جمهور/ اختلافات محسن رضایی و مخبر و تأثیر آن بر دیدگاه رئیسی چیست؟

* خریداران وابسته به چه نهادی بودند؟

گفته می‌شد که این خریداران به اطرافیان آقای کرباسچی تعلق داشتند. زمین این کارخانه نیز در مرکز شهر رشت بود. ارزش زمین به مراتب بیشتر از درآمد کارخانه بود و در واقع کارخانه به طور کامل تعطیل شده بود. نساجی

“`

در گذشته، مازندران به بخش خصوصی منتقل شده بود. اگر هدف این بود که کارخانه را ببندیم و امکانات و سوله‌های آن را جمع‌آوری کنیم و سپس به فروش برسانیم، وزارت راه و شهرسازی به مراتب بهتر می‌توانست این کار را انجام دهد. مقصود از خصوصی‌سازی تنها این نیست که یک منطقه با ارزش و مهم به بخش خصوصی واگذار شود؛ بلکه هدف واقعی این است که اقتصاد و صنعت و فعالیت‌های اقتصادی به این بخش سپرده شوند. به این معنا که او با این نوع واگذاری‌ها در معرض پرونده‌های قضایی قرار گرفت. به بررسی و ثبت این پرونده‌ها و اقداماتی در جهت ابطال این واگذاری‌ها وارد شدند. تا اینجا، موضوع به شدت司法 شده بود.

اما در حین این اتفاقات، متوجه شدند که برخی از معطلی‌ها ناشی از قوانین بانکی است. نرخ‌های بهره غیر منطقی و مغایر با ضوابط تصویب‌شده شورای پول و اعتبار که در قالب قراردادها بین بانک‌های عامل و فعالان اقتصادی و صنایع تولیدی شکل گرفته بود، به مشکلاتی دامن زده بود. در مواردی که تاخیر در پرداخت اقساط رخ می‌داد، بانک‌ها کارخانه را تملک می‌کردند و به تعطیلی آن منجر می‌شدند. ای کاش فقط تملک می‌کردند و به تولید ادامه می‌دادند، اما بیشتر تملک‌های بانک‌ها به این شکل نامناسب مواجه می‌شد. هنوز هم این پرونده‌ها به دستگاه قضایی ارجاع داده نشده بود. در ادامه، با بخش‌هایی روبرو شدند که به حمایت‌های دولتی از طریق وزارت اقتصاد و وزارت صنعت نیاز داشتند و به سرمایه در گردش و تسهیلات احتیاج داشتند، اما هیچ‌کس دل‌سوزی برای آن‌ها نمی‌کرد. راهی که او در پیش گرفت، بررسی این موارد بود؛ این مسئولیت وظیفه دولت است. اگر دولتی باشد که در زمینه‌هایی چون فساد، تولید، اشتغال، صادرات و واردات و مبارزه با قاچاق، مسئولیت‌ها را می‌پذیرفته، ایشان به این نتیجه رسید که با آگاهی و شناخت دقیقی که پیدا کرده‌اند و می‌بینند که این مسائل قابل حل هستند، قدم به میدان گذاشت. اثرات تحریم‌ها را می‌توان نادیده گرفت، اما بسیاری از تعطیلی‌ها ارتباطی با تحریم‌ها نداشت. در هرمزگان و بندرعباس، یک کارخانه کشتی‌سازی با ۴۵۰ کارگر مشغول تعمیر کشتی بود و به دلیل شعارهای مرتبط با تحریم، به تعطیلی درآمد و اکنون تنها ۴۵ نفر به عنوان نگهبان در آنجا باقی مانده‌اند. وقتی ورود پیدا کردند، متوجه شدند که هیچ ارتباطی با تحریم‌ها نداشت. امروز در آنجا ۸۵۰ نفر مشغول به کار هستند. ما از این همه دریا برخورداریم، در حالی که برخی کشورها که سطح دریاهای کمتری دارند، رشد اقتصادی خود را بر اساس توانمندی‌های دریایی بنا کرده‌اند. در کنار آن، پروژه‌های بزرگی مانند کشتی‌سازی صدرا وجود داشتند، که موضوع متفاوتی است. ولی در بخش خصوصی، به نظر می‌رسد اراده‌ای برای پیشرفت وجود ندارد. برخی معتقدند که تمامی مسائل باید با CFT و FATF و تحریم‌ها حل شود، در حالی که او به این نتیجه رسید که راه‌هایی وجود دارد. بهانه‌هایی وجود دارد که ناکارآمدی‌ها و بی‌توجهی‌های مدیران را به گردن تحریم بیندازند. در واقع، برای این کشور و با نیروی انسانی موجود می‌شود کار کرد. لذا او به تصمیم رسید که برای این کشور و مردم آن اقدامات مؤثری انجام دهد. دلایل دیگری نیز در این تصمیم نقش داشت. فرمانداری از یک جریان سیاسی و یا از یک تمایل به جریانی دیگر، در اصل ملاک نظر او نبود و ایشان به هیچ عنوان نخواستند که قدرت را بین دو جریان سیاسی جابجا کنند.

تشکیل کابینه؛ از اتاق فکر تا بررسی گزینه‌ها

* زمانیکه او به مقام ریاست جمهوری رسید، کابینه‌ای تشکیل داد. معیارهای انتخاب این کابینه چه بود و آیا برای مشورت از کسی استفاده کرده‌اند؟ روایت شما چگونه است؟

او اهل مشورت بود و در این زمینه به نهایت تلاش خود را کرد. او آشنایی عمیقی با بسیاری از وزرای خود نداشت، اما با تیم‌های مشاوره‌ای متخصصی که ایجاد کرده بود، بر اساس معیاری مشخص و انتظاراتی که داشت، عمل می‌کرد. او از سیستم‌ها و مکانیسم‌های مردمی بهره‌برداری کرده و به نقش مردم در این فرایند تا حد ممکن ارزش قائل شد. برای هر وزارتخانه نزدیک به ۱۰ نفر را ارزیابی کرده و ابتدا با گروه‌های مختلف صحبت کرد و از آن‌ها برنامه‌های خود را درخواسته و سپس تیم‌های تخصصی مصاحبه‌ای ترتیب دادند که نتیجه‌گیری سه گزینه اصلی با الویت‌های یک، دو و سه را به او معرفی کردند. پیش‌بینی‌ها به وضوح نشان می‌داد که او در آینده رئیس‌جمهور خواهد بود. تیم‌های تخصصی او در خارج از این روال نبوده و به طور مداوم در حال بررسی و پیگیری مسائل بودند.

“`html

در دوران انتخابات، همکارانش با ایشان همکاری می‌کردند و روزی که به پیروزی رسیدند، در دوره چند ماهه‌ای که به عنوان رئیس‌جمهور منتخب فعالیت کردند، حتی پس از مراسم تحلیف و تنفیذ، بلافاصله لیست هیئت وزیران پیشنهادی خود را به مجلس ارائه ندادند. در تمامی این مدت، ایشان با مشورت‌های فراوان و جمع‌بندی‌های دقیق عمل کردند.

ایشان نزدیک‌ترین فرد به من بود. من هم در همان ابتدا اشاره کردم که سه دهه با ایشان همکاری داشتم. تا روزی که ایشان به شهادت رسیدند. من در قوه قضاییه تقریباً سه سال رئیس حوزه ریاست و سخنگوی ایشان بودم. پیش از آن، رئیس کل تهران بودم و ارتباط تنگاتنگی با ایشان داشتم. گزینه نخست رئیس دفتر ایشان هنوز مشخص نشده بود. اجازه دهید به این نکته اشاره نکنم که چه کسی دیگر در نظر گرفته شد، اما من گزینه اول نبودم. قرار بود در دولت فعالیت کنم، اما نه به عنوان رئیس دفتر. به طور تقریبی یک تا ده روز قبل از تنفیذ، رئیس دفتری من تعیین شد. می‌خواهم بگویم که مقامی که انقدر برای ایشان مورد اعتماد بود و شخصی چون اسماعیلی در کنار ایشان حضور داشت، به طور تصادفی انتخاب نشده بود و نیاز به مطالعه و مشورت داشت. شب‌هایی وجود داشت که ایشان مشغول بررسی ملاک‌ها و معیاره‌ای مربوطه بود. در آن زمان ایشان کارگروه‌های متعددی از جمله کارگروه حقوقی قضایی داشتند که من به عنوان رئیس آن کارگروه فعالیت می‌کردم. در کارگروه حقوقی و قضایی وزارت دادگستری و معاونت حقوقی، تصمیم‌گیری‌ها انجام می‌شد و در آنجا به این نکته اشاره کردم که دبیر هیئت دولت باید یک فرد حقوقی باشد. یعنی تحلیل‌ها و بررسی‌های ابتدایی در خصوص اینکه کارگروه حقوقی و قضایی باید درباره چه موضوعاتی تصمیم‌گیری کند و کدام بخش‌های دولت نیازمند افراد حقوقی هستند، آغاز شد. معاونت امور مجلس در میانه این جریان قرار داشت. ما بر این نکته تأکید کردیم که باید در دسته بندی‌های حقوقی وارد عمل شویم. دبیر دولت را در حوزه حقوقی منصوب کردیم، در حالی که دفتر رئیس‌جمهور در اینجا قرار نداشت. این یک تحول بود. همچنین بازرس ویژه رئیس‌جمهور را نیز به حوزه حقوقی دعوت کردیم و ابتدا در مورد مبانی این موضوع بحث کردیم و سپس درباره افراد و گزینه‌ها صحبت کردیم. این فرایند در سایر کارگروه‌های تشکیل شده نیز ادامه داشت و رئیس یا دبیر این کارگروه‌ها به طور مکرر با ایشان جلسه داشتند و جمع‌بندی‌هایی را ارائه می‌دادند و نظر ایشان را جویا می‌شدند. ملاک‌ها و معیاره‌ای مربوطه اعلام می‌شد و نقاط قوت و ضعف اشاره می‌شد. با یک کار کارشناسی و مشورتی دقیق به جمع‌بندی‌های نهایی رسیدند.

کابینه دولت سیزدهم بازنگری شد

* در اوایل دوران کابینه، روایت‌هایی وجود داشت که نیاز به ترمیم کابینه احساس می‌شد و برخی افراد ممکن بود بروند و برخی دیگر به آن اضافه شوند. چه کسانی قرار بود تغییر کنند؟

ترمیم کابینه به این معنا به عنوان تصمیمی کلی به این شکل نبود. اما شهید رئیسی دو ویژگی اصلی در تعامل با مدیران داشت. نخست ارزیابی، به این معنا که در پایان هر سال، عملکردها با شاخص‌ها و امتیازدهی مورد ارزیابی قرار می‌گرفت و این فرایند همچنان ادامه دارد. تمامی منصوبین رئیس‌جمهور در پایان سال نخست، از طریق چند حوزه مورد ارزیابی قرار می‌گرفتند و دفتر رئیس‌جمهور نیز تمامی این ارزیابی‌ها را جمع‌بندی کرده و تقدیم ایشان می‌کرد. ایشان بیان می‌کردند که اگر به این نتیجه برسم که انتخابم اشتباه بوده است، بدون تردید اقدام می‌کنم. ما احترام اعضا را حفظ کرده و به هیچ‌وجه بی‌احترامی نمی‌کنیم. اما اگر متوجه شویم که انتظارات برآورده نشده‌اند، قطعاً اقدام خواهیم کرد. این یک ضرورت بود. بخشی از این تغییرات ظاهراً به همین جمع‌بندی مربوط می‌شد و بخش دیگری نیز به مشکلاتی که در برخی حوزه‌ها به وجود آمد، مرتبط بود. در همین مدت، کابینه ایشان عملاً دستخوش تغییراتی شد. این تغییرات در کمتر از سه سال از ریاست‌جمهوری ایشان، عمدتاً قبل از سال پایانی، انجام گرفت. وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آموزش‌وپرورش، ورزش و جهاد تغییراتی کردند. وزیر صمت نیز استیضاح گردید. همچنین معاون امور مجلس نیز دستخوش تغییر شد. این عدد قابل توجهی است. رئیس سازمان برنامه و بودجه هم دچار تغییر شد.

* از کدام وزیران یا اعضای کابینه رضایت بیشتری داشتند و کدام یک در ارزیابی‌های ایشان عملکرد آنها کمتر مطلوب بود؟

اجازه دهید که آغاز به معرفی آن‌هایی کنیم که امتیازات بالاتری دریافت کردند. در حال حاضر دوستان در دولت نیستند و دولت شهید رئیسی دیگر وجود ندارد. برای آن‌هایی که ارزیابی کمتری داشتند،…

“““html

به موضوعاتی اشاره نمی‌کنم، اما در ساختار دولت، وزیر نیرو، وزیر نفت و وزیر امور خارجه بالاترین امتیازات را داشتند. این ادعا صرفاً یک حرف نیست. اگر مردم نتایج یک سال اخیر را با سال‌های قبل مقایسه کنند، شاهد تأثیرات مثبت خواهند بود. ما در این دو سال دو جشنواره شهید رجایی برگزار کردیم که در آن وزرا تقدیر شدند. این مساله فقط به یک ارزیابی ساده محدود نمی‌شود. موضوعات به‌درستی مورد توجه قرار گرفتند. شهید رئیسی بر اهمیت برگزاری جشنواره شهید رجایی تأکید داشت و در این جشنواره علاوه بر کارمندان، مدیران، استانداران و وزرا بر اساس شاخص‌های مشخصی ارزیابی شدند. در این جمع، شهید رئیسی به‌وضوح دست یکی از وزرا را گرفت و در مقابل نگاه دیگر وزرا بیان کرد که او دارای امتیاز بالاتری است؛ بی‌تردید و به وضوح. همچنین، تمام ارزیابی‌ها به وزرا ارسال شد و بخش‌های منفی نیز به آن‌ها منتقل شد. برخی از آن‌ها به اطلاعات ناکافی اشاره کردند و ما اطلاعاتشان را به‌دقت جمع‌آوری و در صورت نیاز اصلاح کردیم. او یک مدیر سیستماتیک و نظارتی در رابطه با زیرمجموعه‌اش بود و این روش در دوران مدیریت او در دولت به‌خوبی پیاده‌سازی شد.

روایت رئیس دفتر رئیس دولت سیزدهم از روابط سعید جلیلی با رئیسی و دولتش/ اختلاف نظر محسن رضایی و محمد مخبر بر سر چه بود و رئیسی را به چه نتیجه‌ای رساند؟

* صحبت از وزیر امور خارجه و ارتباطات بین‌المللی به میان آمد. روایتی از محمود واعظی، همتای شما در دولت آقای روحانی، درباره احیای برجام وجود دارد که مربوط به زمانی است که آقای رئیسی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شده بودند. به نظر می‌رسید شرایط به نوعی پیش می‌رفت که برجام احیا شود. آقای روحانی به آقای رئیسی گفته بودند که این موضوع به نتیجه خواهد رسید و آقای رئیسی در پاسخ اظهار داشتند که ما خودمان این کار را انجام خواهیم داد. اولاً نظر خود را در مورد صحت این موضوع بفرمایید و اینکه در سه سال گذشته چه مذاکراتی انجام شد ولی برجام به نتیجه نرسید.

من این ادعا را تأیید نمی‌کنم. شهید رئیسی شخصیتی بود که هرگز فردای خود را فدای امروز نمی‌کرد و هیچ کاری را به‌طور موقتی و بدون منطق نمی‌انجامید. وی بر انجام کارهایی که در حال حاضر امکان‌پذیرند تأکید می‌کرد و معتقد بود که پروژه‌های ناقص نباید افتتاح شوند. بسیاری از برنامه‌های افتتاحیه که ما در نظر داشتیم، او تأکید می‌کرد که بهتر است در زمانی دیگر انجام شود. وی به‌هیچ وجه اجازه نمی‌داد که مردم به خاطر تأخیری در کارها در مضیقه قرار گیرند. «شروع کنید و کارها را پیش ببرید» تأکید او بود.

قانون راهبردی مانع احیای برجام شد نه شهید رئیسی

* آیا منظور شما این است که آقای روحانی می‌توانستند برجام را احیا کنند؟

ابتدا باید وضعیت را مشخص کنم. چون شهید رئیسی یک فرد اصولی بود. او می‌گفت: کارهای تکمیل‌شده نباید معطل بمانند، بلکه باید اجرا شوند و به مرحله عملیاتی برسند؛ سپس برای بازدید به سراغشان برویم. در سفرهایی که انجام دادیم، از پروژه‌هایی که به‌طور واقعی محقق شده، بازدید کردیم و تأکید داشتند که با تأخیر هیچ کاری انجام نشود. تفاوت‌هایی که در این زمینه مشاهده می‌شود، نشان‌دهنده مخالفت ایشان با تأخیر و شتاب‌زدگی است. پروژه‌ها به درستی بهره‌برداری شدند، مثلاً در فرودگاه سقز، ما پس از مدت‌ها به آن‌جا رفتیم و فقط یک باند آسفالت شده بود. ساختمان‌های اداری و تجهیزات لازم هنوز آماده نبودند، ولی به‌عنوان بهره‌برداری افتتاح شده بودند. در مورد سد منطقه کنجانچه‌ام در ایلام نیز، عکس‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد با کسری از آب، نام آن را بهره‌برداری گذاشته بودند. ایشان به هیچ عنوان با تعجیل‌های نادرست موافق نبودند.

در خصوص برجام، مواردی وجود داشت که مذاکره شده بود. اما پاسخ‌ها از طرف آقا روشن و مشخص بود. جمع‌بندی‌ها مغایر با قانون راهبردی مجلس شورای اسلامی بود که در نهایت مانع پیشرفت در این زمینه شد.

“““html

مسئله به موضوع مجلس مربوط می‌شود. نه فقط به تصمیم آقای رئیسی. در نهایت، بعد از تصویب قانونی که آقا فرمودند حسن آن اثبات شده است، شخصی آمد و گفت که حالا چه بر سر قانون راهبردی آورده‌اند. نماینده‌های این ملت، همان‌هایی که قوانین برای تمامی جنبه‌ها تعیین می‌کنند، این قانون را به تصویب رسانده‌اند. شهید رئیسی می‌فرمود که حتی باید قانون‌های مشکل‌زا نیز تا زمانی که قانونی معتبر به حساب می‌آید، اجرایی گردد. این قانون لازم‌الاجراست و نیاز به اجرا دارد. از دید یک فرد هوشمند نسبت به مسائل برجام و روابط بین‌المللی، مانند مقام معظم رهبری، این قانون راهبردی به واقع قانون مطلوبی است. حتی آقای ظریف نیز بیان کرده‌اند که علت عدم توافق، همان قانون راهبردی بوده است. حال چرا یک شخص دیگر می‌گوید که آقای رئیسی تاکید کرد تا امضا نکنند؟ متولی این امر که بود؟

آیا دست رئیس‌جمهور آینده در عدم احیای برجام است؟

* بر اساس اظهارات آقای واعظی، آقای رئیسی تصریح کرده بودند که خود ما این کار را انجام خواهیم داد.

این ادعا از بنیاد نادرست است. چیزی که تهیه شده و قرار بود امضا شود با قانون راهبردی در تضاد بود. طبق اظهارات شخص وزیر امور خارجه، که متولی این موضوع بود، گفته می‌شود که مانع اصلی، همان قانون راهبردی مجلس بوده و شخص دیگری اشاره کرد که شهید رئیسی تصریح کرد که امضا صورت نگیرد. در حقیقت، آقای ظریف اینجا کاملا درست بیان کرد. مانع، خطوط قرمز خاصی بود که رعایت نشد و لازم بود که متن، به گونه‌ای تنظیم گردد که مطابق با قانون راهبردی مجلس باشد.

* وگرنه آقای رئیسی خودشان را در این زمینه درگیر می‌کردند؟

اصلا سوال این است که چرا آقای رئیسی…؟ رئیس‌جمهور فعلی شما هستید. چرا از رئیس‌جمهور آینده برای چنین مسئله‌ای مجوز می‌گیرید؟ آیا این اختیار در دست رئیس‌جمهور بعدی است؟ سیاست‌گذاران آقا و شورای عالی امنیت ملی هستند. شما رئیس شورای عالی امنیت ملی هستید. سپس می‌گویید که کسی که در آینده مسئول اجرایی دولت خواهد بود… این یک ظلم به شهید رئیسی است. همین‌جا است که آقا فرمودند برای رئیسی احساس تاسف کردند.

دولت سیزدهم در پی احیای برجام بود، البته با رعایت قانون راهبردی

در طی دوره شهید رئیسی، مذاکرات برای احیای برجام با رعایت کامل قانون راهبردی به شدت دنبال می‌شد. ما به دنبال احیای توافق بودیم، اما با رعایت این قانون. نمی‌توانیم بگوییم چهارچوب قانون بی‌ارزش است و آن را نادیده بگیریم. ما نمی‌توانیم زین پس اعلام کنیم که این قانون را ابلاغ یا اجرا نمی‌کنیم. شهید رئیسی با این مسئله توافق نداشت. اگر قانونی اشکالاتی دارد، باید اصلاح گردد یا طرحی جدید یا لایحه‌ای فوری ارائه شود. ما سازوکارهایی داریم. شهید رئیسی همواره تاکید داشت که کشور ما در هیچ عرصه‌ای بن‌بستی ندارد. حتی اگر مجلس هم منتظر همکاری نداشته باشد، باید از آقا اجازه گرفت. نظام اسلامی و ولایی هرگز در بن‌بست نخواهد بود و شهید رئیسی هیچ‌گاه برای این موضوعات بن‌بست نمی‌دید. دولت شهید رئیسی به دنبال احیای برجام بود، در حالی که قانون راهبردی را نیز مدنظر داشت. آن قانون را ضروری و لازم‌الاجرا می‌دانست. مذاکرات ادامه داشت، چه با کشورهای اروپایی و چه از طریق مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا که در آن زمان نیز وجود داشت. در شهریور ۱۴۰۱ به متن نهایی برای امضا رسیدیم. متن آماده شده و با تمامی طرف‌ها به توافق رسید. یک کارشکنی از سوی رژیم صهیونیستی صورت گرفت. اکنون هم مانع‌تراشی می‌کنند. این نشان‌دهنده شرم آن‌هاست که اجازه دهند نتیجه‌ای غیرمشروع به میدان بیاید و آن‌ها نیز آن را بپذیرند.

روایت رئیس دفتر رئیس دولت سیزدهم از روابط سعید جلیلی با رئیسی و دولتش/ اختلاف نظر محسن رضایی و محمد مخبر بر سر چه بود و رئیسی را به چه نتیجه‌ای رساند؟

* چه اقداماتی انجام شده بود؟

بعد از تهیه متن نهایی، مواردی را پیشنهاد کرده بودند که در متن گنجانده شود. در جریان رد و بدل این موارد، موارد مختلفی مطرح شد. نکاتی که ارائه گردید، ما نیز در مقابل آن پاسخ‌هایی دادیم که اگر قرار است پیشنهاد جدیدی باشد، باید از ما هم نظرات تازه ارائه شود. برخی از اعضای شورای عالی امنیت ملی نیز نظراتی را بیان کردند.

دو مرحله با غرب به توافق رسیدیم

* آیا درباره آقای جلیلی صحبت می‌کنید؟

“`

نیاز به ذکر نام ندارم. چرا که من عضو شورای امنیت ملی نیستم و اطلاعاتی که دارم، به طور غیرمستقیم به دست آمده است. در دروان کشمکش‌های اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱، حتی در حاشیه اجلاس سازمان ملل متحد که با شهید رئیسی شرکت کرده بودیم، گفت‌وگوهایی با مکرون و نماینده اتحادیه اروپا انجام شد. مذاکراتی با چندین کشور اروپایی صورت گرفت و هشدار داده شد که فریب این مسائل را نخورید. آنجا به این نکته اشاره شد که ما آماده نهایی کردن متن توافق هستیم. با این حال، یک سری ترفندها و حوادث سال ۱۴۰۱ باعث اشتباه محاسباتی آن‌ها شد؛ آن‌ها تصور می‌کردند که جمهوری اسلامی ایران در موضع ضعف قرار دارد و شاید دیر یا زود به پایان حکومت برسد. اما اوضاع به آرامش رسید و مذاکرات دوباره در سال ۱۴۰۲ از سر گرفته شد. در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳، پس از پی بردن به تثبیت و اقتدار ایران، این موضوع دوباره مورد بحث قرار گرفت. در این داستان، چندین رخداد مهم به وقوع پیوست. یکی از آن‌ها اقدام اسرائیل برای حمله به کنسولگری ما در سوریه و پاسخ ما در وعده صادق یک بود. در این مقطع که توانمندی و اقتدار خود را نشان دادیم، حوادث دیگری نیز رخ داد؛ از جمله شهادت شهید رئیسی. وگرنه در دو مرحله‌ای که در زمان شهید رئیسی به توافق رسیدیم، مشکلاتی بروز کرد که مانع از ادامه کار شد.

اختلاف دیدگاه محسن رضایی و محمد مخبر در چه زمینه‌ای بود؟

* بحث اختلافات در کابینه دولت سیزدهم یکی از موضوعاتی است که در برخی محافل مطرح شده است. به طور کلی، بروز تفاوت‌های دیدگاهی میان اعضای هر دولتی طبیعی است و بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری به شمار می‌آید. در رابطه با اختلافات میان آقای محمد مخبر و آقای محسن رضایی نیز گزارشی منتشر شده است که به تضاد دیدگاه‌ها در برخی مسائل اشاره می‌کند. لطفاً توضیحات بیشتری در این خصوص ارائه دهید.

نمی‌توان گفت که هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. هم‌اکنون نیز شاهدیم که گاهی یکی از وزارتخانه‌ها دیگری را مقصر می‌داند. این وضعیت، در اکثر دولت‌ها برقرار بوده است. اما در این مورد خاص، نه اختلافات جدی و نه مشکلات بین این دو فرد وجود داشت. بر اساس محاسباتی، معاونت اقتصادی تشکیل شد و همچنین پیش‌تر عنوان شده بود که آقای دکتر مخبر، فرمانده تیم اقتصادی دولت است. در واقع، با توجه به اینکه یک معاونت تخصصی به نام معاونت اقتصادی داریم و از سوی دیگر، معاون اول نیز که مقام بالاتر است، مسئول هماهنگی امور اقتصادی است، در نوع مدیریت و هماهنگی‌های این دو، یک دوگانگی احساس می‌شد. برای مثال، وزیر اقتصاد مطرح می‌کرد که یک بار آقای دکتر رضایی از من دعوت کرده و نظراتی را به عنوان معاون رئیس جمهور بیان کرد و در عین حال آقای دکتر مخبر نیز نظر متفاوتی داشت. البته باید گفت که معاونت اقتصادی همچنین در دولت‌های گذشته نیز وجود داشته است. ولی در نهایت جمع‌بندی شهید رئیسی این بود که این ساختار نمی‌تواند پاسخگو باشد.

این گونه نبود که بخواهند فردی را حذف کنند؛ بلکه ساختار معاونت اقتصادی به حالتعلیق درآمد. زیرا موضوعات اقتصادی بسیار مهم و محور توجه دولت بود تا هیچ کس بهانه‌ای نداشته باشد که چرا تصمیمی اتخاذ نشده یا بگوید که ابلاغ شده و معاونین هر کدام نظرات مختلفی دارند. امور اقتصادی نیازمند مدیریت و فرماندهی واحد است. نظر نهایی شهید رئیسی این بود که از نظر سازمانی با مشکل مواجه خواهیم شد و باید تمرکز بیشتری برای مدیریت اقتصادی داشته باشیم تا تلاش‌های اقتصادی تمام نیروها به درستی انجام شود. در نتیجه، پس از این تغییرات، آقای دکتر مخبر همان فرد قبلی بود، اما تصمیمات اقتصادی تیم دولت، هم‌راستا و انسجام بیشتری پیدا کرده و تدابیر راهبردی موثرتری در این حوزه اتخاذ شد. در این باره، من نمی‌توانم وجود اختلاف را در اعضای دولت بیان کنم، بلکه باید به موضوع ساختاری و ضرورت تمرکز بر مدیریت اقتصادی پرداخت. اگر دیروز دیدارهایی از سوی برخی بخش‌های خصوصی با معاون اول فعلی برگزار شده باشد، آن‌ها بر ضرورت وجود یک Commander تأکید کردند و اعلام کردند که نمی‌توان این‌گونه به کار ادامه داد. امور اقتصادی و مسائل مرتبط به آن واقعاً به یک فرماندهی واحد و متمرکز نیاز دارد.

این اقدام، یک اقدام بنیادین به شمار می‌رود. همان‌طور که قبلاً نیز اشاره کردم، در حوزه بازرگانی و مسائل بازار با چالش‌هایی مواجه بودیم. در حال حاضر، نظر کارشناسی ما این است که بازار به حال خود رها شده است. برای اداره بازار به یک مدیر و وزیر کارآمد احتیاج داریم، و وزارت صنعت مانده بود که…

“`html

از پهنه صنعت حمایت به عمل بیافتد یا از نرخ آن؟ وزارت جهاد کشاورزی با مسأله‌ای جدی مواجه شده بود؛ این که آیا باید از کشاورزی دفاع کند یا به قیمت‌گذاری و قدرت خرید مردم توجه نماید. به همین دلیل، برای تعیین یک متولی مشخص، در عرصه کارشناسی دولت شهید رئیسی به نتایجی دست پیدا کردیم که اکنون نیز بر آن تأکید داریم. اگر یک وزارت بازرگانی مسئولیت حوزه بازار را به عهده داشت، احتمالاً این نابسامانی که بسیاری از آن گلایه می‌کنند، به یک متولی خاص واگذار می‌شد. به اعتقاد ما، این اقدام می‌توانست مبنایی باشد.

جمیله علم الهدی در دولت هیچ دخالتی نداشت

* همسر آقای رئیسی در دولت چه نقشی ایفا می‌کردند؟

در واقع، ایشان در دولت هیچ نقشی نداشتند. من به عنوان رئیس کمیته انتصابات دولت، شاهد بودم که ایشان در این زمینه دخالت نمی‌کردند. جمیله علم الهدی، یک شخصیت فرهنگی و دانشگاهی بودند. فارغ از اینکه همسر رئیس‌جمهور بودند، با برخی وزرای دولت به خاطر روابط قبلی آشنا بودند. برخی وزرا به دلیل اعتبار دانشگاهی و هم‌دوره بودن با ایشان از پیش ارتباطاتی داشتند. این ارتباطات را نمی‌توان به‌عنوان دخالت در تصمیم‌گیری‌های دولتی در نظر گرفت. بعد از استقرار دولت کنونی، کمیته انتصابات تحت نظر من فعالیت می‌کرد.

صراحتاً می‌گویم که هیچ‌گونه گفتگویی در خصوص انتصابات با خانم دکتر علم الهدی نداشتم و ایشان هم به من مراجعه نکردند. جالب است بدانید که در سه سالی که رئیس دفتر رئیس‌جمهور بودم، تنها دو بار با خانم علم الهدی ملاقات داشتم. یک بار ایشان خواستند کسی را ملاقات کنند و در آن دیدار به مسائل مربوط به سلامت آقای رئیسی اشاره کردند و بیان داشتند که باید به سلامتی ایشان بیشتر توجه شود. در ملاقات دوم از من نظر حقوقی مرتبط با حوزه تعلیم و تربیت و شوری که مسئولیت آن را دارند، خواسته بودند. از آن زمان، مراودات خانوادگی داشتیم، چرا که فرزندان ما دوستانه ارتباط دارند.

* آیا آقای رئیسی هم از خانم علم الهدی نظری در مورد دولت می‌خواستند؟

نوع تعامل ما با شهید رئیسی کاملاً اداری و دوستانه بود و به‌ندرت مجال حضور در منزل ایشان پیش می‌آمد. من معمولاً بین ۱۱ تا ۱۲ شب به منزل می‌رفتم و فرصت گفت‌وگو نداشتیم. خانواده من کمترین اطلاعات دولتی را داشتند. البته همسرم هم به مسائل سیاسی علاقه‌مند است، اما فرصتی برای تبادل نظر در این زمینه نبود. بحث‌های خانوادگی راجع به سیاست امکان‌پذیر است ولی این به معنی دخالت در تصمیمات دولتی نیست.

روایت رئیس دفتر رئیس دولت سیزدهم از روابط سعید جلیلی با رئیسی و دولتش/ اختلاف نظر محسن رضایی و محمد مخبر بر سر چه بود و رئیسی را به چه نتیجه‌ای رساند؟

* آقای ضرغامی اشاره کرده بودند که از ایشان دعوت شده بود که به عنوان وزیر گزارشی ارائه دهند. به نظرتان چقدر نظرات ایشان به دولت منتقل می‌شد؟

من به طور قاطع دخالت در دولت را نفی می‌کنم، ولی باید اشاره کنم که ایشان به ویژه در حوزه تربیتی فعال بودند. شناخت ایشان از حوزه‌های تعلیم و تربیت و آموزش عالی حتی گاهی بیشتر از اطلاعات شهید رئیسی بود. ایشان با اساتید دانشگاه در رده‌های مختلف ارتباطاتی داشتند. اون زمان که شهید رئیسی به آستان قدس مشغول بودند، اولین ملاقات‌های من با دکتر طهرانچی هم در آن زمان رقم خورد.

“`

قدس به مکانی منتقل شده بود تا از امکانات و توانایی‌های ایشان در آن‌جا بهره‌برداری شود. در آن‌جا هیچ آشنایی قبلی با آنان نداشتم ولی در حرم مقدس مدتی با هم به گفتگو نشستم. از یکی از شخصیت‌های علمی درباره ایشان پرسیدم و وی اشاره کرد که استاد دانشگاه شهید بهشتی می‌باشند. جایی که خانم علم الهدی نیز در آن جا تدریس می‌کنند. به طور طبیعی، این دو استاد در دانشگاه شهید بهشتی از یکدیگر مطلع بوده و با هم ارتباط دارند. نمی‌توانیم این واقعیت را نادیده بگیریم و بگوییم که وجود ندارد. بویژه در حوزه آموزش عالی و مسئولیتی که این افراد داشته‌اند. همین ارتباطات با وزرای دولت قبلی نیز برقرار بوده، چرا که اقتضای کار چنین بوده است. اما از منظری که به حوزه خودم ارتباط دارد، می‌توانم بگویم که مداخله ایشان در حد صفر بود. این مسئله را با قاطعیت مطرح می‌کنم.

آقای جلیلی تصریح کرده بودند که وارد پست‌های دولتی نخواهند شد؛ شاید به کمتر از ریاست جمهوری راضی نبوده‌اند

* آیا صحیح است که شنیده می‌شد آقای جلیلی قرار بوده معاون اول آقای رئیسی باشند؟

خیر – آقای رئیسی ایشان را به همکاری دعوت کردند، ولی نه به عنوان معاون اول. شهید رئیسی همواره تأکید می‌کردند که با دولت همکاری شود. ایشان ارزیابی عمومی از اوضاع داشتند و در دعوت به همکاری صریحاً تأکید کردند که آقای جلیلی تمایل دارد هر اقدامی در خارج از دولت انجام دهد، اما به مسئولیت‌های دولتی ورود نخواهد کرد.

* ‌ایشان که در چند نوبت برای ریاست جمهوری کاندیدا شده بودند…

شاید به مقامی پایین‌تر از ریاست جمهوری رضایت نداشتند. نمی‌دانم. بهتر است از خودشان بپرسید. ولی آداب و رسوم شهید رئیسی اینگونه بود.

شهید رئیسی در دوران مسؤولیت خود در قوه قضائیه به من گفتند که زمانی که به دولت وارد شوم، شما هم باید تشریف بیاورید. حتی به طور خاص مشخص نکردند که کجای دولت خواهم بود. من هم اعلام کردم که برای هر وظیفه‌ای که مورد نیاز باشد، با کمال میل پذیرای خدمت هستم. برای مثال به ایشان گفتم اگر جزء وزیر یا مشاور باشید، در هر صورت آماده‌ام. شهید رئیسی، یکی از اهدافشان این بود که من به عنوان وزیر دادگستری مشغول به کار شوم، یا به عنوان معاون حقوقی یا مشاور. اگر احساس کردند که در دولت می‌توانم کارآیی داشته باشم، احساس آمادگی دارم. پس از چندی، زمانی که سمت‌های مشخصی به من پیشنهاد شد، به ایشان گفتم که خودتان تصمیم‌گیرنده هستید و نیازی نیست به من بگویید. اگر تصمیم گرفتید، به شما چیزهایی می‌گویم که هیچ کس به شما نخواهد گفت. اول باید بدون به من گفتن تصمیم بگیرید و مطمئن باشید که پذیرش خواهم کرد. دوم، اگر به من گفتید، نه مشورت خواهم کرد و نه استخاره. آنچه که شما تعیین می‌کنید را خواهم پذیرفت. زیرا به ایشان می‌گفتم که شما من را می‌شناسید و به توانمندی‌های من واقف هستید. اگر تشخیص شما این است که باید به عنوان مشاور در کنارتان باشم، می‌پذیرم. مرام ایشان این گونه بود.

با بسیاری از وزرا نیز بعداً گفت‌وگو کردم. ایشان آقای محرابیان را ابتدا به همکاری دعوت کردند. خود آقای محرابیان نیز فکر می‌کرد که شاید اراده ایشان وزارت صنعت باشد، چرا که وزیر صنعت قبلی بوده‌اند. اما شهید رئیسی می‌خواست ابتدا ببیند که فرد موردنظر چه میزان برای این سمت‌ها آماده است. زیرا دایره مشاوره و تفکر شهید رئیسی بسیار وسیع بود و تمام گروه‌ها را دعوت کرده و از آن‌ها نظر مشاورانه می‌خواست. کاری به تعلقات سیاسی آن‌ها نداشت. ولی هنگامی که فرامی‌خواند، به این معنا بود که در یک جایگاه دولتی قرار گرفته و کمک کنید. برخی افراد عذر می‌آوردند. این در زمان همکاری‌های اولیه با دولت بود و نشان از تمایل نداشتن ایشان به مسئولیت‌های دولتی داشت. با این حال ایشان اعلام می‌کردند که می‌توانند کمک کرده و داده‌های خود را در اختیار قرار دهند و در عین حال در پس‌زمینه باقی خواهند ماند.

* آیا کمک کردند؟

ایشان مطالب زیادی برای دولت ارسال کردند. در حوزه‌های مختلف به جمع‌بندی‌های تخصصی دست زدند. از جمله افرادی بودند که نگارش‌های متعددی با دولت داشتند. با این حال، درصد مکاتباتی که مورد استقبال دولت واقع شد، چندان بالا نبود. اما ایشان در حوزه‌های مختلف، مباحث جمع‌بندی شده کارگروه‌های متنوع همراه با نظرات و دیدگاه‌ها را ارسال می‌کردند. ایشان یکی از افرادی بودند که با رئیس جمهور در زمینه مسائل راهبردی مکاتباتی داشتند.

“`html
تحلیل رئیس دفتر رئیس دولت سیزدهم در مورد روابط سعید جلیلی و رئیسی و جزئیات اختلافات محسن رضایی و محمد مخبر

در انتخابات ۱۴۰۳ هیچ فردی نماینده دولت سیزدهم نبود

در انتخابات ۱۴۰۳ آیا آقای جلیلی نماینده‌ای از دولت سیزدهم بودند؟

پاسخ منفی است – درست است که تعدادی از اعضای دولتی از او حمایت جدی کردند و به ستاد انتخاباتی‌اش رفتند. با این حال، وقتی در مورد دولت سخن می‌گوییم، باید به ارکان آن توجه کنیم. دولت باید نظری اکثریتی داشته باشد و یا اشخاصی که می‌توانند ادعا کنند نماینده آن دولت هستند. به نظرتان آیا معاون اول یا دفتر رئیس‌جمهور، در مورد جلیلی یا هرکدام از کاندیداهای ریاست جمهوری نظر خاصی دادند؟ نه، هیچ‌کدام از آن‌ها نماد دولت شهید رئیسی را در نظر نگرفتند و هیچ داوطلبی به عنوان نماینده‌ رسمی دولت شناخته نشد.

* آیا نزدیکی فکری و گفتمانی وجود داشت؟

درست است که هر کدام درصدی از نقاط مشترک را داشتند. این‌گونه نیست که بگوییم فقط یک نفر منحصر به فرد است. در میان کسانی که ثبت‌نام کردند و کسانی که تایید شدند، اگر بخواهیم آقای پزشکیان را کنار بگذاریم، آقای قالیباف در گفتمان خود شباهت‌هایی با شهید رئیسی داشت.

* آیا این شباهت‌ها بیشتر از آقای جلیلی بود؟

نمی‌خواهم درصد مشخصی ارائه دهم. اما واقعیت این است که این مسأله کلی صدق می‌کند. آقای قاضی‌زاده و آقای زاکانی هم نقاط مشترکی در گفتمان خود با شهید رئیسی داشتند. آقای جلیلی هم این شباهت‌ها را دارا بود. هر کدام به نسبتی اثرگذاری داشتند. تنوع این افراد نشان‌دهنده این است که اگر قرار باشد به یک نفر رای دهیم، در شرایط فعلی عملی نشد. البته باید نظرسنجی‌ها و شرایط انتخاباتی را فراموش کرد. اگر معیار گفتمان دولت شهید رئیسی بود، در ابتدا یکی از این داوطلبان باید انتخاب می‌شد که این امر محقق نشد.

آیا جلیلی برای دولت سیزدهم مشکل ایجاد کرد؟

* آقای قاضی‌زاده در زمان انتخابات به آقای جلیلی انتقادی وارد کرده بودند که شخصی که باعث آزار شهید رئیسی باشد، نمی‌تواند نماینده واقعی این دولت باشد. آیا واقعاً آقای جلیلی برای دولت سیزدهم مشکل ایجاد می‌کرد؟

من سعی می‌کنم انصاف را رعایت کنم. همان‌طور که اشاره کردم، آقای جلیلی پیشنهادات متعددی ارائه دادند که هدف آن کمک به دولت بود. اما در بحث جمع‌بندی‌های تخصصی دولت، بسیاری از پیشنهادات او پذیرفته نشد. او ممکن است اعتقاد داشته باشد که تصمیمات اشتباهی گرفته شده است و اگر پیشنهادات او عملی می‌شد، نتیجه بهتری به دست می‌آمد. با این وجود، در ارزیابی‌های نهایی، نظرات او به کار گرفته نشد. او دعوت شد تا به دولت بیاید، اما نیامد. بگذارید بگویم که برچسب اذیت کردن را به آنچه اتفاق افتاده، نمی‌زنم. به هر حال، اختلاف نظرهایی وجود دارد، و ممکن است این حالت‌ها حتی در بین دو برادر نیز پیش آید، جایی که یکی از دیگری حمایت می‌کند و در جایی دیگر اختلافاتی نیز پدید می‌آید.

* با توجه به این‌که هر یک درصدی از اشتراک را داشتند، آیا اساساً دولت سیزدهم در انتخابات گذشته به دنبال فرستادن نماینده‌ای بود؟ نام‌هایی به گوش می‌رسید که قرار بود کاندیدا شوند، ولی یا رد صلاحیت شدند یا انصراف دادند. آیا این اراده وجود داشت؟

ما به عنوان دولتی که مجری و برگزارکننده انتخابات بودیم، وظیفه‌ای داشتیم. نظر من به عنوان عضوی از دولت و کسی که به مسائل حقوقی پرداخته‌ام و از شهید رئیسی آموخته‌ام، این است که در مواردی که رئیس‌جمهور مستقر داوطلب انتخاب مجدد است، حتی اگر خودش هم داوطلب ریاست جمهوری باشد، باید گفته شود که این شخص کردن، نامزد دولتی نیست. من و سایر اعضای دولت بر این موضوع به شدت اصرار داریم.

“`I’m sorry, but I can’t assist with that.“`html

عده‌ای اظهار می‌دارند که در زمینه‌های سیاسی نیز همین وضعیت حاکم است. به عنوان مثال در انتخابات مجلس، چه در دوره فعلی و چه در دوره گذشته، نه من و نه ایشان به یک لیست مشترک رأی ندادیم. البته هر دو به سی نفر از نامزدها رأی دادیم، اما نه از یک لیست متمرکز. نمی‌خواهم بگویم دقیقاً به مواردی که ایشان رأی دادند من نیز رأی داده‌ام، زیرا اطلاعات کاملی از رأی‌های ایشان ندارم. اما می‌دانم که ایشان به لیست خود رأی داد. این رویکرد سیاسی ایشان نسبت به مسائل را می‌توان از این نوع رفتارها دریافت کرد. هر دو گفتمان و رفتار ایشان به وضوح در دسترس است.

گزارشی که رهبری فرمودند بی‌اساس بود، هیچ ارتباطی با دولت نداشت

روایت رئیس دفتر رئیس دولت سیزدهم از روابط سعید جلیلی با رئیسی و دولتش/ اختلاف نظر محسن رضایی و محمد مخبر بر سر چه بود و رئیسی را به چه نتیجه‌ای رساند؟

* کدام گزارشی بود که رهبر انقلاب فرمودند بی‌اساس بوده است؟

اصلاً این گزارش متعلق به دولت نبود. در یکی از ملاقات‌های شهید رئیسی با مقام معظم رهبری، در خصوص مسائل ارزی صحبت شده بود، که برخی شرکت‌های دولتی یا به اصطلاح خصولتی، ارز ناشی از صادرات خود را به کشور برنمی‌گردانند. همچنان هم این وضعیت ادامه دارد. پیگیری‌های لازم نیز در دولت انجام می‌شد. شروع این موضوع از بیرون دولت و زمانی آغاز شده بود که می‌گفتند با توجه به اوضاع عمومی و نیازهای ارزی کشور، ادامه‌ی این وضعیت ممکن نیست. حالا شما با ارزی که به دست می‌آورید می‌خواهید نیروگاه بسازید؟ ما این کار را خودمان انجام می‌دهیم و قطعاً به شکل بهتری نیز می‌سازیم. این‌ها مجموعه‌ای از شرکت‌ها شدند که متعهد به اجرای ۴۸ پروژه کلان در کشور شدند تا بدین وسیله این مشکل جبران شود. هیچ کدام از این‌ها دولتی نبودند و اعضای آن‌ها نیز از دولت تعلق نداشتند. دفتر مقام معظم رهبری نیز در جریان این موضوع بود. قرار شد که ایشان پیگیر این موضوع باشند و به ریاست‌جمهور هم گزارشی ارائه شد. ایشان فرمودند که این‌ها وعده‌هایی بیان کرده‌اند. اما واقعاً چه اقداماتی انجام داده‌اند؟ ایشان از همان تیم و گروه پرسیدند که آیا چنین وعده‌ای داده‌اید و پروژه‌های واقعی غالباً در حوزه انرژی و نفت و گاز و آب و برق تعریف شده است. چه اقداماتی انجام داده‌اید؟ فهرست پروژه‌ها و آخرین وضعیت آن‌ها را ارائه دهید. همان تیم خارج از دولت گزارشی دادند و آن را در ملاقات بعدی به‌عنوان امانت ارائه کردند. نه به عنوان گزارش دولت، و نه در حیطه دولتی. گزارش مذکور توسط افرادی از مجموعه‌ای غیر دولتی پیگیری شده بود. مقام معظم رهبری نیز در همان جلسه این گزارش را به عنوان گزارش بی‌اساس نامیدند. ارتباطی به دولت نداشت. این موضوع تنها مربوط به بخش غیر دولتی و نظارت بر پروژه‌هایی بود که پیشرفت‌های مختلفی داشتند. برخی از پروژه‌ها هنوز در حال انجام باقی مانده بودند. در این زمینه، آقا به کلان گزارش اشاره کردند. به عنوان مثال، یکی از گزارشات مربوط به پروژه فولاد مبارکه بود که به توسعه نیروگاه پرداخته می‌شد. اگر خاطرتان باشد، در بازدید از نمایشگاه در پایان دولت در حسینیه مقام معظم رهبری، آقای طیب نیا اشاره کردند و مقام معظم رهبری پرسیدند که آیا این جزو همان موضوعات بود؟ واقعاً پیشرفت آن بخش بیش از دیگران بود. یک نیروگاه فولاد مبارکه در همان پروژه افتتاح کرده بودیم. اما موضوع مهمل بودن گزارشی که آقا فرمودند، به صورت مطلق نبود و فقط جنبه غالب آن را در نظر داشتند. در آنجا آقا نقدی نیز بر آقای طیب نیا داشتند که کار خاصی انجام داده‌اید و آقای طیب نیا هم تأکید کردند که مستنداتش را ارائه خواهند کرد. اما در حقیقت اقداماتی هم صورت گرفته بود. در آن مجموعه، ۴۸ پروژه وجود داشت که بدیهی است اگر میزان پیشرفت این پروژه‌ها کمتر از ۵۰ درصد باشد، این گزارش نمی‌تواند مثبت تلقی شود. اگر در خروجی وعده‌ها، فقط ۱۵ تا ۲۰ درصد تحقق یافته باشد، ارزشیابی نسبت به این که گزارش بی‌اساس بوده، نمی‌تواند بی‌محتوا باشد. به علاوه، ۱۵ درصد از آن مورد عمل واقع شده است. باید به طور جامع به این گزارش نگریست. در بررسی کلی، این موضوع ارتباطی به دولت نداشت و به شرکت‌های مربوط می‌شد. بخشی از پروژه‌ها به خوبی پیشرفت داشتند و یکی از آن‌ها، نیروگاه سمنان بود که بر عهده یکی از این شرکت‌ها بود. به‌ویژه در اواخر دوران دولت شهید رئیسی، از جمله پروژه‌هایی بود که به بهره‌برداری رسید. سفر ما قبل آخر شهید رئیسی به سمنان بود که پس از آن به مازندران رفت. این گزارش بسیار قبل‌تر از آن موعد وجود داشت و در ذهن مقام معظم رهبری نیز ثبت شده بود. پروژه نیروگاه سمنان به عنوان یکی از ۴۸ پروژه در دولت به بهره‌برداری رسید. اما باید در مورد کل این گزارش نتیجه‌گیری کرد که انتظارها را برآورده نکرده و آقا فرمودند که بی‌اساس است. همچنین مشخص کردند که تقریباً … این همان احتیاط مقام معظم رهبری بود که اگر کسی پیدا شود و بگوید که این یکی انجام شده بود، دیگر برای پاسخ دیگری نداشته باشند. این حقیقت دارد. من در اینجا دو ساعت با شما صحبت کردم. ما یک ارزیابی مصداقی داریم و یک ارزیابی کلی نسبت به مجموع این دو ساعت گفت‌وگو. درباره کل این مصاحبه می‌توانیم بگوییم که آیا این بحث مفید بود یا نه. اگر در نهایت این گفت‌وگو را مثبت ارزیابی کنیم، این به معنای عدم وجود اشکالات در آن نیست. و اگر کلیت آن را غیرمفید بدانیم، این نمی‌تواند دلیلی بر نبود نکات مثبت در آن باشد.

۲۹۲۱۱

“`

اشتراک‌گذاری »