به گزارش صحت خبر، روزنامه خراسان خبر داده است: پاهای برهنهاش بر روی زمین سرد کنار دیوار پمپ بنزین مسیر کلات – مشهد، به تلو تلو خوردن افتاده بود و دستانش به شدت منجمد شده بود. در این میان، مادرش همچنان در کناره دیوار، فندکسها را زیر پایپ شیشهای (ابزار مصرف مواد صنعتی) گذاشته و در حال تنفسی مواد مخدر بود.
در این لحظه، مردی که به تجارت ضایعات مشغول بود و دقایقی به این صحنه غمانگیز خیره شده بود، زن ۳۰ ساله را به داخل مغازهاش دعوت کرد تا حداقل دختر بیگناه از سرمای سوزان جان سالم به در ببرد. پس از حدود نیم ساعت، زمانی که «زهرا» در کنار بخاری مغازه از حالت خماری خارج شد، ناگهان اتفاقی دلخراش را برای مرد ضایعاتفروش تعریف کرد.
او بیان کرد: از چهار سال پیش با مردی ازدواج کردم که زنان بیگانه را در برابر چشمانم به خانه میآورد و به من خیانت میکرد. طوری که دیگر نمیتوانستم این صحنههای دردناک را تحمل کنم. به همین علت، صبح امروز شوهرم را در منطقه خواجه ربیع با چاقو کشتم و دخترم (یلدا) را برداشته و فرار کردم، اما به دلیل خماری فقط لوازم شیشه را با خود گرفتم و در کنار دیوار پمپ بنزین مشغول مصرف شدم که …
هر چند در ابتدا مرد ضایعاتفروش گمان میکرد زن جوان به خاطر مصرف شیشه دچار توهم شده، اما تا بعدازظهر افکارش درگیر این ماجرای ترسناک باقی ماند و در نهایت با پلیس تماس گرفت.
دقایقی بعد، نیروهای پلیس به بولوار بهمن در منطقه خواجه ربیع اعزام شدند و هنگامی که جسد یک مرد ۴۱ ساله را زیر پتویی مشاهده کردند، به صحت اظهارات مرد ضایعاتفروش پی بردند.
زود گذشت که کارآگاهان پلیس آگاهی زن جوان را در محل استعمال مواد مخدر در منطقه طبرسی شمالی مشهد دستگیر کردند. روز بعد، وقتی این زن ۳۰ ساله در برابر قاضی ویژه قتل عمد حاضر شد، به شدت خماری و خستگی بر او غلبه کرده بود و تقریبا روی صندلی به خواب رفت!
ولی «یلدا»، دختر معصوم که قربانی آسیبهای اجتماعی شده بود، چنان دست مادرش را میفشرد که حتی قاضی نیز تحت تأثیر نگاههای بیگناه دخترک قرار گرفت. به همین خاطر، مقام قضایی جلسه بازپرسی را تا زمان بهبودی و رهایی متهم از وابستگی به مواد متوقف کرد و لحظاتی بعد، کارشناسان اجتماعی بهزیستی «یلدا» را به مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست منتقل کردند؛ در حالی که چشمان زیبا و کنجکاو او همچنان مادرش را نظاره میکرد!
بعد از مدتی، پس از اینکه درمان زن جوان به پایان رسید و نسبت به سلامتی نسبیاش بهبود یافت، دوباره مقابل میز عدالت ایستاد و به صراحت به قتل شوهرش اعتراف کرد. او گفت: اگرچه شوهرم مرا به عقد موقت درآورده بود، اما صحنههای تلخ ارتباط او با دیگر زنان برای من غیرقابل تحمل بود. او ادامه داد: شوهرم «هادی» نیز به مواد مخدر اعتیاد داشت و من در حالت توهمات ناشی از «شیشه»، با چاقو به او حمله کرده و دو ضربه به شکمش زدم!…
پس از این اعترافات، زهرا (متهم به قتل) صحنه جنایت را در حضور قاضی ویژه قتل عمد بازسازی کرد و بدین ترتیب این پرونده جنایی با صدور قرار جلب به دادرسی از سوی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارجاع شد و این زن جوان پای میز محاکمه ایستاد.
در پایان نخستین جلسه محاکمه، قضات شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی با توجه به شرایط و وضعیت خاص رفتار متهم، تا زمان برگزاری جلسات بعدی، او را با سپردن وثیقه آزاد کردند.
اما متهم دچار وسوسههای فرار از چنگ عدالت شد و به اخطارهای قانونی توجهی نکرد. به همین سبب، قضات دادگاه دستور دستگیری و جلب او را صادر کردند، اما او در مکان نامعلومی به سر میبرد تا اینکه بعد از دو ماه تحقیقات، سرنخهایی به دست آمد که نشان میدهد متهم فراری به منطقه خواجه ربیع برای امور اداری مربوط به دخترش «یلدا» مراجعه میکند.
اینگونه کارآگاهان وارد منطقه خواجه ربیع شدند و او را در اطراف یکی از پارکهای آنجا دستگیر کردند.
این زن جوان روز گذشته با دستور مقام قضایی به زندان منتقل شد تا پروندهاش مراحل دادرسی را طی کند.
این در حالی است که «یلدا»، دختر حدوداً ۵ ساله که هم اکنون تنها ولی دم است، باید در آینده درباره مجازات قصاص یا گذشت از مادرش تصمیمگیری کند.
23302